منو

شنبه, 31 شهریور 1397 - Sat 09 22 2018

A+ A A-

نگاهی به مقام پیامبری و رسالت از منظری دیگر

 بسم الله الرحمن الرحيم 

امروز روز مبعث است و صحبتم را با کلمه رسالت شروع می کنم . به کلمه بزرگ و پر هیبت رسالت می اندیشم . بالاترین جایگاه و محل کاربرد این کلمه یعنی رسالت در مقام پیامبری است . اگر به واژه ها و کلمات نیک بنگریم هر کدام قصه خود را به تمامی باز گو می کنند . یعنی اگر مشغله روزگار نداشته باشیم و به کلمات یک قدری عمیق شوید کلمات برای شما حرف می زنند . به واژه نامه یا لغت نامه فارسی که نگاه می کنیم برای پیامبر یک تعریفی دارد . می گوید کسی که پیغام را می برد یا می آورد . برای کلمه رسالت هم یک تعریفی دارد . پیامبری و پیغام آوردن از جانب خداوند . برای دو کلمه یک تعریف یکسان داریم . با خود فکر کردم که حتما لغت نامه های فارسی باید بازنگری شود . اما خودم به هر دو کلمه تفکری کردم . پیامبر یعنی کسی که پیامی را از جانب بزرگی برای کسی یا برای قومی یا برای هر موردی می آورد . پس از رساندن پیام دیگر وظیفه ای بر دوش ندارد . اما رسول که امر رسالت دارد یعنی کسی که جبه رسالت زیب پیکرش است و کسی است که بارها و بارها در جایگاه پیامبری بدون هیچ ادعایی حرکت کرده و کلام را رسانده به همه کسانی که در اطراف خودش داشته است . اما امروز که جبه رسالت بر تن کرده جدا از رساندن پیام وظیفه دشوارتری هم به دوشش افتاده است . آن وظیفه دشوارتر این است که پیامی را که آورده است بر دیگران تفهیم کند . و بعد استمرار بورزد . تا به طور قطعی از فهم دیگران از پیام مطمئن شود . در این راستا از ابزار و وسایلی که تشخیص می دهد برای ایجاد این فهم و درک بهره می برد . مثلا با منش و رفتارش و گفتارش و در گذرگاههای تنگ زندگی آموزش فهم مطالب را ممکن می کند .
پیامبر خدا در آخرین حج بعد از این که چندین بار ابلاغ گرفتند که باید امیر المومنین را به عنوان جانشین و ولی انتخاب کند و ایشان نگران بودند . پیامبر به همسرشان عایشه این مطلب را گفتند .عایشه به حفصه و هر جفتشان به پدرانشان گفتند . یعنی به ابوبکر و عمر رساندند . و آنها که از قبل حس می کردند دیگربرایشان مسجل شد. کسانی که سخنرانی ها ی حجه الوداع من را بودند یا مطالعه کردند می توانند آن جا بخوانند که بعدش چه اتفاقاتی افتاد . چه فتنه هایی به پا شد . پروردگار به آقا رسول الله ابلاغ فرمودند که همسرت گفت . نحوه برخورد آقا رسول الله با همسری که اسرارشوهر را برملا کرده را بخوانید . ببینید آقا رسول الله با همسرانشان چه کردند . این یک گذرگاه بسیار حساس و تنگ برای آقا بود . که در این گذرگاه تنگ همسرانشان زیر پایشان را خالی کردند . ولی رفتارشان را شما ببینید که با همسرانشان چگونه بود . چه گفتند و چه شنیدند . یکی از ابزارهای رسول همین نوع گفتار و رفتار و منش در گذرگاههای تنگ است . باید آموزش ببینند تا کسی باقی نماند و بگوید که من پیام حق را نشنیدم و نفهمیدم و ندانستم که چگونه آن را در زندگیم به کار ببرم . یکی می گوید اصلا نشنیدم . دیگری می گوید شنیدم ولی معنی آن را نفهمیدم . دیگری می گوید من هم شنیدم هم فهمیدم اما یاد نداشتم چه طور در زندگیم به کار ببرم . پیامبر خدا با منش و رفتارش اسبابی فراهم می کند که این ها را درک کنید . و کسی باقی نماند که بگوید من ندانستم . و امروز به ما حجت تمام است . چون ما همه مان هم شنیدیم و هم فهمیدیم و هم کاربردش را به چشم دیدیم . اگر ندیدیم تقصیر خودمان است . چون همه چیز در اختیار ماست . پیامبرانی که مقام رسالت برای ابنا بشر را به عهده داشتند هر کدام دوران خیلی سختی را گذراندند . که با نگاه به زندگی آنها عملکردشان در ورطه های سخت می توانیم بیاموزیم که خودمان چه کنیم .
یعقوب نبی فرزندی که پاره جگرش بود پسرهای دیگرش او را بردند و پیراهن خونیش را آوردند . باید عملکرد این پدر را در برابر اولادهای دیگر شما پدرها و مادرها مطالعه کنید . قصه های قرآنی برای این است که ما یاد بگیریم . آقایی سخنرانی می کرد و می گفت ای مسلمانان قوم بنی اسراییل چهارصد سال توبیخ داشتند . آن قدر اشک ریختند که خداوند سالهای بسیار را به آنها بخشید . و موسی را به آنها رساند . که این ها را نجات دهد . خوب نرسیدید به جایی که این طوری عجز و لابه کنید تا خدا امامتان را به شما برساند شما عجز و لابه نمی کنید چون درست عمل نمی کنید و می ترسید . می ترسید اگر بیاید آبرو و حیثتمان برود .
پیامبر ختمی مرتبت (ص) آخرین پیامبری است که مقام سخت و سنگین رسالت را بر عهده داشتند . بعد از ایشان هم دیگر هیچ رسولی نخواهد بود . زیرا که کتاب دستورات دنیا و چگونه آماده شدن برای آخرت به طور کامل نازل شده . دیگر دستوری نیست که ما نداشته باشیم که پیامبری بیاید و به خاطر آن کتابی که مکمل کتابهای قبلی باشد بیاورد . و یا اصلاح کننده باشد . هیچ لایحه دیگری نبوده و بعد از این هم نخواهد بود . که به خاطر آن پیامبری مقام رسالت را بر عهده بگیرد . این جمله سنگینی است . ما قوانینمان کامل است دنبال مرتب کردن قانون نباشیم . روزهای قبل یکی از دوستان بحث قانون و شرع را مطرح کردند . گفتم قانون امروز یک چیز است و سال بعد چیزی دیگر است . یک هیئت در مجلس می نشیند و آن را تعویض می کند و به آن تبصره می دهد . اما شرع چه ؟ آیا همچنین چیزی داریم تا بتوانیم آن را عوض کنیم ؟ می گوید اگر ظرفی را سگ زبان زد و تو اصرار داری تا از آن ظرف بهره ببری هفت بار باید با خاک بشویی . حالا آن را با انواع شوینده ها می شوید ولی باید هفت بار با خاک هم بشوید . چون این مفهومش این نیست که فقط می خواهد میکروب کشی کند بلکه در پس قضیه چیزهایی وجود دارد که من و شما از آن بی خبریم . قانون تمام شد . دیگر قانونی نخواهد آمد . خداوند متعال پس از خلقت آدم از روح خودش در آدم دمید . یعنی ذره ای به ودیعه گذارد . آیا از بهر زنده بودن ؟ و چرخیدن ؟ و بعد مردن ؟ فقط همین ؟ هرگز چنین نیست . فراتر از این صحبت ها است . از آن چه از پروردگار در آدم به ودیعه گذاشته شده مرحله به مرحله مقاماتی ساطع می شود از همان ذره ای که در وجود من هم هست و در وجود شما هم هست و در وجود همه هست . فقط هوشیاران و تسلیم شدگان حق آن را در می یابند . زیرا که از درون هر آدمی پیامبری بر می خیزد و آن چه را که حق است به گوش جان آدم می گوید . بعد از این که کلام بر آدم تمام شد و همه قوانین را دید . کلام از ابتدای تولد تا یک سنی فقط کلام است . از آن سن به بعد کلام و پیام رسید و تمام شد . رسولی از درون انسان بر انگیخته می شود تا آنچه را که آدم شنیده به آن بفهماند تا لزوم آن را درک کند . پس تا یک مرحله ای پیام ها می آید و بعد از آن رسولی عزم می کند و بالا می آید تا این پیام ها را برای ما مفهوم کند تا وقتی که اعتراف کنیم که فهمیدیم . رسولی که با محبت و شادی مرحله به مرحله پیامهای دریافتی را با نوری روشن کرده و کلمه به کلمه توضیح می دهد آن قدر که درک آدمی کامل شود .بعد از آن نوبت ولی درون است . ولی درون آدمی وارد میدان عمل می شود . می دانید که در جهان اسلام از این که پیام های حضرت حق توسط رسول ختمی مرتبت (ص) به پایان رسید و به همگان تفهیم شد ایشان دنیا را ترک گفتند . اما قبل از ترک دنیا به دستور الهی ولی امر معین فرمودند . نه از برای این که امیر المومنین دستور جدیدی بیاورد بلکه از جهت آن چه که آمده بود در زمان های مختلف عامرانه و دستوری تفهیم کنند تا آدمی را به مرحله فعلی وارد کند . این قصه در آدمی هم به صورت انفرادی صدق می کند . یعنی پیامبری و رسولی و ولی در درون هر آدمی وجود دارد که در مراحل مختلف زندگی او را راهبر باشد . چه بسا هر سه یکی است . حالا مردم عصر جاهلیت با پیامبر خود که در چهل سالگی مبعوث شد و آماده رسالت شد چه کردند ؟ اگر بخواهیم عملکرد امروزمان را نسبت به رسول درونیمان بسنجیم بهتر است از تاریخ بهره ببریم . عملکرد آدم های آن عصر را نسبت به رسول زمانشان که تازه به آنها آشکار بود بررسی کنیم . بعد عملکرد امروزمان را با عملکرد آنها در آن زمان مقایسه کنیم . بازتاب اعمال آنها را در جامعه آن روز و تاثیر آنها در جوامع بعد از خودشان در قرون و اعصار مطالعه کنیم . ببنیم آیا واقعا می خواهیم آیندگان هم درباره ما چنین بگویند . همان طور که ما درباره آنها می گوییم .
نکته بعدی آن است که کلام رسول و ائمه اطهار چنین است که خودت را بشناس تا خدایت را بشناسی یا به عبارت بهتر خودت را بشناس.تا همان دَم به خدایت برسی ، یعنی پی ببری که در درونت چیست و کیست . از حضرت حق در درون هر کدام از ما ذرّه ای به ودیعه گذاشته شده است که وقت تجّلی از درون به بیرون تابش می کند . اگر می خواهی متعالی بشوی برعکس باید تو از بیرون سر به درون فرو ببری تا آینه ای باشی که در آن تصویری متعالی منعکس شود . مطلب بسیار ظریف است ، بسیار هم ساده به شرط آن که با عشق آن را دنبال کنید ، طالب آن باشید گرچه که کُشنده گان عشق و عاشق در اطراف ما بسیارند . اما از چنگشان فرار کنید پناه به خدا ببرید تا شما را امنیت ببخشد و اجازه دیدار بدهد که اگر این جسم را از دست دادید نمی دانم بعدش چه می شود ، چقدر طول می کشد ، چه وضعی پیش می آید ؟ من نمی دانم .

 

 

 

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید