منو

چهارشنبه, 02 اسفند 1396 - Wed 02 21 2018

A+ A A-

تعمقی در سوره واقعه‎ بخش نهم

 بسم الله الرحمن الرحیم 

أَفَرَأَیْتُمُ الْمَاءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ ﴿٦٨﴾ آیا در آبی که می نوشید اندیشیده اید ؟ آبی را که می خوریم می دانیم که از چه چیزهایی تشکیل شده است ، چه اتم هایی در آن وجود دارد . دایره گردش به وجود آمدن آب را خوب می شناسیم . برای آبی که من و شما برای نوشیدن محتاج هستیم نگاه بکنید چه سِیر عجیب و طویلی در جریان است آن هم به صورت یک دایره بسته و به صورت دائمی . از روزی که خداوند عالم ،جهان هستی را خلق کرده است و دستور به بودن داده است این قصه بوده است حتی قبل از به وجود آمدن آدم . خود آب به تنهایی و نگاه به آب یکی از بزرگترین راههای دستیابی به معرفت است ؛ برای صحبتم دلیل دارم ، شما قرآن را باز می کنید جای جای قرآن خداوند اشاره می کند که در بهشت برای شما درختان سر سبزی است ، در پای آنها نهرهای آب روان . بنده از بچگی ام شنیده ام که خواب می بینی خوب یا بد است برای آب روان تعریف کن . غم داری ، دلگیری ، دلتنگی به آب روان نگاه کن و غم دل با او بگو . این موجود، زنده بودنش ، خالص بودنش ، کامل بودنش آنقدر بالاست که در تمامی شرایط به ما کمک می کند . بعد هیچ کجا هم نیست که نباشد ، به بدن خودتان نگاه کنید چقدر آب همراهتان است و در بدن شما وجود دارد . چند تا نهر و رود در بدن شما در جریان است ؟ خداوند می فرمایند : آیا در آبی که می نوشید اندیشیده اید ؟ یکی از راههای حرکت اولیه شما همین است . هر چیزی را که بهره می برید به آن نگاه کنید ، تفکر کنید . یکی از دلایلی که امروزه خانواده ها انسجام خوبی ندارند این است که موقع شام یا ناهار خوردن که افراد خانواده همه دور سفره جمع می شوند دیگر فرصتی برای نگاه کردن به هم ندارند ، چون همه شان در حال تماشای تلویزیون هستند یا موبایل ها دستشان است . اگر بعد از غذا بپرسی چه خوردی ، واقعاً نمی داند . خانمی که با آن همه زحمت غذا تهیه کرده و گذاشته سر سفره ، استحقاق آرام خوردن ، مزه مزه کردن ، چشیدن ، لذت بردن و اعلام این لذت را ندارد ؟ اگر می خواهید راه بیفتید از اینجا شروع کنید ؛ اول در خوراک هایتان . بنده وقتی پرتقال می خوردم اول پوست هر پره را می شکافتم و گوشت داخل را که مواد مغذی دارد و آبدار است را تکه می کردم و کوچولو کوچولو داخل دهانم می گذاشتم . می گفتند وای شما چه حوصله ای داری ؟ گاهی اوقات هم تذکر می دادند و می گفتند مردم فکر می کنند چون نداری بخوری حالا یک دانه که به دستت رسیده این طوری داری می خوری ؟ من هم می گفتم بگذارید مردم هر طور که می خواهند فکر کنند ، من لذت می برم . شما لااقل به آنچه می خورید خوب نگاه کنید ، ببینید چی هست ، چطوری درست شده است . بعد ببینید نقش باغبانی که این درخت را کاشته است ، نیمه شب که تو خواب بودی و او بلند شده رفته آب انداخته پای آن را می بینی . سرانگشتان این باغبانی که با خاک کار کرده و تَرَک خورده می بینی . آن وقت است که اگر درخت پرتقالی از آب غصبی استفاده کرده باشد تو دیگر نمی توانی آن را بخوری ، لازم نیست کسی به تو بگوید وجودت به تو می گوید این غصبی است ، نخور . اگر به زور در دهانت بگذاری حالت بد می شود . مگر نمی خواهید راه معرفت بروید ،قبلا گفتم هر چه را قرآن گفته انجام بده ، انجام بده و هر چه را گفته انجام نده ، انجام نده حالا در کنارش یک پله آمدم پایین تر ، می گویم به هر چه می خوری خوب نگاه کن که چه می خوری ، دیگر بعد از آن پوششت را نگاه کن.
أَأَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ ﴿٦٩﴾ آیا شما آن را از ابر فرو فرستاده اید یا ما فرو فرستنده ایم .
مثلا یک فردی با هزار زحمت رفته و از کوه سبزی کنده و آورده است . می آید این را می فروشد و کسی که می خواهد بخرد و قیمتش را می پرسد می گوید اوه چه خبر است ؟ واقعاً هم قیمت آن زیاد است اما آیا به آن سبزی دست زده ای ، آن کسی که از کوه می کَنَد و می آورد گونی گونی می کَنَد اگر توانستی ده تا از این سبزی ها را توی دستت بگیری و فشار بدهی ، پوست دستت آزار می بیند . بنده یک مقداری شِنگ خریدم و وقتی یک کمی را داخل دهانم گذاشتم خنده ام گرفت و گفتم این زبان گاو و گوسفند را می خواهد چون قدری خشن است و یک ذرات ریز تیز به لبه هایش دارد اما بسیار مفید است و بعد با خودم گفتم من غذای گاو را می خورم ، پس گاو بیچاره چکار کند ؟ فکر کردم گاو وقتی این را می خورد ، من گوشت و شیر و روغن او را استفاده می کنم و بهره می برم . بعد نگاه کردم به آن دستهایی که این ها را کَنده ، معمولاً خانم ها این کار را انجام می دهند و مردها می آورند برای فروش . دستهای لطیفتان را نگاه کنید اگر آنها را بکَنید چه به سرشان می آید . کیلویی فلان قدر که سهل است هر چقدر بدهد می ارزد آن وقت دیگر نمی گویم اوه چه خبر است ، چرا این قدر گران ؟ تشکر هم می کنم بابت چیدن اینها ، به فصل آورده و من امروز می توانم از آن بهره ببرم . یک قدری همه چیز را با اندیشه درست مصرف کنید و قبل از استفاده به آن نگاه کنید .
لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلا تَشْکُرُونَ ﴿٧٠﴾اگر می خواستیم آن را تلخ می گرداندیم پس چرا شکر نمی کنید .
خداوند اگر آبی که شما می خورید را یکباره تلخ کند ، چکار می کنید ؟ مثل اتفاقاتی که زمان حضرت موسی(ع) افتاد ، هیچ کسی قادر نبود آنها را حل کند ، شما هم قادر نیستید حل کنید با همه تکنولوژی برترتان و دانش فراوانتان . پس چرا شکرگزار نیستید که آبی به این گوارایی می نوشید .

أَفَرَأَیْتُمُ النَّارَ الَّتِی تُورُونَ ﴿٧١﴾ أَأَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِئُونَ ﴿٧٢﴾ آیا در آن آتشی که برمی افروزید فکر کرده اید . آیا درخت آن را شما پدید آورده اید یا ما پدید آورنده ایم . اگر که آتش ، چوب ، کاغذ و..... نداشته باشد آتش افروخته نمی شود . اسباب آتش درست کردن شما را خداوند فراهم کرده است آیا شما می توانید کاری را که خدا انجام داده ، انجام بدهید ؟ این از عهده هر کسی برنمی آید .
نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْکِرَةً وَمَتَاعًا لِلْمُقْوِینَ ﴿٧٣﴾ ما آن را یادآوری و متاعی برای جویندگان آتش قرار داده ایم .
یادآوری برای چه ؟ برای آتش قیامت . همین جا هم که یک کمی دستتان می سوزد دادتان به آسمان است . خب این آتش یک بار شما را می سوزاند چون شما در می روید بعد هم سعی می کنید مداوا کنید ولی آتش جهنم را خداوند وعده داده است ؛ پوستت می سوزد تماماً جزغاله می شود یک پوست نو جای آن می گذاریم بعد دوباره از اول شروع می کنی به سوختن یعنی سوختن دائمی است .
خداوند می فرماید ما این آتش را جهت یادآوری برای شما قرار دادیم و متاعی برای جویندگان آتش . این جویندگان آتش چه کسانی هستند ؟ قصه موسی(ع) را چقدر تعریف کردم ، موسی(ع) چه کرد ؟ به دنبال آتش رفت . به صراحت در قرآن است که آتشی از دور دید گفت : بروم که شاید در آنجا چیزی برای خانواده پیدا کنم یا به اصطلاح خودمان آب و آبادانی آنجا بببینم یا آتشی برای گرم شدن بیاورم . جویندگان آتش کسانی هستند که می خواهند در دنیا در نور زندگی کنند .البته ابلیس جای خودش ، طبقات انسانی و جنّی که به دنبال ابلیس می روند . جن ها از آتش هستند ولی در دنیا هرگز به دنبال آتش نمی روند آنچه که به آن گرفتار می شوند در جهنم است . جویندگان آتش در دنیا کسانی هستند که چون موسی(ع) به دنبال آتشی که از دور دید رفت و به وادی مقدس پا گذاشت .
صحبت از جمع : برای بنده کمی تداخل معانی ایجاد شده است . خیلی جاها شما فرمودید دنبال آتش نروید و این صحبتی که شما فرمودید وجه دیگری را مطرح می کند و آن نور است و در واقع آثار وجودی آتش . در دنیای مادی کسی آتش را برای آتش بودنش نمی خواهد چون آتش با خصوصیات وجودی اش سوزاننده است و برای جسم تحمل پذیر نیست . آیا منظور شما آثار آتش و نور است نه خود آتش؟
استاد : این که به شما گفتیم دنبال آتش نباشید منظور این است که آتش افروز نباشید . انسان متأسفانه آتش افروز است ما هم می گوییم آتش افروزی نکنید ، چطوری ؟ با گفتن یک کلام در یک خانواده آتشی به پا می کند که هیچ آتش نشانی نمی تواند آن را خاموش کند . فتنه و مسائل خاص آن که سوزانندگی آتش و بدتر از آن را دارد به وجود نیاورید . اما در بحث حضرت موسی(ع) که ایشان به دنبال آتشی که از دور دید و رفت یعنی به دنبال یک آبادانی ، به دنبال آثار حیات رفتند . مگر ایشان نمی دانست که آتش می سوزاند ؛ جایی که آتش را دید گفت : اینجا آثارحیات وجود دارد و به دنبال آن رفت . جویندگان آتش کسانی هستند که به دنبال نور ، گرما و حیات راهی می شوند و برای این که انسان این را بتواند درک بکند خداوند مثال می زند ، می گوید ببین آتشی که درست می کنی . چون آدم با آتش خیلی آشناست ، هر کجا بنشینند و سردشان بشود یک پیت حلبی و چند تا تخته پیدا می کنند و آتش می زنند . می گوید : آن آتشی که شما می افروزید چه کسی چوبش را به شما می دهد ، درختش را به شما می دهد ؟ مگر خدای بالای سر شما . یعنی به وجود آورنده اصلی آن فقط خداوند است بعد تذکر می دهد این آتش را برای شما مقرر کردیم برای دو مطلب ؛ یکی یادآوری , که یادآوری می کند آتش جهنم . یادآوری می کند که می تواند بسوزاند . یادآوری می کند که می تواند از بین ببرد و یادآوری می کند که اسباب آتش را چه کسی فراهم کرده است . بعد برای جویندگان آتش که به دنبال آثار آتش می روند همچون حضرت موسی(ع) ، نور ، گرما و آثار حیات که در این ها معرفت بزرگی نهفته است ، خود نور یا گرمایی که از آتش به دست می آید . در این جا تنها اشاره به آتش افروخته ای که می تواند بسوزاند نیست یک بخش به آن اشاره می کند که ببینید آتش جهنمی که وعده داده شده است این نمونه اش است . اما بخش دوم این که خداوند آتش را مرتبه می بخشد ، مقرب می کند و برای آن جویندگان آتش قرار می دهد یعنی کسانی که به دنبال آثار نور و گرما و حرارت می روندکه هر کدام اینها در جایگاه خودش بار معرفتی بسیار زیادی را بر دوش دارد .
صحبت از جمع : این مبحثی که تحت عنوان آتش باز شد مثل مبحث آب و آینه یک دری باز شود و معرفتی بتوان از آن به دست آورد مثل پالایندگی آتش یعنی آتش پالایش می کند . آیا ذات آتش بار مثبت و منفی دارد یعنی چیزی خیر و مطلوب است یا نه ؟ مثلاً یک جایی می فرمایند به اموال یتیمان نزدیک نشوید آیا دوست دارید که آتش به شکم هایتان بریزید این یک وجهی است که مطلوب به نظر نمی رسد . از یک طرف مثال حضرت موسی(ع) هست که وجه مثبت آتش است . در مکاتب قدیمی هم که تحت عنوان مِهر پرستی و میترائیسم بوده نگرش هایی به آتش هست که وجه مثبت آن مد نظر بوده است صرفنظر از انحرافاتی که ایجاد شده است . در دوزخ انسان ها و مودجودات شرور سوزانده می شوند آیا سوزانده شدن عمل قبیحی است ، اگر می باشد چرا خدا این ها را می سوزاند ؟
استاد : آتش همانطور که سوزاننده است اگر کسی بتواند از آتش عبور کند صاف و خالص خارج می شود . ابراهیم نبی یک مورد ، موسی کلیم الله مورد دوم است . در جهنم عمل قبیحی نیست همان سوزاندن هم انسانها را به معرفت یک درجه بالاتر می رساند چرا ؟ چون تا قبل از این باور نمی کردند که اصلاً جهنمی باشد ، خدایی باشد و حساب و کتابی باشد ، ولی امروز به آن واقف شدند . من خیلی به این موضوع فکر کردم که چطور می شود دائم خداوند پوست بدهد بعد دوباره پوست را بسوزاند ، باز همین تکرار شود هر یک پوستی که از بنده خطاکار سوزانده می شود یادآور یکی از انکارهایش است ، خطاهایش است ، هر یک خطا همه آن را نمی سوزانند هزاران بار نمی سوزانند . سوزاندن اول یک معرفت بوجود آورد ، سوزاندن دوم یک معرفت دومی بوجود می آورد که خطای دومی و قباحت خطا و عظمتش را یاددآور می شود ، می سوزاند و دوباره به آن پوست می دهد ، می گوید حالا بسوز برای خطای سومی و چقدر ما اینجا جسورانه همه اینها را برای خودمان می خریم !!! مگر نه اینکه می برند جهنم ! مرا می برند تو را که نمی برند ! این طور هم جواب می دهیم . پس آنجا هم نوعی معرفت است ، دقت کردید؟ همانطور که در قصه حضرت موسی(ع) و حضرت ابراهیم(ع) نوعی آگاهی و معرفت است .
صحبت از جمع : همه به نوعی عبور از جهنم خدا را دارند حتی پاکان . اگر قرار است آتش ارتقا وجودی بدهد تکلیف کسی که جاودان در آتش می ماند چیست ؟
استاد : اولاً ما نمی دانیم چقدر در آتش می ماند ، خداوند فرموده جاودان . ما نمی دانیم جاودان از نظر خداوند یعنی چه ؟ ما یک معنای دنیایی داریم . دوم اینکه آن کسی که جاودان و مخلد در آتش خواهد بود کسی است که آن قدر خطا داشته که هر چقدر بسوزانند تا همه خطا هایش پاسخ داده شود . خب چه کسی می تواند در آتش جاودان باشد؟ گناهان جاودانند ، چه کسی می تواند در آتش باشد ؟ من که آنجا نیستم بنابراین نمی روم جلو ببینم چه کسانی هستند خودشان می دانند و خدای خودشان . سعی می کنم همین هایی را که دارم پس بدهم، از آن ها عبور کنم تا زنده هستم .
در سوره بقره داریم که خداوند می فرمایند : بعضی از گناهکاران را چوبها برای سوزاندن زیر دیگهای جوشان قرار می دهیم . به قدر کافی در مورد آتش گفتیم ، یعنی اگر بخواهیم که کامل درکش کنیم باید در آنچه که گفته شد فکر کنیم ، تا فکر هم نکنید فایده ای ندارد ، بیش از این برایش نگوییم .
این سه آیه به نوعی می شود گفت یک مورد به جهان پس از مرگ و روز محشر و آخرت اشاره می کند مابقی آن برای دنیاست ، یعنی شما را متوجه دنیا می کند . جویندگان آتش یعنی کسانی که در پرتو این نور و گرما به یک حقایقی دست پیدا می کنند همانطور که حضرت موسی(ع) دست پیدا کردند . بنابراین می شود گفت یک جورهایی برای دنیاست نه فقط برای آخرت ، ما می گوییم که اگر قرار باشد پوستی بیاید و دوباره بسوزد پس خطاها زیاد است . یک بار برای این خطا ، یک بار برای خطای دیگر . یک فردی را در دادگاه محکوم به 200 بار اعدام می کنند ، خنده دار نیست ؟ یعنی آنقدر خطاها بالا بوده که هر یک از آنها به اندازه یک اعدام توبیخ دارد ، در دنیا این چنین حکمهایی صادر می شود در حالی که ما می دانیم کسی را که یک بار اعدام می کنند صدبار دیگر هم اعدام کنند جسم او که متوجه نمی شود اما روحش هم متوجه نمی شود ؟ این مقوله بسیار سنگین است پایتان را از دنیا بیرون نگذارید ، فعلاً دنیایی را که در آن هستید را خوب بفهمید ، اگر همین را خوب بفهمیم نمونه ای است برای آخرت .
چطور که خدا وقتی می خواهد بهشت را در قرآن به بنده بشناساند مثال دنیایی می زند . سرزمینهایی ، باغهایی با درختان سرسبز و جویهایی که آب روان دارد میوه های خوشگواری که می خورید و لذّتش را می برید و برای چیدنش زحمت نمی کشید ، دستتان را دراز می کنید و می کَنید . جویهایی از شیر ، عسل و از شراب هایی که مست کننده نیستند ، یعنی انسان را از کیفیت طبیعی و زیبای خودش خارج نمی کند . در قرآن اشاره به یک مثالی که در دنیا نشناسید نمی کند برای اینکه ما درک کنیم . اما با همه این صحبتها من معتقدم تا زمانی که آن چشم حقیقت بین کامل باز نشود حقایق پس پرده های پنهان را نمی توان دید اما از آنچه که موجود است می شود به اصل پی برد . وقتی صحبت از آتش است آتش سوزانندگی دارد ، من گناه و خطا کنم می سوزم ، حالا آیا سوختن با جسمم است ؟ آیا سوختن با نفس و روحم است ؟ نمی دانم می سوزم و از سوختن یک شناختی دارم . بر اساس همان شناختم مانند جویهای آب روان ، میوه های خوشگوار شناختی دارم ، وسوسه می شوم که داشته باشم ، از آتش هم شناختی دارم . به من ترس می دهد که به گناه نزدیک نشوم ، حتی اگر یک بار سوختن در آن دنیا باشد نه هزاران بار ، همین خوف ایجاد می کند که من ترجیح می دهم خوشمزه ترین ، لذیذترین ، بهترین چیزهای این دنیا را تجربه نکنم چون آن سوختن را در دنیا می شناسم و همین مرا بس برای اینکه عقب بنشینم . شما بیشتر می خواهید بدانید بروید جلو تا بیشتر متوجه شوید . فکر می کنم که تا همین جا از سوره واقعه و از آتش برای امروز کفایت می کند .

 

 

 

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید