منو

یکشنبه, 03 تیر 1397 - Sun 06 24 2018

A+ A A-

تعمقی در سوره مومنون بخش پانزدهم

بسم الله الرحمن الرحیم 

لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَکُمْ کَدُعاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضاً قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْکُمْ لِواذاً فَلْيَحْذَرِ الَّذينَ يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصيبَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ(63)
پیرو آیاتی که در جلسات قبل بحث و صحبت کردیم در مورد کسانی بود که تلاش می کنند و از مال و جانشان دریغ نمی کنند ، می بخشند ، می دهند و آنها در حالی این کار را انجام می دهند که دلهایشان ترسان است . از چه چیز ترسان است ؟ از اینکه می دانند به سوی خداوند بازخواهند گشت . ما هیچ وقت نمی توانیم بگوییم که این قدر انفاق کردیم ، اینقدر احسان کردیم ، این قدر کمک کردیم ، این قدر محبت کردیم ، پس من را کفایت . در روز بازگشت ، ذخیره بجایی برای خودم از پیش فرستاده ام ، چرا ؟ چون در خلال کارهایی که انجام می دهیم ، اعمالی انجام می دهیم ، حرکت هایی می کنیم ، نیت هایی می کنیم که به یکباره می شوید و می برد ، حالا اگر اضافه از خودش به جای نگذارد . می گوید آنها می بخشند در حالی که دلهایشان ترسان است ، از چی ؟ از اینکه به سوی پروردگارشان بازمی گردند . بعد توضیح داده که آنها در کارهای نیک شتاب می کنند و در انجام دادن و اجرا کردنش پیشتاز هستند . و خداوند در انتها و در آیه 62 فرمودند هیچ کس را جز به قدر توانش تکلیف نمی کنیم ، چرا تکلیف نمی کنیم ؟ برای اینکه اگر کسی این آیات را خواند و خواست که همان جایگاه را داشته باشد ولی آن توان را ندارد که آن چنان بدود ، خداوند فرمودند همان قدر که تو توان داری ما از تو تکلیف می خواهیم . در ادامه فرمودند : نه بلکه دلهای آنان از این در غفلت است ، از چه در غفلت است ؟ و چه کسانی در غفلت هستند ؟ دل های کسانی که غیر از این زندگی می کنند . یعنی خیلی ساده ، در یک جلسه ای عرض کردم که آقا رسول الله به علی امیرالمؤمنین فرمودند : علی جان بعد از تو امت 73 فرقه می شود . از 73 فرقه ، تنها یک فرقه بدون حساب و کتاب به بهشت می رود ، 72 فرقه دیگر باید حساب و کتاب پس بدهد . حالا براساس اعمال و نیاتش ، کم و زیاد . که از این 73 تا فقط 13 تا محب تو هستند . نه اینکه فکر کنی ولایت تو را رد می کنند ، محب و عاشق تو هستند ولی فقط یک فرقه آنها بی حساب و کتاب به بهشت می رود . آنچه را که خداوند در سوره مؤمنون می فرمایند برای این است که من و شما بارمان را ببندیم و بفهمیم کجا هستیم . امیدوارم که بفهمیم ، اکثرمان نمی دانیم و اکثرمان در غفلت هستیم . هنوز این طرف می رویم و گاهی آن طرف می رویم . یک مقدار جلو می رویم و یک مقدار به عقب بر می گردیم . خب چه کار می کنی ؟ من باید ، حتماً تحقیق کنم و بفهمم . آیا این قدر وقت داری ؟ این قدر فرصت داری ؟
نه . بلکه دل های آنان از این در غفلت است . از چه چیز ؟ از حقیقتی که خداوند در نهایت ظرافت در آیات الهی بیان فرمودند . گفت از این واقعیت و از این حقیقت و از این چیزی که بنده مؤمن باید قرار بگیرد ، دل های اکثرشان در غفلت است .
و آنان کارهایی جز این دارند که پیوسته مرتکب می شوند . اکثر ما کارهایی را انجام می دهیم و به چیزهایی مشغول می شویم غیر از آن چیزی که خدا خواسته است . خدا چه چیز خواسته بود ؟ خدا خواسته بود که آنچه از مال و جان داری ، بدهیم . می دهیم ؟ می گوید این ها را بدهید . تازه وقتی هم می دهید طوری بدهید که دل ترسان و لرزان . چرا ترسان و لرزان است ؟ برای این که یک حقیقتی است که می دانید به سوی خدا باز می گردید . اکثر بچه هایی که به خارج از کشور می روند و سوی انحراف می روند ، آن جوان هایی هستند که برای بازگشت پل های پشت سرشان خراب است می دانند که دیگر به اینجا باز نمی گردند . چون می داند بر نمی گردد به هر کاری دست می زند ، هر چیزی را هم امتحان می کند . محیط باز است ، پاسبانی بر او گماشته نشده است ، فرهنگش متفاوت با فرهنگ ما است . آزادی هایی را می دهد که در فرهنگ ما وجود ندارد . اما جوانی که می داند به اینجا باز می گردد و باید برگردد ، دست و پا شسته می رود و دست و پا شسته برمی گردد . بنده ای که می داند امروز اینجاست ولی عن قریب خواهد رفت . چنین بنده ای دستش از پایش خطا نمی کند . اما اکثر مردم ، جز این زندگی می کنند . می اندیشند که در دنیا صاحب همه چیز هستند و بر هر کاری مُجاز هستند . خداوند می گوید : نه ، بلکه دل های آنها از این حقیقت در غفلت است . آن ها کارهای ناروای دیگری جز این دارند که پیوسته مرتکب می شوند .
حَتَّي إِذا أَخَذْنا مُتْرَفيهِمْ بِالْعَذابِ إِذا هُمْ يَجْأَرُونَ(64)
تا وقتیکه عیاشان آن ها را به عذاب گرفتار ساختیم ، به ناگاه ناله های دردناک سر می دهند . با توجه به آیات بعدی ظاهر کار این طور می آید که آیه اشاره دارد به اینکه در روز قیامت ابتدا سرکرده های افراد خطاکار را می گیرند . اما من این آیه را در اینجا برای دنیای خودم می بینم ، چه طوری ؟ بعضی ها به صورت حرفه ای غیبت می کنند و هرجایی هم بنشینند کلامشان میان مردم می چرخد و غیبتشان دائمی است . از ده تا جمله حداقل 8 تای آن غیبت در مورد افراد مختلف است . بعضی ها فقط گوش می کنند ، بعضی ها در خلال این صحبتها یکی ، دو تا جمله هم این ها می گویند . وقتی دور عذاب فرا می رسد خداوند عیاشان ، خطاکاران بزرگ هر عصری را گرفتار عذاب می کند که چه شود ؟ که آنها ناله دردناک کنند از اتفاقی که برایشان افتاده است که باز چه شود ؟ که منی که فقط گوش می کردم یا منی که فقط گاهی اوقات برای این که بگویم من هم هستم لااقل یک جمله غیبت دار بیان می کردم حساب کار دستم بیاید و بگویم عذاب الهی چطور او را گرفت خب یک روزی هم مرا می گیرد . چون در آخرت اگر یک چنین اتفاقی بیفتد دیگر آخرت تمام شد اول سرکرده را مجازات کنند یا زیر دستش را چندان فرقی نمی کند ، همه را عذاب می کنند چون زمان بخشش تمام شده است ولی در دنیا که سرکرده را عذاب می کنند آن وقت زیر دستها و آنهایی که گاهی قاطی می شدند حساب کار خودشان را می رسند ، حواسشان را جمع می کنند .
إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ(65)
قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَی عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَی أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُون(66)
مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ(67)
امروز زاری مکنید که قطعاً شما از جانب ما یاری نخواهید شد . کسانی که عمل زشت و منکر را به حد اعلاء برسانند اتفاقی برایشان بیفتد دیگر فایده ندارد . آه و ناله به دادشان نمی رسد و هیچ مشکلی از آنها حل نمی کند چرا که دیگر در آن مرحله از جانب خدا یاری ندارند مثل زمانی که به نوح گفت کشتی بساز ، کشتی ساخت و مرتب امتش را هشدار داد گوش نکردند زمانش که رسید سوار کرد ، آب که راه افتاد دیگر به کسی اجازه نجات ندادند و تمام شد. آن هایی که غرق شدنی بودند حتی پسر نوح غرق شدند . آن هایی که نجات یافتنی بودند نجات یافتند . دور ما خیلی دور سختی است ، می دانید چرا ؟ نوح نهصد و پنجاه سال عمر کرد . دقیق نمی دانم چند سال ملت را هشدار داد بعد کشتی را ساخت . قطعاً سالیان بسیاری بوده است اما امروز برای ما سالیان بسیار نخواهد بود . هر حرکتی می کنیم ، هر نیتی می کنیم ، هر سیاست بازیی می کنیم این قدر سریع ، مارمولکی می آید جلوی مان می ایستد و پوست مان را می کند . مگر شما در حدیث عنوان بصری نخواندید ؟ امام فرمودند مصلحت اندیشی نکنید ، تدبیر نکنید برای خودتان . وقتی تدبیر از جانب خداوند است حرفی است جدا ولی بطور دائم ما تدبیر اندیشی می کنیم . اگر این لیوان را قرمز کنم اینجا بگذارم این معنا را می دهد فلانی حواسش جمع می شود . برای اینکه فلانی حواسش جمع شود خوب برو به او بگو حواست را جمع کن ! می گوید نه بابا ! ناراحت می شود ، خب بشود . اگر تو می خواهی حرکتی کنی که نامت وسط نیاید ، یک سیاستی بازی کنی ول معطلی ، حالا بدو . رفته بودیم خرید ، بنده به فروشنده می گویم آقا من در ازای این جنس می توانم سه تومان دهم تو با پیشنهاد من کنار می آیی ؟ می توانی ؟ تو در خرید و فروشت نگاه کن ، جا داری که از پنج تومان روی سه تومان بیایی ؟ اگر جا داری که بهتر . اگر جا نداری سرت سلامت ، مالت خوب هست ، شیک هست ، جنسش هم عالی است ، تکه هایش هم خوب است اما من نمی توانم بخرم .حالا اگر بگویی آخر می دانی شما می گویی ژاپنی است به نظر چینی می آید . حرف درست بزنید . تمام این اضافه ها که می گویید در خرید و فروش ها مال ها را حرام می کند . بعد می گوید من هیچ وقت مال حرام نخوردم اما در بشقابی که در خانه ات می خوری مال حرام است . چون حق و حقوق یکی را زیر پایت گذاشتی بعد می گویی من هیچ وقت حرام نمی خورم . امروز زاری نکنید که قطعاً شما از جانب ما یاری نخواهید شد . همانا آیات من از جانب شما خوانده می شد و شما به عقب خود بر می گشتید . بنده همه چیز را ریز و در قاموس زندگی روزمره شما بیان می کنم . خیلی ساده ! خیلی ابتدایی ! بنده الان این را به شما گفتم اگر فردا پا شدی بروی پارچه بخری ، اگر بروی ظرف بخری ، اگر بروی جنس بخری چنانچه این شیوه رفتار کنی ، مصداق همین آیه ای . همه آیات من بر شما خوانده می شد شما به عقب خود بر می گشتید . آن وقت مجبوری حسابش را پس دهی. آن وقت می روی بین مردم می گویی من کلاس معرفت می روم ، من کلاس قرآن می روم آن وقت همان فروشنده به تو می گوید اگر تو کلاس معرفت می روی پس چرا این قدر بی معرفتی؟ چیزی را که بنده خودم شخصاً خریدم یک تومان بالاخره باید سود هم بکنم ، درصدی رویش می گذارم به شما می فروشم شما می گویی این اصلاً چهارصد تومان بیشتر نمی ارزد . نمی توانی بخری ؟ می گویی من آقا این قیمت نمی توانم بخرم . شک داری در حرف طرف ؟ بگو متشکرم ، بروم قدری بگردم . متکبرانه در شب نشینی خود از آن بد می گفتید .
یک نفر امروز برای من پیامی فرستاد ایشان هر وقت که در حال ذکر باشد سِیر می کند . نوشته بود دیدم که در ذکرم که می رفتم در یک فضای مینیاتوری . مثل اینکه یک نقاشی مینیاتوری کشیده باشند من در این نقاشی حرکت می کردم . جالب بود که در حین حرکتم می دیدم که این ها واقعی و واقعی می شود و می آمدم جلو و خیلی هم کیف می کردم . وقتی که یک خورده حرکت کردم رسیدم به جایی دیدم نقاش شمائید . آن نقاشی مینیاتوری را شما دارید ترسیم می کنید و عجیبی اش اینجا بود که هر کدام را که ترسیم می کردی و نگاهش می کردی بعد از آن تبدیل به واقعیت می شد ، یک فضای واقعی دنیایی . ایشان نوشته بود به من خیلی چسبید و خیلی هم دعایم کرد . ولی به بنده اصلاً نچسبید چرا که بنده به جای اینکه خوشحال شوم بیشتر ترسیدم . می دانید معنی اش چیست ؟ معنی اش این است که به هر چه فکر کنم همان می شود . خوب الان دوست مان را دوست دارم فکر می کنم که خدایا چقدر خوب است الهی خوشبخت و عاقبت بخیر شود . خدا به او مال فراوان دهد . این خوب است ولی اگر همین دوست مان مرا عصبانی کرد چه ؟ بنده حق ندارم وقتی عصبانی می شوم ، اوقاتم تلخ می شود حداقل رویم را بر گردانم ؟ نمی شود . این هست که می ترسم ، هول می کنم . هر کدام شما نقاش زندگی خودتان هستید . هیچ کس زندگی شما را نقاشی نکرده است . همه تان نقاشان زندگی خودتان هستید . راضی نیستید ؟ می خواستید قشنگ تر بکشید . خوشحالی ؟آفرین بر شما . اما خودت را گم نکن بقیه را هم خوب بکش . دقت کردید ؟ بترسید ، بنده ترسیدم . چون اولین نفری که عصبانی ام کند چه می شود . دیگر نمی توانم عصبانی می شوم بگویم مرده شورت را ببرند . این حداقل چیزی هست که می توانم بگویم . پس حرص دلم را چه طوری بخوابانم ؟ آدم ها را که نمی توانم بزنم ، طرد هم که نمی توانم بکنم ، من عصبانیتم را چه طوری بخوابانم . شما برای من این معضل را حل کنید. خیلی از مواقع فهمیدم خیلی از آدم ها دروغگو هستند ، در نهادم فهمیدم دروغگو هستند . هیچی هم نگفتم ، فقط خودم می دانم دروغگو هستند به هیچ کسی هم هیچی نگفتم بعد هم وقتی طرف را دیدم دروغ می گوید خنده ام گرفت . گفتم خدایا به نازم قدرت تو را که چگونه بنده ات را هدایت می کنی . حالا واقعاً دروغگو بود ؟ یا بنده در نقاشی ام او را دروغگو کشیدم ؟ ببینید چه برزخی هست . شما نمی ترسید یا بنده دیوانه ام . اگر شما از حرف هایم نمی ترسید بنده حتماً دیوانه ام چون بنده می ترسم . مواظب خودتان باشید ، هر کدامتان نقاشان زندگی خودتان هستید . نقاشان عزیز رنگ های بهتر استفاده کنید ، قلم مو های قشنگ تر استفاده کنید و طرح های زیباتر ، شاد کننده تر ، بی پیرایه تر ، بدون بدخواهی ، بدون زشتی ، بدون کثیفی بکشید تا بهره مند شوید .

 

 

 

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید