منو

دوشنبه, 05 آبان 1399 - Mon 10 26 2020

A+ A A-

پرسش و پاسخ شماره هفتاد و هفتم

  • نوشته شده توسط مدیر سایت
  • دسته: پرسش و پاسخ
  • بازدید: 29

بسم الله الرحمن الرحیم

سوال جواب مربوط به آماده بیدار شدن هستی ؟
سوال: شما هفته ی پیش در صحبت هایتان گفتید که هر کاری که ما می کنیم انگار همه ی جهان همان کار را انجام می دهد می خواستم بیشتر باز کنید
استاد:ما بارها گفت و گو کردیم در مورد اینکه انسان عالم کبیر است و در آن واحد کل هستی یعنی یک آدم ، در حالی که ما تکثر آدم ها را بسیار مشاهده می کنیم در کل دنیا انسان های زیادی زندگی می کنند اما فی الواقع در عین تکثر یک وحدتی وجود دارد و علت این وحدتی که وجود دارد این است که یک طیفی در وجود هر انسانی دمیده شده که به آن می گویند نفخه ی الهی، این نفخه پاره نشده به این نکته خیلی توجه کنید اگر نفخه ای در من دمیده شده و نفخه ای در شما دمیده شده مفهوم این نیست نفخه ای که در من دمیده شد بعد قیچی شد نفخه ی بعدی به شما دمیده شد نه این چنین نیست این یک طیفی است که کاملاً پیوسته وگسترده است و انسانها در این طیف زندگی می کنند به همین دلیل در عین کثرت در کمال وحدت زندگی می کنند و این بار مسئولیتی را برای کسی که این مفهوم را درک می کند خیلی بیشتر بالا می برد. چرا خیلی بیشتر بالا می برد؟به این دلیل ما وقتی یک حرکتی را می کنیم یعنی در آن واحد کل آدم های این جهان آن حرکت را دارند انجام می دهند و آیا روا است من کار زشت انجام دهم و عملاً این ارتعاش به کل آدم ها می رسد و انگار آنها انجام می دهند این یک تلنگر و یک ضربه بود برای همه ی آدم ها که حواسشان را جمع کنند در لحظه هر کاری که انجام می شود یا هر طیف تفکری که پخش می شود عملاً به همه ی عالم می رسد و به همه ی آدم ها می رسد پس خیلی خوب است ما طیف تفکری خودمان را یک طیف به اصطلاح مثبت و نیکو داشته باشیم یک طیفی داشته باشیم از جنس طیف الهی.
دقت بکنید حالا بحث خوشحالی و بحث شادی در مجالس عزا اگر توجه کرده باشید خیلی از مواقع همه درحال گریه هستند ولی اسباب خنده هم بوجود می آید و هیچ کس نمی خواهد بخندد کسی در بحث عزا و این همه ناراحتی دلش نمی خواهد بخندد اما می خندد و نمی داند این خنده از کجا آمد اینها تمامش انرژی هایی است که در کل هستی پخش می شود و به همه ی انسان ها می رسد پس باید یک مقدار هوشیار باشیم که ارتعاشات وجودی ما ارتعاشات خوبی باشد ارتعاشات نیکویی باشد، اگر یک زن و شوهری عاشقانه همدیگر را بغل می کنند این ارتعاش عاشقانگی به همه ی زن و شوهرهای دیگر هم می رسد خوب اگر زن و شوهرهای دیگر ببینید به آنها می رسد یعنی در همان لحظه آنها باید داشته باشند حالا حتماً عمل زناشویی را نباید انجام بدهند ولی می تواند آن ارتعاش های پر محبت را دریافت کنند حالا اگر زن و شوهری در جنگ و دعوا باشند چه اتفاقی می شود ؟این ارتعاش بسیار زیبا و لطیف را پس می زنند خیلی نکته ظریف است و اگر به آن توجه نکنیم و اگر به مطلب سوار نشویم همیشه می افتیم در دست انداز و گیج می شویم ،برای شما سوال پیش می آید آیا من ظرف می شویم پس همه ی دنیا ظرف می شویند؟ ببینید این ظرف شستن یک عمل است آن چیزی که به همه ی دنیا می رسد ارتعاش وطیف و امواج است اگر ما می گوییم کاری که من الان دارم انجام می دهم همه ی دنیا انگار دارد انجام می دهد مفهوم آن این نیست که اگر مثلاً می گویم من آمدم غذا بپزم یعنی همه ی دنیا دارد غذا می پزد این یک عمل است اما حین غذا پختن امواجی از خودم ساطع می کنم من از غذا پختن اصلاً خوشم نمی آید دوست نمی دارم اما هر وقت غذا می پزم همه ی آن کسانی که می خورند می گویند چقدر خوشمزه است خوشمزگی آن به نظر شما از کجا می آید ؟از آن ارتعاش از آن امواجی که از وجود خودم که علی رغم اینکه دوست نمی دارم ولی با مهرم با همه ی قلبم می پزم این منظور است اگر الان من جارو می کنم مفهومش این نیست که همه ی دنیا دارد جارو می کند اما در حین جارو کردن می توانم با غر و عصبانیت و فحش کار کنم و می توانم با محبت کار کنم خدایا اینقدر بدن من سالم است که می توانم دسته ی جارو را بکشم، اگر یک کارگر شهرداری شب در تاریکی خیابان در سرما و گرما دارد خیابان ها را جارو می کند مفهوم این نیست که من و شما هم که در خواب هستیم داریم جارو می کشیم ولی امواج قلبی و تفکری آن آدم به ما می رسد به همان دلیل هم باید به آن کارگر شهرداری رسیدگی کنیم نیازهایش را برآورده کنیم هر کس یه سهم خودش ، دولت یک مملکتی به سهم خودش همه ی آدم های دیگر به سهم خودشان امروز کوچه را جارو می کند می بیند اصلاً آشغال نبود جز یک غبار هوا چقدر لذت می برد ما کاری را انجام دادیم لذتش به او رسید لذتی که او برد باز به ما برگشت خیلی قشنگ است دنیا خیلی قشنگ است و دنیا خیلی زشت است فقط به دلیل اینکه ما چه طوری رفتار می کنیم.
سوال:همه ی این ارتعاشات چه مثبت چه منفی در دنیایی که ما زندگی می کنیم وجود دارد امواجی که ما می گیریم به چی بستگی دارد؟
استاد : ما هم عیناً این امواج را دریافت می کنیم . گاهی اوقات دیدید که بی اختیار نشستید یک دفعه دلتنگ می شوید . حس میکنید که دلت می خواهد گریه کنید . انگار هیچ چیزی دیگر تو را شاد و خوشحال نمی کند . همان موقع برو دکتر . دکترها ماشااله ، هزار ماشااله یک نسخه بلندبالا می نویسند از داروهای ضد افسردگی . داروی ضدافسردگی نمی خواهی . هوشیار باش . در آن لحظه هوشیار باش . بگو خدایا این چه کسی است که اینقدر دلتنگ است و دلتنگی اش آمد و به من رسید . تو با عظمتت دلتنگی اش را بردار . تا من هم آزاد بشوم . بعد هم تو آزاد می شوی و هم او . او هم بدون اینکه بفهمد کی نجاتش داده است خوشحال می شود . رها می شود و آزاد می شود . بله ما هم دریافت می کنیم . منتها ما داریم این کلاس ها را می بینیم ، همه حرف ها را با هم می زنیم که وقتی این اتفاق می افتد ما هوشیار باشیم . من گاهی اوقات اصلاً در خانه نشسته ام و هیچ اتفاقی هم نیافتاده و هیچ مسئله ی خاصی هم نیست ولی یک لحظه احساس می کنم که یک عزای بزرگ دارد می آید . همان موقع می گویم خدایا ، انالله و انا الیه راجعون . هرکه در حال آمدن به سمت تو و به پیش تو است ، خوش آمد و سفرش بی خطر . بر بازماندگانش ، بر آنهایی که دوستش می دارند رحمت و برکت و شادی عنایت کن . چند دقیقه نگذشته قلبم باز می شود . اگر این کار را نکنم و ولم کنند شاید یک ساعت گریه کنم . بعد بگویم چرا گریه می کنم . برای کی گریه می کنم . هان . اینطوری می شود . حالا به احوالاتتان هوشیار شوید . در همان لحظه سوار شوید و خوب نگاهش کنید و از خداوند کمک بخواهید . هم برای آن کسیکه امواجش به سمت شما آمده و هیچ قصد و قرضی هم نیست. طلب مغفرت کنید و برای خودتان طلب شادی کنید تا از این گره کور خارج شوید

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید