منو

دوشنبه, 04 تیر 1397 - Mon 06 25 2018

A+ A A-

تعمقی در سوره هود بخش بخش نهم

بسم الله الرحمن الرحیم

آیاتی که شب گذشته تلاوت کردیم درباره حضرت نوح و دعوت ایشان از مردمش بود .
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَ أَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تُجْرِمُونَ(۳۵)
در آیه 35 می خوانیم که خداوند فرموده : آیا می گویند آن را از خودش بافته . این کلام آشنایی است ، برای تمام پیامبران خدا این کلام آشنا بکار برده شده است . هر وقت که حرفی زدند ، سخنی گفتند ، وحی از جانب حضرت حق داشتند اینها از جانب قوم منکر این برخورد را داشتند که این یک چیزهایی از خودش می بافد ، این از خودش یک چیزهایی بیرون می دهد . بگو اگر آن را بافته باشم گناهم به عهده من است ، خیلی جواب ظریفی است . خداوند می فرماید که به آنها بگو اگر که این حرفها ، این دعوت ها ، این بشارت ها و این هشدارها را من از خودم بافته باشم به شما صدمه نمی زنم حتی اگر شما از من اطاعت کنید بلکه مسئولیت مستقیم آن به عهده خودم است چون بعداً باید جوابش و حساب و کتابش را من پس بدهم .
و من از گناهی که شما می کنید بیزارم . در ادامه این کلام خداوند فرموده که به آنها بگو . پس دیدید بار اگر بار کجی باشد ، خودبافته من باشد فقط به من صدمه می زند نه به شما . اما از گناهی که شما در حال حاضر ، در حال انجام آن هستید من بیزارم . گناهی که مردم هر دوره به آن مشغول می شوند و بیزاری پیامبر را برای خودشان می خرند ، چه گناهی است ؟ انکار حق . وقتی شما حق را در هر شکلی انکار می کنید مورد بیزاری پیامبر خودتان قرار می گیرید . در زمان پیامبر ما ابتدای امر دعوت مردم به یکتا پرستی ، خدا پرستی ، انجام کارهای نیک و .... و قبل از این که دنیا را ترک کنند دعوت مردم برای هدایت به سوی جانشینشان تا حدی که همه مردم و سران هر قوم را در یکجا جمع کردند و در آنجا نه تنها اعلام کردند بلکه فرمودند بیعتتان را همین جا بکنید . هم مرد و هم زن بیعت کردند ، مردها مستقیم دست دادند و بیعت کردند . برای خانم ها پرده ای آویزان شد ، تشت آبی زیر پرده که امیرالمؤمنین دستشان را درون آب و خانم ها از آن طرف پرده دستش درون آب ، تا بیعت انجام بشود . تا کسی نگوید من در آن روز اصلاً منظور پیامبر را نفهمیده بودم . کار را به جایی رساندند که این ها حتی با امیرالمؤمنین دست دادند و ابراز قبولی کردند . اگر امروز شخصی بیاید و بگوید ما امام لازم نداریم ، ما قرآن داریم ما را کفایت ؛ این مستقیماً کلام پیامبر را که کلام پیامبر ، کلام حضرت حق است تکذیب کرد . اینجاست که پیامبر می گوید من از تو بیزارم . و در روز معاد ، روز محشر این بیزاری را در ملأ عام ابراز خواهد کرد . پس مواظب باشیم کاری نکنیم که پیامبر خدا از ما بیزاری بجوید . مگر خدایی نکرده مگر ما قوم صهیونیست هستیم ؟ ما نیستیم ، ما مسلمان هستیم و شیعه .
وَ أُوحِيَ إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ(۳۶)
به نوح وحی شد که از قوم تو جز آنها که ایمان آورده اند دیگر کسی ایمان نخواهد آورد پس از آنچه که می کنند غمگین نباش .
بعد از این همه سال دعوت ، خداوند به نوح فرمود که تو نگران نباش این هایی که تا حالا دعوت کردی و تا امروز تو را پذیرش کردند ، ایمان آوردند بعد از این دیگر کسی ایمان نمی آورد .
پس از آنچه که این ها می کنند غمگین مباش . چون پیامبر خدا از دو جهت غمگین می شد وقتی که مردم حق را زیر پا می گذاشتند . از یک سو ، از جهت این که کلام خدا را شکستند ، که کلام خدا حرمت دارد و هیچ بنده ای را نرسد که کلام خدا را بشکند . و از سوی دیگر برای این بنده ها خیرخواهی می کردند و چون پیامبر خدا بودند می دانستند سزای شکستن عهد با خدا و زیر پا گذاشتن کلام خدا چه خواهد بود . برای این بنده ها هم به شدت غمگین می شدند که مبادا این ها دچار آسیب بشوند . خداوند مستقیماً فرمود هر که تا امروز ایمان آورده ، آورده است ، هر کسی ایمان نیاورد دیگر نمی آورد ، تو هم برای کارهای این ها غمگین نباش . این کلام خیلی به ما نزدیک است ، هر کسی تا امروز آمد ، آمد از این به بعد دیگر نخواهد آمد . امروز به جوانی پیام دادم چه کردی تو را به محرم راه ندادند ؟ انگار که این کلام الهی برای من گفته شده بود چون در عمل او را توبیخ کردم و دعوا کردم ولی قلبم هم سوخت ، آتش گرفت . چون می دانم وقتی یکی را به محرم راه ندهند دیگه رفت ، تمام شد ؛ دلم سوخت ، کلام الهی امروز همان چیزی است که من لازم داشتم . هر کسی تا امروز فهمیده باید چطوری زندگی کند ، فهمیده است ؛ علی الظاهر می آید که بعد از این نمی تواند بفهمد و این خیلی بد است و این نشان می دهد که خیلی دیر شده است .
وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا و َوَحْيِنَا وَ لَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ(37)
و کشتی را زیر نظر ما و به اشاره ما بساز . بعد از این که خداوند نوح را از ادامه مسیر یعنی دعوت به حق نا امید می کند و می گوید دیگر فایده ندارد . می گوید کشتی بساز ، کشتی نمادی است از نجات . اگر در دریا کشتی نباشد انسان ها در دریا غرق می شوند . کشتی نمادی است از نجات و هر کشتی محدود مسافر با خودش جابجا می کند ، مگر کشتی های متعدد ، اما هر زمانی ، در هر عصری فقط یک سازنده کشتی وجود دارد . در یک عصر دو تا سازنده با همدیگر نیست که یکی این را بسازد و یکی آن یکی را . و این کشتی ها هم نامحدود جا نمی گیرد . آن خدایی که دستور می دهد می داند چند نفر مستحق سوار شدن به این کشتی ها هستند . می گوید یک کشتی بساز که 100 نفر جا بگیرد ، ابعادش این قدر باشد ، چرا ؟ چون بقیه باید غرق شوند و نابود ، چون مورد غضب پروردگار هستند . امروز هم در عالم یک کشتی ساز وجود دارد و آن یک دانه فقط امام زمان(عج) است . من یک روزی غصه می خوردم مگر می شود من سوار شوم ، این سوار نشود ، آن سوار نشود ، ..... امروز رسیدم به آنجایی که می گویم من سوار شوم دیگه به بقیه کاری ندارم چون همه آن چیزهایی که باید بقیه می شنیدند ، شنیدند ، انتخاب خودشان است که بتوانند سوار این کشتی بشوند یا نشوند
کشتی را زیر نظر ما و به اشاره ما بساز ، درباره کسانی که ستم کردند با من سخن مگو که آنها غرق شدنی هستند . این یک هشدار بزرگ است می گوید این قدر نگو ، چه می خواهی ؛ آن کسی که غرق شدنی است ا او باید غرق بشود ، چرا ؟ چون غرق شدن را انتخاب کرده ، نه تو می توانی کاری انجام دهی و نه کسی دیگر .
با من سخن مگوی که آنها غرق شدنی هستند . جوان ها حواسشان را جمع کنند ، نه فقط جوان ها ، سن و سال دارهایمان هم حواسشان را جمع کنند . اگر هنوز نتوانستند زبان هایشان را جمع کنند خدا بدادشان برسد این ها غرق شدنی هستند ، این ها درست شدنی نیستند . پس مواظب خودتان باشید .

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید