منو

یکشنبه, 03 تیر 1397 - Mon 06 25 2018

A+ A A-

تعمقی در سوره مومنون بخش نوزدهم

بسم الله الرحمن الرحیم

قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ(86)
بگو کیست پروردگار آسمان های هفت گانه و صاحب عرش بزرگ .
ربّ را تربیت کننده به معنای واقعی می گویند ، همه چیز را ، حتی اندام های ما را . وقتی که قرار بود این اندام ها در خدمت ما قرار بگیرد خداوند عالم این ها را به خط کرد ، خیلی صحنه عجیبی است ، خیلی عجیب است . خداوند توفیق بدهد که یکبار ببینید ، فقط یکبار . وقتی که به قلب فرمان می دهد ، فرمان نه به عنوان یک دستور ، در واقع آموزش می دهد که وظیفه تو در بدن این انسان یا این موجود چه طور است . بعد یاد می دهد که چطور حرکت کن ، چه کار بکن ، به آن مسیر نشان می دهد و بعد به او یاد می دهد این آدمی که من تو را در درون بدنش می گذارم خیلی فراموش کار است . تو برایش کار می کنی و او اصلاً نمی فهمد که تو برایش کار می کنی . هر وقت لازم دیدی به او تذکر بده ، چه طور ؟ چهارتا ضربان می زنی یکی از آن را نزن ، نه این که از چهارتا سه تا نزنی که او اخطار بگیرد ، اینجا چه شد ؟ بعد دکتر می رود ، بعد می فهمد که با این نحوه زندگی قلبش را از او می گیرد . بعد یاد می گیرد که چطور خودش را مداوا کند و ... . ربّ یعنی این .
در آیه 86 خداوند می فرماید : قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ – خود بگو که کیست تربیت کننده ، آموزش دهنده . مترجم می گوید پروردگار ، راست هم می گوید ، دروغ نمی گوید . پروردگار آموزش دهنده آسمان های هفت گانه ، صاحب عرش بزرگ ، مگر عرش کوچک هم داریم ؟ صاحب عرش بزرگ . یعنی هر کدام اینها یک مخلوق هستند . طبقات هفتگانه آسمان ها یک مخلوق هستند . عرش یک مخلوق است که خداوند قبل از این که من و شما را بیافریند اینها را آفریده است ، تربیت کرده ، آموزش کافی داده است که چه بکنند تا در خدمت ما باشند . بگو کیست پروردگارآسمان های هفتگانه و صاحب عرش بزرگ ، به زودی خواهند گفت . چرا می گوید به زودی خواهند گفت ؟ چون آن کسی که آن موقع جواب می دهد فقط حرف می زند اما نمی فهمد . چه طور که بنده به این سن رسیدم و نمی فهمیدم ربّ یعنی چه . خدا ، تربیت کننده ، اما معنایش چه هست ؟ پس چرا من هیچ وقت خدا را ندیدم که من را تربیت کند . دوتا شلاق هم بزند و بگوید این طور حرف نزن . ما تربیت کننده این طور می بینیم یا هیچ وقت به من یاد نداد که تو با دستگاه کامپیوتر چطور کار کن . یعنی تربیت کننده و خیلی چیزهای دیگر ، اما یکبار کامل دیدم .
سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ(87)
به زودی خواهند گفت : چه کسانی ؟ آنهایی که می توانند ببیند او را . آنهایی که می توانند از نزدیک لمسش کنند ، از آن خداست ، فقط از آن خدا . اگر شما می توانید آموزش دهید یک دلیل بیشتر ندارد چون آموزش تو را خداوند داده است . تو مگر داشتی ؟ همه چیز از آن خدا است . خدایی که بالای سر ما است ؟ نه ، اطراف ما است ؟ نه . خدایی که ما در او قرار گرفته ایم و درک نداریم . او همه چیز را داراست . بگو پس آیا پروا نمی کنید ؟ قُل اَفَلا تَتَقّون . بگو پس آیا پروا نمی کنید ؟ اگر می دانی که ربّ کیست ؟ اگر می دانی که ربّ همانی است که آسمان ها و عرش را برای تو آماده کرده و آموزش داده که چه طور به تو خدمت کند و اگر می دانی همه اینها از آن خدا است . حتی آن چیزی که تو هستی از آن خدا است . این سرانگشت را خداوند آموزش داده است . به سادگی ریزترین چیزها را بر می دارد . خدا به اینها یک چیزی را القا کرد ، یک تربیتی به اینها داد که در خدمت شما ریزترین چیزها را می توانید بردارید ، پس از آن خدا است . پس چرا تقوا نمی کنید . ما چرا تقوا نداریم . ما چرا ترس نداریم . ما چرا پرهیز نداریم از بسیاری از کارهایی که نباید انجام بدهیم . چرا این قدر خودمان را مختار می بینیم . مختاری که هر کاری که دلش می خواهد می کند . آخر مگر ما اجازه این کار را داریم .
قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُوَ يُجيرُ وَ لا يُجارُ عَلَيْهِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ(88)
بگو اگر می دانید فرمانروایی موجودات در دست کیست در حالی که او پناه دهد و به کسی پناه داده نشود . فرمانروایی همه موجودات فقط در دست خداست . پس تو چرا برای آدم ها خدایی می کنی ؟ تو چرا برای آدمها تعیین و تکلیف می کنی ؟ اصلاً به شما چه ؟ آدمها خودشان خدا دارند . شما می توانید مشاوره بدهید اما تعیین تکلیف نمی توانید بکنید . شما می توانید اگر دیدید نمی توانید با کسی کنار بیایید خیلی با محبت و دوستانه جدا بشوید و بروید در هر مقامی ، دوستی . کار ، دوتا همسر نسبت به هم و ... . اما حق دستور به هم را ندارید اصلاً و ابداً . می گوید شما که می دانید فرمانروایی همه موجودات از چه کسی است و وجود چه کسی است که فرمانرواست در حالی که که او به همه پناه می دهد و هیچ کس نمی تواند به او پناه دهد ، پشت و پناهِ خدا باشد . شما اگر می دانید چرا توجه نمی کنید ؟
سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّي تُسْحَرُونَ(89)
خواهند گفت از آن خدا است . خب چیزی که از آن خدا است پس چرا تو صاحبش هستی ؟ جالب نیست ؟ بگو پس چگونه دستخوش افسون می شوید . مالکیت های این چنینی افسون شیطان است . خیلی ها در مورد اولادهایشان متأسفانه دچار این افسون هستند که باید اولادشان آن کاری را انجام دهد که این ها می خواهند . آن طوری بگردد که این ها می خواهند . نمی شود او یک آدم دیگر است . در بطن بدن شما پرورش پیدا کرده و بیرون آمده است . خب باشد ولی تو خالق نیستی ، تو ظرف پرورش او بودی . حتی موقعی که در شکم شما بود شما نمی توانستید هیچ دخل و تصرفی داشته باشید . انگشتانش کشیده باشد یا کپل و کوتاه باشد . خودش چاق باشد یا بلند و باریک باشد . چشمانش آبی باشد یا مشکی . شما نمی توانستید هیچگونه دخل و تصرفی داشته باشید . چرا ؟ چون شما فقط ظرف بودید ، خالق که نبودید . مالکیت ها و دَم زدن از مالکیت ها افسون شیطان است . می پرسد که این خانه مال شما است ؟ مالک جواب می دهد : بله ، من دوتا هم آنجا دارم ، سه تا هم آنجا دارم ، یکی هم اینجا دارم . اما آن کسی که مالک نیست می گوید به من اجازه دادند تا وقتی زنده هستم اینجا زندگی کنم ، سرگردان نشوم ، دائم اینجا و آنجا نروم . شما هم این اعتقاد را دارید ؟ شما یک طور دیگر نگاه می کنید و یک طور دیگر با مردم برخورد می کنید . خواهند گفت از آن خدا است . بگو پس چگونه دستخوش افسون می شوید . مراقب باشید . حالا فکر کنید می گوید شوهرِ من ، راست می گوید . من همیشه به همسرم می گفتم بچه ها را قبول کردم که مال من نیستند تا یک روزی عهده دار هستم که به آنها خدمت کنم و پس از آن مال خودشان و مال زندگی شان هستند اما شما مال من هستید . اما خداوند یک روزی را برای من آورد که نگاه کردم و دیدم او هم برای من نیست . بعد می گوید مالت کو ؟ اگر مال تو بود پس چرا خوب نگهداری نکردی . چرا مراقبتش نکردی ؟ چرا جلوی مریض شدنش را نگرفتی ؟ چرا جلوی از بین رفتنش را نگرفتی ؟ گفتم خدایا اشتباه کردم ، مال خودت . من می دانم همه اینها مال تو هستند اما تا من زنده هستم بگذار تا از او استفاده کنم . آیا شما این طور نگاه می کنید ؟ نه . به پستتان ، به مقامتان ، به جایگاهتان ، به هیچ چیزتان این طور نگاه نمی کنید و این باعث تأسف است . افسون یعنی یک چیز غیر واقعی . سحر است ، سحر یک چیز غیر واقعی است که گول می زند ولی شما متوجه گول خوردن نمی شوید بلکه اسیرش می شود ، آن افسون می شود . چون قدرت پروردگار اسارت نمی آورد ، قدرت خدا شگفتی می آورد ، انسان را شگفت زده می کند ، مبهوت می کند از این همه بزرگی ولی اسارت نمی آورد اما افسون اسارت می آورد .
بَلْ أَتَيْناهُمْ بِالْحَقِّ وَ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ(90)
بلکه حقیقت را برایشان آوردیم ، قطعاً آنان دروغگو هستند . خداوند حقیقت را به انسان تحویل داده است اما آدمی دروغگویی بیش نیست . یک دسته می فهمند و تکذیب می کنند . یک دسته هم نمی فهمند و نفهمیدنشان را پشت تکذیب کردنشان پنهان می کنند ، فرقی نمی کند . خداوند حقیقت را برای من و شما فرستاده است ، چقدر آن را پذیرش می کنید ؟ همان قدر که دلتان می خواهد ?شما اصلاً حق انتخاب ندارید .
مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما کانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ کُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلي‏ بَعْضٍ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ(91)
خداوند فرزندی اختیار نکرده و با او معبود دیگری نیست . اگر چنین می بود قطعاً هر خدایی آنچه آفریده بود با خود می بُرد و حتماً بعضی از آنان بر بعضی دیگر برتری می جستند . خداوند راه درک خود را عطا می کند نشان می دهد . می گوید اگر قرار بود خدایی غیر از خدای یگانه باشد چون هر کسی می آید صاحب این همه قدرت است یک آفریده هایی دارد وقتی می خواهد برود نمی گذارد ، وسایل خود را با خود می برد . یا اگر معبود دیگری هم با این خدا بود یکی سعی می کرد بر دیگری برتری بجوید . خاصیت زمین این است ، خاصیت دنیا همین است منزه است خدا از آنجه وصف می کنند . برای خدا وصف وجود ندارد چون هر آنچه را که ذهن ما ، حیطه فکر ما بخواهد برای خدا وصفی قائل شود دارای حد می شود و خدا دارای حد نیست . خداوند منزه است از آنچه که وصف می کنند . خدای تاریکی ، خدای دریا ، خدای خشکی و.... همه اینها باطل است . مَلَک داریم ولی ملک با خدا فرق می کند ، خدا یکی است .
عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَتَعالي‏ عَمَّا يُشْرِکُونَ(92)
دانای نهان و آشکار است . هم در نهان هست همه چیز را می داند ، هم در آنچه که آشکار است آنها را هم می داند . چیزی از موجودات نیست که از خدا مخفی باشد ؛ چه آنهایی که در باطن است ، چه آنهایی که در ظاهر است . پس برتراست از آنچه با او شریک می گردانند . وقتی برای خدا شریک قائل می شوند یعنی یک بخشی را این خدا می داند ، یک بخشی را آن خدا می داند در حالی که خدا وصفش این است که حد ندارد ، دانای به همه چیز است چه در آشکار ، چه در پنهان . بنابراین نمی تواند دوتا باشد ، نمی تواند تکه ای در گوشه دیگر داشته باشد . این از قاعده خارج است . برتر است از آنچه که با او شریک می گردانند . خداوند جنس فرشته ها را اعلام نکرده است ، ما داریم که بدانیم فرشته چه جنسی است پارچه است ؟ حریر است ؟ طلا است ؟ نقره است ؟ فقط می دانیم موجوداتی هستند که در خدمت پروردگار هستند و هر کدام دنبال یک سری انجام وظیفه هستند در حیطه ای که برای آنها تعیین شده است . قبلاً چه بودند نمی دانیم ، بعداً چه خواهند شد نمی دانیم ، ما کاری هم با این کارها نداریم چون فعلاً خودمان بتوانیم بفهمیم ما چه هستیم کفایت می کند اگر توانستیم بفهمیم ما چه هستیم آنها را هم می توانیم بفهمیم چون راحت می شود ما حیطه ای را پیدا می کنیم که خیلی برتر است در نتیجه پی می بریم .
قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي ما يُوعَدُون(93)
بگو پروردگارا ! اگر عذابی را که به آنها وعده داده می شود به من بنمایانی . درخواست می کند که عذابی را به این کسانی که برای خدا شریک می گیرند ، خدا را در وصف می گنجانند و نگه می دارند و چیزهایی که تا به الان خواندیم اگر که عذابی برای اینها قرار داده می شود به من بنمایان خداوند عذاب را نشان داد .
رَبِّ فَلا تَجْعَلْني‏ فِي الْقَوْمِ الظَّالِمينَ(94)
گفت بار خدایا ! مرا را با قوم ستمکار قرار نده . کسانی که خلاف حکم خدا و کلام خدا رفتار می کنند ستمکار هستند . اول بر خود و بعد بر جامعه موجودات ستمکار هستند و ستمکار حتماً عذاب خواهد شد . پس خدایا ما را با قوم ستمکار قرار مده ، ما را همسفر و همراه نکن . بعضی ها می گویند من نمی توانم از این که جایی قرار بگیرم که غیبت کن نباشد ، جایی قرار بگیرم که آدم ها افعال زشت بکار نبرند . من همیشه توصیه کردم دعا کنیدکه خدایا مرا در جمع فساد کنندگان قرار نده ؛ خودش می بَرد یا تو را از آن جمع می بَرد یا با ورود تو به این جمع فاسدین بلند می شوند و می روند یا با ورود شما به جمع فاسدین ساکت می شوند . گاهی اوقات در بعضی از مهمانی های خانوادگی که ما می رویم وقتی وارد می شویم خانم ها همه روسری سرشان می کنند و اگر مردی از ما از جمع خارج شوند همه آنها روسری های خود را بر می دارند همین قدر که به خاطر ما مجبور می شوند یک مقدار حجابی داشته باشند باز هم ارزشمند است .

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید