منو

چهارشنبه, 21 آذر 1397 - Wed 12 12 2018

A+ A A-

سیری بر فرمایشات امام حسین(ع) و نحوه بهره وری در زندگی امروزه بخش پنجم

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز فکر کردم که چه چیزی باید بگویم من همیشه در زندگی خود هر کاری را از خیلی وقت قبل برنامه ریزی می کنم چون اعتقاد من بر این است که نباید بگذارید مشکل بیاید و پشت در خانه شما بنشیند بعد بگویید حالا چه کاری باید انجام بدهم ؟ خب زودتر به آن فکر کن برای آن یک ترفندی بیندیش تنها چیزی را که نتوانستم حریف آن شوم برنامه های هر روز حسینه است که معمولاً از اوایل ذی الحجه شروع می کنم به تفکر کردن و اندیشه کردن که چه کنم تا مثلاً امروز صبح . امروز روز چهارم است ، شب پنجم است و می خواهم صحبت کنم ، امروز باید بنویسم یا باید به آن چیزی که می خواهم برسم اختیاری از ما نیست . امروز در صفحه مجازی نگاه می کردم چشمم به یک کلامی از دکتر علی شریعتی افتاد . دکتر شریعتی گفته است : حسین(ع) بیشتر از آب ، تشنه لبیک بود افسوس که به جای افکار او زخم های تن او را به ما نشان دادند و بزرگترین درد حسین را بی آبی نامیدند . خیلی کلام زیبا و خیلی پُر عمق است اگر به آن توجه کنید . خیلی از گذشتگان ما آمدند و رفتند همین گونه به حسین(ع) نگاه کردند عمر آنها هم تمام شد به دیار آخرت راهی شدند ، برای ما هم چنین باشد ، نمی شود . این تسلسل تا چه موقع ؟ باز دوباره به فکر فرو رفتم چرا که این کلام بار مسئولیت هر کدام از ما را که زیر پرچم اهل بیت سینه می زنیم سنگین و سنگین تر می کند . در صحنه کربلا ابعاد بسیار و ارزنده ای وجود دارد . یادتان است اولین شب که صحبت می کردم گفتم که هر کجا فاجعه ای رخ می دهد بعداً آدم ها به آنجا بر می گردند و در آن فاجعه جستجو می کنند ، هیچ وقت آدم ها دنبال چیزهای سوخته نمی روند ، دنبال چیزهای منهدم شده نمی روند ، می روند که شاید چیز با ارزشی در آن صحنه باقی مانده باشد که اینها ندیدند یا آن موقع متوجه نشدند ، آن را بیابند و دوباره احیا کنند . حکایت هر سال ، ماه محّرم و سینه زنی ها و عزاداری ها همین است یعنی هر سال دوباره به صحنه کربلا برگردیم ، کاوش کنیم ، نگاه کنیم آیا چیز ارزنده ای باقی مانده که ما سال قبل جستجو نکرده باشیم که اگر از من بپرسید من اعتقاد دارم در طول سال حداقل هفته ای یک روز به کربلا سر بزنیم ؛ خیلی جالب است آن کسانی که مکّه رفتند اگر در جمعی باشند اسم مکّه و مدینه بیاید گریه می کنند . در خانه خود تنهایی که هستید گریه می کنید ؟ نه . چون اصلاً به آن فکر نمی کنند اما اگر مسلمانی رفته باشد که با آگاهی و اگر نرفته باشد با مطالعه ، حداقل هفته ای یک بار به مکه بروید . در جانماز خود بنشین نیم ساعت وقت بگذار خیلی هم نمی خواهد برو مکه و بیا هفته ای یک بار برو کربلا . نگفتم به کربلا برو و شش گوشه را زیارت کن و بیا ، آن جای خودش است . برو در آن سوخته بازار ، چادرهایی که عمود هایش کشیده شده و نیمه سوخته روی زمین ریخته به آن صحنه ها نگاه کن ، شاید هنوز چیزی وجود داشته باشد که بتوانی به آن نگاه کنی و بهره ببری . واقعاً حیف است کربلا تا روزی که من و شما زنده هستیم برای ما همیشه مطلب دارد اگر به دنبال مطلب باشیم .
این بار با نگاه به کربلا ، به چادر آقا امام سجاد(ع) رسیدم . در صحنه کربلا شخصیتی چون امام سجاد(ع) حضور داشتند اما واقعیت این است در عزاداری ها ، در مساجد ، حسینیه ها و در بسیاری از سخنرانی ها حتی روضه ها و سوگواری ها ، وقتی نام مبارک امام سجاد(ع) برده می شود بیشترین و عظیم ترین بخش ، بیمار بودن جسم ایشان است که به قدری نحیف بودند مجبور شدند ایشان را روی حیوان چهارپا ببندند تا از روی آن پایین نیفتند . این مطرح می شود که آن قدر ایشان بیمار بودند که سپاه گفتند این خود می میرند دست خود را به یک خون دیگر آلوده نکنیم و حالا بالاترین حد آن این است که خطبه های امام را در شام و کوفه راجع به آن صحبت می کنند و سخنوری ایشان . همین ، بس است ؟ نه کم است خیلی اتفاقات دیگری افتاده که ما از آن بی خبر هستیم خیلی مسائل دیگری بوده است که ما نمی دانیم بعد روز محشر ایشان وقتی از من شیعه می پرسند شما چقدر من را می شناسی ؟ آن وقت جواب ایشان را چه چیزی بدهم ؟ امروز با خود فکر می کردم به آن معلم مدرسه ام که راجع به امام سجاد(ع) حرف زد ، ایشان گفتند که زین العابدینِ بیمار و من که بچه کوچکی بودم سالیان فکر می کردم زین العابدین یعنی بیمار . وقتی نام امام سجاد(ع) را می خواستم ببرم خجالت می کشیدم چون می گفتم امام من و بیماری ؟ به امام اصلاً بیماری برازنده نیست . آن معلم روز محشر جواب من را چه طور می خواهد بدهد ؟ خوب دقت می کنید چه چیزی می خواهم به شما بگویم ؟ بچه های شما ، نوه های شما ، در محیط کار خود یک نفر می پرسد چه چیزی می خواهید جواب بدهید ؟ خب باید بدانیم ، امام خود را باید بشناسیم ، زینت عبادت کنندگان ، ما فکر می کردیم می گویند بیمار ، اختلاف سن من با معلمی که این حرف را زد یک چیزی حدود هفتاد سال بود . این اختلاف سنی مانع از این می شد که من به خود اجازه بدهم بروم و بگویم خانم زین العابدین یعنی بیمار . فکر می کردم این با خود فکر می کند چقدر من احمق هستم ، گفتم که زین العابدینِ بیمار . ما آن قدر بار مسئولیتی گردنمان هست ، آن قدر از این چیزها در پرونده سیاه ما وجود دارد . بنا را بر این گذاشتم با عنایت خاص خود امام سجاد (ع) به ابعاد دیگری از شخصیت ایشان بپردازم ، به بُعد مبارزات امام سجاد(ع) در عصری که مفاسد و مظالم بسیار وجود داشت . آمدم به این عصر که امام ، زنده بودند نگاهی انداختم . می گویند امام بسیار گریه می کرد این جمله شما را به یاد شخصیت دیگری نمی اندازد ؟ آدم را به یاد حضرت زهرا(س) می اندازد . حضرت زهرا(س) در سوگ پدر خود بسیار گریه می کردند ، بسیار اشک می ریختند که در این اشک هایی که می ریختند امت شیعه همیشه فقط مِهر پدری را در خانم مشاهده می کنند و این که مقام شوهر ایشان را گرفتند آیا واقعاً برای حضرت زهرا(س) اینها دلایل خوبی است . برای انسان آگاه و کامل و معصوم که فلسفه دنیا و مرگ و تولد را خوب می شناسد اینها بهانه های خوبی است ؟ نه ، پس چه چیز دیگری وجود دارد ؟ چرا ما نمی دانیم ، چرا ما هیچ وقت به آن نگاه نکردیم ، چرا آن کسانی که برای ما حرف زدند هیچ وقت به ما اینها را نگفتند . به خانم حضرت زهرا(س) ، پیغمبر در آخرین لحظات عمر خود فرمودند که تو اولین کسی هستی که بعداً به من می پیوندی ، پس عمر فراق کوتاه است ، وقتی یک فراقی این قدرکوتاه است گریه کردن نداره ، خیلی زود تمام می شود و آدم می رود . اما آنچه را که در گریه های ایشان باید جستجو می کردیم اعتراضی بود که به ستمکاران و غاصبان حق پیغمبر و دستور پروردگار و دلسوزی سختی که برای امتی که تازه به حقیقت دست یافته بود و با این حرکات غاصبانه و ظالمانه عده ای دوباره به بیراهه می رفتند . به دنبال آنها نسل های پی در پی هم دنبال آنها می رفتند ، گریه ها را باید در اینها جستجو کرد . با اشکهایشان توجه مردم مسلمان را جلب می کردند که آنها بپرسند و خانم حرف بزند ، توضیح بدهد . آن روز هم فرزندشان علی بن الحسین(ع) با گریه های بسیار ، در مواقع خاص مثل نوشیدن آب چنین می کردند . روزی خدمتگزار آقا عرض کرد آیا غم و اندوه شما تمامی ندارد ؟ حضرت فرمود : وای بر تو ، یعقوب نبی(ع) تنها یکی از 12 پسرش ناپدید شد و یقین هم نداشت که مُرده باشد ، امید بر پیدا شدن او داشت ، در فراقش آنقدر گریست تا چشمانش نابینا شد ، من ناظر کشته شدن پدرم ، برادرم ، عمویم و 17 نفر از بستگانم و دوستانم که همگی شهید شدند بودم . آیا این کم به نظر می رسد ؟ این گفتگوها در جامعه بین مردم می چرخید و تاثیر می گذاشت . آن هم در جامعه فاسدی که مردم برای نزدیک شدن و سود بردن از دشمنان اهل بیت(ع) بر فراز منبرها صّب و ناسزاگویی به بزرگ و سالار اهل بیت(ع) انجام می دادند ، دشنام می دادند ، یاوه گویی می کردند . اخبار ناصحیح و احادیث جعلی می آوردند و این گونه به خاندان ظلم نزدیک می شدند و اشرفی دریافت می کردند ، منصب و مقام می گرفتند .
ابوحمزه ثمالی موعظه نسبتاً مفصّلی را از امام سجاد(ع) نقل می کند که در این موعظه حضرت یک کادر و چهارچوبی ترسیم می کنند تا مردم حیطه عملکردشان را در این کادر قرار دهند و سنجش کنند و کم و کسری رفتاری و عملی خود را بیابند .
می دانید امروز بسیاری از شما هنوز گرفتارید بخاطر اینکه چهارچوبهای زندگیتان را ننوشتید ؟ چند سال پیش خواهش کردم بنویسید ؟ آنهایی که چهارچوب هایشان را نوشتند چقدر از قید و بند های بد زندگیتان باز شد ؟ بخاطر خدا برای دیگران بگویید .
امام شما در هر سخن و کلامشان به هر دلیلی یک چهارچوب ترسیم می کنند برای این که مردم حیطه عملشان را در آن قرار دهند . یک بخش از این موعظه نسبتاً مفصلی را که ابوحمزه ثمالی آورده برای شما می خوانم . کلام ، کلام امام است .
فرمودند : خداوند ما و شما را از مکر ستمگران (ستمگران 2 جور هستند ، یک دسته آنهایی که توپ و تانک و تپانچه می گیرند و به مردم حمله می کنند ، بمب خوشه ای و هسته ای می ریزند و مردم را می کُشند ، اما یک دسته از ستمگران مکّارند و مکر می کنند ، چند سال از واقعه 11 سپتامبر گذشته ؟ اینها کُشتند ، آنها کُشتند ، پای ما ایرانیها را وسط کشیدند ، 1001 کلام . از اول نمی دانستند چه کسانی دست داشتند ؟ چطور شد امروز از جای دیگری سر در آورد ؟ از عربستان سعودی ! فردا خدا می داند که از کجا سر در بیاورد . دسته اول ستمگران کمتر مخوف هستند چون رودر رو هستند ، دسته دوم مکر دارند باید از مکر پرهیز کرد.) شما را از مکر ستمگران ، ظلم حسودان و زورگویی جبّاران حفظ کند . ای مؤمنان ! شما را طاغوتها و طاغوتیان دنیاطلب که دل به دنیا سپردند و شیفته آن شدند و بدنبال نعمتهای بی ارزش و لذّتهای زودگذر آن هستند نفریبند .
همه طاغوتیان دنیا طلب ، صدر مملکتها و حکومتها نیستند . همسایه بغلی شما هم هست ، در خانه هایتان ، عروس یا داماد ، دختر یا یک پسر خانواده هم می تواند باشد ، اینها را دنیا فریفته ، مواظب خودتان باشید در دامشان نیفتید .
حضرت فرمودند : به جانم سوگند در ایام گذشته حوادثی را پشت سر گذاشتید از انبوه فتنه ها به سلامت گذشتید . قدری به زندگیتان فکر کنید ببینید چقدر در مورد شما صدق می کند ؟ برای من که خیلی صدق کرد .
در حالی که پیوسته ، از گمراهان ، بدعت گذاران و تبهکاران در زمین دوری و تبّری می جستید . ما دائم به زبانمان می گوییم می خواهم دور بمانم اما خدا کمک کرده از خیلی از وقایع سر سلامت به در بردید ، نبردید ؟ ای جماعت به شما نگفتم توی سر و صداهای بیرون قاطی نشوید ، بد گفتم ؟ می دانید چقدر به من اعتراض کردید ، ولی کجاست آن گوشی که این اعتراض ها را بشنود ، من آن چیزی را که می فهمم انجام می دهم . سر سلامت به در بردید ، نبردید ؟
پس اکنون نیز از خدا یاری بخواهید . به سوی فرمانبری از خدا و اطاعت از ولیّ خدا که از حاکمان کنونی شایسته تر است برگردید . امر خدا و اطاعت از کسی را که خدا اطاعت او را واجب کرده بر همه چیز مقدّم بدارید . هرگز در امور جاری اطاعت از طاغوت ها که شیفتگی به فریبندگی های دنیا را به دنبال دارد بر اطاعت از خدا و اطاعت از رهبران الهی مقدّم ندارید . از معاشرت با گنهکاران ، آلودگان ، همکاری با ستمگران ، نزدیکی و تماس با فاسقان بپرهیزید ، از فتنه آنان بر حذر باشید ، از آنان دوری بجویید و بدانید که هر کس با اولیا خدا مخالفت ورزد ، (اتمام حجت هست . مگر قرار نیست ما کلام امام زمان(عج) را بشنویم ؟ حضرت سجاد(ع) امام زمان هستند و ما داریم می شنویم .) بدانید هر کس با اولیاء خدا مخالفت ورزد ، از دینی غیر از دین خدا پیروی کند ، در برابر امر رهبری الهی خودسرانه عمل کند در دوزخ گرفتار آتشی شعله ور خواهد شد .
سومین صحبت ؛ بعد از پیغمبر(ص) از عصر حکومت عثمان تقریباً فساد مالی و انحطاط اخلاقی در جامعه شروع شده بود ، گسترش پیدا کرد ، وسیع شد ، روز به روز افزوده شد . این انحطاط اخلاقی در زمان حکومت یزید چنان گسترش پیدا کرد که حتی دو شهر مقدّس مکّه و مدینه هم در امان باقی نماند . خوب توجه کنید ، پارسال منا خاک و خون کشیده شد ، امسال حداقل ما ایرانی ها مکه نرفتیم و راه باز نشد . حالا ببینیم سال دیگر چه ساز و ضربی هست . یک قدم یک قدم ، صبر کنید . دو شهر مقدس مکّه و مدینه هم از آلودگی ها محفوظ نماند . این وضع در زمان عبدا الملک مروان چنان بدتر شد (یادتان هست عبدالملک را برایتان توصیف کردم ؟ چه عابد زاهدی بود ؟ چه قرآن خوان غرائی بود ! یادتان می آِید ؟ این همان هست که در عصرش این همه فجایع رخ داد.) چنان بدتر شد که در تاریخ الادب العربی ج 2 آمده است که شوقیِ ضیف گفته است گویی این دو شهر بزرگ حجاز یعنی مکّه و مدینه را برای خنیانگران ساخته بودند . خنیانگران آوازه خوان ها و خلاصه ساز و ضربی ها هستند . ساز و ضربی های لهو و لعب ، خوب توجه داشته باشید همه چیز را با هم قاطی نکنید . تا آنجا که نه تنها مردمان عادی بلکه فقیهان و زاهدان هم به مجالس آن ها می شتافتند . ابن عبدِ ربه در العقد الفریب ج 6 و شریف قرشی در حیات الامام زین العابدین ج 2 آورده اند که قاضی ابو یوسف به بعضی از اهالی مردم مدینه می گفت : ای مردم ! وضع شما با این آوازه خوانی ها شگفت انگیز است زیرا هیچ کس و ناکسی و هیچ شخص محترم و غیر محترمی در میان شما از این اِبایی ندارد . یک خورده به مجالس اطراف خودمان نگاه کنید ، اینجا را نمی گویم . جاهایی که بعضی اوقات دعوتمان می کنند ، می رویم بعد هم می گوییم آخر زشت است ، نمی شود نرویم ، صله رحم به هم می خورد . ابوالفرج اصفهانی در الاغانی ج 8 آورده است که محیط مدینه طوری شده بود که نه عالمان غنا را ناروا می شمردند ، نه عابدان از غنا جلوگیری می کردند . ابوالفرج اصفهانی در الاغانی ج 6 آورده است روزی دَحمانِ آوازه خوان نزد قاضی مدینه عبدالعظیم مخزونی قرار داشت ، اختلافی بود ین یک اهل مدینه با یک اهل عراق ، که دحمان آوازه خوان شهادت داد . قاضی ، دحمان را عادل قلمداد داد کرد و شهادتش را پذیرفت . عراقی آمد به قاضی گفت : که این دحمان است تو می شناسی ؟ گفت : من کسی را که نمی شناسم که شهادتش را نمی پذیرم . گفت این اهل غنا و آوازه خوانی است ، به کنیزان غنا یاد می دهد . قاضی گفت خدا ما و شما را بیامرزد . کدام یک از ما اهل غنا نیست ، برو حق این مرد را به او بده . شریف قرشی در حیات الامام زین العابدین جلد 2 آورده : که در مدینه مجالس رقص و آواز مختلط تشکیل می شد با حضور زنان و مردان ، بدون حتی پرده ای بین آنان . امام سجاد(ع) در چنین شرایطی با درک عمیق درد جامعه با موعظه هایشان مردم را بیدار می کردند . نمونه هایی را عرض می کنم : مرتضی الحسینی العاملی در دراسات و بحوث فی التاریخ و الاسلام (منظور یک مجموعه مقالات است) جلد 1 آورده است : انس بن مالک صحابی مشهور می گفت : چیزی از آنچه که در زمان رسول خد(ص) جاری بود سراغ ندارم . گفتند پس نماز چیست ؟ گفت : پس آنچه بر سر نماز آوردید چه بود ؟ یعنی شکل نماز هم تغییراتی داشت . ابن عبدالبِّرالنمری القرطبی در جامع بیان العلم و فضله جلد 1 آورده : اندکی پس از زمان انس بن مالک ، حسن بصری می گفت اگر رسول خدا به میان شما برگردد از میان همه آن چیزهایی که به شما تعلیم کرده جز قبله شما چیز دیگری را نمی شناسد . انگار توی یک قوم دیگری آمده که آن قوم هم عین قوم مسلمان های عهد خودشان قبله شان کعبه است . درک می فرمایید چگونه بود ؟ چقدر به ما نزدیک است ، خیلی به ما شبیه است ، خدا به داد ما برسد .
امام سجاد(ع) به شیوه دیگری هم تبلیغ و مبارزه می کردند ؛ امام بسیاری از اهداف و مقاصدشان را در قالب دعا و مناجات بیان می کردند . صحیفه سجادیه شامل 54 دعاست ، در این صحیفه آقا همه چیز را فرموده اند . در سال 1353 هجری قمری آیت الله نجفی مرعشی نسخه ای از صحیفه سجادیه را برای علامه معاصر مؤلف تفسیر طنطاوی(مفتی اسکندریه) به قاهره فرستادند . ایشان بعد از دریافت صحیفه ، تشکر و ستایش بسیار کردند در پاسخ آیت الله نجفی مرعشی نوشتند : این از بدبختی ماست که تا کنون بر این اثر گرانبهای جاوید که از مواریث نبوت است دست نیافته بودیم . من هر چه در آن می نگرم ، آن را از گفتار مخلوق برتر و از کلام خالق پایین تر می یابم .(صحیفه سجادیه ترجمه سید صدرالدین صدر بلاغی) . چون صحیفه سجادیه در قالب دعا و راز و نیاز معنوی ، ابعاد سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و عقیدتی را در جامعه مطرح می کند . یک بار دیگر بروید و بخوانید این دفعه با یک نگاه جدیدتر و عمیق تر بخوانید . ما چقدرا ز صحیفه سجادیه و رساله حقوق امام سجاد(ع) دور هستیم و بهره نمی بریم . یادتان می آید در کلاسهای خصوصی یک دوره از ادب و حق هر چیزی و هر کسی نسبت به خودمان صحبت کردیم ؛ حق زبان ، حق چشم ، حق گوش .... و می خواستیم که این ها را خلاصه کنیم و برای دوستان یک دفتر خلاصه و مفید آماده کنیم ؛ با نگاه به رساله حقوق امام سجاد(ع) خجالت کشیدم ادامه بدهم . کامل تر ، مفیدتر و موجزتر از این رساله ندیده بودم ، پس دست کشیدم . هر کجا ندانستید حق شما به گردن طرف مقابل چیست و حق او به شما چیست ؟ هر کجا که حد و حدود حقوق را تشخیص ندادید به رساله حقوق آقا امام سجاد(ع) رجوع کنید . ایشان خیلی چیزها فرمودند که در جامعه ما رایج نیست ، خب شما چکاره هستید ؟ مؤمن مسلمان ! اگر مؤمن مسلمان هستی آن حق و حقوق توست مجبور هستی که اجرا کنی ؛ اما اگر مؤمن مسلمان نیستی خودت می دانی ، برای چه می پرسی ، به عقل خودت نگاه کن و از همان هم مدد بگیر .

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید