منو

یکشنبه, 27 آبان 1397 - Sun 11 18 2018

A+ A A-

هفت شهر عشق را در گذر از کربلا ببینیم بخش هفتم

بسم الله الرحمن الرحیم

قصه عشق را پی میگیریم ، یادتان می آید گفتیم که عشق رفت مدینه با امام حسین همراه شد بعد رفت مکه و از مکه با آقا به سمت کربلا حرکت کرد ؟ درشب عاشورا عشق مهمان امام حسین میشود در بزم سلحشوران سفره گسترده از نوری می بیند که صورت دلدار بی پرده در آن می درخشد . در آن بزم عارفانه صدا و سوز و ساز، آهنگ نماز امام حسین بود. تکبیر امام با قیام عرشیان همراه بود . ساکنان عالم ملکوت مفتون ذکر و مناجات ولی اعظم خدا بودند . شب خیره خیره نگاهش را بر ناله آنان دوخته بود . هر جوان این قافله در گوشه ای تنها نشسته دست از هستی و جان شسته ، دنیا را کنار گذاشته بود. چه کار میکرد ؟ به ذکر یارب یارب مشغول است . دیده هر یک از اشک شوق ، تر، از چشمهایش اشک شوق پایین میریزد ، ودل در ترنم وصال دلبر بود ، آنها میدانستند فردا پایان کار دنیاست و میدانستند که بعد از این پایان ، وصال حضرت حق خواهد بود . و نغمه دل انگیز قرآن با آه هریک دمسازشده بود، قرآن میخواندند چون امیرالمومنین فرمود : هر چه که در دنیا قرآن خوانده باشی آن دنیا بهشت که بروی ، میگویی کجا بروم ؟ میگویند : بخوان و برو ، تا وقتی که میتوانی قرآن بخوانی میتوانی بروی بالا . پله پله برو بالا .
در این فضای معنوی و عرفانی عشق نزد مولایش رسید زانوی ادب بر زمین کوبید تا شرح حال مولا را بنویسد، امام حسین به عشق فرمود برای فردا خود را آماده کن برای نگارش حماسه من در دفتر روزگار نزد آموزگار عشق زینب کبری برو اوست که فنون عاشقی را انشا و خون نامه را برای شهیدان امضا میکند راه بعد از شهادت را در اسارات او طی کن ناله او را نوای نی کن.

عشق آن شب گشته مهمان حسین شاهد بزم شهیدان حسین
سفره ای از نور را گسترده دید صورت دلدار را بی پرده دید
شد حسین با شور و آهنگ نماز اندر آن پرده مدار سوز و ساز
نغمه ی تکبیر چون برگفت امام عرشیان اندر پس او از قیام
در جماعت ساکنان نُه فلک سینه کوبان آمدند خیل ملک
اهل جنّت گشته اند مفتون او تشنه ی ذکر لب میگون او
چشمِ شب بر ناله ی او خیره شد ابر غم بر آسمان ها چیره شد
هر جوان در گوشه ای تنها نشست جملگی از شوق فردا مستِ مست
ذکر یا رب یا رب و حال و دعا کربلا را کرد معراج خدا
نغمه ی قرآن طنین انداز شد هرکسی با آه خود دمساز شد
اشک شادی دیده را تر کرده بود جان هر یک، میل دلبر کرده بود
عشق آمد با حسین شد روبرو تا نویسد شرح حالش مو به مو
گفت: خیز ای عشق خوش سودای من شو مهیّا از پی فردای من
شور ما و حال امشب را ببین در میان خیمه زینب را ببین
او فنون عاشقی انشاء کند بهرِ ما خون نامه را امضاء کند
راه ما را همره او طی نما ناله ی او را نوای نی نما

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید