منو

شنبه, 09 مرداد 1400 - Sat 07 31 2021

A+ A A-

تعمقی در سوره کهف بخش یازدهم

بسم الله الرحمن الرحیم

در جلسات قبل که از سوره کهف آیاتی تلاوت شد و قصه آن دو دوستی که یکی شان دارای دو تا باغ بود و دیگری نداشت و محاوره و گفتگویی که بین این دو اتفاق افتاد . در آیه چهل و پنج می خوانیم که خداوند فرموده :
وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيمًا تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَ كَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِرًا ﴿٤٥﴾
و زندگی دنیا را برای آنها وصف کن . زندگی دنیا را وصف کردن به زبان من و شما آدمی به انحاء مختلف وصف می شود اما آنچه که خداوند می فرمایند بسیار زیباست . فرمودند : وصف کن که مانند آبی است که آن را از آسمان نازل کنیم پس گیاه به وسیله آن بروید آن گاه خشک و ریز ریز شود که بادها آن را به هر سوی پراکنده کنند خدا بر هر کاری تواناست .
زندگی خیلی زیبا و قشنگ است و به پاکیزگی و زیبایی آبی است که از آسمان به صورت باران نازل می شود شما قطرات باران را که از آسمان پایین می آید در آن آلودگی نمی بینید ، کثیفی نمی بینید ، جانور نمی بینید ، هزاران چیز دیگر را در آن نمی بینید آن چه که به سمت پایین بر من و شما سرازیر می شود عین حیات ، پاکیزگی و زیبایی است . دنیا و زندگی در دنیا به همین زیبایی است اما فراموش نکنیم همین آبی که سرازیر می شود و به زمین می رسد اولین قدمی که انجام می دهد زمین را سیراب می کند یعنی در خاک فرو می رود ، گیاهان سبز از آن می روید . من و شمایی که جوان بودیم ، نوجوان بودیم ، بچه بودیم به مرور رشد کردیم و آمدیم بالا همان گیاهانی هستیم که از باران زندگی یا به عبارت بهتر از نعمت زندگی در دنیا برخوردار بودیم ، هم خودمان رشد کردیم ، هم باعث رشد بقیه شدیم و هم از ما فرزندانی نیز به وجود آمد . خداوند می فرماید : مانند آبی است که از آسمان نازل کنیم پس گیاهِ زمین به وسیله آن بروید . ما به وسیله زندگی یا نعمت زندگی رشد کردیم و روییدیم . وقتی رشد می کنیم طراوت داریم ، زیبایی داریم ، قشنگی داریم ، سلامت داریم ، همه چیز هست ولی بعد از آن همان طور که آن گیاه سرسبز تبدیل می شود بعد از مدت کوتاهی به یک موجودیت بسیار بسیار سخت یعنی ریز ریز می شود ، خشک می شود و از بین می رود ؛ آن قدر خشک می شود و ریز ریز می شود که بادها می توانند ذرّات این گیاه را در هوا پراکنده کنند همین اتفاق برای ما هم می افتد ، زندگی دنیا همین است . اگر شروعش آن است ، اگر میانه اش آن است ، انتهایش هم این است چرا باید از شروعش خشنود باشیم ، از میانه اش سرشار از غرور ، تکبّر و نخوت باشیم و از انتهایش به شدّت افسرده ، غمگین و ناراحت باشیم نمی شود ، نمی شود .
خدا بر هر کاری تواناست . اگر بر گیاه اتفاق می افتد ، اگر بر حیوان اتفاق می افتد برای من و شما هم اتفاق می افتد ، قبولش کن ، بپذیرش ، هیچ ایرادی در آن من نمی بینم ، نه من نمی بینم همه آن هایی که خداوند را پذیرش کردند ، قبول دارند و باور دارند ، آن ها هم قبول می کنند . یک وقت هایی که در خانواده گفتگو یا صحبت می کنم مادرم می گوید پیری خیلی چیز بدی است من می گویم نه پیری خیلی هم چیز خوبی است ، من اتفاقاً از پیری لذت می برم نه به خاطر آن که به انتهای عمر می رسم و هر آن ممکن است بمیرم و دیگر این زندگی تمام شود ، نه بلکه یک روزی بچه سالی را تجربه کردم ، یک روزی نوجوانی را تجربه کردم جلوی آینه موهایم را تکان می دادم ، بلند بود خوشم هم می آمد بعد فکر می کردم هیچ کسی مو به این قشنگی ندارد این ها را تجربه کردم ، کِیفش را کردم ، مگر نکردم ؟ مگر شما نکردید بعد آمدم آمدم آمدم راه درازی را آمدم و لحظه لحظه اش را تجربه کردم درست است که آن موقع می فهمیدم تجربیاتم را و هیچ کس نبود که به من بگوید که عجله نکن همینی که الان در آن هستی با آن زندگی کن ، هیچ کس این ها را به ما یاد نداد الان جوان ها و نوجوان های ما این ها را می شنوند پس لذّتش را ببریم . خوب خواه و ناخواه دوران نشستگی اش را هم باید تجربه کنم دیگر . باید آن لحظاتی را که انسان می افتد و نمی تواند کاری انجام دهد این را هم باید تجربه کنم زمانی که عضلات کشش ندارد ، چشم بینایی ندارد ، شنوایی گوش کم است باید همه این ها را تجربه کرد و بسیار هم زیباست .
خداوند بر هر امری تواناست . از او نخواهید که پیر نشوید ، از او نخواهید که بیمار نشوید ، از او نخواهید که سختی ها را به شما ندهد بر عکس فهم این که چرا اینها اتفاق می افتد و باید ما داشته باشیم را از او درخواست کنیم که این فهم را به شما بدهد ، این خیلی مهم است .
الْمَالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ الْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَ خَيْرٌ أَمَلًا ﴿٤٦﴾
مال و فرزندان آرایش و زیور زندگی دنیا هستند . یک واقعیت است چون مال که به دست می آورد فکر می کند همیشه خواهد داشت . بچه هایش که به دنیا می آیند و بزرگ می شوند جلو چشمش فکر می کند که همیشه مال او هستند و این طوری باید باشد . غافل از این که هیچ کدام این ها در دنیا مال ما نیستند .
ولی اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر ، از لحاظ امید داشتن به آنها نیکوتر است . مال از بین می رود ، غافل شویم ممکن است خدشه پیدا کند ، غافل شویم ممکن است ندانیم کجا خرجش کنیم ، ناگهان جایی به کار بریم که باعث نا امیدی آدمی شود و هزاران چیز دیگر . خیلی از اوقات پدر و مادر ها را دیدم که به شدّت تفاخر می کنند پسرم دکترا دارد ، دخترم فلان چیز را دارد ، برادرم هم چنین دارد ، خواهرم این طور دارد ، که چه ؟ مگر اولاد را شما ساختید ؟ شما خلقش کردید ؟ شما واسطه ای برای این که از دریچه یک عالم دیگر به عالم زمین وارد شود بودید همین ، نه بیشتر . همه چیزش را خداوند داده ، پس مال تو نیست که با آن تفاخر می کنی . خداوند می گوید مگر نمی خواهی فخر کنی ؟ آدمی خوشش می آید از آن چیزی که دارد فخر بفروشد . بگوید من این کار را کردم ، من این را داشتم ، من این طور بودم ، من آن طور بودم . می گوید خیلی خوب اگر می خواهی این کار را بکنی اعمال نیکو برای این امر پسندیده تر است . به جای این که به اولادت یا به مالت بنازی ، اعمال شایسته نزد پروردگار بهتر است . درست است که ما اعمال را انجام می دهیم و بعد از بین می رود ، جهیزیه می گیریم برای یک دختر نیازمند او می رود مصرف می کند از بین می رود تمام می شود اما واقعیت این است که ماهیّت اصلی عمل ما نزد خداوند از بین نمی رود پس این خیلی شایسته تر است . خداوند می گوید به قول خودمان فخر فرو شی ها و افتخاراتتان را لااقل به اعمال پایدار و باقی اختصاص دهید که می توانید به آنها امید هم داشته باشید که شما را در آینده چه در دنیا و چه در آخرت لااقل پوششی ایجاد کند .
وَ يَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ وَ تَرَى الْأَرْضَ بَارِزَةً وَ حَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا ﴿٤٧﴾
و یاد کن روزی را که کوهها را برانیم و نابود کنیم و زمین را هموار و آشکار ببینید . وقتی شما در جاده ها می آیید کوه ها یک حس امنیّت ، یک حس حمایت ، یک حس سکونی به آدم می دهد گویی خودش را در آغوش یک ابر قدرت هایی می بیند در جاده . خداوند می فرماید : روزی می آید که این کوه ها را با همه ابهت و بزرگی شان می رانیم ، از جایشان حرکت می دهیم و آن ها را نابود می کنیم به گونه ای نابود می کنیم که تو به جای کوه زمین هموار را می بینی ، خاک را می بینی خیلی آشکار . و همه آنان را محشور می کنیم ، چه چیزهایی را را ؟ کوه ها را با قدرت و اقتدارشان ، دریاها با تلاطم ها و آب گوارایشان و همه آن چیزهایی که زیور دریا هستند از موجودات ریز تا درشت و انسان ها . خداوند می فرماید : همه این ها را می بینی در روز قیامت که همه را محشور می کنیم ، همه در عرصه قیامت حضور خواهند یافت .
و هیچ یک از آنان را وا نمی گذاریم . هیچ کدام را به حال خود نمی گذاریم . پس بنابراین بیاییم و مراقب باشیم ، مراقب باشیم به آنچه که می اندیشیم ، مراقب باشیم به آنچه که می خواهیم ، مراقب باشیم به آنچه که انجام می دهیم و آن چیزی را انتخاب کنیم که پایدار است و باقی خواهد ماند .
وَ عُرِضُوا عَلَى رَبِّكَ صَفًّا لَقَدْ جِئْتُمُونَا كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِدًا ﴿٤٨﴾
و صف کشیده بر پروردگارت عرضه می شوند چه کسانی ؟ تمام آن موجوداتی که روز قیامت با هم محشور می شوند به آنها گویند نزد ما آمدید خیلی ساده . می گوید در دنیا به شما گفتیم بر می گردید پیش من شما باور نکردید هیچ کدام باور نکردید البته ما انسان ها چون بقیه مخلوقات باور دارند که از یک جایی آغاز و به یک جایی پایان در دنیا و بالاخره بازگشتی به اصلی که از آن آمده بودند به همین دلیل هیچ کاری جز آن چه وظیفه شان است انجام نمی دهند . آب آن کاری را انجام می دهد که خداوند او را مأمور کرده به آن کار ، گیاه آن کاری را می کند که خداوند او را مأمور کرده ، حیوانات آن کاری را می کنند که خدا مأمورشان کرده . گوسفندها پرورش پیدا می کنند و روزانه گوسفندان بیشمار سر بُریده می شوند ، چرا ؟ چون مأمورند که خوراک انسان ها باشند ، حیوانات حلال گوشت هستند . تنها انسان است که در مقابل آن چه وظیفه دارد تمرّد می کند ، عصیان می کند ، سرکشی می کند و تازه وقتی پس از تذکّرات بسیار و دادن آگاهی ها و هدایت از جانب خدا اشتباه می کند و خطا می کند و مورد توبیخ قرار می گیرد ، شکایت هم می کند ، گِله هم می کند و حتی لحظه ای هم نمی اندیشد به آن چه که خودش انجام داده ، همیشه نگاهش به آن کسانی ، به آن چیزهایی است و به آن خدایی است که در مقابل خودش می بیند در حالی که غافل است که همه آن هایی که از آن ها شاکی است و از آن ها شکایت می کند به نوعی خودش هستند ، به شکلی فقط خودش هستند . پس اگر قرار است شکایت کنی از خودت شکایت کن نه از کس دیگری . صف کشیده بر پروردگارت عرضه می شوند به آنان گویند نزد ما آمدید همان گونه که نخستین بار شما را تنها آفریدیم . هر انسانی تنها آفریده می شود دو قلوهایی که باهم در شکم مادر بزرگ می شوند در یک لحظه معین با هم نمی توانند خارج شوند . هر کسی تنها به دنیا می آید و روزی هم که بر می گردد تنها خارج خواهد شد .
خداوند می فرمایند : با این آیات این را پرسش می کنند . آیا شما در توانمندی ما بر این که مردگان را بر می گردانیم شک کردید در دنیا ؟ یعنی به معاد شک کردید ؟ حالا نگاه کنید ، بلکه می پنداشتید برای حسابرسی اعمال شما موعدی قرار نخواهیم داد ؟ چون آن هایی که معاد را منکر می شوند یک دلیل بیشتر ندارد : برای این که راه فرار داشته باشند هر کاری که دلشان می خواهد بر اساس قدرتشان در دنیا بکنند ، من قدرت دارم ، من مقام دارم ، من پُست دارم ، من این را دارم و آنرا دارم پس می توانم ، تویی را که نداری زیر چکمه هایم له کنم ، پس بهتر است معاد را نپذیرم چون اگر معاد را بپذیرم به خودم اجازه این کار را نمی دهم چون از این که روزی مرا له کنند ، می ترسم . حداقل در عالم دیگری که عالم قیامت است مرا له کنند ، می ترسم . کسانی معاد را انکار می کنند که می خواهند در دنیا از تمامی آن چه که در اختیار دارند به زور و بر علیه بقیه مخلوقات خدا استفاده کنند . اما خداوند می فرمایند : این چنین نیست بر می گردید . همه تان بر می گردید و مطمئن باشید حسابرسی خواهید شد ، بدون حسابرسی کسی از دایره قیامت عبور نخواهد کرد . یک نکته جالب به ذهنم وارد شد ، یکی از چیزهایی که به نظر من می آید روز قیامت خیلی سخت است انتظار کشیدن است ، همه تان کنکور دادید و می دانید چیست ؟ همه تان می دانید ایستادن تا اعلام نتایج کنکور یعنی چه ؟ هر روزش ، هر لحظه اش انگار شکنجه است ، حالا یک دفعه امروز قرار است نتایج را اعلام کنند و شما را بگذارند در انتظار طولانی ، جواب ندهند و آخر سر بگویند یک هفته دیگر ، آدم منفجر میشه تازه یک چیز کاملاً دنیایی . یکی از بلاهایی که فکر می کنم خداوند بر سر انسان ها می آورد این است که در صف کسانی که باید حسابرسی بشوند این ها در صف بسیار طولانی انتظار می کشند ، باقی می مانند و حسابرسی شدن انسان های دیگر و بقیه موجودات را می بینند ، فقط یک لحظه به این فکر کنید خود این چه شکنجه ای است ؟ خیلی سخت است .