منو

شنبه, 09 اسفند 1399 - Sat 02 27 2021

A+ A A-

برای موجودات روی زمین مسیر تکاملی بهینه باشیم

بسم الله الرحمن الرحیم

به صفحه ی تلویزیون می نگریستم در چند صحنه ی مختلف دیدم حیوانی به چنگ یک انسانی افتاد یا بهتر بگویم دیدم انسان ها شکار می کردند از پرنده ها از ماهی ها و... مثل همیشه به نظرم چقدر سخت آمد و ظالمانه که این موجودات اسیر می شوند می میرند تا من انسان سیر بشوم و لذت ببرم .حالم بد شد وقتی این طوری فکر کردم حالم بد شد همین طور که صفحه ی تلویزیون را نگاه می کردم خیلی جالب بود از میان این صحنه ها یک ماهی شروع به حرف زدن کرد یک ماهی به سخن آمد و گفت غم مدار در مسیر عبور از این دنیا موجودات هر کدام به طریقی مسیر تکامل خویش را طی می کنند گرچه بسیار سخت است لحظه ای که مثلاً منِ ماهی در تور صیادی گرفتار می آیم در ابتدا همه ی تلاش خود را می کنم تا تور را پاره کرده راه فراری بجویم اما واقعیتش آن است که اگر در دریا بمانم عمر دنیای خود را در دل آب های ساحلی سپری کنم بالاخره روزی به پایان دوره دنیای خویش می افتم در آن صورت فقط یک عرضی از دنیا را طی کرده ام و باز همان ماهی هستم و همان ماهی خواهم بود و خواهم مرد درحالی که قرار نبود ماهی آمدم در برگشت باز هم ماهی باشم والی آخر .....من با تعجب که نگاهش می کردم خیلی برای من جالب بود خودش گفت می پرسی مگر قرار است چگونه بشوی؟ فکر کنید منِ ماهی با تحمل سختی و ترس بسیار وقتی در تور اسیر می شود آن موقع به هیچ چیز فکر نمی کند جز اینکه دیگر وقت مردن است و ترس بسیار از اسارت در تور صیاد. بالاخره تبدیل به یک غذایی می شوم که انسانی من را می خورد درحالی که هر آنچه که دیگر همسفریش با من لازم نبود به خاک بر می گردد مثل روده ها مثل آبشش ها مثل چیزهایی که دیگر به درد نمی خورد داخل زباله می رود و تبدیل به خاک می شود به خاک بر می گردد اما آنچه را که خوب است در بدن یک انسان قرار می گیرد و جزیی از جسم خاکی اش می شود از این جا به بعد با بدن آن انسان و بینش و آگاهی او طی طریق می کنم از اینجا به بعد آن جزهایی که اضافه بود (مثل ما آدمها که وقتی می میریم جسم ما دیگر به درد نمی خورد می رود زیر خاک و جنس خاک می شود یک چیز دیگری که ارزشمند هست حرکت می کند ) آن چیزهایی که به درد نمی خورد می رود زیر خاک تبدیل به خاک می شود آن چیزی که به درد می خورد تبدیل به جسم وجان انسان می شود بعداً با بدن آن انسان با بینش و آگاهی آن طی طریق می کنم چنانچه بر انسان پاکیزه و مومن و آگاهی وارد شده باشم بالاترین درجات تکامل را طی خواهم کرد . و این بهترین قسمت زندگی دنیایی من خواهد بود یکدفعه از صحنه ی تلویزیون کنده شدم سخت نگران شدم نگران چی ؟نگران همه ی موجودات زنده ای که تا امروز از آنها تغذیه کردم شما شمارش دارید چقدر موجود زنده در دنیا را ذبح کردند کشتند و شما خوردید من هم نمی دانم ولی نگران شدم آیا برای آنها یک مسیر تکاملی بهینه من بودم یا نه؟بیایید به آنچه که می خوریم تا امروز که نمی دانم چه خبر بوده از امروز به بعد بیاییم به آنچه که می خوریم و از آن لذت می بریم به چشم یک وسیله ای برای ارضا وغرایز جسمی خود نگاه نکنیم بلکه به خاطر بیاوریم که آنها مهمان ما هستند ما مکلف هستیم با درست زندگی کردن آنها را هم به انتهای مسیرشان برسانیم. چی خوردیم تا حالا؟ توانستیم برای آنها یک مسیر تکاملی خوب باشیم ؟نمی دانم اما از حالا به بعد می دانیم آیا می خواهیم که از این به بعد توجه بگذاریم و به آنچه که می خوریم به عنوان چیزی که فقط در اسارت من است وظیفه اش این است که به من لذت بدهد نگاه نکنیم بلکه مکلف بدانیم که ما هم باید برای آن بستری باشیم برای مسیر تکاملش. ان شاءالله
صحبت از جمع : یک بار با حاج حسین قم رفتیم و یک گوسفند کشتیم بعد گوشت این گوسفند را تقریباً تکه کرده بودند آن گوشتی که آنجا گذاشته بودند هنوز داغ بود و ضربان داشت بعد خدا رحمت کند می گفت می بینی زق زق می کند می دانی چی می گوید؟ می گوید من را به بی نماز ندهید این چیزی که شما تعریف کردید من دقیقاً یاد آن روز افتادم گفتم که این را با شما و دوستان شریک شوم
استاد: کاملاً درست است من به این نکته معتقد بودم ولی نه تا این حد این دفعه از صفحه ی تلویزیون یک اعجابی به من وارد شد من را شوک داد .

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید