منو

یکشنبه, 15 تیر 1399 - Sun 07 05 2020

A+ A A-

چیدن برگهای طلایی از سه شب وتلاوت سه سوره قدر بخش سوم

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ﴿۱﴾وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ ﴿۲﴾لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴿۳﴾تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ ﴿۴﴾سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ﴿۵﴾

ماه رمضان و شب قدر یا شب های قدر در جهان هستی از جمله نعمات حضرت حق است . که هرچه بیشتر عمر می کنیم توفیق می یابیم که بیشتر شب های قدرهایی را تجربه کنیم . و من در عجبم از کسانیکه بسیار آرزو می کنند و طلب می کنند که هرچه زودتر عمر دنیایی شان تمام شود . آیا لذت شب قدر را نچشیده اند ؟ هرچه بیشتر عمر می کنیم شب های قدر بیشتری را تجربه می کنیم . تا به عمق این شب و به عمق کلمه قدر واقف شویم . به کلمه قدر بسیار می اندیشم. قدر یعنی اندازه . ما کلمه اندازه را در طول روز در محاورات معمولی مان بسیار به کار می بریم . اما این قدر یا این اندازه هراندازه ای محسوب نمی شود . به هر اندازه ای اطلاق نمی شود . بلکه اندازه ای که خالق هستی آن را اندازه می داند . نه آنکه این اندازه با پیمانه ی من و شما اندازه گرفته شده باشد . در وقت ورود به ماه رمضان دستور تزکیه نفس و جسم صادر می شود . هر انسان مومن و مکلف می بایستی در صدد تصفیه جسم با آداب روزه داری در میزان خوردن آشامیدن در زمان های خاص بربیاید . تا جسمی آماده و سالم برای طی نمودن بقیه ی روزهای سال تا ماه رمضان سال بعد به دست بیاوریم . چرا ؟ می گویم . اما بگذارید در اینجا یک پرانتز باز کنم و یک نکته را به پدرها و مادرهایی که الان بچه هایشان در سنینی هستند که می توانند در ماه مبارک رمضان آداب روزه داری داشته باشند و به پدر و مادرهایی که در آینده فرزاندانشان به این مرز می رسند و آن هایی که منتظر هستند تا صاحب اولادی شوند عرض کنم . یادمان باشد همان اندازه که لازم است که برای به دست آوردن دانش به فرزندانمان سرویس بدهیم و کمک کننده باشیم فراموش نکنیم بچه های ما نیازمند گرفتن سرویس برای ورود به احوالات ماه مبارک رمضان هم هستند . حتی اگر به قیمت این باشد که قدری در میزان سرعت دانش اندوزی شان وقفه بیافتد . کند شود . چه اشکالی دارد . به این نکته خیلی توجه کنید . چون پدر و مادرها اولین مسئولین در این امر مهم هستند . و اگر سالیان بعد خواستند تلاش کنند که به بچه ها بیاموزند که هیچ چیزی بر امر خدا واجب نیست دیگر قادر نخواهند بود . مگر در طی مرور عمر فرزندان شما از جای دیگری راهنمایی خداوند بر آنها بفرستد که آنها را به این امر واقف کند . اما این از مسئولیت شما کم نمی کند . از جرم و خطای شما کم نمی کند . پس لطفا به این مسئله توجه کنید . فقط بچه ها را از سرویس دهی دانش اندوزی سیراب نکنید . بچه های شما بحث روح و نفسشان هم سرویس نیاز دارد . چرا ؟ حالا عرض می کنم . با کمی صبر به بسیاری از زیبایی های خلقت الهی می توانیم پی ببریم . در کنار جسم نفس هم وجود دارد . نفس هر زمان می خواهد امر می کند که شما بخورید . شما بیاشامید . و جالب است . هر حجمی که می خواهد شما را القا می کند که بخورید . ندیدید گاهی اوقات یک چیز خوشمزه ای که می خورید آنقدر می خورید و نفس جلوی شما را نمی گیرد که در نهایت پس از خوردن به روی مبل افتاده و می گوئید وای در حال خفه شدن هستم . پس خیلی رفیق شفیق درست و حسابی نیست . نفس می خواهد که دستور بدهد شما بخورید و بیاشامید و در هر حجمی و از هر نوع خوراکی . اما در ماه رمضان همین نفس مجبور است برای رعایت سلامت جسمی که در اختیارش گذاشته شده است بسیاری از زیاده روی ها در خوردن و آشامیدن و بی برنامه گی در آداب خوردن خودداری کند . اولین تزکیه از همین جا آغاز می شود. در کنار آن اعضا و جوارح و حس های انسانی را مجبور به مقید بودن می کند . به چشم می گوید نگاه نکن . کاری که اصولاً نفس را خیلی خوش نمی آید . ولی مجبور به محدود کردن می شود . شاید بیاندیشید که خیلی ها روزه دار هستند . اما فقط نمی خورند و نمی آشامند . ولاغیر . بقیه کارها را می کنند . گفتگوی ما راجع به این دسته نیست . شما آن ها را میزان گفتگو قرار ندهید . و به آنها استدلال نکنید . تا در ازای این استدلال برای خودتان آتوهایی به وجود بیاورید که یک سری مفرها را اینجا باز کند . نه ما با این عده کاری نداریم . میریم به سراغ آن عده ای که با آن ها کار داریم . بنده ای که از اولین روز ماه رمضان شروع به تزکیه نفس و پاکیزگی جسم میکند کم کم به شب های قدر نزدیک می شود . در شب های قدر مقدرات یکسال هر آدمی تدوین شده و توسط ملائکه به زمین می آید . و نزد بنده آورده می شود . همان طور که اعمال ماه رمضان تغییراتی که بنده در طول هر روز در او به وجود می آید توسط ملائک دیگری نزد پروردگار برده می شود . شاید بگوئید که تقدیر الهی از قبل نوشته شده است پس این مقدرات جدید چی است ؟ بله . اما بنده حرکتی جدید کرده در ماه رمضانی که برایش اتفاق افتاده است . بستری پاکیزه و نو آماده کرده . که این بستر دیگر نمی تواند تقدیرات چرکین دفعات قبل و شرایط قبل را بر خودش بپذیرد . خداوند بر اساس این بستر جدید بنده اش، مقدر می فرمایند و زیباتر اینکه این تقدیرات در قدر و اندازه ی هر انسانی و براساس تحولش بریده می شود .برای من با شما فرق می کند برای شما با دیگری فرق می کند، این تقدیرات در قدر و اندازه هر انسانی بر اساس تحول آن بریده می شود و فرستاده می شود پس شب قدر را از قبل می بایستی بستری آماده کرد، و اما برویم به سراغ سوره قدر، در آیه آخر سوره قدر خواندیم شبی سراسر سلامت است تا صبح دم،آیه آخر در این سوره از چهار پنج کلمه بیشتر تشکیل نشده است، ولی تماما گوهر بار است، شب یعنی تاریکی، تاریکی یعنی پوشیدگی، اما خوب دقت کنید تاریکی با ظلمت فرق می کند اینها را از همدیگر متمایز بدانید،جدا کنید ما بحثمان روی ظلمت نیست، شب یعنی تاریکی، تاریکی یعنی پوشیدگی و قدر یعنی اندازه ، میزان درست برای هر چیزی، آن هم اندازه ای که خالق یکتا مقرر می کنند ذره ای بیش یا کم نمی تواند باشد، ذره ای خلل و نامیزانی در آن اندازه وجود نخواهد داشت،همان گونه که به وجود مبارک خودتان نگاه بکنید می بینید ذره ذره ی جسم شما در جایگاه خودش انجام وظیفه می کند بی اطلاع شما، و چه زیبا فرموده است لیلة القدر، خداوند فرمودند شب قدر و اندازه اما نام نبرده است که اندازه از برای چه چیزی است، شب، شب قدر؛ اندازه ای که پوشیده است،اما نگفته است که این اندازه از برای چه چیز یا چه کس یا هر چه که در تصور آدمی می تواند بگنجد.
حال غریبی دارم، از زمانی که خودم را شناختم خیلی کوچک بودم تا به امروز یا حتی بگویم از زمانی که توانستم محیط اطرافم را تشخیص بدهم، تا امروز هیچ سالی در زندگی من نبوده است که یک شب قدر را در خواب مانده باشم، حتی در حال چرت در ایام کودکی باز هم من را مادر بیدار نگه داشت و من را به شب قدر تشویق کرد قدری بزرگ تر که شدم با خودم اندیشیدم که برای هر کسی فقط یک شب قدر باید باشد پس چرا این همه شب قدر برای من است و به طور حتم برای همه انسان ها هم در طول عمر آنها همین گونه شب قدر وجود داشته است، حتی در نوجوانی به خاطر می آورم چون می گفتند که مقدرات و خواسته های انسان ها در شب قدر فرود می آید و نازل می شود نوجوان که بودم یک شب قدر تماما از پروردگار درخواست می کردم در این شب قد من را کمی بلند کن، دوست می دارم قد من بلندتر باشد و هیچ وقت هم به خواسته خود نرسیدم اما کسی نبود به من بگوید چرا ؟ خوب راستش را بخواهید من هم از کسی نپرسیدم، چون من عادت نداشتم بپرسم باید می گشتم و جستجو می کردم خودم پیدا می کردم. شب قدر دارای دو طیف قدر است یا به عبارت بهتر دو طیف قدر اندازه به زمین نازل می شود، یک طیف معطوف به روزی های روزانه معیشتی، مسائل جسمی،خانوادگی،شغلی،تحصیلی، سلامتی،و خلاصه هر آنچه که مربوط به نیاز بشر در زمین است قرار دارد اما طیف دوم قدر اختصاص به رشد و متکامل شدن آن بخش از وجود بشر است که در پایان زندگی دنیایی با خود خواهد برد، جسمی که برای آن اندازه می شود امسال سلامتی یا حتی بیماری،پس از مردن با خودمان نمی بریم ، این قدر دوم یا این طیف دوم قدر، شامل آن بخش از وجود انسان می شود و برای رشد و تکامل آن بخش از وجود انسان است که وقتی که جسم را ترک می کند با خودش می برد،و اصولا این بخش تحمل جسم دنیایی را کرده است تا به این بحث تکامل نهایی برسد وگرنه برای او سنگین است، دردنیا هر چیز داشته باشید بلاخره یک روزی از دست می رود حتی اعضا و جوارح سالم خوشگل و خوش اندازه،کلی برای آن پول باشگاه خرج کردید ورزش رفتید کلاس تغذیه رفتید و...بلاخره پیر می شود بلاخره فرسوده می شود بلاخره از کار افتاده می شود،پول، ملک یا هر چیز دیگری که بعد از مرگ آدمی، همسفر او نمی شود و بر زمین می ماند،پس مهم کامل کردن آن بخشی است که بعد از مرگ می خواهد او را همراهی کند.
در شب قدر که تاریک و پوشاننده حقایق الهی است فرشته ها و روح که بر آن نظاره گر هستند به فرموده پروردگار بر زمین نزول می فرمایند، این نزول که روبه پایین است در تاریکی انجام می شود که همه چیز پوشیده است اما شبی سراسر سلامت،چرا؟ مشخص است چون سفیران حامل قدر و اندازه برای بشر همگی از دیار نور به سمت تاریکی زمین می آیند، در عین پوشیدگی حامل بهترین ها برای انسان ها هستند اما در طی سال های عمری که پشت سر گذاشته ایم، شب های قدر بسیاری را عبور کردیم، نکردیم؟ از سنین کم نوجوانهای ما که صدای من را می شنوند تا سنین بالا هر کدام به تعداد سال های عمرمان شب های قدری را عبور کردیم،راستی چه اتفاقی افتاده است؟هر سال در شب قدر بسته به نوع عملکرد آدمی در طی یک سال یعنی از این ماه رمضان تا ماه رمضان بعد، مقدار معینی از آگاهی دیار نور بر هر آدمی به اذن الهی عطا می شود پس هر کس به استطاعت وجودی خویش و میزان پذیرشش بخشی از این آگاهی را دریافت می کند، و تا سال بعد و شب قدر دیگری تا بخش بعدی را بتواند شامل بشود، پس هر کس به استطاعت وجودیش و میزان پذیرشش بخشی از این آگاهی را دریافت میکند و تا سال بعد و شب قدر دیگری تا بخش بعدی را بتواند شامل بشود . پس هرکس بسته به آنکه مِلک وجودیش را چقدر گسترده کرده باشد از قدر و اندازه در خور ملکش بهره مند میشود و چقدر دردناک است که آدمی در طی روزهای عمرش حتی ذره ای برای وسعت قلب و روحش حرکتی نکرده باشد . تنها تلاشش برای وسیع نمودن ملک دنیاییش باشد . من تلاش معاش را رد نمیکنم . حرکت به سوی جلو ، خانه ای کوچک به خانه ای بزرگ تبدیل کردن را رد نمیکنم . از شغلی به شغلی در درجه ای بالا رفتن از تحصیلاتی به تحصیلات بالاتر رفتن را حذف و رد نمیکنم . ولی همینطور که گفتم برای فرزندانمان چطور باید رفتار کنیم ، این قانون در زندگی ما هم حکمفرماست ،هرچیزی به اندازه . به همان میزان که تلاش میکنیم پس انداز مالی بالاتری داشته باشیم تا در آینده به سختی دچار نشویم یادمان باشد وقتی میخواهیم برویم اگر پس انداز واقعی نداشته باشیم خیلی سخت تر خواهد گذشت . حالا چگونه ؟ چقدر باید صبر کند تا بر این آدم ، "قدری جدید" وارد بشود تا بهره مندی واقعیش از رزق الهی آغاز بشود . خیلی دردناک است . خوابیدم و مرغ سحر بر در کوبید و رفت . من همیشه وقتی که اذان گفته میشود هر چه به پایان آن مرحله نماز نزدیک میشویم ، هر کس نمازش مانده باشد ، به شوخی و خنده میگویم : میشنیدم سر بام ملائک به یک بنده ای که اطاعت خدایش را به عقب انداخت ناسزا میگفتند . شوخی میکنم آنچه را میگویم اما واقعیت را میگویم . خیلی دردناک است . در انتهای آیه خداوند اشاره به صبحدم می نماید . صبح یعنی روشنایی ، روشنایی یعنی آشکاری . خیلی جالب است بگذارید اینجا یک پرانتز بازکنم بگویم ، در تعبیرخوابها هر کس در میان چادر یا لباسی مشکی باشد به او میگویم : هر چه که دیدی زود تعبیر میشود . ببینید خوابها درست برعکس دنیای ماست و اگر در لباس و فضای سفید باشد میگویم : کار دارد ، زمان دارد . اما در دنیای بیداری ، خارج از خواب ، برای ما تاریکی یعنی پوشانندگی و صبحدم یعنی آشکاری . یعنی آنچه را که توسط ملائک و روح بر زمین و برآن شخص یا بنده نازل میشود در زندگیش آشکار میشود و زندگی نوینی را آغاز میکند . یعنی چه ؟ یک مثال کوچک میزنم.: مثالم را با خشم میزنم چون من آنقدر خشم می بینم ؛ حتی آنهایی که خیلی پرکلاس و مهربان با شخص خودم حرف میزنند تنوره خشمشان شعله به بیرون میکشد . گاهی اوقات خودم را عقب میکشم چون میسوزم .با من نیستند ، اشتباه نکنید ولی خشم دردرونشان تنوره دیو میکشد . خشم در وجود همه انسانهاست . میزانی از این خشم برای ادامه حیات بشر نیازاست اما معمولا اکثر انسانها از میزان بالایی از خشم برخوردارند . در زندگی دنیا ناکام ، ناموفق و همیشه در سختی و عذاب هستند . در عین پولداری خشمگین است پس پول هم نجاتش نمیدهد . اگر این بنده در شب قدری از خداوند درخواست صبری جمیل بکند و درک کند که خشم از او دیوی ساخته که به درد هیچکس نمیخورد و خدایش هم اورا دوست نمیدارد ، اگر به این سطح از درک رسیده باشد که با وجود خشم ، انسان مفید و قابلی نیست و درخواست کند در این شب قدر مشمول رحمت صبر از جانب حضرت حق میشود ، از فردا در زندگی روزمره اش به مرور صبر جای خشم بی مورد را پر میکند . هر چه صبر بیشتر میشود خشم جایگاه کوچکتری دارد . هر چه خشم کمرنگ تر میشود او هم به انسان زیباتر و مفید تری مبدل میشود و این تغییر به صورت آشکاری نمود پیدا میکند . پس لیلة القدر شبی است سراسر سلامت تا صبحدم .
مولانا میگوید :
گفتم دل و دین بر سر کارت کردم هر چیز که داشتم نثارت کردم
(بنده عجب رویی دارد وقتی این جمله را به خدای خودش میگوید !)
گفتا توکه باشی که کنی یا نکنی ؟ این من بودم که بیقرارت کردم
اگر امشب هم شما نشستید و استغاثه کردید ، عجز و لابه کردید ، یا غیاث المستغیثین گفتید ، او شما را به این نقطه بیقراری دعوت نموده . شما کاری نکردید . سنگین تر از آن چیزی هستیم که بتوانیم کاری کنیم ، اگر الان اینجا نشستم اگر باشما گفتگو میکنم و شنونده های سبزی چون شما دارم فقط به دلیل اینکه او مرا و شما را بیقرار خودش کرده . او ما را دعوت به این محفل کرده . او ما را دعوت کرده که از او بخواهیم آنچه را که میفهمیم . آنچه را که درک میکنیم تا هم او به ما عطا کند .

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید