منو

پنج شنبه, 29 شهریور 1397 - Thu 09 20 2018

A+ A A-

ورود به دنیایی جدید (دنیای حروف ، کلمات و جملات)

بسم الله الرحمن الرحیم

در انتهای ماه رمضان یک دوستی به من خدمتی کرد به طور دائم شکر کردم سجده شکر کردم و بسیار بسیار قدرشناس وجود مبارک آقا علی بن موسی الرضا بودم .
ایشان امسال خیلی به من رسیدگی می کرد خیلی کمکم می کرد و سعی می کرد یک فضایی باشد که برای من آرام باشد. و به من می رسید که مبادا یک وقت از لحاظ جسمی کم بیاورم و الی آخر .در انتهای ماه رمضان یک شب بعد از این که سحری را خوردیم اجازه نداد که من بلند شوم و چیزی را جابه جا کنم خودش همه کارها را انجام داد من وضو که گرفتم نشستم و دعا را گوش می دادم بعد از اذان که چشم خود را باز کردم دیدم همه چیز مرتب و جمع است از صمیم قلب دعا کردم برای همه همیشه همین کار را می کنم اما بعضی اوقات دعای من بلند شنیده می شود من اکثراً دعای خاموش می کنم گاهی اوقات یک دفعه از دست من در می رود نمی توانم هیجان خود را نگه دارم از صمیم قلب دعا کردم این طوری گفتم خداوند صحت و سلامت و عافیت به تو عطا کند ایشان هم خنده ای کرد و تشکر کرد و رفت.من هم آماده شدم برای خواندن نماز صبح رفتم سرجا نماز خود نشستم یک دفعه گفتم من چی گفتم ؟ صحت سلامت و عافیت هر سه تای آن یک معنی را می دهد این چی بود که من گفتم خیلی در فکر فرو رفتم که خدایا یعنی چی ؟من نباید فعل بی خود انجام بدهم از این بزرگی که من را راهنمایی می کنند خواستم که به من بگویند یعنی چی ؟اما من را راهنمایی کردند که از خود این کلمه ها بپرس.خوب اگر قرار شد از کلمه بپرسم اول نماز را خواندم تمام که شد دعای خود را کردم بعد نشستم . خب به من امر شده است که از شما بپرسم صحت عین این کاریکاتورها جلو آمد و از داخل آن شروع کرد به صحبت کردن صحت گفت :کار من جایی است که جسم ها را سالم کنم گفتم فقط ؟ گفت : فقط. گفتم سلامت . سلامت جلو آمد گفت : کار من سالم کردن نفس آدم ها است من نفس آدم ها را سالم می کنم . گفتم عافیت . عافیت جلو آمد گفت : کار من تجمیع این دو تا سلامت وصحت در یک وجود،مرحله ای کاملتریعنی سالم بودن جسم و نفس که منجر به سالم بودن و آرامش روح می شود. فرهنگ لغات را بگردیدمعانی اینها با هم فرقی نمی کند. شروع به فکر کردن کردم دیدم که تعمق در این مطلب من را به یک وادی جدیدتری وارد کرد باعث شد به دنیای جدیدی سفر کنم این دنیای جدید را گفتم دنیای حروف ، کلمات و جملات شما را هم به این همسفری دعوت می کنم. دوشب بعد با یک بنده خدایی صحبت می کردم بحث سلام و علیک بود او برگشت و گفت: من در محیط هایی که وارد می شوم با همه سلام و علیک نمی کنم گفتم : مگر می شود؟ادب داشته باش مگر می شود که همچین کاری را انجام ندهی؟گفت بله . پرسیدم چرا؟گفت : وقتی من سلام می گویم سلام من معنا دارد معنای سلام هم این است که طرف مقابل، از ناحیه من و شما در امن وسلامت به سر می برید. درحالی که اگر برای من مشکلی پیش بیاید مطمئن نیستم برای طرف مقابل یک يا دوتا کشیده يا لگد نثار نکنم پس کدام امنیت؟پس بهتر است از نام خداوند یعنی سلام برای ارتباط هرجایی استفاده نکنم این کلام هم باز من را برد جهت جستجوی سلام.
ابتدا به قرآن پناه بردم.من می دانستم در قرآن سلام های متفاوتی داریم با یک جستجوی نرم افزاری آیات سلام را پیدا کردم اما فکر نمیکردم که این همه باشد انعام 54 و 127 ، اعراف 46،یونس 25 و 10،هود 48 و 96،رعد 24،ابراهیم 23 ،حجر 53 و 46،نحل 32،مریم ،33و 15 و48و 62،یس 58،انبیا 69،فرقان 63 و75،نمل 59،قصص 55،احزاب44،صافات 79،109 و 120و130 و181 ،زمر 73 ، زخرف 89،ق 34،25، واقعه 26و 91 ،حشر 23 و قدر 5 .خیلی جالب بود تمام اینها را در قرآن پیدا کردم و به آنها نگاه کردم در تمام آنها یک چیزی مشترک بود آن هم قول امنیتی که به کسی داده می شود که به آن سلام وارد می شود اول با خود فکر کردم که خوب استحقاق دارد وقتی انسانی وارد بهشت می شود.یعنی پای او تا آنجا می تواند برسد باید هم در امنیت قرار بگیرد مثال سوره یس آیه 58 وقتی بنده وارد بهشت می شود ملائک سلامی از جانب خداوند رحمان و رحیم برای او می آورند اما مهم این است که در دنیا چه کرده پس دوباره گشتم آیاتی را دیدم که سلام به بنده های نیک عرضه می شود مثل نوح، ابراهیم اینها بندگان درستکار ونیکو کار پروردگار در دنیا بودند.پس اگر پیام امنیت دریافت کنند عحیب نیست با خود اندیشیدم که دنیا دار مکافات است آدمی در امنیت قرار ندارد پس این همه سلام برای من بنده غیر نبی نیست.پس چی شد؟باز لابه لای آیات را گشتم به آیاتی برخورد کردم که اشاره می کند سلام به روزی که زاده شدم روزی که از دنیا می روم خیلی جالب بود قرآن در مورد دنیا نازل شده اما برای هوشیار آگاه نمونه ای که برای انسان در هر عالمی که بخواهد قدم بگذارد یا قدم خود را خارج کند می تواند حکم کند چون از جانب خدای حکیم است پس روزی که بر دنیای خاکی قدم گذاشتم بر من سلام شد یعنی وعده امنیت و سلامت در دنیا داده شد باز روزی که از دنیا می روم و روزی که دوباره برانگیخته می شوم در تمامی این مراحل سلامی از جانب پروردگار بر من است آیه 33 سوره مریم . پس چه اتفاقی افتاد؟ترسیدم لرزیدم نا امید و پریشان شدم . من که با ندای سلام یعنی سلامت وامنیت ، امنیت تضمین شده از جانب حضرت حق به این دنیا پا گذاشتم پس چی شد؟شما چی فکر می کنید؟ما را به امان خودمان در دنیا ول نکردند بد نیست کمی بیندیشیم وقتی کلمه سلام این همه معنی را با خود حمل می کند و ما بی توجه آن را بکار می بریم با هر لحنی به شوخی به طنز گاهی اوقات به کینه آن هم بر هر کسی یا به هر نیتی به کار می بریم آیا خیانت نمی کنیم ؟به طرف می رسیم می گوییم سلام علیکم رد می شویم و می گوییم بر پدر تو لعنت . آیا ما خیانت نمی کنیم ؟
براساس کلام امام معصوم آقا علی بن موسی الرضا ع که در کتاب عیون اخبار الرضا آمده است حروف مخلوقات خداوند هستند پس به طور حتم از شعور الهی هم بهره ای دارند علی الخصوص که حروف هیچ چیزی را یعنی هیچ معنا و مفهومی را هیچ انرژی را به زور به ما تحمیل نمی کنند بلکه ما هستیم که آنها را مثل یک ابزار بکار می گیریم مقاصد خودمان را با آنها به مرحله اجرا در می آوریم چه خوب چه بد .
هر نیتی را پشت ساخت این کلمات از این حروف پنهان کرده و به میل خودمان به این سو و آن سو می کشیم . من که چندین روز به کلمه سلام و انعکاس های آن وقتی به کار برده می شود فکر کردم . همیشه از بچگی مان از بزرگترهایمان شنیده بودم که سلام ، سلامتی می آورد . هیچ وقت نفهمیده بودم به چه شکل . اصلاً همچین چیزی ممکن است ؟ اما حالا درکش می کنم . سلام از چهار حرف تشکیل شده است . به حروف به تنهایی نگاه کردم . عین رنگین کمان که هر رنگی برای خودش رنگ خودش است ؟ هر حرفی یکی انرژی واحد دارد . مخدوش هم نیست . دوتا یا سه تا هم نیست . یک انرژی است . وقتی ما کلمات را می سازیم ، سلام چهار حرف است . چهار حرف یعنی چهار انرژی را می آوریم و به هم متصل می کنیم . بروید و نگاه کنید . چقدر به این دنیا چسبیده اید . شما به وابسته ها و به علقه های بی جا چسبیده اید .بیرون بیایید . تشکل حروف با هم مثل کلمه ی سلام ، مجموعه انرژی بزرگتر و گشایش گر تری را به وجود می آورد . آن وقت مثل یک اسلحه موثر در دست های ما است . اما اسلحه ای که نمی کشد . نمی ترساند . بلکه امید می دهد . محبت می بخشد . دوستی ها را محکم تر می کند و ... . واقعاً زیبا نیست ؟ در ماه رمضان از بسیاری از مکالمه های میان افراد دلتنگ شدم . قبول دارم که شخص من از جانب یکایک شما تنها کلمات محبت آمیز و جملات پراحترام دریافت می کنم نه چیزی غیر از آن . اما شما غافل هستید که وقتی از من می گذرید با نفرات بعدی با حب و بغض در بیرون و در درونتان مکالمه می کنید ، با توجه من به شما ، و دریافت این انرژی های نامحترم یکباره نه تنها خوشی و لذت ناشی از جملات پرمهر و احترام آمیزتان از بین می رود که انگار یکباره از قله ی خوشی ها و امید به اینکه تکامل شما چقدر پیش رفته است به پایین پرتاب می شوم. واقعاً چرا ؟ آیا واقعاً انسانی می تواند صاحب محبت و عشق باشد ، به یکی عشق بورزد و به دیگری به یکباره کینه و بداندیشی و بی حرمتی روا کند . آخر مگر می شود ؟ من نمی توانم این را بفهمم . بیایید و به من بفهمانید . من یا می توانم دوست داشته باشم یا می توانم کینه ورز و نفرت انگیز زندگی کنم . دوتایش با هم نمی شود . باور کنید که نمی شود . یکی از آن ها دروغی است . یا دروغ می گویید که کینه دارید یا دروغ می گویید که دوست می دارید . این ها با هم نمی شود . من باور نمی کنم که اینطور باشد . به همین دلیل همه ی جملات پراحترام و پرمحبتی را که از آن شخص دریافت کرده ام بر طبقی جمع می کنم و به سوی خودش برمیگردانم . چقدر حال بدی را به وجود می آورد . تازه من بنده ی کوچکی هستم . دلم برای آقا مولای زمان (عج) می سوزد دلم برای آقا آتش می گیرد که همه را می بیند و می شنود ، احساس می کند و چه حالی دارد . به خدا قسم ما نه کسی را می توانیم آدم کنیم و نه اجازه ی این کار را داریم . ما فقط مختاریم که خودمان را آدم کنیم . اگر می خواهیم که دیگران آدم بشوند ، من را ببینند و انتخاب کنند . من نمیتوانم ، شما نمی توانید رویه ی هیچ احدی را در این دنیا بکنید و یک چیز دیگر به آن بپوشانید . فقط می توانید رویه ی خودتان را بکنید . پس بکنید .
در بحث سلام به آن شخص ایراد گرفتم که پیغمبر خداوند در سلام کردن بر دیگران پیش دستی می کرد توجواب این را چه می دهی ؟ گفت : من پیغمبر خدا نیستم . در خانه خدا شکمبه ی گوسفند به سر پیغمبر خدا می کشیدند ، به بدبختی خودش را نجات می داد چون در حال خفگی بود ، سرشان که آزاد می شد دستهایش را می بردند به سوی آسمان و برای این مردم دعا می کردند که هدایت شوند . من او نیستم . بدانید کلماتی که به کار می برید و حرف هایی که می زنید چه وجهی دارد ؟ اولاً واقعاً مقصودتان همانی است که می گویید یا لفاظی می کنید ؟ حرف های ما مثل اخباری است که آنقدر تندتند بیرون می ریزد که اگر این خراب است فرصت نمی کنیم اصلاحش کنیم و بعد بعدی را بیاوریم . چرا ؟ چه کسی دنبال ما کرده است که ما دائم صحبت کنیم ؟ چه کسی به من و شما حکم داده است که آدم ها را حتماً حتماً از رو زمین بلند کنیم و به عرش اعلا ببیریم ؟ به من و شما چه ربطی دارد ؟ ما وظیفه داریم ؟ اگر شما حکم دارید بیاورید و نشان دهید ، من مرید شما می شوم . من که حکم ندارم . برای همین هم سعی می کنم که دیگر حرف نزنم . کافی است . حرف زدن کافی است . بهتر است که به خودم بپردازم تا عمل کنم . سعی خودم را هم می کنم که عمل کنم فقط یک جا بازنده هستم ، آن جایی که من را عصبانی می کنند . آن جا می بازم . تا عصبانی می شوم می بازم . بعد گاهاً بسته به میزان عصبانی اتم از یک ماه ، چهل روز ، شصت روز ، چهارماه ، یکسال استغفار نصیبم می شود . تازه اگر پاک شود . من برای خودم تصمیم گرفتم . برای شما هم می گویم . دوست دارید انجام دهید . من تصمیم گرفتم از این به بعد گویش هایی را انتخاب کنم ، یعنی کلام هایی را انتخاب کنم که فقط دارای یک وجه باشد . یعنی چی ؟ یعنی هر جمله بندی ام فقط یک معنی بدهد . معنای دومی زیر آن پنهان نباشد . سخنان دو پهلو شنیده اید ؟ ماشااله در جامعه فراوان است . من تصمیم گرفتم که از این به بعد گویش هایم دارای یک وجه باشد .در قبال هر نیت پنهانی در پشت جملات باز خواست خواهیم شد .
دوم : گفتیم حروف مخلوقات خداوند هستند . با این مخلوقات بازی های مبتذل ، بیهوده و پرآزار نکنیم . از این مخلوقات برای کارهای بیهوده و مبتذل استفاده نکنیم . در همین حال که گاهاً یک چرخی می زنم یک جمله ی قشنگ دیدم که به جای ذکر از جانب یکی از بزرگواران عصر حاضر داده شد . می گفت : غرق نعمتیم الحمدالله . حالیمون نیست استغفرالله . عجب جمله ی پرمعنایی است . انشاالله این پنجشنبه ذکرتان می دهم . که آنقدر تکرار کنید و ببینید که ای داد بی داد این همه نعمت داریم ولی الحمدالله نمی گوییم . و وقتی نمی گوییم بلا به سرمان می آید . خدایا نمی دانم ، استغفرالله .
سوم : از کلمات هم معنی برای لفاظی بیشتر بهره نبرید . چراکه دریافتم صحت و سلامت و عافیت که علی الظاهر صاحب یک معنی هستند در عمل سه تا مفهوم را می رسانند . سه تا . صحت و سلامت و عافیت علی الظاهر صاحب یک معنی هستند اما در باطن و در عمل سه تا مفهوم را می رسانند . این در حق کلمات خیانت است که بی توجه به کار بروند . به عبارت بهتر به مفهوم کلمات و جملاتی که به کار می برم بیشتر اندیشه کنم . شما چه کار می کنید ؟ تصمیم خودتان را بگیرید . چون در کمترین زمان پا بر دروازه ی ماه محرم می گذاریم . با اصرار می خواهیم که وارد شویم . آیا بدون احراز مقام می شود وارد شد ؟ می شود وارد شد ؟ به آن فکر کنید . هیچ اصراری هم نیست . تا همین جا هم که از ماه محرم فهمیده اید گاها کافی است . ولی اگر بیشتر می خواهید امسال دروازه گذاشته اند . امسال دروازه گذاشته اند و دانه دانه راه میدهند . احراز مقام نکنید راهتان نمی دهند . فعلاً ببینید تکلیفتان با این مخلوقات چه است ؟

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید