منو

یکشنبه, 03 تیر 1397 - Sun 06 24 2018

A+ A A-

جلسه هشتم پروازي عاشقانه به سوي دوست(سفر نامه حج عمره)

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ادامه روز ششم سفر) دیروز صحبتمان بر این بود که راجع به روضه رضوان حرف زدیم گفتیم که بیایید به اصل و معنای هر چیزی توجه کنیم . پیغمبر خدا که کلامش بی ثمر و بی هدف نیست . وقتی می گوید بین منبر و خانه، تکه ای از بهشت است بطور حتم اونجا یک خبری هست . بخش اول، اینطور گفتم که یک در، منبر رسول خداست و یک در، خانه رسول خدا (ص) است . گفتم پیغمبر منبرش را یک در و یک ابتدا قرار داده است، چرا که در منبر تمام احکام و تعالیم الهی را بر اساس نص صریح قرآن به مردم بیان می کرد و برای مردم حرف می زد . هرکس می خواست وارد این قسمت شود از این در باید داخل می شد؛ یعنی چی ؟یعنی باید احکام و تعالیم اسلام را از زبان رسول خدا (ص)بیاموزد .در دیگر را خانه اش قرار داد ، چرا ؟ چون تو این خانه الگوی مراودات پیغمبر خدا با کلیه مردم است از زن و فرزندان و کنیزان و خدمتگزاران و همسایگان و اقوام و آشنایان تا سران قبایل و سران کشورهای دنیا . یعنی اینجا هم  آموزش نوع مراودات است و اگر کسی از این در با این نیت داخل شد ، آموخت ، یاد گرفت ، فهمید ، بکار برد و از اون در هم این مراودات را یاد گرفت رفت بیرون دیگر آدم می شود . مثل من نمی شود . هر روزم گرفتار یک روز دیگرم هستم . هر لحظه گرفتار یک اندیشه دیگر هستم . القصه ! حیف  که دلم نمی خواهد اونی که امروز نوشتم را برای شما بخوانم  مال خودم هست و دعای جوشن کبیر دیشبم . شما ببینید که یک انسان قصه احوالاتش هر لحظه اش به چه کیفیتی است . همه تان اینطورید ولی توجه بهش ندارید . برای همین هم فکر می کنید نه بابا همش یکجور است . من که چیزی نفهمیدم . خوب تقصیر خودت هست که نفهمیدی . بهش توجه کن می فهمی .
القصه ! روز چهارشنبه ساک هایمان را جمع کردیم ، تحویل کاروان دادیم که یک روز قبل به مکه ببرند که ما فردایش می خواستیم حرکت کنیم . بعدازظهر عازم حرم نبوی شدیم . قرار شد برویم زیارت کنیم بر گردیم شب دوباره برویم توی حرم همه مان دور هم جمع شویم ( کل بچه هایی که با هم بودیم ) اما دور گردان الهی ما را چرخاند ، گرداند به گونه ای ما را برد که کمی قبل از اذان مغرب اونجا رسیدیم . قرار بود  بعد از ظهر برویم قبل از اذان مغرب رسیدیم . پس مجبور شدیم برویم صف نماز . رفتیم صف نماز بعد از نماز خانم ها گفتند روضه رضوان بعد از نماز عشا برای خانم ها باز می شود و اگر ویلچر داشته باشیم (یعنی کسی روی ولیچر باشد یکی هم حملش کند) راه آسان تر می شود و ساده تر می توانیم وارد روضه رضوان شویم چون ویلچری ها را از جهتی دیگر وارد می کنند . آقایان را فرستادیم هتل گفتیم شما بر گردید شامتان را بخورید ( چون آقایان دسترسی شان به روضه رضوان خیلی راحت بود و با ما خیلی فرق می کرد ) گفتیم بروید شام بخورید ، برای ما هم بگیرید ، بعدا هم بیایید دنبال ما و ما را ببرید . ما خانم ها هم شدیم چهار تا ولیچر و چهار تا ولیچر دار.رفتیم تو صف ویلچریها . از باب عثمان وارد شدیم .اونجا نماز عشایمان را داخل حرم خواندیم و بعد ویلچرها را حرکت دادیم و رفتیم پشت در بسته وایستادیم. انتظار طولانی ، چشم ها منتظر، فقط خدا می داند چقدر از زمان مفید این مردم که باید در تمرکز ، تعمق، تفکر در جوار رحمت عالمیان پیغمبر خدا (ص) ، پیغمبر ختمی مرتبت قرار بگیرد و بهره ببرند هدر می رود ، هدر می رود . می گوید خوب توی صف ایستادی تعمق کن . نمی گذارند که ! تجمع خانم ها و فشارهایی که به هر دلیل وارد می کنند مگر می گذارد تو در تفکرت بمانی . من که خیلی ساده و راحت از مرز آگاهی دنیا عبور می کنم و به آگاهی یک عالم دیگر می روم اونجا نمی توانستم حالا وای به حال بقیه . این جماعت وهابی حتی مقابل دیدگان ما زنها، باز هم حصار کشیدند که چشم ما به منبر پیغمبر نیفتد ، به در خانه حضرت نیفتند ، چرا ؟ اونوقت در ایران زنها داعیه اسارت دارند : " ما را اسیر کردند ، مردها بر ما حکومت کردند . " حکومت نمی فهمی . در کشورهای اروپایی با باز کردن زنها و لخت کردنش در انظار، حریمشان را شکافتند و حرمتهایشان را ریختند . در عربستان که مهد کلام وحی است، با بی مقدار کردن زنها حریمشان را از بین بردند . اینجا تنها سرزمینی است که به شما احترام می گذارند . حرمت زنها را خیلی دارند . خیلی ارزش قائل می شوند در حالیکه ما اصلا قدر نمی دانیم . من اونجا متوجه شدم که من درست می فهمم . من درست می فهمم که اینها چیکار دارند می کنند . حالا می گویم چرا . می دانید صهیونیست ها و استکبار جهانی  اگر پی ببرند در نقطه ای دفینه ای وجود دارد یا راهی وجود دارد که ممکن است تسلط اونها را به جهان، متزلزل کند یا باعث افزایش قدرت گروهی دیگر شود بطور حتم اون نقطه را با هر ترفندی که بتوانند زیر و رو می کنند مگر نکردند ؟ مگر مسجد القصی، الان هر روز یک تیکه از ستونهایش نمیاد پائین ؟ چرا ؟چون فکر می کنند که اونجا دفینه حضرت سلیمان است . و حضرت سلیمان مقتدرترین( از لحاظ مایملک جهانی ) پیغمبر بوده است .  می خواهند اون قدرت را بدست بیارند . جادویش را کشف کنند و به دست بگیرند  . من بارها با خودم فکر کردم که با توجه به کلام آقا رسول ا.. (ص) که این نقطه تکه ای از بهشت است و این جماعت وهابی از خدا بی خبر و کافر، در کل دنیا پیغمبر ما و امام مارا از همه بهتر می شناسند از ما شیعه ها بهتر می شناسند ، خدا وکیلی بهتر می شناسند چون راجع بهش تحقیق می کنند برای همین هم کافرند . می شناسند پشت می کنند ، می شناسند کلک می زنند ، خیلی عذابشان زیاد خواهد بود . اینها خیلی بهتر می دانند . پس چطور شده این تکه که پیغمبر(ص) می گوید بهشت است تا حالا زیر و روش نکردند ؟ یک حفاری هم توش نکردند که ببینند اون زیر چه خبر است ؟ فهمیدم که در زمین این منطقه خبری نیست ، چیزی نیست اما به شدت هم از اون محافظت می کنند . خوب اگر چیزی نیست پس چرا محافظت می کنند ؟ اگر بود می کندنش ، اگر نیست پس چرا اینقدر می ترسند و محافظتش می کنند ؟ چرا از این مقام ها اینقدر می ترسند . عملا آرامش مسلمان ها را حتی وقتی به این نقطه می رسند که یک نمازی بخوانند و راز و نیازی بکنند بهم می زنند . از قبل  تو صف می ایستی . اینقدرفریاد می کنند ، اینقدر زمان ازت می گیرند خستگیت چند برابر می شود . وقتی در را باز می کنند تجمع آدماست، باید ببینید چطوری می دوند . زنها چطوری می دوند . ویلچر دارها هم که رانندگی رالی می کنند که یکی از اون یکی جلوتر بیفتد . علت دارد آخه . می خواهند زودتر برسند که بتوانند دو رکعت نماز بخوانند . وقت تمام می شود و می گویند بروید ، نرسیده باید برگردید . تازه وقتی به نماز می رسید اونجا چه اتفاقی می افتد ؟ این خانم های خیلی خوب اونجا مرتب راه می روند این دو تا دستهای گندشون را تاق تاق بغل گوش ات به هم می کوبند . ناقوس کلیسا پیشش شرف دارد . از بس صدای منزجر کننده ای بوجود می آورند . با دستهایشان بهم می کوبند و مردم را بدون اینکه خودشان بخواهند عملا به شتاب وا می دارند که باید بروید . طبیعتا توده مردم هم که هیچی نمی فهمند . فقط به ثوابی که  به نمازی که اونجا می خوانند و در آخرت بهشون خواهند داد اکتفا می کنند . دلشان خوش می شود اما افسوس ! قصه این نیست . حالا قصه چیه ؟ این ها غافلند که پیغمبر(ص) با کلامشان مردم را تشویق کردند به اومدن و در اینجا قرار گرفتن .  مردم را تشویق کردند که بیایند و در این مکان قرار بگیرند تا هم از فضای معنوی اونجا و انرژی وجود مبارک آقا رسول ا..(ص) و خاندانش که اون فضا را پر کرده بهره ببرند ، هم به یک امنیت و آرامشی دست پیدا کنند تا بلکه قدری تفکر کنند چرا اینجا اینطور است ؟ چرا میان منبر و خانه، به دنبال حکمت و درس بگردند ؟ تا راه آدم شدن در دنیا و سیر تکاملیشان را پیدا کنند. و اونها دقیقا این را می فهمند ، مانع همین کار می شوند . اونها دقیقا این را می دانند و دقیقا با علم به این مسئله مانع این تمرکز و بهره وری ما مسلمانان و علی الخصوص شیعیان از اون نقطه می شوند و یک کار زشت دیگر هم می کنند . تنها نماد هول زدن و دویدن و رعایت شئون این مکان بزرگ را نکردن را در دوربین هایشان ثبت می کنند . همه جای حرم دوربین هست . اینها را در دوربینهایشان ثبت می کنند . بعد چیکار می کنند ؟ در دنیا به طبقات جوان جستجوگر ارائه می کنند : " نزدیک نشوید. اینها بدوی هستند . متهجرند و عقل درست و حسابی ندارند چون مسلمان شدند . " ببین دشمن چه جوری رفتار می کند ؟ من و شما کجائیم ؟ خام خام هستیم . اصلا نمی دونیم چه خبر است . اصلا کسی نمیاید اینها را به ما بگوید . کسی با ما از این حرفها نمی زند . چرا نمی زنند ؟ واقعا بزرگان این دین نمی فهمند این ها را ؟ که من مورچه این وسط فهمیدنم ولی اینها نمی فهمند ؟ بخدا من بزرگ نیستم . من نمی دانم چرا اینهایی که انقدر بزرگ هستند نمی گویند  اینجور چیزها را ؟ واقعا نمی فهمند ؟ من و شمای مسلمان اصلا حتی ذره ای هم به این مطلب توجه نمی کنیم وگرنه مساحت بسیاری از مسجد خالی است وقتی ما شروع می کنیم به دویدن، ما تو خالی هایش هم نمی توانیم برویم. ای مسلمان خدا ! مگر مسجد نیست ؟ چرا این مسجد خالی هست و ما روی کله هم می نشینیم؟چرا نمی گذارند بیایم همونجا در اون مسجد ، تو اون فضا بنشینیم ؟ بله روضه رضوان جای کوچکی است . خیلی خوب . تو صف کنند ، آروم آروم برویم . چرا نمی گذارند؟ . این چراها باید جواب داده شود . فردا روز شمایی که رفتید مسجد النبی برگشتید ازت می پرسند . می گویند رفتی اونجا چیکار کردی؟ فقط می خواستی ثواب جمع کنی ؟ یا به مردم پز بدهی که من رفتم مدینه و برگشتم ؟ به چه دردت خورد رفتن به مدینه ؟ مساحت زیادی از مسجد خالی ، مردم ملتهب و سرگردان پشت درهای بسته و نگران که آیا بلاخره به روضه رضوان دستشون می رسد ؟ نکند نرسد و از اونچه دیگران کسب کردند اینها دست خالی برگردند . سخنوران و عالمان دین ما بایستی این کم کاری ها و این کم تلاشی ها را روز محشر جواب بدهند . خلاصه کلام ! هر کجا دیدید که سر دمداران زور ( ببینید آدرس می دهم نشانه می دهم ) ، سر دمداران زور ، سلطه طلب، بگیر و ببند می کنند آزار می دهند پشت پرده یک خبری هست . پشت پرده یک خبری هست . یک مطلبی از یک حقیقت بزرگ اونجا نهفته است که سردمدار زور جلویش را می گیرد . در روضه رضوان برای همه ملتمسین دعا ؛ همه و همه و همه نماز حاجت خواندم . بعد برای ارواح درگذشته همه باز نماز خواندم . نه برای خودتان برای ارواح در گذشتتون هم خواندم . آخر سر هم دو رکعت نماز باز هدیه کردم برای حاجات قلبی خانواده ام ، خودم و خانواده ام . امیدوارم که دو رکعت نمازی که هدیه کردم به حرمت آقا رسول ا.. (ص) نماز حاجت خواندم برای هر کدام شما هزار رکعت نماز شود . می شود . میدانم که می شود چون من با آگاهی می روم . من با شور و بینش با هم می روم . هم شعف می کنم هم شتاب می کنم و هم در عین حال تلاش می کنم که بیشتر بفهمم . خیلی نفهمیدم ولی به اندازه خودم تلاشم را کردم پس بطور حتم بی جواب هم نخواهم ماند . بعد از اون بر گشتیم . همه مان خسته ولی خیلی راضی . برگشتیم حدود دو نیمه شب بود و بعد از نماز صبح به خواب رفتیم .
 

 

 

 

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید