منو

شنبه, 31 شهریور 1397 - Sat 09 22 2018

A+ A A-

پرسش و پاسخ شماره پنجاه و یکم

  • نوشته شده توسط مدیر سایت
  • دسته: پرسش و پاسخ
  • بازدید: 138

بسم الله الرحمن الرحیم

صحبت از جمع: اولاً که تمامیت یک موضوع تعلیم وتربیتی ست و میتوانیم به قرآن ارتباط بدهیم یا ندهیم به صورت مستقل خودش در جامعه بشری وجود دارد، پرسیده بودند ترس کورکورانه داشته باشند به آنها کمکی می کند؟ بچه ها ی کوچک نمی فهمند که این الفبا را که با مشقت یاد می گیرند بعداً می توانندکتابهای بخوانند، این حرفها را که نمی فهمند باید بگوئیم اگر درس نخوانی نمره پائین می گیری، تنبیه می شوی، تا درس خواندن را یاد بگیرد وقتی همان بچه به زمان کنکور می رسد اگر بگویید بریم بیرون می گوید غیرممکن است باید درس بخوانم برای اینکه می خواهم دانشگاه بروم، خودش می فهمد که چرا می خواهد به اهدافی که دارد برسد و به مسائلی فکر می کند که قبلاً برایش معنی نداشت، آن ترس کورکورانه از هر منبعی یک منبع قدرت است و تا یک سنی بسیار لازم و واجب است و یک اصل تعلیم و تربیتی ست و در کل جهان بدون اینکه ربطی به اسلام داشته باشد اعمال می شود، از نظر شخصی، بنده از خدا به شدت می ترسم آدمهایی که مؤمن هستند نه می ترسند و نه غمگین می شوند، بدون ایمان داشتن تمام زندگی ترس است و غم و بدبختی ست، اگر ایمان به خدا نباشد همه چیز زجر و ناراحتی و فلاکت است، همین الان به ما تأثیر می کند نمیخواهد ما را به جهنم ببرد، من از خدا می ترسم و خجالت می کشم که یک فکر بد بکنم چه رسد به عمل بد ولی این را قبلاً می فهمیدم؟ من برای کارهایی که ندانسته قبلاً انجام داده ام کفاره می پردازم، صدقه می دهم، از خداوند طلب بخشش دارم ولی آنموقع نمی دانستم، قرآن درس تمامیت است، می گوید کم فروشی نکنید، دروغ نگویید، چیزهای معمولی آسان است که کلاً درس تمامیت است و فضیلت نیست وقتی انجام دادید می فهمید چقدر ساده ست.
استاد: قرآن در هر بخشی در زندگی من و شما دارای دستور و راهبرد است، در قصه حضرت ابراهیم می گوید که ستاره ها را می گیرم خدا، بعد گفتند نه اینها تاریک می شوند این نمی تواند خدا باشد، شرط خدا اینست که همیشه روشن باشد، ماه و خورشید را می گیرم و آخر گفت که هیچکدام اینها نمیتواند باشد، به ما درس می دهد، قرآن در تمامی ابعاد زندگی ما در دنیا راهبرد زندگی دارد، می گردیم راهبردهایمان را از قرآن پیدا می کنیم و یکی از ویژگیهای بزرگ قرآن همین است راهبردها را در آن درجه صد خداوند عطا می کند، هیچوقت نمی گوید شصت تایی هم خوبست، می گوید صد تایی آن اینقدر است، و اگر من صدتایی را انجام بدهم تازه وظیفه ام را انجام دادم، مگر خدا وظیفه خدائیش را انجام نداده؟ روده داده، معده داده، قلب داده، کدامش را من و شما درست کردیم؟ کدامش را می توانیم کنترل کنیم؟ خدا کار خودش را کرده، مگر شما بنده نیستید؟ خُب کار خودتان را انجام دهید یعنی همان بندگی، بندگی کردی تازه وظیفه ات را انجام دادی، بندگی فضیلت نیست یک وظیفه است باید انجام دهی، نمی خواهم انجام دهم، خُب ندهید، چه می شود؟ به همان اندازه ای که هستید به شما می دهند، گِلگی ندارد، من نمی خواهم از خدا بترسم، شما از خدا چرا می ترسید، از این بترسید که همه چیز را همه کَس خواهند داشت و تو نخواهی داشت، به شما نمی دهند، از آن باید بترسید، خیلی باید دقت کنید، تمامیت جدای از قرآن ما نیست، این نظامی که در دنیا حکم فرماست که هرچیزی در دنیا باید کامل باشد اگر کامل نباشد جواب کامل نمی دهد، خداوند می گوید کم فروشی نکن، می خواهم یک لباسشویی بخرم از چند نفر می پرسم چه مارکی خوبست؟ چرا می پرسم؟ برای اینکه بعضی از کارخانه ها در نهایتِ کمال قطعات ساخته شده و بهم متصل شده و امروز کارائی کامل را دارد، تمامیت اینست، تمامیت آدم کجا ظهور می کند؟
صحبت از جمع: دوستمان پرسیدند که آیا ترس از خدا حقیقی است؟ وجود دارد؟ مثالی می زنم، ایشان و همه ما یکی از افرادی را تصورکنند که بسیار عزیز هستند، اگر پزشک بگوید این عزیزترین عزیز شما مبتلا به بیماری شده که ممکن است برایش خطر جدی داشته باشد آیا ترس از دست دادن این عزیز موجب نمی شود دنبال درمانش برویم؟ آیا آن ترس حقیقی هست یا نه؟ آیا باعث می شود دنبال درمان بروم؟ محرک من هست برای انجام اعمال یا رفتاری؟
استاد: من اشتباه کردم به دوستمان نگفتم اول کلمه ترس را معنی کند، میدانید که تمام واژه هایمان پشت و روست، من همیشه فکر می کردم امام زمان بیاید چنان غوغایی می شود برای اینکه مردم فکر می کنند یک دین تازه ای آمده برای همین جلوی امام قد علم می کنند، خدا که خداست پیغمبر هم پیغمبر یعنی چه که دین تازه ای آمده؟ نه، ما بسیاری از احکام را پشت و رو می دانیم، خوب نفهمیدیم وقتی ایشان می آیند اصلش را بیان می کنند فکر می کنیم دین تازه ای آمده، غوغا می کنیم، شما ترس از خدا می گویید، اول کلمه ترس را معنی کنید، ترس یعنی چه؟ سؤال که مطرح می شود حتما با یک سؤال دیگر پاسخ دهید، این یعنی چه؟ ترس یعنی چه؟ شما بیایید ببینید که ترسی که برایتان می گویند یعنی چه؟ چه حسی ست؟ اول آن حس را پیدا کنیم، بعد راجع به آن حس صحبت کنیم، حتی در مورد واژه ترس اگر بخواهیم قانون بگذاریم هزاران قانون هست، ترس او یک جور قانون می گیرد، ترس من یک جور قانون می گیرد، ترس آن دیگری در قبال زلزله یک جور قانون می گیرد، هر چیزی یک تعریفی دارد، وقتی تعریف دارد، قانون هم دارد، ما چیز تازه ای به شما نمیدهیم قرار نیست چیز تازه ای بیاید، همه چیز دستتان است اما می خواهیم با چیزهایی که در دستتان است و با آنها سر و کار دارید یاد بگیریم اینها را باز کنید و نگاه کنید،
صحبت از جمع: ما اسممان انسان است یکی از ریشه هایی که برای انسان در نظرمی گیرند انس گرفتن به چیزی ست، خداوند اگر جایی انزار یا تنبه را برایمان می گوید یک چیزی را در وجودمان گذاشته اسمش را عشق یا فطرت می گذاریم، از دست، چشم، صورت پدر و مادر، انواع نعماتی که همراهمان هست همه خداوند به ما داده برای رسیدن به کمال است. اگر تشویقهای الهی از سرِ سرکشی من از من گرفته شد ناراحت می شوم یا می ترسم، ترس از دست دادن پدر، مادر، نعمتهایی که در وجودمان بوده، باعث می شود من کاری را انجام ندهم یا آن فرمان لازمه را انجام دهم پس اگر خداوند کنار تشویق، انزار یا تنبیه را درنظر گرفته برای اینکه من ترس از دست دادن آن چیزی که خدا به من داده و با آن انس گرفتم موجب بشه که کاری را که لازم است برای رسیدن به کمال خودم انجام دهم.
استاد: نگاههای هرکدام ما از یک طرف به این قضیه است و تمام درست است و برمی گردد به همان نقطه، ترس را چه معنی می کنید؟ این سوال را اینطور پاسخ می دهم، تمامیتی که هفته پیش راجع به آن صحبت کردیم و پرونده اش حالا حالا بسته نمی شود چون نباید در زندگیتان بسته شود، چون باید این در ذهنتان باشد که این کار را تمام انجام دادم یا نه؟ همیشه باید به این فکر کنید من از این بطور کامل استفاده کردم یا مقداری در آن ماند انداختم دور؟ تمامیت یعنی این، همه چیز باید کامل باشد، صحبتی که امروز راجع به تمامیت کردیم این بود، دوستمان پرسیدند ترس از خدا، ترس را در جاهای مختلف در جایگاه خودش بررسی کنیم همینجوری بررسی نمیکنیم و تمامیت یک وظیفه ایست بر گردن همه ما همانطور که بر گردن دانه گندم است، خانمهایی که برای من گندم پاک می کنید، اگر دانه گندم لاغر باشد، شکسته باشد چکار می کنیم؟ جدا می کنیم می ریزیم پرنده ها بخورند، چون زمانیکه دانه گندم بارور می شد و می خواست به ما دانه بدهد تمامیتش را حفظ نکرد
سوال : تمامیت یا انجام وظیفه من در قبال پدر ومادرم با محدودیت توان و وقتم آنجایی که نتوانست همراهی کند با وظایفم باهمسر و فرزندانم و شغلم چه باید بکنم ؟
استاد: شما معلم بودید خطوط متقاطع را می شناسید و می دانید که این خطوط باید صاف بروند و هیچوقت همدیگر را قطع نکنند عالی میشود همه در راستای خودشان می روند در جایگاه خودشان پررنگ و کامل، اما در یک جایی این خطوط بعضی ها از هم عبور می کنند،به هم ختم می شوندامتداد پیدا می کنند بعضی ها هم همین جا می مانند. آن نقطه تقاطع به شما نشان می دهد نقطه مشترکی بین تمام وظایف شما در قبال این خطوط توان جسمی تان، وظیفه در مقابل پدر و مادر، بخش همسرداری، بخش اینکه اولادداری کنید حتی بخشی که کارمندی و کار می کنی، تمامیت را آن آدمی دارد که این نقطه تقاطع را برای هر کدام در بهترین نگه می دارد یعنی چه؟ مگر در دنیا کسی راضی می شود شما در عمرت که به اینجا رسیدی توانستی کسی را راضی نگه داری؟هر سال مدیران مدارس چه بلایی سرشان می آید؟ یک برنامه می نویسند 15 تا معلم که ده تا راضی و 5 تا ناراضی اند بعد هم می گوییم چه مدیر خوبی است. دیدی تا حالا مدیری برنامه بنویسد وهر 15 معلم راضی باشند؟ نمی شود به طور حتم یک جایی نقض برنامه دلخواه خواهد شد.ما اینجا نمی گوییم شما حقوقها را نقض کن ولی حقوق هر کسی را در حد توانتان ادا کنید.
جلسه قبل راجع به تمامیت صحبت کردیم و جلسه قبلی پرسش کردیم. شما چند نفر از آن جلسه تا الان از این پرسش ها برای خودشان مطرح کردند و پاسخ دادند؟ یعنی یک حرکتی شروع شد این حرکت را نخوابانید زمین، محض رضای خدا به خصوص این روزها، این روزها تمام دروازه ها باز است به سمت نور، هر کس بجنبد به اندازه وسعش از این نور برخوردار می شود. پس خواهش می کنم از شما که حرکت کنید و زمین ننشینید.
من امروز برای شما 8 سوال آورده بودم، وقت نمی کنم بگویم و صبرکنم جواب بدهید و بروم سوال بعدی اما استدعا می کنم و سوالها را جواب بدهید.
سوال ها اینطور بود که یک سوال را می پرسیدم ودر مقابلش سه پرسش جدید داشتیم. می پرسیدیم که: چرا؟ از کی و کجا شروع شده و امروز در زندگیتون چه تاثیری دارد؟ یادتون هست؟ حالا:
1- آیا همیشه خسته اید؟ ( چرا؟ از کی وکجا؟ چه تاثیری در زندگی امروزتان دارد؟ )
2- آیا فکر می کنید شما بی ارزش هستید؟ ( چرا؟ از کی وکجا؟ چه تاثیری در زندگی امروزتان دارد؟ )
3- آیا فکر می کنید دیگران شما را دوست نمی دارند؟ ( چرا؟ از کی و کجا؟ چه تاثیری در زندگی امروزتان دارد؟ )
رو راست جواب بدهید من که دفاتر شما را نمی گیرم.
4- آیا فکر می کنید شما آدم موفقی نیستید؟ ( چرا؟ از کی و کجا؟ چه تاثیری در زندگی امروزتان دارد؟ )
5- آیا فکر می کنید زندگی زناشویی موفقی ندارید؟ ( چرا؟ از کی و کجا؟ چه تاثیری درزندگی امروزتان دارد؟ )

این مال کسانی است که زندگی زناشویی دارند یا داشته اند اما به دنبالش این سوال برای کسانی که اصلا ازدواج نکردند یا اینکه نتوانستند داشته باشند. ازدواج نکردند و صاحب زندگی زناشویی نیستند. دلیل بر این نمی شود که جواب این پرسش را برای خودشان ندهند. چرا زندگی زناشویی ندارید؟ خواهشاً نگویید خواستگار نداشتم. پسرها هم همینطور پول ندارم خانه ندارم.
6- یک خصلت خوب خودتان را بگویید؟ ( چرا؟ از کی و کجا؟ چه تاثیری در زندگی امروزتان دارد؟ )
7- یک خصلت بد خودتان را بگویید؟ ( چرا؟ از کی و کجا؟ چه تاثیری در زندگی امروزتان دارد؟ )
این سوالات را با دقت کامل نگاه کنید و بعد جواب بدهید. ببینید پیش روی شما صداقت تان ارزش گذاری می کند صادق باشید با خودتان،

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید