منو

چهارشنبه, 02 اسفند 1396 - Wed 02 21 2018

A+ A A-

جلسه نود و چهارم سلسله جلسات معرفت

بسم الله الرحمن الرحيم


پجلسه پيش نموداري خدمتتان نشان دادم به عنوان نمونه كه قطعا براي شما تفاوتهايي خواهد داشت متناسب با مروداتي كه داريد اگر به خاطر داشته باشيد يك بخش رابطه من بود با خدا و اوليا دين كه بايد رابطه معني داري وجود داشته باشد بعد رابطه من با اعضاي بدنم كه يك ارتباط جالبي وجود دارد، وقتي اين ارتباط را برقرار كنيد تازه ميفهميد چشمتان به شما چه ميگويد،كليه تان مدتهاست به شما ميگويد من وضعم خوب نيست چرا به من توجه نمي كني و بعد تازه متوجه ميشويد اينكه من گاهي اوقات ميگويم شما خيلي سردي داريد، شما خيلي گرمي داريد، شما به نظر كبدتان سنگين است من علم غيب ندارم مرواده ام با اينها خوب است ، ما با هم رفيق هستيم شما بايد اين را ياد بگيريد.
بعد رابطه شما با وسايل خدماتي در منزل در محيط كار مثل كامپيوتر، اسپيكر، موبايلتان و ...شما شنيديد بعضيها ميگويند پام به كفش صبور است يعني كفش در پايم پاره نميشود تا زماني كه حوصله ام سر ميرود كفش ديگري ميخرم و ديگري در عوض هر ماه بايد كفش بخرد يك علت بيشتر ندارد اوني كه كفشش را زود پاره ميكند،جورابش را زود پاره ميكند پايش را نميشناسد پاي شما حرف ميزند، انگشتهاي پايتان به شما ميگويد تو چطور پا ميذاري به من فشار وارد ميكني من هم فشار ميآورم كفشت راپاره ميكنم بعد ارتباط با وسايل مثل املاك پول طلا و …  و بعد ارتباطم را با درجه يكهاي دو خانواده خانواده خودم و همسرم و بعد ارتباطم با افراد درجه دو از هر دو خانوداه و بعد ساير افراد
تا اين را ننويسيد نمي فهميد با چه افرادي در ارتباط هستيد بعد نوشتن ميبينيد با چه افرادي زيادي در ارتباط هستيد و چرا زود زود غش ميكنيد از حال ميرويد از بس با اينها حرف ميزنيد جالب است يك طرفه است تو ميگويي آنها ميشنوند يا در ذهنت يا رو در رو.
و اما قرار بود من يك نمونه چارچوب خودم را برايتان بخوانم البته صد در صد كامل نيست چون شرايط خوبي نداشتم و حتي مطمئن نبودم امروز بتوانم كلاس تشكيل بدهم من موردي را انتخاب كردم كه بعضي از شما ها هم  جزوش هستيد و افرادي كه شما معرفي ميكنيد چارچوبي نوشتم در مورد افرادي كه طرف مشاوره با من هستند چه حضوري و چه تلفني و يا پيغامي (غير مستقيم) انتظاراتم را از اين افراد نوشتم.
1-انتظار دارم در زمانهاي تعيين شده مراجعه شود اگر گفتم دوشنبه صبح ساعت نه همان روز باشد يكي را داشتم خيلي جالب بود طرح زوج و فرد كه شد روزي كه وقتش بود نيامد فرداش آمد وقتي پرسيدم چرا امروز آمدي گفت مگر نميدانيد طرح زوج و فرد است ماشين نمي توانستم بياورم  فكر كردم شما ميدايند!
2-تايم زماني رعايت شود.
3-در زمان مراجعه لباس و جسم پاكيزه باشد.فكر نمي كنم انتظار زيادي باشد كسي كه ميآيد از يك محيط معنوي بهره ببرد لباسي بپوشد متناسب با آن محيط و متفاوت با هميشه  و شسته  شده وتميز خودش هم حتما حمام كرده باشد.
4-از لباس و وسايل راحت وآزاد استفاده شود .به شدت من در زمانهاي درمان مواجه بودم علي الخصوص خانمها كه روپوشهاي بسيار تنگ ميپوشند ميگويي دراز بكش اين را ميكشد دكمه از اين ور درميرود فردي كه در يك لباس تنگ قرا ميگرد هر چه قدر شما برايش آسايش طلب كني چيزي به او نمي رسد آقايان هم همينطور از  لباس آزاد و راحت استفاده كنند فشردگي در آنها ايجاد نكند.
5-لباسها رنگ روشن باشد؛اصلا و ابدا در محيط كار من فرد با لباس تيره نبايد حاضر شود حالا مانده است بعدها در كلاسهايمان شما مجبور  كنيم كه اگر به علت شرايط كار مجبور به استفاده از لباسهاي تيره هستيد جايگاهي باشد تا از رو لباسي روشن بپوشيد.
6-در مدت زمان حضور هرگونه ارتباط با موبايل قطع شود .كار انجام دادم آرام آرام به خواب بردمش در يك سكوني  قرار گرفته تا چيزي از بدنش خارج شود موبايلشان هم با صداهاي وحشتناك از كيفش ميكوبد و او سريع از جا مي پرد.
7-نگراني هاي كاري و زندگي بيرون در بماند شما كه استرس داريد ساعت يازده بايد جايي باشيد براي چه آمدي اينجا نيا به دردت نمي خورد هم وقت خود را ميگيري هم وقت من را.
8-از گفتگوهاي اضافي و خارج از مشاوره خودداري شود خدا حفظ كند حاج آقا قنبري قائم را پير صاحب نفسي است اگر از شاگردانش بخواهيد وقت بگيرد  خودش كه وقت نمي دهد زنگ ميزنيد با هزار بدبختي وقت ميگيرد خب آدم وقتي دستش رسيد ميخواهد همه چيز را بگويد ميپرسد مشكلت چيست ميگويد معده ام ناراحت است يك غده هم در سرم دارم دستم هم ميپرد ميگويد صبر كن يك مورد را بگو و راجع به بقيه حرف نزن شما موضوع مشاوره اي كه انتخاب كردي و از آن در مضيغه هستي درباره همان صحبت كن نه ساير موارد اين انتظار من است .
9- از توصيه ديگران خودداري شود خودش را مي بينم يك جلسه است آخر جلسه دارد ميرود هنوز نفهميده كار من به دردش ميخورد يا نه ميگويد دخترخاله پسر عمه من اين مشكل را دارد من شرم حضور دارم به مردم بگويم نه اما  شما نبايد شرم حضور كنيد تا بلافاصله اين مورد را به من نگوييد.
10-در طول گفتگو جز در زماني كه پرسش ميشود سكوت كنند يكي از معضلات سخت من ساكت نگهداشتن آدمهاست بگذار من بپرسم بعد، امكان ندارد تمام نيروي وجودي من را صرف ميكند داغون ميكند ميريزد پائين.
11-در زمان صحبتم توصيه هايم را با دقت توجه كند دارم توصيه ميكنم ميگويم گوش بدهيد بعد از توصيه ها صحبتان را ميشونم اما هيچ كدام از توصيه ها را نشنيد چون در تمام مدت در ذهنش داشت حرف ميزد و هر چه ميخواست بگويد من ضمن گفته هاي خودم شنيدم غلط است.
12-در وقت صدور توصيه ها يادداشت كند و متعهد به انجامش باشد 5 مورد 6 مورد توصيه ميكنم اين را بخوان اونجا برو اين موقع اون موقع همه را ميگويد چشم چشم بعد تا رفت بيرون اولين تلفن زنگ ميزند وقتم كي بود بعد دو ساعت بعد كدام امامزاده بايد ميرفتم چه نمازي بايد ميخواندم  اين ذكر چند تايي بود اگر مادر شوهرم خانه ما بود ذكرم را انجام بدهم حالا همه اينها را گفته بودم.
13-هر سوالي را در همان جلسه مطرح كندو بعد از آن ارتباط تلفني حتي المقدور برقرار نشود.
14-قبل و بعد از جلسه مبلغي حتي جزيي براي صدقه كنار بگذارد خودش بدهد اينجا هم نگذارد.
15- بعد از هر جلسه حتما نماز يا سجده شكر به جا بياورد كه عنايت خداوند شامل حالش شده است.
16-پس از خروج از جلسات متعهد به انجام دستورات شود در غير اين صورت اگر ديد نمي تواند انجام بدهد يا نرسيد انجام بدهد تقاضا ملاقات بعدي را نكند چون من خجالت ميكشم بگويم تو كه انجام ندادي من ميدانم انجام ندادي براي چه مي آيي ميپذيرم در عين اينكه ميدانم بي حاصل است.
17-به شكرانه استفاده از اين جلسات هر بار يك رفتار مضرش را ترك كند مگر يك مشكل از تو در اين جلسه حل نشد تو هم از خودت يك مشكل حل كن تعهد كن يك رفتار بد و مضر را از خود دور كني.
حال اينقدر چون بقيه اش را فرصت نكردم بنويسم اما تعهد من در قبال افرادي كه براي مشاوره ميآيند به خودم وظيفه ميدانم اين كار ها را انجام بدهم.
1-قبل هر جلسه جسم و روح و لباس خودم را تطهير كنم.
2-از لباسهاي فشرده وسايل سختي آور استفاده نكنم معمولا گشادترين روپوشم را ميپوشم راحت ترين مقنعه ام  يا روسريم  را سر ميكنم و همه لباسهايم بايد شسته همان روز باشد.
3-در زمان بروز بيماري و درد به دوستان نزديك نمي شوم.
4-قبل و بعد هرجلسه مبلغي به عنوان صدقه كنار بگذارم.
5-قبل و بعد هرجلسه اذكاري به نشانه درخواست كمك و شكر گذاري  انجام ميدهم من امروز ساعت نه قرار دارم به عنوان مثال بعد نماز صبح اذكار مخصوص به خودم دارم انجام ميدهم درخواست كمك ميكنم بيمارم را معرفي ميكنم كه اين با اين شرايط دارد  ميآيد من را ياري كنيد كه وسيله خيري برايش باشم بعد هم كه دوستان تشريف ميبرند معمولا ميخورد به ظهر با نماز ظهرم اذكاري براي تشكر و قدرشناسي انجام ميدهم.
6-رازدار و امين مردم باشم مشكلات  ايشان را براي ايشان تعريف نكنم خيلي از مواقع تعريف ميكنم فردي آمد اينجوري گفت ولي اسم نميبرم.
7-دردادن وقت دقيق و منضبط باشم قبل سعي خود را كردم ولي گاها هم مشكلي پيش آمده است.
8-اگر مشكل غير منتظره اي پيش آمد هر گونه كه بتوانم اطلاع بدهم تا كسي پشت در نماند.
9- در زمان مشاوره و درمان از هرگونه ارتباط ديگري جلوگيري كنم.
10-مكان مناسب و با آرامش ايجاد كنم.
11-از بكاربردن جملات الفاظ بد، نا اميد كننده، تحقير كننده و يا باعث ترس خودداري كنم با افرادي برخورد كردم كه ميدانم خيلي عمر كند 24 ساعت است و عمدتا هم به 24 ساعت هم نمي رسد ولي هيچ وقت بهشون نگفتم حتي به افراد خانواده اش هم نگفتم حال اگر حس ميكني كسي به زودي مي ميرد تو چه كاره هستي كه بگويي كه بعد از مردن بگويي ديديد حرفم درست بود من كه گفتم اون وقت نمي ترسي از چاه جهنم  چطور ميبرندت تو نمي دانم بماند.
12-اطلاعات را به اندازه ظرفيت آدمها در اختيارشون قرار ميدهم
1313-از سخنان نا اميد كننده نسبت به مردم خودداري ميكنم تو اصلا خوب نمي شوي بيخودي تلاش نكن نيا برو ديگر تو را نمبينم اصلا از اين صحبتها با كسي نداريم.
اين خلاصه اي بود از يك چارچوب هنوز هم موارد ريزتر وجود دارد كه اضافه ميكنم شما هم چنين بنويسيد.
سوال از جمع : مواردي كه فرموديد نسبت به هم انطباق دارد اما زماني هست كه ما انتظاراتي داريم اما با كارهايي كه ميكنيم تطابق ندارد اينها را چه كنيم.
پاسخ : براي همين ما چارچوب مينويسيم تا بفهميم اين مشكل از جانب شماست يا طرف مقابل اگر از جانب شماست بايد رفع شود اما از طرف مقابل باشد بايد او را آگاه كني و كمكش كني رفع شود اگر قرار بود اينها كاملا منطبق باشد ديگر  نياز به چارچوب نبود خود به خود در چارچوب بوديم.
در طول سالهايي كه كار درمان انجام دادم ازسوي خيلي از افراد كه در جايگاه خود صاحب نفس بودند توصيه هاي  عجيبي داشتم و از آنجايي كه خيلي آدمها را دوست دارم و علي رغم اينكه خيلي راحت حرف ميزنم و رك هستم ولي درباره افرادي كه با من در ارتباط هستند خيلي شرم حضور دارم و نميگويم من چه ميخواهم حتي خيلي از مواقع هم نميگويم من مريض ميشوم بهشون نمي گفتم شما من را آزار ميدهيد بعد از شما من بيمار ميشوم خيلي هم سختي اش را كشيدم . پيري بود به من ميگفت  دو تا اشكال بزرگ داري بابا جان يكي اينكه مجاني كار ميكني مردم چيزي  را كه بهايش را نمي پردازند ارزش قائل نيستند با تعجب نگاه كردم گفت اينگونه نگاه نكن از مردم چيزي بگير خودت انتخاب كن بهشون بگو پول بدهند گفتم حاج آقا من از كسي پول نمي گيرم گفت پول نگير تو خرج كنی اون پول را بگير در حضور خودشان به خانواده هاي فقير بده. يا ازشون پول بگير يا ازشون ذكر بگير يا ازشون تاوان بگير مثلا طرف سيگاري است بگو به خاطر كاري كه انجام ميدهم سيگارت را ترك كن  نميكند نيايد.
ولي من اين كار را نكردم و بعد يك توصيه ديگر كرد گفت يك روز دو روز كار ميكني سه روز آف برو تو غار. در خانه ات را بببند با كسي حرف نزن همه چيزهايي كه خوردي بايد پس بدهي من اين را هم گوش نكردم حالا اين مورد را بعد از اين انجام ميدهم.
ادامه سوال: من چگونه ميتوانم اين موارد به طرف مقابل بفهمانم يك زماني افراد مقابل شايد غريبه باشند اما با نزديكان نمي شود بايد چه كنم؟
پاسخ: عمل كننده باش معمولا تعهداتتون منطبق بر انتظاراتتون است غير از اين باشد نامتعادل است اگر انتظار داشته باشي در قبال دادن يك استكان يك ليوان بگيري آدم نامتعادلی هستيد ولي ميگوئيد من يك استكان ميدهم از شما هم انتظار يك استكان دارم استكانت را درست تحويل بده و به طرف بفهمان من يك استكان دادم كه يادش بماند در زمان لازم او هم بايد يك استكان بدهد با تمرين جا ميافتد.
سوال از جمع:در باره مهمانهايي كه به مراسم دعوت ميكنيم اگر اجازه ميدهيد افرادي كه بعد چند بار دعوت هنوز نيامده اند ديگر دعوت نكنيم .
پاسخ: ما اصلا قانونمان همين است يك مقداري گرفتاري هاي من نگذاشته به اين امور برسم بعد سه بار ديگر دعوت نيمكرديم.
ادامه سوال از جمع: اگر اجازه ميدهيد  متنی آماده کنیم و به مهمان‌ها بدهیم که قبل مراسم چه بخورند غذای بو دار نخورند و یا به مهمانها تذكراتي بدهيم بلاخص درباره حجابشان.
پاسخ: ما چارچوبهايمان را براي همين مينويسيم چون هر كدام از ما بعد از اين يك سربازيم هميشه قرار نيست من و يا عده خاصي تذكر دهنده باشند هر كدام بايد يك سرباز وظيفه تربيت شويد اين مجلس جاي ديگري عروسي و يا عزا مردم بفهمند رفتار درست چيست. همين چند نفر حاضر در جمع سربازهاي الگو و ايده آل باشند در جمع 120 نفري كه اينجا جمع ميشود کسی ميتواند حركت اضافه بكند؟ نه، نفر داشتيم خانم از در آمده غرق آرايش اشاره ميكنند چيزي بگويم میگویم نه موقع رفتن نشان دادم اين همان فرد است چرا موقع رفتن رفت آرايشش را پاك كرد روسري كوچكش را بزرگتر كرد كه موهايش را بيشتر بپوشاند چرا چون همه را در جمع محجبه ديد حال چرا گاه بين خودمان پيدا ميشوند كساني كه اونجوري مينشينند و تغييري نمی كنند چون بين جمع خانمها دخترخانمهايي داريم كه نامناسبند . وقتي شما صاحب الگو شديد نمي توانيد آن گونه بگرديد حركت ميكنيم چارچوبها را بنويسيم  و عملي كنيم به همين دليل اون وقت نه فقط در اين جا همه جا  هر جا شما قرار ميگيريد يك شخصيتي بايد ارائه كنید كه همه متوجه حضور شما در آنجا به عنوان يك فرد مصمم بشوند. چارچوبها را بنويسيد.
سوال از جمع:ميخواستم بدانم اينكه فرموديد طرف مقابل را متوجه كار خود كنيم معني اش چیست و آیا این منت گذاشتن محسوب نمیشود؟
پاسخ : نشد من كه نگفتم هر دقيقه با كلام عنوان كنيد. بلکه با حركت با رفتار عنوان کنید.
وقتي شما كه اونجا نشستيد خانمي ميآيد داخل و بر خود واجب دانستي براي اعضاي جديد جاي راحت و خوب و مشرف به مراسم را در اختيار بگذاري از جا بلند ميشوي و جايت را به او ميدهيد لازم نيست بگويي ميداني من جاي خوبم را به تو دادم.
سوال: بعضيها نمي فهمند
پاسخ: بگذاريد شيوه كلي اصلاح شود بعد به استثنا ها هم ميرسيم .
سوال از جمع:  من دارم روي يک ويژگي کار ميکنم اینکه آدمها را با تمام ويژگيهايشان بپذيرم با تمام حسنات و عيوبشان حال ميفرمائيد چارچوب ببنديد آدمهاي مقابل در برابر چارچوب ما خيلي لطف کنند ده تا بيست درصد عمل کننده هستند شمشير بايد کشيد؟
پاسخ: نه ما وقتي  در مقابل آدمهاي مقابلمان چارچوب داريم اينها را تعيين کرديم نگاه ميکنيم  ما که تعهداتمان را انجام ميدهيم آنها نسبت به ما تا چه حد انتظارات ما را برآورده ميکنند گاهي اوقات 80 درصد گاهي 60 و يا 40 و 30 .
کسي هست وقتي 80 درصد انتظاراتش را هم برآورده ميکنند ميگويد مورد قبول نيست  اما کسي هم هست اگر بيست درصد انتظاراتش را برآورده کنند ميگويد آدم ارزشمندي است درست است که با من آنطور که انتظار دارم برخورد نميکند اما به علت ويژگيهاي ارزشمندي که دارد من او را همينگونه ميپذيرم علي رغم اينکه انتظارات من را برآورده نکرده است. ولي شما آگاهانه اينکار را ميکنيد کسي که ناآگاهانه ميگذرد او آدم شکست خورده  است چون در نهايت به نا اميدي ميرسد اما من ميدانم اين حقم است و حقم را انتخاب کردم به شما ميبخشم و به همين دليل نا اميد نمي شوم اما در خانواده خودم اگر بچه ها خطا کنند به سادگي نيمگذرم آن هم علت دارد نه اينکه بي منطق باشد.
اين چارچوب من است شما اختيارتان با خودتان است هر جا تطبيق نکرد يا آگاهانه فرد مقابلت را ميپذيري و يا نه قطع ارتباط ميکني.
سوال از جمع:من هميشه فکر ميکردم نوشتن چارچوب چه ضرورتي دارد چون تعهدات خود را نسبت به مردم ميدانستم اما انتظارات خود را نمي دانستم چون ياد گرفته بودم اگر کاري رابراي خدا انجام ميدهم اينکه ديگري انتظار من را برآورده ميکنند يا نه برايم مسئله نباشد مثلا اگر انتظار داشتم طرف مقابل براي من کاري انجام دهد و يا احترامي بگذارد اگر اين کار را نمیکرد چون نيتم براي خدا بود ناراحت نمیشدم سوالم اینجاست چرا بايد بنويسم چون عادت کرده ام انتظاري نداشته باشم مگر در مورد خانوده ام بالاخص بچه ها يم که تربيتشان بر عهده من است لطفا بنده را راهنمايي بفرمائيد که چه بايد انجام بدهم؟
پاسخ:در مقام يک انسان عادي که روي زمين زندگي ميکند براي اينکه خوب زندگي کند کسي را مورد ظلم قرار ندهد چارچوبهاي دوطرفه بايد رعايت شود بنابراين در انتخاب روابطتتان اگر واقعا زندگي روي زمين و اين حرکت افقي را ميخواهيد خوب انجام دهيد و بايد اين چارچوبها انجام شود اما اگر خواستيد در پله بالاتري گام برداريد اين پله تاوان ميخواهد بها دارد چون کسي که در پله بالاتر است اگر بخواهد گذشت نکند بايد رو در رو باشد و اين يعني هر دو در يک پله هستند مقابل قرار گرفتن و پاياپاي قرار دادن يعني در يک پله اما اگر انتخاب کردید در پله بالاتري باشيد ديگر مقابل نيستي و اصولا چون شما بالاهستي از بالا به پائين سرريز میکند نه از پائين به بالا و ناخودآگاه شيوه حرکتتان و انتظاراتتان تغيير ميکند و بايد آمادگيش را داشته باشيد حالا اين تغييرات کم و زياد دارد انتخابش با شماست اينکه چه قدرش را انتخاب کنید حرج و گناهي بر شما نيست اگر  میخواهيد اضافه تر ببخشيد بازهم گناهي به شما وارد نمی کند اگر در يک سطح مانديد شما را در سطح زمين آدمي شايسته به شرط اينکه پايبند قواعد دينتان باشيد معرفي ميکند اما اگر بالاتر رفتيد بايد بخشش کنيد بايد بدهيد. اگر من دلم ميخواهد به سفره من فاطمه زهرا سر بزند چون فاطمه زهرا باید بينديشم و حرکت کنم نمیتواني او را بخواهي و اين را نکني امکان ندارد من چه توهين ها را که پاسخ نگفتم چه حقها را که دو دستي دادم که به روي مردم نياوردم که اين مال من بود تو بردي چرا چون خانم من، سرور من، بزرگ من ميگويد اول همسايه بعد خانواده من هم مثل او حرکت ميکنم چارچوبهايتان را در سطح زمين بنويسيد بعدکه ديدید اينها جاري شد محقق شد در زندگي روزمره شما، بعد پله بالاتر را با هم مينويسيم در پله هاي بالاتر ميگويم چه بايد بدهي و چه بايد انتظار داشته باشی اما اگر نتواستي همينجا بمان و دنبالم نيا نه اينکه من بالا باشم يا بالاتر از شما باشم نه من  ميروم در دهان شير تو طاقتش را نداري شير من را گاز گرفت بگذار من درد خود را بکشم درد تو را نکشم.
صحبت از جمع: دو عدد عنوان شد به عنوان میزان تامین انتظارات ما توسط مردم که به نظر من خيلي نا انصافي است چون حداقل 50 درصد است و اين تعادل در خلقت هست 10 درصد به نظر من کم لطفي است اما مسئله ای که عنوان شد در مورد اينکه انتظار نداشته باشيم ما اکثرا اينکار را انجام ميدهيم اما اگر ما محبت ميکنيم عشق مي ورزيم يادداشت نکنيم اين اصلا بخشش نيست بخشش زماني است که يادداشت نکنيم يادادشت کردن در ذهن ميماند و در آينده فاجعه ايجاد ميکند نبخش اما ميبخشي ننويس بخشش يعني يادداشت نکردن و اما در مورد چارچوبهايي که نوشتيم مسلماً در اول با مشکل روبرو می شیم به‌خصوص با نزدیکان ولی  فکر نکنيم نوشته ما صد در صد درست است بايد منطقي برخورد کنيم من اکثرا طرف مقابل خود را حداقل 70 درصد برآورده کننده انتظاراتم مي بينم دليلش هم اين است که خودخواهي خودم را خوب ميشناسم 50، 60 درصد خودم مشکل دارم و بايد اين مقدار گذشت کنم.
پاسخ: شما بدون نوشتن چارچوب داراي چارچوب هستيد ولي من نمي توانم مشکلات مردم را به شما بگويم آدمها را مقابلتان قرار بدهم و بگويم چه فاجعه اي در زندگيشان دارد اتفاق ميافتد فقط به اين دليل که خودخواهي هاي خود را نمي شناسيند و به اين دليل خودخواهي هاي طرف مقابل را خوب مي بينند ولي اين چارچوبها به آدمها کمک ميکند علي الخصوص گفتم بياورید من ببينم به خصوص درچارچوبهايي که  خيلي مشکل داريد من بتوانم کمکتان کنم آن موقع ميتوانم بگويم تو بدي چرا اين همه انتظار داري اين نوشتن کمک ميکند تا به اين نقطه برسيم و خوب بشناسيم دقيقا منظور من همين بود خيلي نكته جالبي را ايشان اشاره كردند چون من در خودم 60 درصد خودخواهي را مي بينم به طرف مقابلم هم اجازه ميدهم او هم 60 درصد خودخواهي با من داشته باشد ولی شما هم اینگونه فکر میکنید؟  آن وقت علت اصلي همه دردها خود و همه آدمهايي كه با زندگي ميكنند و صاحب درد هستند را ميفهميد ببنيدهمه خانمها اكثر مريضند چرا ؟  بهش باید فكر كرد تكنولوژي پيشرفته جارو برقي، ماشين لباسشويي، ماشين ظرفشويي، آرامپز، مايكروفر، پلوپز و و و اين همه رفاه چرا خانمها بيشتر مريض هستند؟ چون هر چه بيشتر اينها را ميخرند مردها در محيط بيرون بيشتر ميدوند و چون بيشتر ميدوند فكر ميكنند محق هستند وقتي به خانه هايشان  ميآيند به هيچ چيز نگاه نمي كنند اكثر تومور بدنهاي خانمها كه در بين خانمها بيشتر است علتش اين است كه زنها هنوز هم در جامعه ما بر اساس تربيتشان به مردها نگاه ميكنند ولي ميدانید مردهاكم توجهي ميكنند شما چه قدر وقت است به خانمتان نگاه كرده ايد؟گاها حتی در همسران موفق آنقدر  دورشان ستاره ستاره می خوره که شب می شه و به خواب می‌روند و همدیگر را ندیدند . ببنيد چه كرديد يك دليل بيشتر ندارد چارچوب توقعاتي و تعهداتي نداشتيد الان شروع كنيد الان بنويسيد جلوي ضرر را  هر جا بگيريد منفعت است یا علی مدد تا جلسه آینده شمارا به خدا میسپارم .

 

 

 

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید