منو

پنج شنبه, 29 شهریور 1397 - Thu 09 20 2018

A+ A A-

شناخت ادب در تمامی زمینه های زندگی بخش هشتم (ادب شنیدن)

 بسم‌الله الرحمن الرحيم

 ادب شنیدن:

صحبت از جمع

1. در مورد شایعه پراکنی ، آیه 6حجرات : ای کسانی که ایمان آورده اید اگر فاسقی برایتان خبری آورد نیک وارسی کنید  تا مبادا به نادانی گروهی را آزار رسانید . آن گاه بر آن چه کردید پشیمان شوید.

صحبت استاد :

دقیقا همین طور است . همان کاری است که همه اقوام ایرانی به وفور بلدند و انجام می دهند . محافل آقایون که از این قصه فریاد می زند . چون دور هم جمع می شوند آثار دزدی ها و بخور بخورها و کلاه گذاشتن ها و جالب این که همگی بدون سند است . ووقتی می پرسی از کجا می دانی ؟ می گوید که فلانی گفت . حالا او از کجا می دانست ؟ میگوید نمی دانم . از یک جای موثق شنیده است . و الی آخر . شما حق ندارید که هر حرفی را همه جا تکرار کنید . می دانید که یکی از چیزهایی که قوم ایرانی را از بین برده است منتقل کردن مواد گیاهی است . شما هرچه بدست می آورید سریع به هم خبر می دهید و به هم تجویز می کنید . این امکان ندارد .مزاج آدم ها با هم متفاوت است . دردها یکی است ولی مزاج ها با هم فرق دارد . پس داروها هم با هم متفاوت است .

 مواظب باشید که به این گوش ها خیلی چیزها می رسد ولی اصلا قرار نیست که پخش شود . گوش می شنود. چشم ها می بیند .و زبان ها پخش می کند . هر سه تا با هم شریک جرم و هرسه روز محشر حساب و کتاب پس می دهند . پس هر کسی هرچه گفت فورا منتقل نکنید . اگر هم شخصی گناهی کرده و شما با چشم هایتان دیدید و بر شما موثق شد که حتمی است شما فقط در محضر یک دادگاه مجاز هستید که آن را بیان کنید . تا حقی از کسی ضایع نشود . چرا آن را در جامعه پخش می کنید ؟ چند نفر هم که آن گناه را بلد نیستند یاد بگیرند ؟ پس رواج دهنده گناه کیست ؟ شمایی که آن را پخش می کنید .

صحبت از جمع:

دو حدیث از حضرت علی در میزان الحکمه است. که می فرماید:

2. اگر دانشمندی گویا نیستی پس شنونده ای شنوا باش .

3 . بدانید که شنواترین گوش ها گوشی است که پند و اندرز را بشنود و آن را پذیرا شود .

صحبت استاد :

یا حرف بزن تا مردم از گفتار حکمت آمیز شما بهره ببرند . اگر هم نمی توانی گوش شنوا داشته باش . گوش شنوا را حضرت تعریف کرده است . گوشی است که حکمت ها و پندها  را می شنود و پذیرش می کند و به کار می برد.

صحبت از جمع:

4.گوش نسپردن به هر سخنی   : آداب اسلامي به انسان مؤمن مسلمان اجازه نمي دهد كه به هر سخني گوش بسپارد. امام جواد(ع) در رهنمودي در تحف العقول مي فرمايد:

كسي كه به سخن گويي گوش فرا دهد او را پرستش كرده است. بنابراين اگر از خدا مي گويد، خدا را پرستش كرده و اگر از زبان ابليس مي گويد، ابليس را پرستيده است.

5. علاقه نشان دادن به سخنان گوينده

ادب ایجاب می کند انسان هنگام شنيدن سخنان ديگران، حالت پذيرش را نشان دهد. اگر كسي خبر، داستان يا مطلبي را بازگو مي كند، بايد چنان با علاقه به آن گوش فرا داد كه تصور شود شنونده نمي داند و براي نخستين بار است كه مي شنود، نه اينكه با بي اعتنايي، به گوينده بفهمانيم كه آن را شنيده و خوانده ايم و از آن آگاهيم.

همچنين شنونده نبايد خود را داناتر از گوينده فرض كند و به گفته هاي او گوش ندهد يا بي اعتنايي كند و گمان برد هر چيزي را مي فهمد و نيازي به شنيدن ندارد. فراموش نكنيم كه امام علي(ع) فرموده است: «مَن اَحسَنَ الاِسماعَ تَعجَّلَ الانتفاع؛ كسي كه خوب گوش دهد، زودتر سود مي برد». غررالحكم و دررالكلم آمدي

6 . اجازه گرفتن براي شنيدن

يكي از آداب گوش دادن، اجازه گرفتن است. اگر كساني با هم سخن مي گويند و مايل نيستند ديگران، سخنانشان را بشنوند، نبايد ميانشان نشست و به حرف هايشان گوش داد. يا بايد از محل سخن گفتن آنان بيرون رفت يا از آنان اجازه گرفت يا به نوعي خود را به كاري مشغول ساخت كه سخنان آنان به گوش نرسد. دست كم آنكه بايد بي توجه بود، نه حساس براي گوش دادن و پي بردن به محتواي سخن آنان. در اين باره فرق نمي كند كه سخن گفتنشان، حضوري باشد يا تلفني. در همين زمينه، رسول خدا صلی الله علیه و آله مي فرمايد: «اذا كانَ اثْنَانِ يَتَناجَيانِ فَلاتَدخُلْ بَينَهُما؛ وقتي دو تن آهسته سخن مي گويند، ميان آنها داخل مشو». نهج الفصاحه ص 374

7 . قطع نكردن گفتار گوينده

شنونده بايد با تحمل و صبوري به سخنان گوينده گوش دهد تا گفتار او به پايان برسد. بريدن سخنان گوينده با هر لحني كه باشد، نشانه بي ادبي است و ارزش شنونده را پيش گوينده كم خواهد كرد. در سيره اخلاقي حضرت رسول صلی الله علیه و آله آمده است «هنگامي كه كسي سخن مي گفت، به او گوش مي داد تا گفتارش پايان يابد»..

 صحبت استاد :تمام این رهنمون ها از جانب بزرگان دین برای چگونه سخن گفتن و چگونه دیدن و چگونه شنیدن است . از بزرگان خوانده شد که میان حرف دیگران نپرید . و تاثیر آن این است که شما وقتی در یک حالت روحانی چیزی را مشاهده کنید اگر یاد نگرفته باشید که  صبورانه گوش دهید و صبورانه نگاه کنید و آرام بنشینید زمانی که اولین صحنه را دیدید ناگهان به میان می پرید .ولی دیگر همه چیز از بین می رود . و دیگر فایده ای ندارد . برای این هم که شده و می خواهید آن را از دست ندهید یاد بگیرید که صبورانه گوش دهید و صبورانه نگاه کنید و صبورانه  سخن گویید . اگر هم کسی به میان صحبت شما پرید شما ساکت شوید و اجازه دهید حرفش را بزند . بالاخره بعد از چهار یا پنج دفعه متوجه ادب کردن شما می شود .

 صحبت از جمع :

 8 .از آقا امام صادق (ع) روایت است که می فرمایند: استراق سمع از آداب ناپسند اجتماعی است . که گاهی مفاسد وپیامد های تلخی را به دنبال دارد .

 و از آقا امیرالمومنین که می فرمایند: که نه  هر که گوش دارد شنوا است و نه هر که می نگرد بینا است .

9 . در موردآداب گوش کردن : زمان گوش کردن گوینده را با خودمان مقایسه نکنیم . دیگر این که در زمان گوش کردن در مورد شخصیت گوینده  قضاوت نکنیم . زیرا که این باعث می شود به خوبی  حرف های گوینده را متوجه نشویم.

صحبت از جمع:

10 . در مورد آداب شنیدن من یاد ضرب المثلی افتادم . که شنیدن کی بود مانند دیدن . و این سه مقوله دیدن و شنیدن و گفتن با هم ارتباط مستقیم دارد . و این که اگر ما هر چیزی را نشنویم و هر چیزی را نگوییم  قلب باز می شود و چشمان ما باز می شود به آن چه که باید ببیند . پس باید که نشنویم تا ببینیم .

استاد :

البته اين شنيدن و ديدن با شنيدن و ديدن چشمها وگوشها فرق مي كند.اين يك مقدار زيادي با هم متفاوت است ولي شروعش از اين قسمت است.

  الان ماشاءالله مادرها خيلي راحت هستند وقتي بچه هاي خود را مي خواهند به دست شويي ببرند اصلاً اهميت نمي دهند وسط نشيمن و حال و پذيرايي شلواربچه راپايين مي كشند تا دست شويي ببرند. خيلي كار زشتي است حالا بعضي ها هم كه مبادي آداب هستند و مادرها رعايت كرده باشند بچه هاي آنها خيلي به اين نكته حساس هستند .بچه ی  كوچك وقتي مي خواهد دست شويي برود حتي اگر يك مادري بي پروا بود به اين مسئله توجه هم نكرد شما اورا نگاه نكنيد. اصلاً دليلي ندارد.يك مقدار پروا كنيد در نگاه كردن خود ، پروا کنید در شنيدن خود، آرام آرام در گفتن ما هم پروا مي شود. و اگر اين سه عضو با حيا نشود با تقوا نشود راه به هيچ كجا نمي بريم.هيچ كجا ما را راه نمي دهند.آدم بي حيا در هر مهماني معمولي وارد شود مي گويند واي باز هم اين آمد چون وقتي مي نشيند كلمات زشت بكار مي برد. حالا شما تصور كنيد به عالم حقيقت چطور راه مي دهند؟اصلاً امكان ندارد.

صحبت از جمع :

11 .سوره زمر آيه 18 به سخنان گوش كردن و بهترين آنها را پيروي كردن

استاد :

آنهايي كه عادت كردند فست فودهاي آشغالي مي خورند ببخشيد ولي آشغال است دروغ نمي گويم.بعد از يك مدت طولاني وقتي به آنها مزه ها را بدهيد كه از هم تفكيك كنند ديگر نمي توانند. وقتي مزه هاي دنيايي را كه يك چيز پست دنيا است اگر شما عادت كنيد به خوردن چيزهاي آشغال و محرك هايي كه خودشان را سوار مي كنند به مزه ها، شما وقتي كه يك چيزي مثل مرغ سوخاري يا پيتزا مي خوريد شما وقتي ان را در دهان خود مي گذاريد مزه قالب و بسيار آشكار تندي است حتي ادويه كه بكار رفته نمي توانيد حدس بزنيد. چون تندی چنان سوار شده است كه ما بقي را در خود گرفته است حالا ما بگوييم كه شما كنار ديگ شله زرد  بشينيد و بو كنيد . من بو مي كنم مي گويم شيريني آن كم است. چون از طريق بويايي زبان من مزه را حس مي كند. حالااگر اين آشغال ها را بخورم ديگر حس نمي كند. حالا شما ببينيد اگر عادت نديده است كه زبان شما با ادب باشد ، گوش شما اصوات تفكيك شده را بشنود. در موسيقي اگر مي خواهيد موسيقي گوش كنيد موسيقي را گوش كنيد كه وقتي كه به اصطلاح در عالم گوش هستيد و فقط داريد مي شنويد بتوانيد سازها را تفكيك كنيدو بفهميد.آنوقت وقتي كنار آب مي نشینيد موسيقي آب را مي فهميد من با خاک حرف مي زدم.خاك قشنگ حرف مي زند. اين گوش كه نمي فهمد اما از بس سعي كردم چيزهاي بد گوش نكند ، اصوات ناهنجار نداده ام ، سعي كردم حرف هاي مزخرف را نشنوم.الان پاكيزه تر است.قبلاً ملاحظه مي كردم و گوش مي كردم خجالت مي كشيدم به مردم بگويم بس است.الان ديگر آن ملاحظه را نمي كنم جلوي آدم هارا مي گيرم خيلي راحت. نگو براي چه مي گويي ؟ اصلاً به ما چه ربطي دارد؟اگر ما بدانيم يا ندانيم چيزي اضافه يا كم از ما مي شود ؟ مي گويد نه.پس مي گويم براي چه بدانيم؟حرف نزنيم.گوش شما موسيقي هستي را بايد بشنود.زيباترين موسيقي عالم، موسيقي عالم هستي از بطن حقيقت است.چه طوري‌؟ نعلين هاي مختلف خود را بكن بیا جلو.آن وقت مي بينيد كه هست.سهم همه هم سرجاي خود است . من سهم خود را مي خورم شما هم بياييد و سهم خود را بخوريد.بيشتر از آن هم نياز نداريد. حالا تاره وقتي وارد مي شويد در جريان مي بينيد سهمي وجود  ندارد.همه آنها يكي است.

صحبت از جمع :

ما همان قدر كه خودمان را عادت بدهيم كه يك سري چيزها را نشنويم و جلوي آن بايستيم زماني هم كه فكر مي كنيم آن حرف درست است خوب گوش بدهيم ما به واسطه درست نشنيدن و خوب گوش ندادن يك وقت هايي يك فاجعه هايي در خانواده ، دوستان ایحاد می کنیم ،يا در زماني كه يك كسي از ما كمكي خواسته است و ما بايد درست گوش بدهيم تا درست او را راهنمايي كنيم اگر خسته هستيم و حوصله نداريم بگوييم بعدا در مورد اين مسئله صحبت مي كنيم يا الان خسته هستم و نمي توانم مثلاً يك وقت هاي من مي بينم آدم ها با هم صحبت مي كنند بعد طرف مجله مي خواند يا موبايل را نگاه مي كند. خود ما هم متوجه مي شويم.من اگر به شخصه ببينم اگر اين طور است به يك زمان ديگر آن را محول مي كنم.اما به هر حال ما هم به عنوان يك شنونده مسئول هستيم نسبت به آن چيزي كه مي شنويم درست بشنويم و درست تحليل كنيم .

استاد :

 12 . به عبارت بهتر و خلاصه بگويم يا اصلاً نشنويم يا اگر شنيديم درست بشنويم.چيزي كه مي گويند يا به درد ما الان مي خورد و صحيح است يا نمي خورد. چرا مي گذاريد حرف بزند به او بگوييد نگو.من نيازي ندارم.اما اگر فكر مي كنيد كه خوب است درست گوش بدهيد. همه چيز شما بشود گوش .

ادامه صحبت از حمع :

در مورد موقعيت شنيدن مثلاً اگر ما الان در موقعيت خوبي نيستيم يك جايي هستيم كه تلفن ما قطع  و وصل مي شود داريم چيز مهمي مي گوييم كه صداي طرف خوب نمي آيد آن را محول كنيم به زماني ديگر يا مثلاً فاصله ما با آن طرفي كه مي خواهيم چيزي به آن بگوييم زياد است بعد نمي شنود مثلاً اگر من يك چيزي مي خواهم به كسي بگويم كه در حياط است بايد داد بزنم بعد ان هم مي گويد چي ؟سعي كنيم موقعيت هاي خود را سنجش كنيم

استاد :

13 . موقعيت هاي خود را سنجش كنيم در چه جايگاهي و در چه شرايطي بگوييم و بشنويم.حتماًاين هم از آداب بسيار مهم  شنيدن است نه شنيدن نگاه كردن و حرف زدن هم همين طور است.

صحبت از جمع :

از امام صادق (ع) ميزان الحكم جلد هشت آورده ام :صفحه 614 حديث 15685 البته دو حديث بسيار بزرگ است که من مختصرعرض مي کنم حديثي كه مي فرمايند‌:ايستگاه هاي قيامت طولاني است هزار سال براي گناهان گوش هايمان ، هزار سال براي چشمانمان و نیز براي تمام اعضاي بدن ما.

استاد:

ايستگاه هاي آن متعدد و هر ايستگاهي البته به تناسب عملكرد است بعضي ها هستند كه در هيچ ايستگاهي توقف ندارند خوش بحال آنها كاشكي ما هم به پر قباي آنها آويزان باشيم ما را هم بتوانند با خود ببرند.

 

 

 

 

 

بسم‌الله الرحمن الرحيم

 شاه کلید گشودن صندوقچه های رفتاری                                                                                                               07/11/93

يكي از جملات متداول و جاري كه مدام براي من تكرار مي گردد اين است  كه آدميان من را مي بينند در مقابل من قرار گرفته با چشمان مشتاق  ومنتظر من را مي نگرند سپس مي گويند يك چيزي به من بگو.خيلي با من اين كار را انجام مي دهند من مي پرسم چه چيزي ؟آنها مي گويند هر چيزي اما من مي دانم كه در نود و نه درصد مواقع راست نمي گويند تنها انتظار يك تائيد براي خود دارند يا اعلام ارتقاي درجه براي خود كه ما تعريف كنيم و بگوييم كه شما خيلي تغيير كرديد خيلي خوب شده اید خيلي بالا رفتيد .و همين ،كار را بسي مشكل مي كند. امروز مي خواهیم شاه كليدي،  نه من مي خواهم كه مي خواهيم به جمله بندي هاي گفت و گو هاي من بايد خيلي توجه كنيد يك جاهايي مي گويم : این برایم اینجور می شود اما حالا می گویم امروز می خواهیم شاه کلیدی بر قفل همه اعمال و رفتارها به دست همگان بدهیم تا خودشان بتوانند صندوقچه پر رمز و راز رفتارهایشان را بگشایند و بر آن بنگرند. اگر در آن خطا و یا کژی یا ناخوشایندی دیدند در خلوت خویش بنگرند و درصدد رفع آن برآیند. ان شاءالله.

بار ها عرض کردم هر عملی، هر رفتاری ، یا هر چیزی در عالم هستی دارای دو وجه ظاهر و باطن می باشد که اگر آن عمل ، یا رفتار و یا آن چیز از درجه اعتباری بالایی بر خوردار باشد اولا می بایستی ظاهر و باطن در هر زمینه ای بر هم منطبق باشد ، ثانیا پس از انطباق بر هم در جهت تکامل جریان هستی در حرکت باشد. حالا یعنی چی؟ مثلا یک پسر و یا یک دختر را در نظر بگیرید. در بدو تولد با توجه به ظاهرجسمی یکی را دختر و دیگری را پسر می نامند. برایش لباس  تهیه می کنند بر حسب جنسیتش برایش نام می گذارند . به مرور هم که بزرگ می شود اعمالی در شأن جنسیتش به او می آموزند تا او رفتار کند. و هر چه بزرگتر می شود انتظار می رود که عملکردش با شرایط ظاهری اش همخوانی داشته باشد و اگر چنین نشود اختلال بزرگی برای او و دیگران بوجود می آورد که نمی دانند با او چگونه رفتار کنند. او دختری است اما اعمال و برخوردهایش منطبق بر ظاهری پسرانه است. این یک تضاد است که او را دچار مشکل می نماید . این را درمانی جداگانه است. اما می پردازیم به پسران و دخترانی که ظاهرشان و رفتارشان بر هم منطبق است. ظاهری پسرانه دارند ، رفتارهای پسرانه هم از آن سر می زند و یا ظاهر دخترانه است و رفتارهای دخترانه هم از آن سر می زند. خب تمام شد؟ خیر! مثلا پسران جوان " مـــرد شدن " را خیلی علاقه دارند. بسیار طالبند که دیگران آنها را مرد بدانند . آنهایی که در خانه شان پسر نوجوان داشتند این موارد را به عینه دیدند. نوجوان پسر مرتب جلوی آینه می رود، به سیبل هایش دست می کشد بلکه بتواند سیبل هایش را بیشتر بیرون بکشد چراکه فکر می کند اگر سیبل هایش بیرون آید دیگران می گویند وای چقدر مرد شده است. دوست دارند که آنها را مرد بشناسند و پذیرش کنند اما نمی دانند مردی یک صورت ظاهر دارد و یک باطن. آن هم باطن محکم که باید با هم توأم شود . صورتی که فقط ادای باطن را همراه دارد مفهومی محکم و قوی نخواهد داشت. بعضی از پسرهای خیلی نوجوان مویی در صورتشان نیست می روند یواشکی ریش تراش  پدرشان را بر می دارند و بر صورت می کشند. حالا اگر مادرش ببیند و جیغ و داد کند با پرخاش  کارش را توجیه می کند  که چیه ؟ مگر بابا ریشش را نمی زند؟ اما فی الواقع شنیده است که اگر اینکار را بکند موها تندتر ، کلفت تر و سیاهتر خارج می شود و اون هم صاحب ریش می شود آنوقت مردم می گویند مـــرد شده است. خیلی ساده بگویم. مردی که از مرد بودن ، ظاهری مردانه و رفتاری که تو خالی است همراه دارد، مـــرد نمی توان انگاشت پس باید باطن مردانه را هم شناخت . حالا این باطن چه ویژگی هایی دارد؟ مــــرد را تعریف می کنم:

1. مرد قدرتمند است ولی از قدرتش در جهت آزار ضعیف بر نمی آید حتی اگر از سوی ضعیف مورد اهانت و سختی هم قرار بگیرد.

2. مرد دارای وسعت وجود است. یعنی کمی و کاستی وجود دیگران را می بیند، می پذیرد و در وسعت وجود خودش پنهان می کند. حالا به نظر شما به  آقایی که دوستش مشکلاتی دارد و در نظر دیگران قاه قاه می خندد و مشکل دوستش را بیان می کند می توان مرد نامید؟ حتی اگر هیکلش به اندازه یک درخت تنومند دراز و بزرگ شده باشد؟ خیر این مرد نیست.

3. مــرد دارای محبتی عظیم است از جنس محبت پروردگار خودش ، اما در اعتدال آن را بروز میدهد . یعنی در وقت تنبیه غضب می کند و در وقت تشویق دریای مواج مهربانیش را سرازیر می کند.

4. مـــرد صاحب گذشت و بخشش است. با بزرگی بسیار خطاهای دیگران را می گذرد. اگر هنوز هم منتظری آنکس که خطا کرده است بیاید در حضور تو طلب بخشایش کند، خودش را کوچک کند بشیند زیر پایت تو مرد نیستی . اگر اون این کار را کند شاید بشود به آن گفت مرد اما به تو نمیشود گفت مرد. مطمئنا تو مرد نیستی. ادای مردها را در می آوری. مرد نیستی!

5. خداوند مرد را سرپرست زن ها قرار داده است. مـــرد مفهوم سرپرست را می فهمد. سرپرست یعنی کسی که در عین اداره نمودن امور درخدمت زنان قرار دارد. از خدمتگزاری هم کوتاهی نمی کند. زنش بد اخلاق است، زنش به او خدمت نمی کند. این زن تا زمانی که زن شماست بر گردن شماست تهیه پوشاک مناسب ، تهیه خوراک مناسب . یادتان باشد اگر اون برای شما  هیچ کاری نمی کند هیچ ربطی به شما ندارد. اون جای خودش مواخذه می شود . شما می خواهید مرد باشید. مرد کاری ندارد که اون چه میکند وظایفش را انجام می دهد. سرپرست بودن را فقط دستور دادن و حکم کردن نمی داند. بلعکس با زدودن بدی ها و زشتی ها از خودش یک الگوی صحیح در دسترس زن ها قرار می دهد تا زن ها این الگوی صحیح را بگیرند، به دنبالش بروند و اطاعت کنند . خلاصه از این قسم رفتارها که همگان می بایستی بنیادی باشد و تظاهری بر رفتار نباشد را در خود داشته باشند تا آن ظاهر مردانه، آن یل خیابان و بیایان را بتوان مـــرد نامید وگرنه مرد نمی توان گفت. حالا شما این روند را برای همه چیز و همه کس در نظر بگیرید. صد البته از خودتان شروع کنید. مقام زن بودن ، مقام مرد بودن ! یادتان می آید یکدفعه راجع به مادر بودن چه گفتم؟ راجع به مادر بودن گفتم همه دخترها وقتی متولد می شوند دختر هستند، ازدواج می کنند زن نامیده می شوند ولی وقتی بچه متولد می شود مـــادر بودن با تولد بچه متولد می شود . با تولد بچه دو موجود متولد می شود. یک فرزند جدید و یک مادر هر دو با هم متولد می شوند. مقام زن بودن، مقام مرد بودن، پدر بودن، مادر بودن، پسر بودن یا دختر بودن ، برادر یا خواهر بودن، همسر بودن، همکار بودن ، همسایه بودن، همشهری بودن دوست بودن و الی آخر. ما بی جهت و برای گذران صرف ماه ها و سال ها به این دنیا پا نگذاشتیم. آمدیم در هر قالبی و در هر جایگاهی که قرار گرفتیم مقام آن جایگاه را عرضه کنیم . اگر مرد هستیم مرد بودن را در نمایش بگذاریم، زن هستیم زن بودن را در نمایش بگذاریم، وقتی جایگاه فرزند هستیم فرزند بودن را به نمایش بگذاریم، مقام همسایگی و همسایه خوب بودن را به تصویر بکشیم. دقت کردید "همسایه" چه کلمه عجیبی است؛ هــم سایه . سایه هایشان کنار هم است . وقتی سایه ها کنار هم است آدمها باید کنار هم باشند نه مقابل یکدیگر . نه علیه هم . آمدیم مقام آن جایگاهی که بخاطر آن دنیا  آمدیم عرضه کنیم، به تصویر بکشیم. این شاید اصلی ترین مسئولیت ما  باشد. اولین قدم ببینید کی هستید، چند مقام را اشغال کردید ؟ چون ما همه مان عرضه کننده یک مقام نیستیم. مرد باشیم، اول مرد بودن بعد ، همسر بودن ، بعد پدر بودن ، اولاد بودن ، همکار بودن، همسایه بودن . شما در مقام برادر زن ، برادر زن خوبی هستید؟ می دانید چرا دامادتان با تو مشکل دارد چون تو اصلا مقام برادر زن را نمی شناسی. جایگاهش را نمی شناسی . اصلا برادر زن نیستی. شما اصلا برادر شوهر نیستی . خیلی ها برادر شوهر هستند و مقام یک برادر شوهر خوب را در این می بینندکه خانه برادرشان که می روند با همسر برادرشان هر نوع شوخی را بکنند، در حریم شان سرک بکشند. می گویند همسر برادرم برای من مثل خواهر می ماند. اصلا اینطور نیست . همه اینها از آنجا بوجود آمده است که ما نیاموختیم، بزرگترهایمان هم بلد نبودند به ما یاد دهند. نتیجتا امروز هیچکداممان اونجایی که باید باشیم نیستیم. ببینید آیا واقعا احراز شرایط این مقام ها را کردید یا خیر؟ آیا به گزاف یا به خطا بر آن مقام تکیه کردید؟ برای رسیدن به این نقطه باید بدانید که هر مقامی صورت ظاهر و بخش باطنی دارد و باید بدانید هر کدام از اینها دارای چه مشخصاتی است و خودتان را به آن مشخصات نزدیک کنید. ان شاءالله.

حالا بروید یک هفته فکر کنید و ببینید آمدید در دنیا چه چیز را عرضه کنید؟ تا امروز در هر سنی که هستید آیا موفق بودید؟ اگر موفق نبودید زود بجنبید . هیچکس نمی داند پایان دنیا کی هست. هیچکس نمی داند روزی که ظهور انجام می شود و همه حقایق آشکار می شود کی هست؟ شاید فردا صبح ، شاید هفته بعد ، شاید ماه بعد ، شاید سال بعد. شاید عمر ما کفاف ندهد ولی آیامی توان آسان فروخت؟ شما دارید روزهایتان را می فروشید.خبر دارید؟ خیلی زود می فروشید و خیلی هم ارزان می فروشید. خیلی ارزان! دیر نکنید.شما وظیفه ای داشتید . قرار بود بیایید در دنیا و یک چیزی را عیان کنید و به تصویر بکشید . و وقتی ناموفق رفتید چرا ناموفقی چون دستوراتت را درست انجام ندادی. وقتی دستوراتت را درست انجام ندادی حتما بازخواست می شوی. وقتی آب و خاک و باد باَزخواست می شوند آیا ممکن است من و شما بازخواست نشویم؟

 

 

 

 

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید