منو

دوشنبه, 04 تیر 1397 - Mon 06 25 2018

A+ A A-

گذری به جهنم وبهشت وعالم برهوت وکیفر آدمها

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه پیش در سوره فرقان سِیری کردیم در آیات 12 و 13 درباره دوزخ که عاقبت تکذیب کنندگان معاد است خواندیم و بسیار گفتگو کردیم اما ندانستیم جنس دوزخ از چیست ؟ در همان جلسه اشاره به آیه 24 سوره بقره نمودیم که خداوند آدمی را بر حذر فرموده از آتشی که هیمه آن آدمیان و سنگ هاست ، برای کافران مهیا گردیده است . پس از آن این آیات مرا سخت به خود مشغول داشت ، هر ساعتی لااقل چند دقیقه ای را به این مطلب می اندیشیدم . از خدای خویش تقاضای کمک و درک آن را داشتم تا امروز که پس از نماز صبح وقتی ذکر می کردم و شهادتین می گفتم آرام به خوابی عمیق فرو رفتم . خود را در پهنه عظیمی یافتم تنهای تنها . ابتدا قدری خوف کردم ولی ملکه ذهنم به مددم آمد ، یادآوری کرد که تو تنها نیستی ، در حیطه خدایی که خالقت می باشد بسر می بری . ضربان قلبم آرام گرفت ، شروع به حرکت نمودم ، هیچ چیز در آن پهنه عظیم نبود اما وجودم می فهمید که همه چیز هست ولی من قادر به دیدن عینی نیستم . سؤالات همانند ماشین های مسابقه با سرعت می آمدند و می رفتند و من جوابی برایشان نداشتم . فهمیدم که جواب ها در حیطه فهم من نیست ، آرام گرفتم ، خود را به امواج نادیدنی اطرافم سپردم . پس از سکون من آرام آرام تاریکی ها شروع به زایل شدن نمودند . من یکباره خودم را بیرون از آن پهنه عظیم حس کردم اما درکی نداشتم که بر چه چیزی قرار دارم . نگاهم سه بخش بزرگ و کنار هم ولی خالی از هر چیزی را درنوردید ؛ صبورانه نگاه کردم تا در زمان مدّ نظر حضرت حق محتوای آنها را ببینم . کم کم سه بخش روشن شد ، بخش اول با نوری دلپذیر روشن شد که رنگش در رنگهای دنیایی ندیده بودم ولی بسیار چشم نواز بود . در آن فضا هر چیزی که نیاز آدمی در دنیا بود و اگر می داشت خود را خوشبخت می پنداشت یافت می شد . همه چیز زیبا بود ، اثری از کهنگی ، پیری ، ناتوانی و یا امراض مختلف دیده نمی شد . همه چیز بود و برای همه کَس بود ؛ پس اثری از تأسف و حسرت ، حسد و ناامیدی وجود نداشت . هر چه بیشتر نگاه می کردم نکات زیباتری پیدا می کردم اما خیلی زود نگاهم را به جانب بخش سوم بردند . در بخش سوم و دوم که حالا دیگر روشن شده بود و فضایش خاکستری رنگ بود ، هیچ چیز نبود ، هیچ کَس نبود . جالب بود رنگ آن دو فضا را نوری خاکستری عیان می نمود ، چگونه ؟ نمی دانم . با تعجب بسیار می نگریستم که  یکباره آدمیانی به آن عرصه وارد شدند که التماس می کردند فرصت جبران داشته باشند اما فایده نمی کرد . دسته ای را یکی یکی به بخش سوم وارد کردند ، هر کدام که به آن عرصه پا می گذاشتند خود به خود تبدیل به آتشی فروزان می شدند ؛ آدم تبدیل به آتش می شد ، نفر بعد ، نفر بعد ، نفر بعد ........ منتظر ماندم که سوختن کامل هر کدام از آنها چقدر زمان می بَرد ؟ ولی افسوس هر کدام قبل از خاموش شدن دوباره اوج گرفته و شعله ور می شدند و شدت نور آتش آن قدر زیاد بود که قادر نبودم ببینم چه چیزی تشکیل می شود که دوباره شعله ور می گردند . حیرت انگیز بود ، نفسم به شماره افتاده بود دسته دیگری را بر این وادی وارد کردند ، هر کدام را به تناسبی که خداوند مقدّر کرده بود در فاصله دور و نزدیک آن آتش عظیم نگه می داشتند . پس از گذران دوره شان آنها را به بخش میانی وارد می نمودند . با ورود اولین دسته چشم از آتش برداشتم و به دنبال آنها رفتم . کسانی که از آتش دور می شدند و به بخش میانی می آمدند ترسناک بودند زیرا چهره نداشتند . من چندین سال پیش در لحظه ای کوتاه در رؤیایی این صحنه را مشاهده کرده بودم  . آنجا پرسیدم : این جا کجاست ؟ راهنمایم توضیح داد : عالم برهوت است ، برای من حتی از دیدن آن آتش هم مخوف تر بود . دیگر هیچ کسی آن دیگری را نمی شناخت ، نامی برای خویش و آن دیگری نداشت ، حتی جنسیت قابل شناخت نبود و هر کدام سرگردان و آشفته می دویدند . از کنار یکدیگر می گذشتند بدون هیچ همدردی یا محبتی یا آشنایی . دیگر نتوانستم خود را حفظ کنم ، شروع به گریه کردم که خداوندا اینجا کجاست ؟ ندایی مرا آواز داد و گفت : مگر نمی خواستی از جهنم و بهشت و کیفر آدمیان بدانی ؟ بخش اول نمادی از بهشت بود که از برای بندگانی است که بر سختی های دنیا و امتحاناتش صبور بودند ، سربلند و پُر افتخار از وادی اش خارج گشتند و حالا زمان رسیدن به عالمی است که در آن نگران هیچ چیز نباشند . بخش سوم مربوط به کسانی است که در دنیا جز تکذیب کردن قدرت پروردگارشان در هر امری کاری نکردند و وعده پروردگارشان تبدیل آنها به هیزم های آتش افروزنده جهنم می باشد و در آن باقی می مانند تا دوزخ همیشه آماده و شعله ور باشد . اما وادی سوم همان طور که به خاطر آوردی عالم برهوت است که آدمیان پس از ورود به جهنم و گذراندن دوران تنبیهشان بر اساس دوری و نزدیکی به آتش از آن خارج گشته و به عالم برهوت وارد می شوند ، در آنجا هیچ چیز نیست . همان گونه که مشاهده نمودید خوردن و آشامیدن ، خوابیدن و تولید مثل نمودن از لذایذ دنیای زود گذر است . لذایذ پایدار دوستی ها ، محبت ها ، شناخت ها ، انتخابات دوستانه و انس و الفت های بسیار است که آدمی در دنیا آنها را دارد ولی غرق در لذایذ زود گذر آنها را نمی بیند و در کوله بار آخرتی خویش ذخیره نمی نماید و پس از گذر از دنیای مادّی کوله اش خالی است ، حتی اگر از گناهان کوچک پُر هم نباشد ولی خالیست . پس در عالم خالی و بی هویّت برهوت می ماند . این هم پاسخ پرسش شما بود که دیدید     

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید