منو

سه شنبه, 01 خرداد 1397 - Wed 05 23 2018

A+ A A-

راهکاری برای خودشناسی جلسه یازدهم

بسم الله الرحمن الرحیم

سال های اول خدمتم را یاد می آورم ، جوان بودم ، بیست ساله بودم و در یک مدرسه پسرانه تدریس می کردم . بچه هایی که سر کلاس من نشسته بودند کتابی کمک آموزشی را دستور دادم گفتم بچه ها می توانید اینها را بگیرید چون به درد شما می خورد . قصدم این بود که هر کسی پول داشت تهیه می کند و آن هایی هم که پول نداشته و جلو نمی آمدند خودم بعد به آن ها می دادم . وقتی کتاب ها را پخش کردیم ، شروع شد ، مثل این که کارتون نگاه می کنند . کتاب ها را باز کردند و تند و تند با یکدیگر صحبت می کردند و به هم نشان می دهند . چند بار گفتم ساکت ، گوش نکردند ، اصلاً متوجه نشدند که من می گویم ساکت . پسر بچه بودند و شلوغ ، کلاس سوم راهنمایی و تازه دارد صدایشان دو رگه می شود ، من هم نامردی نکردم دستم را چنان روی میز آهنی جلویم کوبیدم که در ردیف های جلو شاگردانم بلند شدند و دوباره نشستند . الان می خواستم با شما هم همین کار را بکنم . در کلاس ارزشمند ترین چیز ها هم که به دستتان می آید ارزش ندارد که بخواهید دو دقیقه وقت صرف آن کنید . کتابی که به دست شما آمده است ، لحظات و ساعات بعد در خدمت شماست و از شما نمی گیرند ، اما این لحظه اگر برود ، رفته است . حرمت یعنی این ! ادب کلاس یعنی این ! خوب دقت کنید ، حالا کاش فقط به این جا ختم شود ، اگر کسی خود را مُلزم بداند در زندگی خانوادگی اش بسیار موفق است . زمانی که همسر صحبت می کند ، بچه وسط بیاید بگوید ساکت. مگر کار بچه واجب باشد که آن موقع از همسر خود عذرخواهی کند ولی در میان حرف با همسر به بچه ، یا به دیگری نپردازید ، حتی تلفن را هم بر ندارید . آن مردی که دارد حرف می زند با آن خانم یا این خانمی که دارد با آقا صحبت می کند حرمت دارد ، حرمتش را نگه دارید . نفر سوم به هر شکلی که وارد شد باید در نوبت بایستد . جوان ها به صحبت های من خوب گوش دهند ، شمایی که الان صاحب اولاد هستید و یا در آینده صاحب اولاد می شوید این ها نکاتی است که از الان به فرزندان خود یاد بدهید . منشأ بسیاری از اختلافات خانوادگی بی حرمتی هایی است که دیگر بی حرمتی نیست ، لوث شده ، همه آن را انجام می دهند ، نباید اینگونه باشد . و من امروز می فهمم که خدای من ، من را از آن سال ها هدایت می کرده است . چون دقیقاً همین مسئله ای را که امروز این جا گفته ام ، همان سالی که 19 ساله بودم به شاگردانم بر سر کلاس گفته ام . گفتم نکنید ، کتاب بر من مقّدم نیست ، من معلّم این کلاس هستم و من بر همه چیز در این کلاس برای شما مقدّم هستم . اگر بچه ها این تقّدم را درک کنند ، تقّدم ولی بر مؤمنین را هم می فهمند و تقّدم پیامبر بر مسلمین را هم می فهمند . اما اگر امروز این تقّدم را نفهمند ، هرگز نمی فهمند که ولی بر شما مقّدم است یعنی چه ؟ نمی فهمد ، باید عملی درس داد . خیلی مهم است ، به آن توجه داشته باشید.

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید