رمز آینه گی بخش ششم
منو

سه شنبه, 30 مرداد 1397 - Tue 08 21 2018

A+ A A-

رمز آینه گی بخش ششم

  • نوشته شده توسط مدیر سایت
  • دسته: رمز آینه گی
  • بازدید: 3879

 بسم الله الرحمن الرحیم

امروز می خواهم آب را در کنار آینه از منظری جدید معرفی کنم ، توجه فرموده اید که بعد از نگاه جدید به آینه ، هر گاه خود را در آینه نگاه می کنید در کنار آن متفکر می ایستید . واکنش افراد خیلی جالب است . بعضی ها وقتی بعد از چند دقیقه می ایستند و به آینه نگاه می کنند شانه هایشان را بالا می اندازند و با خود می گویند ما که نفهمیدیم چه می گوید این فقط یک آینه است . بعضی ها هم با تاسف کمی صبر می کنند و می گویند که ای کاش می توانستم همه را درک کنم . این هم یک نگاه دیگر است . عده کمی هم شگفت زده با خود می گویند که حالا فهمیدم هر چیزی در عالم دارای دو بعد است . من امروز با بعد دوم آینه آشنا شدم . باز هم خوب است چون آدم ها را وادار کردیم که متفاوت شوند و بی تفاوت از جلوی آینه عبور نکنند .
آب و آینه یک ویژگی مشترک دارند . هر دو می توانند تصویر را در خودشان در هر لحظه نشان دهند . آینه را که می دانید . آب هم اگر زلال باشد و به آن نگاه کنید در لحظه تصویر را نشان می دهد . آب علاوه بر این ویژگی نماد یکی از دو روش دستیابی به حقیقت است . اگر آب پاکیزگی و زلالی نداشته باشد و در حرکت نباشد تصویری هم در خودش ندارد . چون آب وقتی راکد است کدر می شود . و غبار می گیرد . انسان هم اگر بخواهد مثل آب عیان کننده تصویر باشد باید دو ویژگی داشته باشد . اول: تهذیب دوم :حرکت . اگر نداشته باشد نمی تواند . حرکت جوهری عالم و انسان به این موضوع استواری خاصی دارد . به عالم نگاه کنید و آنچه که در عالم وجود دارد . به خودتان نگاه کنید و سیری که از رحم مادر تا به امروز داشتید . هیچ چیزی در عالم و در انسان بی حرکت نیست . همه چیز صاحب حرکت است . همه چیز به یقین در حال حرکت از یک نقطه به یک نقطه دیگر است . یک روزی حروف الفبا را حتی نمی شناختید . اما امروز می خوانید و می نویسید . و با همین حروف الفبا به بسیاری از دانش ها از همین مجرا دست پیدا کردید . این یعنی حرکت .در رویش گیاهان و در تغییرات حیوانات همه و همه نقش حرکت را می بینیم . و پی می بریم که تغییر عین ذات شی است . و هویت اوست . در عالم خلقت هیچ چیزی نداریم که ساکن باشد . و به سوی کمال حرکتی نداشته باشد .
چنین تغییری را که رو به کمال است حرکت جوهری می نامند . از این مطلب بهره می برم و می گویم اگر در ظاهر حرکتی صورت می گیرد این مشاهده ما را به سوی باطن می برد . ولی ما اکثراً توجهی به این مساله نداریم . حرکت در ظاهر به ما می گوید آیا خبر داری که در باطن هم حرکتی در شرف وقوع است یا نه ؟ پس حرکت جوهری یعنی جوهر و نهاد شیء ، ذاتاً همراه و متحد با حرکتش است و هویت شیء هویتی است حرکت آلود یعنی همراه با حرکت . حالا از طرح این مطلب می خواهم چه نتیجه ای بگیرم ؟ اعمال و رفتار زشت و زیبای ما یعنی همان نظریه ی تجسم اعمال ، که جلسه ی پیش گفتم، حال می گویم براساس اصل حرکت جوهری ، روح و نفس انسان ، همان نهاد یا باطن فرد است . همان طور که انسان در ظاهر مدام در حال تغییر است یا به عبارتی در حرکت قرار دارد ، روح و نفس هم مدام با حرکت از قوه به فعل از درجات پائین به سوی درجات بالا در حرکت است . گناهان ، حرکات زشت در بردار تکاملی انسان در زیر نقطه ی صفر انباشته می شود . اما کارهای خوب و درست در بالای بردار یا لااقل روی بردار قرار می گیرند . پس ما در کنار تغییر و تحول جسمی که مشهود است بر داشته های روح و نفس و قلبمان هم می افزاییم . و آن وقت می گوییم ما همانی هستیم که می فهمیم . واقعاً می فهمیم ؟ اگر نفهمیده باشیم پس ما چی هستیم ؟ روح انسان را دانایی انسان هم می گویند . روح بنا به این ویژگی دانستن ، همان می شود که میداند . چقدر می دانیم ؟ ماچقدر می دانیم ؟ دانستن دو دو تا را نمی گویم . این دانستن با آن خیلی فرق می کند . ما چقدر می دانیم ؟ روح بنا به این ویژگی دانستن همان می شود که می داند . همین هم در عالم آخرت بهره های ما از دو دار هستی را تشکیل می دهد. دار دنیا که ماشاء اله ...... اگر روح نتواند داناییش را به درجات بالا برساند در دار آخرت چه اتفاقی می افتد ؟ بهره ی ما در آنجا از این است . به آن فکر کنید . پایان حرکت آغاز یک حیات است . مرگ ما زمان رسیدن به اوج تکامل دنیایی است . می گوید: بابا یارو مُرد در نهایت شقاوت . بله صد البته . این تکامل در دو جهت منفی و مثبت هم می تواند قرار بگیرد . ولی یادمان باشد ما وقتی می میریم ، مرگ برای ما زمانی اتفاق می افتد که اوج تکامل دنیایی ما است و آن موقع که جسم می میرد تازه حیات شروع می شود . آغاز یک حیات است . قیامت وقتی اتفاق می افتد که حواس و نیروهای ظاهری این عالم و انسان برداشته شود . می دانید ، قیامت فقط برای ما نیست . کلاً برای عالم هستی است . خب برداشته شود چی می ماند ؟ فقط درون آدم ها . ظاهر باطن می شود و باطن ظاهر می شود . یعنی قیامت و آخرت و معاد ، رو شدن اعمال و کرده های این دنیایی ما در آن دنیا . غیر از این هم نیست . خداوند می فرمایند روز قیامت تو را به سوی جلو می راند در حالی که مومنین نورشان در سمت راستشان در حال حرکت است . که اعمالی را که در دنیا انجام داده ایم آنجا رو شود. براساس حرکت جوهری بگوییم که رفتن ما از این دنیا به آن دنیا مثل رفتن از یک مملکت به مملکت دیگر نیست . قیامت و معاد لحظه ای است که در همه ی کائنات اتفاق می افتد . من از اینجا می روم آفریقا ، من می روم که برای من تغییر به وجود می آید .اما لحظه ی قیامت و معاد برای کل کائنات است و کائنات هم منظور این کره ی خاکی و این منظومه ی شمسی نیست . وقتی این را می نوشتم یک لحظه احساس کردم که زیر یک چیز خیلی بزرگی در حال له شدن هستم . بعد فکر کردم چرا له می شوم ؟ دیدم برای اینکه می خواهم باشم و بنویسم . شاید اگر خودکار را زمین می گذاشتم و اراده ای بر نوشتن نمی کردم بسیط می شدم و بزرگ . ولی خیلی بزرگ بود آن چیزی که به آن نگاه می کردم . کائنات منظور این کره ی خاکی و منظومه ی شمسی نیست بلکه همه ی خلقت را در نظر می گیرد و معاد و قیامت برای تمام خلقت ، آن هم در یک لحظه اتفاق می افتد . قیامت لحظه ی تکامل و باروری کائنات است . کائنات با این همه عظمتی که حتی برای ما همه ی ابعادش قابل شناخت نیست تازه آن موقع می خواهد بارور شود . قیامت لحظه ی تکامل و باروری کائنات است نه اینکه خارج از آن اتفاقی باشد . خارج از کائنات می شود چی ؟ خوب است که به آن فکر کنیم به جای اینکه به این فکر کنیم فلانی از کجا پول آورده و این گردنبند را خریده است . به این فکر کن که بیرون از کائنات می شود چی ؟ انتقالی نیاز نیست . دقت کنید . زمانی کودک بودیم . بعد بالغ شدیم . بعد میانسال شدیم . بعد کهنسال شدیم . در همه ی این تغییرات کودکی ما از ما جدا نبود . بلکه همان کودکی بود که شروع کرد به رشد کردن . می دانید می خواهم چه بگویم ؟ می دانید حرف من چی است ؟ گفتم کائنات در یک لحظه بارور می شود . ما حتی در پیریمان همان کودکی مان را داریم . کودکی که هی بارور شد بارور شد تا ما را به آنجا رساند . آمدن قیامت هم تحولی است که در همین کائنات صورت می گیرد . مثل سوادآموزی ما . یادتان هست حروف را به سختی تلفظ می کردید ؟ به سختی می نوشتید ؟ امروز از صدقه سر همان الفبا خیلی آموختیم . اما الفبا از ما به در رفت ؟ یا الفبا از یادمان رفت ؟ پس چه اتفاقی افتاد ؟ الفبا شکوفا شد . الفبا بارور شد . به محصول نشست . پس آن دنیا عرصه ی بروز درون ها است . حالا درونت را که در آن دنیا به اصطلاح می خواهی ارائه کنی چقدری است ؟ هرچه کمتر، باروری اش کمتر . هرچه بیشتر باروری اش بالاتر .
می دانید که برای شناخت جمال خدایی باید شگفتی های خلقت الهی را شناخت . راه شناخت خلقت الهی از چه طریق است . از طریق حواس انسانی . حواس انسانی کجا پیدا می شود ؟ هندسه را ما از دو جهت حل می کردیم . باید از فرض می رفتیم و حکممان را اثبات می کردیم و گاهی اوقات از این ور قضیه وارد می شدیم . از این ور وارد می شدیم و بعد به سمت بعد سرازیر . من تقریباً در بعضی از مسائل همین کار را می کنم . می گویم که راه شناخت خلقت الهی از راه حواس آدمی است . حواس آدمی کجا پیدا می شود ؟ در کالبدی که از آب و خاک است . یعنی آن چیزی که من و شما داریم . پس انسان به عالم آب و خاک افتاد تا از دنیا توشه بگیرد . چه توشه ای ؟ برای آنکه به شناخت خدا برسد . هی زمین می خرد و تلنبار می کند . تو خودت از خاکی . زمین می خواهی چکار؟ می گوید می گذارم برای بچه هایم . خب بچه ی تو هم بعداً روزی دارد یک تکه ، دو تکه . صدتکه که نمی خواهد . چکار داری می کنی ؟ باخودت چکار می کنی ؟ می فهمی اصلاً ؟ حواس انسانی در کالبدی که از آب و گل است تشکیل شده و برای خودش بازیگری می کند . انسان به عالم آب و خاک افتاد تا از دنیا توشه بگیرد .توشه آن چیست ؟ به شناخت خدا برسد. به شناخت خدا چه طور می رسد ؟با شناخت نفس خود و همه این عالم ؛که همه اینها با حواس آدمی اتفاق می افتد تا انسان این حواس را دارد به او می گویند تو در دنیا هستی به اصطلاح زنده هستی وقتی این حواس را از دست داد آن موقع خودش و صفات ذاتش می ماند.آن موقع می گویند به خانه آخرت رفت . قیامت یا آخرت پایان یک ماجرا نیست بلکه بخشی از یک کل است. یادتان هست وقتی در آینه نگاه می کردیم کل خود مان را در آینه می بینیم و در آن لحظه هیچ تغییری نمی کنیم با توجه به این رمز آینه می گوییم نهایی ترین مرتبه و لحظه معنا شدن انسان همانا قیامت است. پشت من می لرزد چرا؟ چون من هنوز آماده نیستم چون تا آن لحظه ای که قیامت می رسد هرچی شدم همان است و با پا گذاشتن به آن مرحله قیامت هرچه باشم تثبیت خواهد شد. از یک طرف شوق انگیز است از یک طرف خوف برانگیز است . شما نمی ترسید؟من که می ترسم . خب چه کار کنیم ؟درد گفتیم درمان آن چی است ؟ ما علوم مختلف داریم علم آموختنی ، علم ساختنی ، علم دریافتنی حالا ببینیم یعنی چی ؟علم آموختنی از خواندن و نوشتن است و مطالعه کتب سطح پایین شروع می شود بالا و بالا می رود آخرین حد آن چی می شود ؟همه کتاب های دنیا را بخوانیم . بزرگ ترین کتاب دنیا طبیعت است بزرگ ترین کتاب دنیا کتاب ارتباطات انسانی است که ما خیلی از آن کم داریم شما در ارتباطات خود با آدم ها هیچ وقت مطالعه می کنید ؟همیشه به این فکر می کنید که آن با من خیلی بد رفتار کرد هیچ وقت فکر کردید چرا ؟دنبال چرای آن گشتید ؟.اگر سیر آموختن را با احتیاط پیش برویم و از بروز خطاها جلوگیری کنیم به مطالب بسیار عظیمی دست پیدا می کنیم ،که این مطالب عظیم زیر بنای علم تازه ای از آموختنی ها می شود. بیشتر علم ها ساختنی هستند به علم آموختنی هم نزدیک هستند با همدیگر هم پیوند نزدیک دارند اما علم دریافتنی یا دریافتی تفضلی است از عالم بالا می تواند بر پایه ی آموختنی ها و ساختنی ها باشد هم می تواند مستقل از آنها باشد.شکوه علم دریافتی با دو مورد قبلی قابل مقایسه نیست .
عمر انسان یک واحد متصل است کودکی ، میانسالی ، کهنسالی با این دوره هایی که نام بردم تطابق دارد.ولی به هم متصل هستند آنها را از هم جدا می شود کرد ؟جدا کنیم طرف مرده است انسان در دوره کودکی مرتبه نازله ای از وجود خود را تجربه می کند دیدید بچه های کوچولو چهار ماه و ده روز که می گذرد پاهای خود را بالا می کشد و با انگشت های خود بازی می کند دست های خود را جلوی چشم های خود می گیرد با دست های خود بازی می کند بعد مادرها و مادربزرگ ها می خندند و می گویند دارد خودش را پیدا می کند . پس انسان در دوره کودکی مرتبه ناز له ای از وجود خودش را تجربه می کند در دوره میانسالی بسته به نوع حرکت او در کودکی حرکتش شکل می گیرد خیلی مراقب بچه های خود باشید چرا هر طوری که دوست دارید عمل می کنید؟چرا طریقه صحیح تربیت را از قرآن نمی گیرید؟آنقدر نواقص در تربیت بچه ها وجود دارد که حد ندارد. اصول روان شناسی خوب است ولی مفهوم آن این نیست که کامل است ما کامل تر آن را داریم .دوره کودکی هر چه حرکت اتفاق افتاده دوره میانسالی براساس آن پایه ریزی می شود به این بچه های کوچک رحم کنید سلیقه ها و کمبودها و خودبینی ها ی خودتان را روی آنها پیاده نکنید . در سیر کمال تا علم های آموختنی محقق نشوند ، محقق شدن آنها ،یعنی به مرحله ساختنی می رسند تا محقق نشوند مرحله علوم ساختنی آغاز نمی شود.اکثر آدم ها می میرند و علم ساختنی برای آنها میسر نمی شود چرا؟چون در مرحله قبل ذهن و روح و جان آنها به حد کافی ورزیده نشده است که توان ساختن و دریافتن داشته باشد شما به بچه های خود در کودکی چه یاد دادید؟چقدر ورزیده شده اند ؟اینها می خواهند وقتی بزرگ تر شدند بسازندچون هیچی به آنها نداده ایم توان ساختن ندارند . در میانسالی که زمان آن کم هم محسوب نمی شود خیلی اتفاقات عجیب می افتد الان خانواده ها بسیار بد زندگی می کنند علی الخصوص خانواده های جوان . خانواده های نسل من و قبل از من خیلی خوب تر هستند خانواده های بعد از من خیلی افتضاح هستند . چرا؟چون در کودکی آموختنی ها را نیاموختند اگر به حد کمال آموخته بودند شما به آنها داده بودید شما فقط فکر این هستید که لباس های قشنگ و برندهای زیبا بپوشند فکر این هستید که روزانه چهار هزار تومان فقط تنقلات بخرید که مبادا بچه شما عقده ای شود اما بچه شما بلد نیست با مردم چه طور رفتار کند چون نیاموخته است چه چیزی یاد آن دادید؟
گاهی هم تا علم آموختنی و ساختنی به کمال نرسد علم دریافتی به انسان عنایت نمی شود، چرا که روح و جان و ذهن پذیرای علم دریافتی است و وقتی که پذیرشی نداشته شکوفا نمیشود، شکوفا نشود اتفاقی نمی افتد، کلام را جمع می کنم:
علم آموختنی مرتبه حس و نیروی حس است، علم ساختنی مرتبه خیال است و عقل. و علم گرفتنی یا دریافتی مرتبه روح و جان است. این مرتبه ،حس و خیال و عقل را هم در خودش دارد ، اگر کسی از مرحله آموختن به ساختن وارد شود و از آن سر سلامت بیرون برد همه را با هم دارد، دیگر دنبال من نمیدوید، بگویید چه ذکری کنم؟ من هم بتوانم ببینم، چه چیزی را می خواهی ببینی؟ اصلا کسی نمی تواند ببیند، فقط آنهایی میتوانند ببینند که آموختنشان کامل، ساخته هایشان کامل، از اینها آمدند بیرون به آنها دادند و این دریافت را من و امثال من به هیچ کسی نمی تواند بدهد، بعضی ها حق تصرف دارند و افراد زیر دستشان را تصرف می کنند ما از این کارها بلد نیستیم، بروید پیدا کنید و بخواهید که شما را متصرف بشوند، ولی تصرفشان را بردارند دیگر هیچ می شوید مثل یک چوب هیزم بی خاصیت.
رفتن همگامی با دم به دم نو شدن است شما دم به دم نو می شوید، این مفهومی است که آب با جوهره جاری بودن در خودش دارد، حالا می توانید به آن فکر کنید رمز اینکه در قرآن آیاتی که در آن خداوند به آب اشاره می کند هرجا می خواهد جایزه بدهد و تشویق کند می گوید که درختهایی که زیر آن نهر جاریست چقدر داریم؟ قرآن چند جا به آب اشاره می کند؟ بروید و پیدا کنید و نگاه کنید آیاتی که راجع به آب صحبت می کند از این به بعد با یک نگاه نو به آن نگاه کنید، آیا فقط آب است؟ منظور فقط آب است؟ یعنی این آبی که من می توانم بخورم می توانم به سرم بریزم؟ می توانم حمام کنم یا وضو بگیرم؟ آیا منظور فقط همین آب است؟ نه، آب نمادی است که شما را هدایت می کند به آن جوهره جاری بودن و در حرکت بودنش، شما را دعوت می کند که به این جوهره توجه کنید و چون آب جاری شوید، نشستن و پای کوبیدن در یک نقطه هیچ چیزی برای شما به ارمغان نمی آورد، جاری باشید، جاری بودن می دانید یعنی چی؟ آب وقتی می آید به یک قلوه سنگ برخورد می کند می ایستد؟ خیر، از آن عبور می کند بتواند از روی آن عبور می کند اگر نتوانست از سمت راست آن، باز اگر نتوانست از سمت چپ آن عبور می کند نتوانست از آن طرف تر، شما در سختیهایتان چکار می کنید؟ آقایان؟ خانمها؟ دختران جوان؟ پسرهای جوان؟ عهده دار آینده دنیا شمائید. تو به تنهایی یک دنیایی. خرابی بار نیاورید، تصور کن محور جهان هستی اگر بر روی تو سوار بود و تو خراب کردی .
قرآن را بخوانید به آیات قرآن که به آب اشاره کرده از یک منظر دیگر نگاه کنید ببینید به شما چه معنایی را می رساند، اگر سری از اسرار خداوندی را کشف کردید مرا هم دعا کنید و شریک کنید که تلاش می کنم شما را به این اسرار توجه بدهم، من نمیتوانم چیزی به شما بدهم، من فقط چراغ چشمک زن را می زنم خودتان نگاه کنید، همه شما همه چیز را میدانید، باور کنید همه چیز را میدانید خیلی از شما بیشتر از من میدانید بیشتر از من حدیث و روایت خوانده اید، بیشتر از من عربی و انگلیسی میداند، من هیچ زبانی جز زبان طبیعت نمیدانم، فقط زبان طبیعت را می فهمم، شما هم می فهمید؟ اگر نمی فهمید برایتان متأسفم، ابتدای جلسه گفتم بچه ها سر و صدا می کنند، عیبی ندارد این همه سر و صدا کردند چه شد؟ من کلامم فراموش شد؟ اما آنجایی که به بچه فشار می آید غصه می خورد دقیقا آنجا آزار می بینم، چون امواجش را دریافت می کنم شما هم بکنید، هیچ کاری برای هیچ کس نمی توانم انجام دهم برای همه شما عصایی آماده کردم هر جلسه بکوبید با آن بروید تقه عصای شما اجنه بد را از شما دور می کند و برای گوش ملائک صدای دلنواز و زیبایی را بوجود می آورد که بیایند به شما کمک کنند. یا علی ....

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید