منو

چهارشنبه, 02 اسفند 1396 - Wed 02 21 2018

A+ A A-

جلسه بیست و سوم ره توشه آگاهی 1

بسم الله الرحمن الرحيم


مردان خدا پرده پندار دریدند                                                                 یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند
هر دست که دادند از آن دست گرفتند                                                      هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند
یک طایفه را بهر مکافات سرشتند                                                          یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند
یک فرقه به عشرت درکاشانه گشودند                                                         یک زمره به حسرت سرانگشت گزیدند
جمعی به در پیر خرابات خرابند                                                             قومی به بر شیخ مناجات مریدند
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد                                                         یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
فریاد که در رهگذر آدم خاکی                                                                بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند
همت طلب از باطن پیران سحرخیز                                                          زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند
زنهار مزن دست به دامان گروهی                                                           کز حق ببریدند و به باطل گرویدند
چون خلق در آیند به بازار حقیقت                                                            ترسم نفروشند متاعی که خریدند
کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است                                                        کین جامه به اندازه هر کس نبریدند                  
مرغان نظرباز سبک سیر( فروغی)                                                        از دامگه خاک بر افلاک پریدند

بحث امروز را با اولیاء خدا آغاز می کنیم ، در مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه حدیثی قدسی درج گشته به این مضمون که خداوند فرمودند: همانا اولیاء من تحت قبه های منند که که غیر از من کسی آنها را نمی شناسد .
اولیاء خدا تو هرلباس مقام ، شغل و صنفی یافت می شوند . خداوند برای اتمام حجت برای هر گروهی ، ولی از اولیاء خودش را در میان آن گروه قرار داده و این از نکات بسیار مهم است که باید به آن پرداخت تا بیهوده از کنارش نگذریم و بهره کافی هم ببریم .
در وسائل الشیعه ج 1 حدیثی نقل شده به این مضمون که خداوند متعال فرموده اند : چهار چیز را در چهار چیز پنهان نمودم  :  1-  خوشنودی اش را در طاعاتش تا بنده هیچ طاعتی را کوچک نشمرد چه بسا همان عمل کوچک باعث خوشنودی خداوند و موافق رضای پروردگار باشد و تو ندانی . اگر دنبال خوشنودی خدا هستی طاعاتش را کوچک و بزرگ محترم بشمار و از آن اطاعت کن .
2 – غضبش را در معاصی مخفی نموده تا هیچ معصیت وگناهی را کوچک و بی ارزش به حساب نیاوری چه بسا همان گناه به ظاهر کوچک خداوند را به غضب بیاورد و تو آگاه نباشی. ما بسیاری از معاصی را انجام می دهیم می گوئیم ای بابا ببین مردم بیرون چکار می کنند این چیزی نیست که من انجام می دهم تو از کجا می دانی که همان که چیزی نیست خدای تو را نسبت به تو به خشم نیاورد آیا دنبال خشم پروردگار می گردی ؟ خشم آن را می خواهی و خیلی چیزهای دیگر...
3 – اجابتش را در دعاها پوشانده تا هیچ دعایی را کم نبینی چه بسا همان دعای کوچک ، مقرون به اجابت باشد و تو علم نداشته باشی. ما آن قدر دعاها را سبک می شماریم که از دعاها غافل هستیم . من اوایل همیشه برایم جای سوال بود . اوایل جوانتر بودم می خندیدم امروز و خیلی سال است که برایم جالبه ، مردم می آمدند می گفتند گرفتارم ، آن می گفت مشکل دارم تو را خدا من را دعا کن می گفتم قسم نده چشم دعا می کنم اوایل همه این ها را می نوشتم  شب که در کانال تمرکز شبانه ام قرار می گرفتم اول این هایی را که نوشته بودم دعا می کردم بعد به مرور زمان آن قدر زیاد شد دیدم از نوشتن در رفته است شب چقدر بنشینم این ها را بخوانم دانه دانه دعا کنم . هر یک نفری که به من می گوید که من را دعا کن تو را خدا التماس دعا همان لحظه یک دهم ثانیه می گویم خدایا بنده ات به من بنده رو انداخته تو بزرگی تو پر کرمی دستش را بگیر همین ، بعد هم دیگه یادم رفت تمام شد چون این همه غم و غصه را اگر در دلم نگه دارم می میرم ، می پوسم . بعد مردم می آمدند می گفتند که الهی دستت درد نکند نمی دانی چقدر سریع مشکل من حل شد. دعاهای ما کوچولو است ولی چه می دانی تو شاید اجابت خدا در همان دعای کوچولوی تو است خب دعا کن . این بچه های کوچولو که پدر و مادرهایشان می آورند هم عاقبت خودشان به خیر است هم عاقبت پدر و مادرها این دستهای کوچولو وقت دعای فرج که می رود بالا عالمی دارد دو تا ستون نور است که می رود هوا در حالیکه ما فکر می کنیم که بچه ها نمی فهمند ، بازیگوش هستند ، مشغولند تو چه می دانی همان دو تا دست کوچولو شما دیدید من همیشه بچه ها را دست هایشان را بوس می کنم چون اگر این دستهای کوچولو برود بالا عرش خدا را تکان می دهد ، دعاها را کوچک نشمارید .
4 – ولی خودش را در بین بنده هایش پنهان کرده چرا؟ چون شما اگر بدانید ولی خدا چه کسی است همه توجه ها می رود به سمت آن اما می خواهد شما همه بنده هایش را دوست داشته باشید به همه بنده هایش توجه کنید خیلی ساده اگر الان آقا امام زمان (عج) اینجا باشند شما من را نگاه می کنید ؟ هرگز، من را می خواهید چکار اگر من زمین هم بخورم آن قدر که با ذوق می دوید دنبال امام زمان (عج) زیر دست وپای شما له می شوم یادتان می رود که من هم وجود داشتم . اما می آید ولی خودش را در میان بنده هایش پنهان می کند یکی مثل من هم این وسط روزی می خورد بین شما دوستش دارید ، احترامش می گذارید بهش محبت می کنید ، برای سلامتی اش ذکر می کنید ببین خداوند چقدر بنده هایش را دوست دارد اگر ولی اش را پنهان نگذاشته بود همه فقط به آن یک دانه نگاه می کردیم بقیه چی به هیچ بنده ای توهین نکنید خدای به این عظمت بنده هایش را این قدر دوست دارد تو چه حقی داری بهش بدوبیراه می گویی، حقت را خورده بگو خدایا ببین بنده ات حقم را خورد خودت بگیر یا حق با تو است یا حق با تو نیست ، حق با تو نیست پس حرف بیخود نزن چرا بدوبیراه می گویی به آن حق با تو است خب به خودش گفتی برایت می گیرد یا لااقل راهش  را نشانت می دهد می گوید برو پیش فلانی برو فلان جا این کار را بکن آن کار را بکن تو می بینی انگار یکی دستت را گرفته می برد تورا . به هیچ بنده خدایی توهین نکنید جوان ها توهین نکنید . داری رانندگی می کنی یکی پیچید جلویت تو می گویی شقی من می گویم نه حواس پرت ، گرفتار ، بیچاره اگر تو بیچاره و گرفتار باشی بپیچی جلوی یکی فحش بدهد تو را دلت نمی شکنه نمی گویی خدایا نگاه کن من که خودم بیچاره هستم این هم من را فحش می دهد . می گوید نه بابا من این هایی را که حق مردم را می خورند فحش می دهم چکار داری فحش می دهی اگر به چشمت اشکال را دیدی بیان کن ولی بیش از آن حرف نزن .
توجه داشته باشید زبانتان را دربند و مقید به ادب نگه دارید چون حتی اگر ولی خدا را نشناسید و توهین هم بکنید اثر وضعی بسیار خطرناکی دارد . می گویند شیخ مرتضی انصاری بزرگ یک روزی در سفری که می رفتند سوار کشتی شدند فکر می کنم به سوریه می رفتند وقتی سوارمی شوند از خانواده های مختلفی در آن کشتی بودند فرش انداخته بودند( برای 200 سال قبل است لااقل) بعد ایشان که می آیند رد شوند چون هیچ راه عبوری نبوده پایشان می خورد به فرش یکی از این عربها، آن عرب می شناسد ایشان را چون ایشان ظاهرا اهل شوشتر بوده برمی گردد می گوید که این عجم ها آدم نیستند علی الخصوص آن شوشتری ها شیخ سرش را بلند می کند نگاهی می کند بعد سرش را می اندازد پایین راهش را می گیرد و می رود دوستانش می دوند شیخ تو را هر کسی که دوست می داری جوابش را بده ایشان سرش را تکان می دهد تو را هرکسی که دوست داری جوابش را بده چون جوابش را که بدهد به اندازه حرفی می شود که آن زده تا دو روز نمی کشد آن مرد عرب شکم درد سخت بعد هم می میرد . من نمی گویم که شیخ نفرینش کرد نه اصلا این جوری نیست این می توانست مرگش ( مرگش معین شده بود در این تاریخ ) ولی می توانست این مرگ در شرایط پرافتخاری برایش اتفاق بیافتد . دهان ها را جمع کنید بیاییم یاد بگیریم حرف بد نزنیم دیگه نمی شود حتما باید حرف بد بزنیم و حرفمان را به مردم برسانیم حتما باید توهین کنیم بی توهین امکان ندارد ما ایرانی هستیم ، ما مسلمانیم ، ما شیعه هستیم ، ما پیرو امام زمان (عج) هستیم . چه می دانیم شاید الان امام زمان (عج) بین ما نشسته باشند ما نمی بینم ایشان را، نمی رنجند در میان جمعی باشند که اختیار دهانشان را ندارند هرچی زبانشان می آید بیان می کنند از هر کلامی استفاده می کنند مادر بچه اش را صدا می کند می گوید ای بابا مرده این که اگر بابایش بمیرد تو که سکته قلبی می کنی خب این چه کلامی است که بکار می بری یا می گوید آی ذلیل بشوی ان شاءالله خب چرا این کلام را بکار می بری پدرها هم دست کمی از مادرها ندارند مراقب زبانهایتان باشید .
مطالعه شرح حال بزرگان در این راستا مسائل جالبی را برای شما روشن می کند ، احترام کردن بزرگان و اولیاء خدا نتیجه مبارکی دارد . شیخ رجبعلی خیاط علیه الرحمه باید همه بشناسید شیخ رجبعلی خیاط را در ابن بابویه به خاک سپرده شده هنوز هم روزهای جمعه مریدهایش می آیند آن جا آش می پزند بین مردم پخش می کنند یادش را زنده نگه می دارند . شیخ به دوستانشان تعریف کرده اند که من پدرم در زمان حیاتش و در دوره جوانیش یک ولی خدا را احسان کرد ، اطعام کرد ، کمک کرد خداوند بخاطر خدمتی که پدرم به این ولی در راه خدا انجام داد من را به او عطا کرد . کم چیزی نیست خود شیخ را می گوییم علیه الرحمه ببین در دوران حیات شیخ چقدر گفتند خدا بابایش را بیامرزد مگر شما نمی خواهید که برای خودتان یک خدا بیامرزی داشته باشید بخصوص جوانها اولادهایتان یک کارهایی بکنند که هر کس راه می رود بگوید خدا رحمت کند پدرت را خدا رحمت کند مادرت را که اولادی به این خوبی تربیت کرده . آینده از آن شماست جوان های عزیز ما . اما بعد .......
حالا ما فهمیدیم اولیای خدا چقدر برای ما ارزشمند هستند حالا باید ما از آنجایی که این ها مخفی هستند ملاکی پیدا بکنیم ، یک ملاکی دستمان باشد که بدانیم یک ولی خدا چه مشخصاتی دارد اول می رویم سراغ آیات قرآن .
سوره انفال آیه 34:( إِنْ أَوْلِيَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَ لَكِنَّ أَكْثرََهُمْ لَا يَعْلَمُونَ – اولیاء او تنها با تقوایانند که اکثر مردم آن را نمی دانند )
اولیاء خدا باتقوا هستند اگر خواستید بشناسید اولین خصلتشان باتقوا بودنشان است پرهیزگار بودنشان است با حیا بودنشان است ، پرهیز می کنند از افعال زشت از کلام بد از خنده های بی جا و الی آخر .
سوره یونس آیات 62 و 63:( أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يحَْزَنُونَ - الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ كَانُواْ يَتَّقُونَ – آگاه باش که اولیای خدا را نه بیمی است و نه اندوهگین می شوند – همانان که ایمان آوردند و همواره پرهیزکاری دارند . )
قحطی می شود بدوید بخرید جمع کنید اصلا از این خبرها نیست می گوید خدا می دهد می خوریم تا جایی که خدا روزی گذاشته برای ما داریم هروقت هم نگذاشته باشد هی     بدو جمع کن اگر در دستت بود . مفهومش این نیست که در خانه ات بنشین می آورند در خانه ات می دهند شما تلاش روزمره ات باید به جای خودش کافی باشد اما وای بدوم اگرامروز سرکار نروم فلانی را می گذارند جای من، تو سرکارت را برو ، وقت مقررت را برو ولی اگر شغل مال تو باشد مال تو است روزی مال تو باشد مال تو است کسی نمی برد. خوفی ندارد اندوهی در این زمینه ندارد .
حالا از کلام استاد بزرگ امام علی (ع) ببینیم که امام مفسر و شارح قرآن است نهج البلاغه خطبه  193:{ پس در میان انسانها ، اهل تقوی بهترین و برترین هستند . حالا این اهل تقوی معرفی می شوند ، گفتارشان درست ، شعارشان اعتدال و میانه روی است ، رفتارشان براساس تواضع است ، دیده هایشان را بر آنچه خداوند متعال حرام کرده می بندند . کدامتان چشمانتان را به همه حرام ها می بندید ، کدامتان . گوش هایشان شنوای دانشی است که برای آنها سودمند است . در سختی چنان زندگی می کنند که در خوشی و راحتی زندگی می کنند . اگر مدت زمان معینی برایشان در دنیا مقرر نشده بود ارواحشان از شوق رسیدن به ثواب و ترس از عذاب اضافه در یک چشم به هم زدن از کالبدشان خارج می شد . خداوند در اندیشه آنها بزرگ است غیر خدا در دیدگانشان کوچک و حقیر است . اعتقادشان به بهشت مثل کسی است که آنجا را دیده و از نعمتهایش برخوردار است و جهنم را چنان باور دارند مثل آن که آن را دیده و در آن عذاب می کشند . همواره دلهایشان محزون است . امروز تلویزیون آهنگی را گذاشته بود گوش می کردم آهنگ عروسی بود یک فیلمی گذاشته بود نمی دانم چه فیلمی بود فقط آهنگش را می شنیدم اهنگ عروسی بود من وقتی توجه کردم گفتم عجبا چرا آهنگ عروسی بجای شادی آور بودن برای من حزن آور است معمولا آهنگ عروسی خیلی شادی آور است چرا برای من حزن است نمی دانم گذشت باز به یک کار دیگر مشغول بودم     یک چیز دیگری تلویزیون گذاشت دیدم آن هم حزن آور است ، دلهایشان محزون است همین جوری هی قل نمی زند در خوشی ، سرمستی غمگین نه غمگین ها افسرده اند مفت گران هستند     بدرد نمی خوردند . مردم از دست و زبانشان در امان هستند . بدنهایشان نحیف و حاجاتشان کوچک است . افرادی عفیف هستند ، پاکدامن هستند . در روزگار کوتاه دنیا صبر را پیشه خودشان می کنند در نتیجه در جهان آخرت آسایش دراز مدت برایشان خواهد بود یعنی تجارتی با استفاده که خداوند برای آن ها فراهم کرده . دنیا آنها را می طلبد و آنها دنیا را نمی طلبند . دنیا اسیرشان می کند آنها جان می بازند تا از دست دنیا آزاد بشوند . موقع شب روی پاهایشان می ایستند و جزء جزء قرآن را بصورت ترتیل ، ساده ، هوطور که می توانند تلاوت می کنند . با اندیشه کردن در قرآن محزون می شوند بوسیله قرآن دوای دردشان را بدست می آورند . اگر به آیه ای برخورد کنند که تشویق و مژده ای در آن باشد بشارتی درآن باشد به آن تکیه می کنند و آرامش پیدا می کنند دیگه 50 هزار تومان ، 50 هزار تومان ویزیت مشاور و روانپزشک نمی  دهند . وچنان به این آیات توجه می کنند که همین الان انگار در مقابلشان بشارتها ایستاده اگر بالعکس به آیه ای برخورد کنند که در آن بیم دادن و خوف وجود داشته باشد با گوش دل می شنوند و چنان اندیشه می کنند که صدای شعله های آتش دوزخ را می شنوند . با رکوع پشتشان خمیده است با سجده از خدا می خواهند که از آتش جهنم آزادشان کند . در روز عالمانی بردبار و پرهیزکار و اهل نیکی اند . اگر کسی به آنها نظر کند فکر می کند بیمارند در حالی که بیمار نیستند . به اعمال کم راضی نیستند اعمال زیادشان را هم زیاد نمی دانند . همواره نفسشان را متهم می کنند درباره کارهایشان بیمناکند . ما نفسمان را هر دقیقه تشویق می کنیم راست می گویی تو آن حق نداشت این جوری حرف بزند چه خوب کاری کردی داد زدی تو اصلا حق با تو بود که داد زدی اگر داد نمی زدی به آن خدمت نکرده بودی که تو کار خوبی کردی داد زدی سرش اصلا کار خوبی کردی اشکالش را جلوی دیگران گرفتی آبرویش را بردی نفسشان را متهم نمی کنند تشویق می کنند در حالی که ولی خدا ، اولیاء خدا نفس خودشان را متهم می کنند . اگر کسی از آنها تعریف کند از حرفش نگران می شوند فوری می گویند من به نفس خودم از دیگران آگاه ترم من این جوری نیستم که این ها می گویند این ها من را بزرگ دیدند خدای من از من به نفس من آگاه تر است خدایا به آنچه درباره من می گویند مرا مواخذه نکنی من کاری نکردم  این ها مرا این طوری ببینند     که فکر کنم بزرگم . مرا از آنچه که اینها درباره ام گمان می کنند خدایا مرا بهتر کن آنچه که درباره من می دانند به من ببخش یعنی من به اینها منتقل نکردم که من آدم خوبی هستم من کارهای خوب می کنم من این جورم من آن جورم . از نشانه های آنان این است که در دین نیرومندند در عین پایداری و قدرت نرم و ملایم اند . ما یا نیرومندیم به همه می کوبیم چه با دستمان چه با زبانمان یا شل و وارفته ایم از همه هم می خوریم هیچ کدامش خوب نیست قدرتمند ولی درعین حال نرم و ملایم . ایمانشان همراه یقین است . حریص در کسب علم هستند علمشان در کنار حلم است بردباری ، در عین بی نیازی میانه رو هستند ، قناعت و اعتدال را رعایت می کنند . در عبادت حالت خشوع دارند . در عین نداری خود را آراسته نگه می دارند در سختی ها شکیبایند . دنبال روزی حلالند ، در رفتن به راه هدایت شادمانند شادمانی درونی نه شادمانی زبانی که همه عالم را پر کنند که من کلاس اخلاق میروم ، کلاس معرفت می روم بیا و ببین چه خبره من چقدر پیشرفت کردم چه چیزهایی می بینم چه چیزهایی می شنوم آنهایی که می بینی و می شنوی مال جهان موازی با ما ، اجنه و دیوان و پریان است تند نرو از این خبرها نیست . از حرص و طمع دوری می کنند اعمال صالحه انجام می دهند ولی در هراسند . روز را به شب می رسانند در حالی که شکرگزارند . شب را به صبح می رسانند در حالی که ذاکرند ، می گوید مگرمی شود شب تا صبح نشست و ذکر کرد ؟ تو یک ذره اش را ذکر کن و بخواب ، در خواب مابقی اش را ملک همراه تو با تو ذکر می کند بیدارمی شوی زبانت با ذکر بیدار می شود . شب را با خوف می گذرانند اما با شادمانی به صبح وارد می شوند . خوفشان به خاطر غافل بودنشان است اما شادمانیشان به دلیل فضل و رحمت پروردگارشان است . اگر نفسشان آنها را اطاعت نکند آنها هم از خواسته های نفسشان اطاعت نمی کنند ، خوراک نفسشان را کم می کنند . روشنی چشمشان به چیزی است که زایل نمی شود ، روشنی چشمت به خورشید است غروب می شود از بین می رود ، به ماه و ستاره است صبح می شود دیگه تو نمی بینی ، روشنی چشمت به آن نوری باشد که از این قفسه سینه ات بیرون می زند ، هدیه خداست در درون تو که تو از او هستی و او تو را دائم می بیند . روشنی چشمشان به آن نور درونشان است همیشه روشن هستند . زهدشان به چیزی است که باقی نمی ماند ، خودداری و عبادت و ترک کردنشان شان به آن چیزهایی است که باقی نمی ماند ، همه آن چیزهائی که تو دنیا همیشگی نیست دورش می کنند و از آن دور می شوند . آرزویش کوتاه است لغزشش کم ، آرزوی بلند است که لغزش بزرگ می آورد. دلی خاشع و نفسی قانع دارند . حلم را با علم و حرف را با عمل همراه می کند. خوراکش کم است ، کارش آسان است سبک می گیرد سریع عبور می کند . دینش محکم است ، شهوتش مرده ، خشمش فرو خورده ، ما نه شهوتمان مرده است نه خشممان فروخورده است . ولی خدا از او جز نیکی بیرون نمی آید از او شری هم به کسی نمی رسد . اگر در ظاهر میان گروه غافلین باشد در زمره ذاکرین اسمش نوشته می شود اگر میان ذاکرین باشد جزو غافلین اسمش نوشته نمی شود و این خودش از نکته های عمیقی است که باید ساعتها به آن فکر کنیم می شود تو غافل ها بود اسمت تو ذاکرها باشد امام چی می گوید آخه به خدا همین یک خطبه برای تمام عمرمان بس است برای این که بفهمیم باید چی باشیم . می شود تو غافل ها بود جزء ذاکرها اسممان را بنویسند آره می شود ، در میان جمع و با جمع و بی جمع باش . ما حتی وقتی خودمان هم تنهاییم با جمع هستیم دائم دارد این طوری می کند کله امان این مخ مان دارد این جوری می کند فلانی چی گفت ؟ چرا این حرف را زد ؟ چرا آن جا این جوری نشست ؟ چرا آنجا این جوری نگاه کرد ؟ آن از کجا آورده خریده ؟ برای بچه اش چکار کرد دانشگاه قبول شد ؟ وای وای وای دیوانه شدیم چقدر این مخ تو حرف می زند آخه ، به آن فکر کنید . اگر میان ذاکرین باشد جزء غافلین اسمش نوشته نمی شود مگر میان ذاکرین باشیم از میان ذاکرین غافلین هم در می آید ؟ آره در می آید ذکر می کند با چشمش همه را می گوید ، این غافل است ذاکر نیست که ، زبانش لق لق کرده عادت کرده یک چیزهایی را تند تند می گوید . اگر در ذاکرین باشد ولی جزء غافلین نوشته نمی شود. با کسی که قطع رابطه کرده ارتباط برقرار می کند ، دوستی برقرار می کند . از آنهایی که به او ظلم کرده اند می گذرد به کسانی که به او هیچ لطفی نکرده اند لطف می کند ، مرحمت می کند ، عطا می کند مواظب زیردست هایتان باشید خیلی مواظب زیردستهایتان باشید به خاطر زیردستهایتان بدجوری گوش هایتان را می گیرند خیلی از چیزهائی که می توانید تو دنیا کسب کنید زحمت می کشید از شما می گیرند خود دانید ما گفتیم . ناسزا نمی گوید گفتارش نرم و ملایم است . کسی از او کار زشت نمی بیند کار نیکویش همیشه آشکار است ، کار نیکویش چیه ؟ به وقت پا می شود وضو می گیرد نمازش را می خواند ، نه این که بگوید من دارم کار نیکو می کنم جار بزند ، نه . نیکی را در برابر نیکی می کند اما شر را به پشت سر می اندازد و می گوید بی خیال بگذر از آن تمام شد هر چی بود تمام شد . در سختی ها باوقار است ، در ناملایمات شکیبا است ، در شادمانی شاکر است دائم دارد شکرمی کند . به کسی که از او بغض دارد ظلم نمی کند ، از یکی خیلی دلخور است دستش هم می رسد که آزارش بدهد اما ظلمی نمی کند . بخاطر کسی که دوستش دارد گناه نمی کند ، آقا برای خاطر خانمت که خیلی دوستش داری ، می خواهد هر جوری دلش می خواهد بگردد تو گناه نکن ، برایش نخر، همراهش نرو . می گوید این حرف ها چیه که شما می زنید آن وقت زن و شوهری چه می شود ؟ زن و شوهری یعنی این که تو شوهرت را وادار به گناه کنی ؟ یا بالعکس خانم ، همسرت می خواهد تو را ببرد به مجلس فسق و فجور نرو ، ناراحت می شود خب ناراحت بشود این ناراحت بشود بهتر از این است که خدا ناراحت شود ، چون این ناراحت بشود خیلی خانه پرش با تو بدرفتاری می کند خدا ناراحت بشود چکارت می کند ، نصیب تو آتش جهنم است ، بخاطر کسی که دوستش دارید گناه نکنید . من چوبش را خوردم بخاطر احترام ، نه این که تنها دوست داشتن ، بخاطر احترام جایی را رفتم که هنوز هر وقت یادم می افتد ، عروسی بود جایی هم نرفتم ، از همین عروسی ها که الان می گیرند ، جایی هم به خدا نبودم بیرون از سالن بودم همه اش ، تو باغ نشستم ولی هنوز هر وقت یادم می افتد حتی رویم نمی شود که استغفار کنم از استغفارش هم خجالت می کشم . برای چی انجام می دهید . قبل از آن که علیه شما شهادت بدهند خودتان اعتراف کنید اگر کاری انجام دادید . آنچه را که به او می سپارند ضایع نمی کند . وقتی مطلبی را به یادش می آورند خودش را به فراموشی نمی زند . می گوید نه اصلا من که یادم نمی آید . کسی را با القاب زشت صدا نمی کند . همسایه را هم آزار نمی دهد . مصیبت زده ها را هم سرزنش نمی کند ، بنده خدا بچه اش معتاد بود مرد بله اعتیاد چیز بدی است در جامعه کم بشود خیلی بهتر است ولی دلیل ندارد تو که می روی دیدنش به او بگویی تقصیر خودت است یادته آن روزها گفتم پول نده این معتاد می شود ، می میرد ،آبرویت می رود بابا این خودش که دیگه داغداره تو دیگه چی می خواهی از جونش همه آنهایی که تو می خواهی به او بگویی فهمیده ، مصیبت زده ها را سرزنش نمی کند . در کارهای باطل هم پا نمی گذارد ، حالا دیگه نمی گویم کارهای باطل چیه؟ باطل با حرام فرق می کند حرام که دیگه هیچی ولی در کارهای باطل هم پا نمی گذارد . از مسیر حق خارج نمی شود اگر سکوت کند غمگین نمی شود بعضی ها وقتی سکوت می کنند غمزده می شوند این سکوت می کند غمگین نمی شود ، سکون پیدا می کند . اگر بخندد صدایش به قهقهه بلند نمی شود. اگر به حقش تجاوز شود صبر می کند به خدا واگذار می کند تا انتقامش را بگیرد . نفس او از دست او در زحمت است ، مردم از دست او در امان هستند . اگر از بعضی مردم دوری کند از جهت زهد وپاک نگهداشتن خودش از آلودگی هاست ، وگرنه از مردم بی جهت دوری نمی کند . اگر با بعضی مردم انس بگیرد بخاطر مهربانیش و نرمشش در دین است ، دوری اش بخاطر تکبر و خودبزرگ بینی نیست ، نزدیک شدنش به مردم از جهت فریب و نیرنگ نیست . ما همه این ها که گفتیم به ما ربطی ندارد کلام ، کلام امیرالمومنین بود ، بروید ببینید در آن تفکر کنید، دانه دانه اینها باید در شما و بنده پیاده شود اگر پیاده نشود بی خیال بیابان خونخوار طریقت ، کفش و کلاه بکنید سرجایتان در دنیا بمانید کجا می روید کجا می خواهید بروید ؟ راهتان نمی دهند که ، ببرند می افتید دست آن دیوهای خونخوار .
راوی می گوید این خطبه را امیرالمومنین بخاطر درخواست همام ایراد فرمودند پایان خطبه که رسید همام بیهوش شد و در همان بیهوشی از دنیا رفت . راوی می گوید امیرالمومنین فرمودند: نگرانی من بخاطر همین مسئله بود چون می دانستم این اتفاق می افتد . سپس فرمودند : پندهای رسا با آنهائی که گوش های شنوا دارند چنین عمل می کند .                        
یا علی مدد                         

 

 

 

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید