منو

سه شنبه, 18 مرداد 1401 - Tue 08 09 2022

A+ A A-

سیر ارتجاعی امت اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

ای دوست که دل ز دوست برداشته ای
( دوست اول شما هستید دوست دوم خدا )
نیکوست که دل ز دوست برداشته ای؟
( فکر می کنی کار خوبی کردی که دل از خدا بریده ای )
دشمن چون شنیده می نگنجد از شوق در پوست
که دل از دوست برداشته ای
( دشمن وقتی شنید تو دل از دوست برکندی از شوق در پوست خود نمی گنجید که الهی شکر این یکی هم دل از خدا برداشته)
روی کلام با کسانی هست که مهر پیامبر و اهل بیت اش را در دلشان تیره کردند چرا؟ دلیل دارد بی خودی تیره نمی شود چون کلام انسان هایی را می شنوند که ظاهری زیبا و دل فریب دارند و طوق مسئولیت های فردی را در جامعه به حکم اینکه تو به خودت توجه کن فقط کمتر خودت را برای دیگران فدا کن. تو دارای حق و حقوقی هستی! جملات انگیزشی هم سان ریگهای بیابان تولید می شود بین مردم پخش می شود بر زبان های آنها جاری می شود کلاس های انگیزشی مرتب سر بیرون می آورند امروزیکی پس فردا آن یکی پس ان فردا آن یکی خیلی عالی است ولی آیا در جامعه ی انسانی کشور ما تاثیر بالایی داشته ؟ خیلی داشته منتها تا تاثیر را ما چه چیزی بشناسیم به چه چیزی بگوییم یک چیز خوب .یک قدری نگاه کنیم جوان ها را ببینید خودتان را ببینید فقط تنهایی سختی افسردگی پناه بردن به روان گردان ها و.... یک مقدار به خودمان بیاییم چه اتفاقی در شرف وقوع است چه کسی از نابسامانی پریشانی نافهمی جوانان این مرز و بوم بهره می برد چه کسی ؟چه چیزی می خواهند ؟آیا سخن هایی که برای ما می فرستند آیا اصل است ؟ آیا در آنها مویرگ های نازکی از ابلیس دیده نمی شود ؟اگر امت مسلمان پیرو مولا امیرالمومنین از چشم هایش خون ببارد حق است چرا که نسل جوان ما خیلی زود از توانمندی خارج می شود زودتر از آنچه که فکر آن را بکنید خوب پس چه کار کنیم ؟تکلیف ما بالاخره چیست ؟از امیرالمومنین در خطبه ی 4 در نهج البلاغه می خوانیم که امیرالمومنین فرمودند آن کس که به وجود آب اطمینان دارد تشنه نمی ماند یعنی چی واقعاً ؟آب یعنی حیات آب یعنی خدای لایزال که هرکس خدای خود را باور داشت از نعمت سلامت عقل و روح جا نمی ماند فرزندان خود را به هر شکل می توانیم با کلام امام آشنا کنیم تا ان شاالله تقابلی باشد با این دشمن قدار که می داند جوان های یک مملکت را از دایره ی اعتقادات محکم درست اگر بیرون برود تصرف مملکت و دیارشان با کمترین هزینه امکان پذیر خواهد بود. انقلاب که شد ارتش کشور ایران مضمحل شد اثاث خانه ها تاراج شد ایران یک ماهیت ضعیف و دربه داغون داشت چیزی که ایران را نگه داشت اعتقاد راسخ و محکم جوانهایی بود که گفتند باید مملکت خود را حفظ کنیم این قشونی که به ما حمله کرده قشون ابلیس است نه قشون مسلمان ما دیگر مقابل کافر ایستادیم باید بجنگیم امروز چه چیزی داریم ؟به پسرهای امروزمان را در خیابان نگاه بیندازید به قیافه و به لباس های آنها اینها می توانند تفنگ دست خود بگیرند از مرزهای ما حفاظت کنند ؟به نظر شما اصلاً می توانند انجام بدهند ؟ باهم بخوانیم کلام مولا امیر المومنین در خطبه ی 32 نهج البلاغه: تحت عنوان سیر ارتجاعی امت اسلامی این دقیقاً عنوان که در این خطبه دارد ای مردم اخطار! گوش ها باید فوری تیز شود ای مردم در روزگاری کینه توز و پر از ناسپاسی و کفران نعمت ها صبح کرده ایم که نیکوکار بدکار به شمار می آید ستمگر بر تجاوز و سرکشی خود می افزاید نه از انچه می دانیم بهره می گیریم نه از آنچه نمی دانیم می پرسیم که من این را نمی دانم چه کار کنم نه از حادثه ی مهمی تا به ما فرود نیاید می ترسیم .هی اخطار! آقا خانم ای شهروندان عزیز در حاشیه ی رودخانه ها اتراق نکنید خانه نسازید تفریح نروید. به ناگاه سیلابی کوبید که هیچ کس نتوانست خود را برگرداند عده ی زیادی درجا مردند عده ی زیادی زیر گل و لای مدفون شدند بعد مردند عده ای بی خانمان شدند عده ی کثیری تا سالیان سال تاثیر این ترس ها را درخود خواهند داشت از حوادث مهمی که تا به سر ما نیاید نمی ترسیم این شرحی زیبا بر احوالات امروز ما و مردم دنیا است در دنیا هم همین طوری است خیلی عجیب نیست مولا در این روزگار مردم را به چهار دسته توصیف فرمودند:
گروه اول :در این روزگار گروهی اگر دست به فساد نمی زنند؛ یک عده ای اصلا سراغ شر و فساد نمی روند؛ برای این که روحشان ناتوان است، شمشیرشان کند است امکانات مالی در اختیار ندارند، روحشان ناتوان است یعنی ترسو هستند، فساد نمی کنند چون می ترسند، فساد نمی کنند چون شمشیر برّان ندارند، اگر یکی جلوی او آمد، او را بزنند، اگر می داشتند، می زدند، امکانات مالی برای رفع و رجوع خراب کاری هایشان هم ندارند.
گروه دوم: آن ها هستند که شمشیر کشیده، شر و فسادشان را آشکار کردند، امروز این جا خفت گیری می کنند، فردا آن جا خفت گیری می کنند، از این موبایل می دزدند، آن را کتک می زنند، این را چاقو می زنند، آن جا به دست های فلان زن چاقو کشیدند، النگوهای او را درآوردند، شر و فساد این ها آشکار است، لشکرهای پیاده و سواره شان را گرد آوردند، لشکر پیاده، سلاح ها و ترفندهای آن ها است، هر روز یک مدل در ماشین باز کردن است، هر روز یک مدل در ساختمان باز کردن است، والا آخر. سواره کدام است؟ آن هایی که دست به دست هم می دهند و در دنیا فساد می کنند، آن هایی هستند که اختلاس می کنند، مال مردم را می خوردند، رشوه می گیرند و هزار تا چیز دیگر. و خود آماده کشتار دیگران هستند، چه طوری؟ می خرد، به انبار می ریزد، می پوساند، ولی به مردم گرسنه نمی دهد بخورند، چرا؟ می گوید: می خواستم گران بشود، این ها همیشه آماده کشتار مردم هستند، یک دسته هم این طوری زندگی می کنند. این دسته افراد، دین را برای به دست آوردن مال دنیا تباه کردند، آبرو بردند، چون خیلی ها ظاهر دین دارند و فساد می کنند، چرا؟ چون یا می خواهند رئیس شوند، یا فرمانده یک گروه بشوند، فسادشان چه طوری است؟ این جا شهادت دروغ می دهند، آن جا چشم روی یک چیزی می بندند، می گویند، نه نبود، که یکی بالا برود بلکه حساب این ها را هم بالا ببرد، یا به یک منبری رفته خطبه بخوانند، چه بد تجارتی که دنیا را، بهای جان خود بدانی. جان می دهند، خودشان را بدبخت می کنند، فقط برای این که دنیا را داشته باشند، با آن چه که نزد خدا است ، معاوضه می کنند
گروه سوم: گروهی هستند که با اعمال آخرت دنیا را می طلبند، رو پیشانی جای مُهر دارند اما با اعمال دنیا در پی کسب مقام های معنوی آخرت نیستند، خوب نماز می خواند، خوب والضالّین می گوید اما هیچ وقت به مردم کمک نمی کند، هیچ وقت از دروغ گفتن یواشکی روی برگردان نیست، خودشان را کوچک و متواضع جلوه می دهند که همه گول بخورند، گام های خود را ریاکارانه، کوتاه و آرام برمی دارند، دامن شان را جمع می کنند، خودشان را مظلوم، مثل مؤمنان واقعی، می آرایند، پوشش الهی را وسیله نفاق، دورویی و دنیا طلبی قرار می دهند، همه این ها برای این است که اطرافیان خود را بشناسید.
گروه چهارم: گروهی است که با پستی و ذلت و فقدان امکانات، از به دست آوردن قدرت محروم مانده است هر دری زد که یک طوری چنگ خود را به یک جایی بیاندازد نشد، خوب حالا که نشد لباس زاهدان پوشیده است، این ها هرگز در هیچ زمانی از شب و روز از زاهدان راستین نبوده اند. کلام مولا بر قلب و روح مان خطی از نور رسم می کند، خدایا چرا این قدر از کلام حجت بر حق و سرور همه مؤمنان غافل بوده ایم؟
در خطبه 27، حضرت فرمودند: به خدا سوگند هر ملتی که درون خانه خود مورد هجوم قرار بگیرد، ذلیل خواهد شد، اما شما سستی به خرج دادید، خواری و ذلت را پذیرفتید، تا جایی که دشمن پی در پی به شما حمله کرد و سرزمین های شما را تصرف کرد. حالا ببینید چه افتضاحی است؛ آیا پوشش های این قدر کثیف، نشانه آزادگی است؟ هر ملتی که درون خانه خود مورد هجوم قرار بگیرد، ذلیل خواهد شد، ما در خانه مان هستیم به ما هجوم آوردند، این حکایتی است که بر ما رفته است؛ دشمن دین و دنیا و آخرت و اعتقادات الهی ما یکباره، بر سر ما گوله و آتش نبارید، دانست که با گلوله و آتش، مقابله با ما امکان ندارد، که اگر می بارید ما را بیشتر به همدیگر می چسباند، همه به هم می چسبیدیم و آماده نبرد و مقابله می شدیم. دشمن موزیانه، از خوراکی ها، اسباب بازی های کودکانه، بازی های اینترنتی، فضاهای مجازی، کلاس هایی برای این که آدم ها همیشه خوشحال باشند، مگر ما دیوانه ایم که همیشه بخندیم؟ مگر اصلاً همه دنیا جای خندیدن است؟ موها، آرایش ها، مد لباس ها؛ لباس پسران مان را عوض کردند، دختران مان که دیگر هیچ. از این ها بهره بردند، آرام آرام زیر پای ایرانی بودن، مسلمان بودن و شیعه بودن ما را رُفتند و داخل خانه ی ما آمدند، در همه چیز ما، حتی در گویش ما، نوع ارتباطات ما، حضور مؤثر برقرار کردند، ما نفهمیدیم. بالعکس جنگ کردیم، این طوری نیست، آن، باید این طوری باشد، این، باید آن طوری باشد، این قدر، در این طوری، آن طوری ماندیم و این قدر برای اثبات ادعاهای مان، سرمان را بالا گرفتیم که دیگر هیچ چیزی را ندیدیم. سلاح کلام مان را آراسته کردیم، گفتیم که: اصلاً نفهمیدیم، گرگ های دشمن در لباس پر زرق و برق دوست، یکی یکی داخل می آیند، هر کدام، گوشه ای از استقلال فکری، اعتقادی، اقتصادی و ایرانی بودن مان را اِشغال کردند و حاکم شدند، امروز وضع ما در مملکت خودمان، خانه های مان، خانواده های مان، دوستان و بستگان مان، همین هست که امیرالمؤمنین (ع) توصیف فرمودند: هر ملتی در خانه خود مورد هجوم قرار بگیرد، ذلیل خواهد شد. شک نکنید، چرا؟

نردبان خلق این ما و منیست
(من می دانم تو نمی دانی، من می فهمم تو نمی فهمی)
عاقبت زین نردبان افتادنیست
(هر که از این بالا رفت، بالاخره از یک جایی بر می گردد، پایین می افتد)
هر که بالاتر رود ابله تر است
( هر که بیشتر "من" بگوید، مدام بالا می رود)
که استخوان او بتر خواهد شکست
( هر چه از بالاتر پایین بیفتی، استخوان تو بیشتر و بدتر می شکند)

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید