منو

دوشنبه, 27 خرداد 1398 - Mon 06 17 2019

A+ A A-

تولدیعنی...

بسم الله الرحمن الرحیم

مقوله ی تولد از جمله مقوله هایی است که بسیار شیرین است . از همه سنی هم از این مقوله خوشش می آید . بیایید امروز به این مقوله یعنی تولد یک نگاه جدیدی بیاندازیم . ببینیم که تولد را چطور می توانید ببینیم . آیا می توانیم یک طور دیگر هم به آن نگاه کنیم . یک چیزی ورای آن چیزی که تا امروز با آن برخورد داشتیم. تولد یعنی تغییری از چیزی به چیز دیگری . این مفهوم تولد است . معنی نبودن و الان بودن را هم نمی دهد . یک روزی نبوده . الان متولد شد و حالا هست . این معنی را هم نمی دهد. بلکه از قبل بودنی بود و در زمان موعودش این بودن تبدیل به یک بودن دیگر شد . همه فکر می کنند بچه که به دنیا می آید نبوده . اصلاً نبوده اما حالا هست . من می گویم بود . در یک بودن دیگری . و امروز تبدیل شد به یک بودن دیگری . پس آنی که متولد می شود خیلی پیش تر از این ها بوده است . قدمت خیلی بالایی هم دارد . حالا چه طوری و به چه شکلی ؟ من نمی خواهم وارد این مقوله بشوم . چون اگر واردش بشوم یک بحث بسیار طولانی خواهد بود . چون حیطه ی وسیعی است و امروز به کار ما نمی گنجد . پس گرفتن جشن تولد ها حرکتی است به این معنی که بودن جدید یک فرد را یاد می کنیم . متولد می شود یک جور یاد می کنیم . یکساله می شود یک سالگی اش را یاد می کنیم که نسبت به تولدش خیلی متفاوت است . پنجاه ساله می شود پنجاه سالگی اش را یاد می کنیم . که نسبت به بیست سالگی اش خیلی متفاوت است . و جشن و سروری برپا می کنیم . جشن برای تولد ها برای دو دسته انجام می شود. یک دسته آدم هایی که بودن جدید خود را در دنیا در حال تجربه کردن هستند . مثل بچه ها . چقدر کیف می کنند وقتی برایشان تولد می گیریم . چون وقتی به عکس های سال پیششان نگاه می کنند و امسال خودشان را توجه می کنند متوجه می شوند که چقدر تغییر کردند . چقدر متفاوت شدند . برایشان جشن تولد می گیریم تا بدانند که از آمدن آنها و به این بودن جدید وارد شدنشان ما خیلی خوشحال هستیم . ما بزرگترها برای همین تولد می گیریم . اما دسته دوم آدم هایی هستند که روزگاری در دنیا بودند امروز دیگر در آن بودن دنیایی شان نیستند . یک بودن دیگری را دارا هستند . صاحب یک بودن دیگری هستند . یک شکل دیگری . معمولاً به صورت یک یادبودی از آنها یاد می کنیم . اما یک دسته خاص وجود دارند . این دسته خیلی خاص اولیای خدا هستند . جشن میلادشان را برگزار می کنیم و در محدوده ی یادبودی از آنها هم قرار نداریم .بحث یادبود نیست . ما خیال می کنیم که امسال یکبار دیگر میلاد آقا امام حسین را جشن می گیریم . که یادی کرده باشیم . این طور نیست . چون بودن آنها با دیگران متفاوت است . چرا متفاوت است ؟ چون هنوز بر دنیا تاثیرگذار هستند و بر عالم بشریت هاله ای از نور افکنده اند . به همین دلیل جشن میلادشان در حقیقت یک بار عام است . که هر کسیکه خواهان ورود به این جشن باشد را در میان خودشان می گیرند . وقتی در میلاد منتخبین پروردگار در پهنه ی هستی قرار می گیرید فی الواقع برای ساعت هایی و شاید برای افرادی برای روزهایی برای بعضی ها حتی دقایقی برای بعضی ها حتی لحظه ای در بودن این بزرگان خدا قرار می گیرید . و چه می داند کسی که بودن حسین ابن علی یعنی چه . اگر در بودن این بزرگان قرار گرفتی در همان بودن تو را می شویند . می شویند با انواری از جنس بودنی که هیچ وقت در زندگی روزمره مان آن را تجربه نکردیم . و آن وقت است که بعد از خروج از آن لحظات و از آن فضا خودمان را در فضای دیگری حس می کنیم .البته اگر از سر صدق و درستی پا به این عرصه گذاشته باشیم.امروز برای چی آمدید اینجا؟ توباید بدانی برای چه چیزی آمده ای .اگر از سر صدق و درستی پا به این فضا گذاشته باشید ان وقت است که در این بودن حتی برای لحظه ای هم بشود می توانید قرار بگیرید. در جشن مبعث که چند روزی نیست از ان عبور کردیم خدمتتان عرض کردم در گردش من و شما به همراه زمین به دور خورشید گشتیم و گشتیم و.... دوباره به مبعث رسیدیم.قصه ی مبعث را همه می دانید پس دیگر چه چیزی را میخواهیم بفهمیم؟آن روز عرض کردم هر ساله عده ای در این شب و روز برانگیخته می شوند از کلمه ی بعث است همان گونه که پیغمبر خدا برانگیخته شد، بگذارید بهتر بگویم انتخاب می شوند تا عهده دار فضایی یا حرکتی علاوه بر انچه که تا آن روز بودند بشوند.البته اگر بفهمند. آن روز گفتم اگر بفهمند روز مبعث روز انتخاب شدن است انتخاب می شوی به شرط آنکه بفهمی انتخاب برای چی ؟برای یک چیز جدید در دنیا که بر عهده ی تو است یک چیزی که تا امروز مد نظرت نبوده و انجام نمی دادی اهمیت هم قائل نبودی و امروز انتخاب شدی .فکر نکنید این انتخاب کردن یعنی مقام نبوت و ولایت دادن نه ساده ترین چیزها در دنیا مقام خودش را دارد و خوش به حال آن کسی که این مقام را به او بدهند. اگر آدم ها بفهمند مسیر صعود به قله را شروع می کنند اگر روز برانگیخته شدن انتخاب شدن فهمید، برای چی انتخاب شده این مسیر صعود به سوی قله را شروع می کند و آن کسی که نمی فهمد مسیر چرخشی به دور کوه . و چه بسا در این چرخیدن چند پله ای هم تنزل کند و پایین بیاید.کسی خبر ندارد. در روزهای میلاد ، علی الخصوص زمان حال که فضای میلاد سه بزرگ عالم بشریت است زمان بسیار ایده آلی برای ورود به حریم فضای سه بزرگوار سالار شهیدان حسین بن علی ، برادر بزرگوارشان عباس بن علی و فرزند گرامی شان علی بن الحسین می باشد.بودن تا امروز مان که چنگی به دل نمی زند مال شما می زند؟مال من نمی زند یک بار دیگر از بودن خودم ناامید شدم خوشم نیامد این نیست چیزی که باید باشد.شما را نمی دانم شما وضعتان چه طور است؟ از خودتان خیلی راضی هستید؟ اگر بودنمان را حس کرده بودیم و باور هم می داشتیم که عن قریب این بودن ، به یک بودن دیگر تبدیل خواهد شد پس همه ی بودن های امروز ما خیلی زود تبدیل به یک بودن دیگر می شود اگر این را می فهمیدیم این همه چرخش دوار به دور خودمان نمی کردیم. با اسباب و تجهیزات صعود به فضایی بالاتر در مجلس سه میلاد می آمدیم و می نشستیم. حتماً می پرسید که مثلاً باید چه کار می کردید؟باید چه چیزی همراه می داشتیم؟عرض می کنم اولین قدم روشن نمودن تکلیفمان با خودمان است یعنی چی ؟ وقتی هنوز نمی دانیم برای ورود به مهمانی بزرگان اسباب بزرگی نیاز است کار اشکال دارد ،اسباب بزرگی یعنی چی ؟یعنی آنقدر بزرگ شدی که شهامت پیدا کنی یک جهت را در زندگی خود انتخاب کنید در یک راستا قدم بگذارید.می پرسم مسلمان هستید یا نیستید؟می گوید در شناسنامه من نوشته است که هستم من در شناسنامه تو نخواندم من خودت را نگاه می کنم می گویم مسلمان هستید یا نیستید؟با شما کار ندارم به خودم می گویم می گویم خانم تو مسلمان هستی یا نیستی؟بعد می گویم معلوم است هستم بعد می گوید اگر هستی قرار نبود که بخشنده باشی.پس نیستم. از این همه ناروراستی اوقاتم تلخ است بعد اینجا است که به دیوار سیمانی می خورم پس مسلمان نیستی. اگر نیستی اینجا چه کار می کنی؟اگر هستی ویژگی های یک مسلمان را تو ابعاد اقرار به قلب ، اقرار به زبان ، اقدام به عمل را دارا هستی یا نیستی؟بچه ی کوچک می آید نماز بخواند سجده را چهار دفعه می رود رکوع را دو دفعه می رود وقتی نماز تمام می شود می گوید نمازم چطور بود؟ می گویم خوب است عزیزم خیلی خوب است او را تشویق هم می کنیم.من و شما را باز هم باید تشویق کنند به اینکه نیستیم؟مسلمان خلاف آنچه را که خدا گفته عمل نمی کند امروز مسلمانی های ما شناسنامه بر نمی دارد مسلمانی های ما در قلب ماست . اینجا نوشته چه کاره هستیم.مسلمان خلاف آنچه خدا گفته عمل نمی کند در هر لباسی . در مجلس مذهبیون نوع پوشش او، گفتن او، بودن او نباید فرق کند با مجلس غیر مذهبی ها .یادتان است راجع به پیغمبر چه چیزی گفتم در جشن مبعث گفتم پیغمبر چهل سال در میان مردم زندگی کرد وقتی مبعوث شد انتخاب شد برای پیغمبری از فردا صبح لباسش عوض نشد. نوع گفت و گویش با مردم تغییر نکرد نوع رابطه اش با همسرش عوض نشد با خانواده اش،با اقوامش نوع دادو ستدش با مردم تغییر نکرد.هیچکدام عوض نشد . انتخاب شد که یک چیزی فراتر از آنچه که تا امروز بوده عیان شود مسلمان بودنش در مجلس مذهبی و در مجلسی که مذهبی ها نیستند یک جور است نه دوجور.یک لباس است نه دو لباس .دانش آموز درست وقتی مدرسه می رود هر پوششی که دارد در بیرون مدرسه هم همین را دارد و چقدر افسوس همچین چیزی امروز در مدارس به چشم نمی خورد.باور کنید آدمی اگر در شان آدمی خودش پا برجا باشد نمی تواند دوگانه رفتار کند نمی تواند در جایی خوش زبان و خوش گفتار و در جای دیگری لات باشد.نمی شود شاید دقایقی شاید ساعتی بتواند خودش را نگه دارد اما در شان آدمی نمی گنجد دوگانه رفتاری چون در لحظه صاحب دوتا بودن نیست.ما فقط صاحب یک بودن هستیم.اصلاً در طول زندگی اش دو بودن متضاد را نمی تواند تجربه کند امروز هر بلایی سر نسل امروز آمده ناشی از تجربه دو بودن است.
تازه انقلاب شده بود من جوان بودم سنم زیاد نبود هنوز ازدواج نکرده بودم جوان است پرحرف سخنور هم که هست ببین چه ها می کند عصبانی بودم از کسانی که تا چند ماه قبل یک طور دیگر می گشتند خیلی نامربوط حالا همه ی آنها چادر گذاشتند مقنعه گذاشتند می گفتم ای بابا آن دوره هر کس هرچه بود همان را نشان می داد الان افتضاح شده دیگر هویت ها قابل تشخیص نیست و چه افسوس هرچه پیش تر رفتیم بیشتر عیان شد، این چند هویت بودن خیلی بیشتر عیان شد پس آدمی در طول زندگی اش دو بودن متضاد را نمی تواند تجربه کند مگر آنکه از سلامت عقل و روان بی بهره باشد نمی توان هم خدا را پرستش نمود هم کلام خدا را لگد کوب نمود. امروز همه چیز آنچنان شفاف است که جایی برای نمی دانستم وجود ندارد .
شخصیت حسین بن علی (ع) آنچنان واضح و روشن است که حتی غیر مسلمان ها ایشان را به عنوان یک شخصیت آزاده و استثنایی می شناسند تحسین می کنند حالا شیعه می تواند در جشن و سرور میلاد آقا حضور یابد و بی بهره از رنگ و بو و شخصیت پر نورشان از مجلس خارج بشود؟ محال است محال است محال است بیایی تو مجلس آقا شرکت کنی وبی بهره از نورش بخواهی خارج بشوی آن هم تو عصر بیداری .سالی که توی آن قرار داریم عصر بیداری است مدتی هم از آن گذشته است شروع شده است ، سیل به ظاهر ویرانگر این ماه آغازین سال جدید برای اهل تدبر حرف ها بسیار دارد برای آنها که بیشتر نگاه می کنند کمتر حرف می زنند کمتر تحت اسارت ذهن شان گفتگو می کنند و سوار بر آونگ ذهن شان حرکت نمی کنند و بیشتر شاهد هستند برای اینها حرف برای گفتن بسیار دارد یک اشاره می کنم کلامم را می بندم جلسه ی پیش کلامم را با کلی سؤال بستم آیا شما به سؤالاتی که مطرح کردم فکر کردید؟ یا اصلا خواستید فکر کنید؟ یا لااقل به یکی از آنها فکر کردید؟ از کجا میخواهی بفهمی برای چی انتخاب شدی؟ باید یک چیزی می فهمیدی یک دانه از آن سؤال ها را تو جواب می دادی که در جوابی که می گرفتی بفهمی که کجایی و چه چیزی برایت مقرر شده؟ امروز هم می خواهم کلام را با تعدادی سؤال ببندم .یک اشاره می کنم و کلامم را می بندم تعقل کنید چگونه سیل آغاز شد؟ اصلا از اول سیل بود یا بعدا سیل شد؟ وقتی آمد چکار کرد؟ رفتنش را به کدام طرف انتخاب کرد؟ بعد از رفتنش چی به جا گذاشت؟ حالا بعد از آن چه باید کرد؟ اینها را که باید بدانید ؟ عن قریب سیل تهران را هم می برد . می آید ما را هم میبرد ما تافته ی جدا بافته که نیستیم . دست من نیست اگر زبان من می توانست جلوی آن را بگیرد، جلوی خیلی کارهای زشت را می گرفت که اتفاق نیفتد این سؤال ها را برای سیلی هم که ممکن است تهران را بگیرد باید بدانید ، به این سؤال ها فکر کنید پاسخ بدهید خودتان را از پاسخ های کلیشه ای حاوی غرض مرض ، اگر فلان آقا زاده مسیل را ساختمان نکرده بود اگر فلانی این کار را نکرده بود اگر آنجا را نفروخته بود اگر آنجا را پاک کرده بود،این حرف ها را بریز دور اینها برای کلیپ های توی فضای مجازی خوب است اینها را بچه کوچولو ها هم بلدند می دانند اینها را که نمی خواهیم خودمان بلدیم ، از پاسخ های کلیشه ای حاوی غرض و مرض خودتان را رها کنید چون خبر هم بد هم خوب برایتان دارم، که همین سیل به افکار و عقاید و عقلانیت و نفس و درنتیجه جسم تک تک آدم ها سرازیر خواهد شد شک نکنید الان هم خیلی از شما را بُرده است منتها نمی دانید کجایید فقط دارید دست و پا می زنید خیلی هم این اتفاق دور نیست خوش بحال کسانی که از قبل مسیر سیلاب های وجودشان را پاکسازی کردند سیل بند هایشان را محکم کردند امروز این حرف من بود. می دانم که میلاد است می دانم که عید است می دانم که باید شادی بگویم من شادی گفتم من از غم نگفتم هرجا جلوی زشتی را بگیریم هرجا جلوی بدی را بگیریم یعنی شادی یعنی تولد یعنی تولد بودن جدید ، خیلی خودتان را اذیت نکنید من از غم وغصه نگفتم من از چیزهایی گفتم که چندین سال است راجع به آن گفتیم ولی همه بازی کردند خودم هم بازی کردم اگر بازی نکرده بودم الان اینجا نبودم یک جای دیگر بودم اما واقعیت است دررو وجود ندارد حتما خواهد بود شک نکنید الان هم سیل به خیلی از شما خورده فقط نمی دانید که چه جوری و چگونه؟ به آن فکر بکنید چون ما در ماه شعبان هستیم ماه رحمت و برکت است سیلی که می آید ما را ببرد خیلی رحمت است این بودن متعفن به چه درد می خورد؟ چند سال دیگه می خواهد ادامه پیدا کند؟ چقدر می خواهد جامعه ی بشری را بخُشکاند؟ این سیلی که می آید و ما را می گیرد همه اش خیر و برکت است . من را ببخشید ولی چاره ای نیست باید بشنوید مطالب تند و تند می آیند پشت هم می آیند پشت در ایستادند که گفتگو بشوند و فرصت بسیار کم است بسیار کم است همانطور که در ماه محرم به دنبال شناخت امام حسین هستید تولد او هم به دنبال شناختش باشید در تولدش بیشتر می توانید بشناسید چون در عزایش اشک می ریزید بعد تازه عزا های خودتان یادتان می آید بعد امام یادتان می رود اما در تولدش شادی است دیگر ، تو حیطه ی شادی بیفتید ببینید که به شما چه چیزی عرضه می کنند چه چیزی هدیه می کنند؟ امروز چه چیزی در شما شکوفا شد؟ و شکوفا خواهد شد که یک نکته ی تاریک تان را گشایش بدهد؟
سؤال: منظورتان از اینکه کسانی که سیل بند گذاشتند و مسیرشان را از قبل سیل بندی کردند چه بود؟
استاد: می دانی سیل بند چیست؟ سیل بند برای من و شما چیست؟ حکم شرعی خدا. چه چیزی را گفته بکن ؟ چه چیزی را گفته نکن؟ به تو اجازه داده است اینجا یک مدلی بگردی اونجا یک مدل دیگر؟ به تو اجازه داده است اینجا صف نماز جماعت باشی بعد در جای دیگر اصلا رویت نشود چادر سرت کنی نماز بخوانی؟ این می شود سیل بند. من همه جا می خوانم سیل بندم بسته شد. من همه جا مرد یا زن فرق ندارد حجابم را حفظ می کنم حجاب اندامم، حجاب چشمم ،حجاب گوشم، حجاب زبانم، حجاب پاها و دستانم ،حجاب بدنم این می شود سیل بند . مگر سیل بند نمی خواهید؟ سیل می آید شک نکنید اصلا یک دانه هم از توی آن قِسِر در نمی رود مگر آنهایی که سیل بند هایشان را بسته بودند حساب هایشان را با خودشان کندند وابستند. زشتی را تایید نکنید نیکی را به خاطر ملاحظه گری رد نکنید . ملاحظه ی فلانی را کردم حالا این را تایید نکردم، پس مردم از کجا بفهمند چی درست است چی غلط؟ وقتی تو فرقی بین نیکی و زشتی نمی شناسی! این می شود سیل بند. مسیل تان را آباد کنید مسیل ها را پاک کنید می دانید پاک کردن مسیل ها چیست؟ هر چی اضافه است از خودت جدا کن. الان می رود خانه می گوید این گردنبند به من اضافه است باید بفروشم مال شوهرم را حرام کنم، من این را نگفتم هرچی اضافه است و به تو چسبیده حسد خشم ،دروغ ،تهمت، غیبت، رفتار زشت از همه ی اینها مهم تر ترس های تان را پاک کنید . مسیل هایتان را پاک کنید ترس هایتان را پاک کنید همه ترس های زیادی دارید من هم دارم شما هم دارید فرق من این است که من ترس هایم را شناختم بی ارزش بودنشان هم شناختم با ذهن هایتان کنار آمدید؟ درست شدید؟ مسیل ها را لای روبی کنید سیل بند هایتان را ببندید کمرها را محکم کنید تا ان شاءالله سر سلامت به در ببرید متاسفانه خیلی ها عمرشان را از دست می دهند خیلی ها مالشان را از دست می دهند خیلی ها آبرویشان را از دست می دهند هرکسی به هر حال به آن چیزی که برایش مقرر است ما این وسط دخیل که نیستیم به من اصلا مربوط نیست که چه می شود یا چه کس چه می شود حتی به این هم نگاه نمی کنم چون به من ربطی ندارد مال هایتان را تا می توانید تمیز کنید نگاه کنید ببینید توی آن حرام وجود ندارد؟ مال حرام که بُرده می شود هیچ، مال مخدوش هم بُرده می شود پس مال هایتان را نگاه کنید ببینید حرام توی آن وجود نداشته باشد اشکال توی آن نباشد اینها کلی کمک تان می کند. این کلام امروز ما.

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید