منو

دوشنبه, 23 مهر 1397 - Mon 10 15 2018

A+ A A-

سیری بر فرمایشات امام حسین(ع) و نحوه بهره وری در زندگی امروزه بخش ششم

بسم الله الرحمن الرحیم

شب گذشته کلامی در شناخت امام سجاد(ع) داشتم در ادامه همان سخن عرض می کنم . امام سجاد(ع) در قالب دعا و راز و نیاز و مناجات با پروردگار به بسیاری از مسائل سیاسی زمان خود که چه عرض کنم برای هر زمان دیگری هم اشاره فرمودند . یک کوچولو از یک دعای ایشان را برای شما آورده ام . یک قسمت از دعای بیستم ، مکارم الاخلاق را می خوانم . چنین فرمودند : خدایا ! بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا بر آنکه بر من ستم کند دستی (یعنی یک نیرویی و قدرتی) و بر آن که بر من ستیزه جوید زبانی و بر کسی که با من دشمنی و عناد ورزد پیروزی عطا کن . در برابر آن کسی که نسبت به من به حیله گری و بداندیشی بپردازد راه و تدبیر و در برابر آنکه بر من فشار و آزار رساند نیرو ده . در برابر عیب جویانی که بر من عیب جویی و دشنام گویی کنند قدرت تکذیب و در برابر خطر تهدید دشمنان به من امنیت عنایت فرما . این دعای حضرت است . امام عصر باشد ، فرزند امیرالمؤمنین وحضرت زهرا(س) باشد ، ناظر بر صحنه کربلا باشد آیا فکر می کنید زورگویان چنین آدمی ، همسایه بغلی هستند ؟ کاسب محله است ؟ هرگز چنین چیزی نخواهد بود . در زمان امام چه کسانی جز کارگزاران عبدالملک بن مروان ، مثل هشام بن اسماعیل مخزومی که حاکم مدینه بود می توانستند با امام دشمنی کنند ، چه کسی جز اینها ؟ بقیه آدم ها ایشان را می شناختند ، حُسن خلق این خاندان هم اجازه نمی داد اگر کسی خشمگین هم بود اساعه ادب کند ، یا ضرر و زیان برساند . در واقع این دعای امام شکواییه ای است در برابر زورگویی های حکومت وقت و بار سیاسی دارد . در دعای روز عید قربان یا روز جمعه یا در دعای عرفه ، اگر نظری بیندازید سرتا سر مسائل سیاسی روز را مطرح کردند و در قالب دعا به گوش مردم رساندند . این یک هنر خیلی بزرگ است و با این نحوه گویش و دعا کردن حکومت زمان خودشان را از مشروعیت آن ساقط کردند که عاقلان بفهمند این حکومت مشروعیتی ندارد . بدون اینکه نام مستقیمی از حکومت ببرندکه سبب شوند جنگی بروز کند باز سبب شوند در این راستا کشته شوند . بخش دیگری از زندگی امام سجاد(ع) پر نور و شورآفرین است که امام با فقها ، محدثان ، مفسّران و قضات درباری مبارزه می کردند . این دسته آدم ها از رأس حکومت خیلی بدتر و مخرب تر بودند چرا که با سخنوری و بهره وری از علومی که دارند فکر و ذهن مردم را به سود قدرت های ستم جهت می دادند ، مردم را تفهیم می کردند که این روش حکومت دینی درست است . و این حکّام ، آدم های درستی هستند و باید تسلیم این حکّام بود . اینها از هر سپاهی که بجنگد و همه گونه تجهیزات هم داشته باشد در هر دوره ای خطرناک تر هستند . خوب دقت کنید یک جلسه ای در یک سه شنبه یک متنی را برای شما خواندم و به شما عرض کردم مواظب جنگ امروز باشید ، جنگ امروز خیلی مخرب تر و خطرناک تر از جنگی است که ما با عراق داشتیم با آن که آن موقع جوان های ما مُردند ، شهید زیاد دادیم ولی همه چیز آشکار بود . امروز شهید خیلی داریم همه بچه هایی که از دین روی گردان می شوند ، همه جوان هایی که به بازار مواد مخدر و سنت های مخرب روی می آورند همه آنها مُردند ، خیلی شرایط بدتر است . پس نقش کسانی که به ظاهر علم دارند و سخن ور هستند خیلی خطرناک است . هوای این آدم ها را داشته باشید . حالا می گوید خب خود تو هم که حرف می زنی . خب هوای من را هم داشته باشید . بد می گویم ؟ هوای من را هم داشته باشید . اگر می بینید بد می گویم زود هوشیار شوید ، ولی هوا داشته باشید . علی الخصوص بعد از واقعه کربلا که با جنگ ها و حکّام ظالمی که برایشان فرستاده شد یک چشم ترس خیلی سخت از مدینه ای ها و مکّه ای ها گرفته شد . مردم مستعدتر از هر زمان دیگری تن به این تحمیل می دادند . یکی از همین فضلا زُهری است ، نامش زهری است . زهری یکی از تابعان و فقیهان آن زمان و از محدثان بزرگ مدینه بود . دانش فقهای هفتگانه جهان تسنن را با خودش به همراه داشت . این فقهای هفت گانه چه کسانی هستند ؟ به نقل از محمدبن صدر در الطبقات الکبری جلد 2 شامل سعید بن مسیّب و سلیمان بن یسار و عکرمه غلام آزاد شده ابن عباس و ابوبکر بن عبدالرحمان و عطابن ابی رباح و عروه بن زبیر بودند . درست است که در آن زمان شیعیان برای درس گرفتن احکام و معارف اسلامی از آن ها پیروی نمی کردند ولی قشر وسیعی از این ها پیروی می کردند و تمام علوم این قشر وسیع را زهری با خودش داشت ، همه را یاد گرفته بود . زهری حضور ده نفر از صحابه پیغمبر را درک کرده بود . به طوری که گروهی از بزرگان فقه و حدیث وقتی می خواستند روایت کنند از زهری روایت می کردند . این شخص از محضر امام سجاد(ع) بهره فراوان برد . روایات بسیاری از امام را نقل کرد ، اما اینجا یک اما به اندازه یک دنیا و به بزرگی یک دنیا وجود دارد . چراکه زهری در حکومت عبدالملک بن مروان عازم دمشق شد . ..........قبیصه بن ذؤیب مُهردار مخصوص دفتر خلافت او را به دربار عبدالملک وارد کرد و در آنجا مشغول کار شد . در واقع زهری از مدینه جدا شد تا به دمشق برود برای اینکه به مال و منال برسد . خوب توجه کنید ، با آن همه علم ، با آن همه یادگیری ، تازه مدینه شهر پیغمبر جایی که مزار پیغمبر خدا در آنجا است . مسجد مدینه در آنجا است و امام عصر در آنجا است را رهایش کرد ، به دمشق رفت که به رفاه و ثروت دربار بنی امیه برسد . و از همان جا پیوستگی زهری با دربار بنی امیه شروع شد . آمار برخورداری او از تنعّم دربار خیلی بالا است . تا جایی که هشام بن عبدالملک او را معلم فرزندانش کرد تا پایان عمرِ زهری در این مقام باقی ماند . در زمان امام سجاد (ع) خلفای غاصب و ستمگر برای رسمیت بخشیدن به حکومتشان و اسلامی جلوه دادن این حکومت نیاز به مهندسان و علمای دینی داشتند که احادیثی را از زبان پیغمبر جعل و نقل کند و زمینه پذیرش حکومت را برای این عمّال بر مردم فراهم کنند . خلفای اموی از زهری که برچسب شاگردی امام سجاد(ع) را هم با خودش حمل می کرد خیلی بهره بردند . ابن کثیر در جلد 9 کتابش و ابن سعد در جلد 2 و شمس الدین ذهبی در تذکره الحفاظ جلد 1 آورده است که مُعمّر گفت : ما فکر می کردیم احادیث زیادی را از زهری می دانیم ، خیلی می دانیم ، خیلی چیزها از او شنیده ایم . اما بعد از اینکه ولید بن عبدالملک کشته شد دفترهای نوشته شده زهری را دیدیم که روی چهار پاها حمل می کردند ، دیگر با دست نمی توانستند ببرند . از خزینه های ولید خارج می کردند . می گفتند این دانش زهری است . دفترها را سوار الاغ کرده بودند و می بردند . ابن کثیر در جلد 9 آورده است کسی که زهری را وادار به نوشتن حدیث کرد هشام بن عبدالملک بود . از آن روزی که زهری کتاب نوشت مردم هم شروع به نوشتن احادیث کردند .
ابن کثیر در همین کتاب می گوید : ممنوعیت نقل و کتابت حدیث ، خوب دقت کنید ، ببینید پایه های بد را ما در چه دوره هایی می گذاریم و اصلاً در مورد آن فکر نمی کنیم که تا چند نسل بعد از ما ادامه پیدا می کند ؟
می گوید : در زمان خلافت عمر بن خطاب بعد از رحلت پیغمبر ، عمر دستور داد دیگر کسی حق ندارد حدیث از پیغمبر نقل کند یا بنویسد و این وضع یک قرن ادامه پیدا کرد تا در زمان حکومت عمر بن عبد العزیز که توسط او لغو شد . تحلیل گران در تاریخ معتقدند : این ممنوعیت انگیزه سیاسی داشت ، چرا ؟ چون امیر مؤمنان در زمان حیات پیامبر کتابهایی را تدوین کردند و احادیث و حقایقی را که پیغمبر در مباحث مختلف می فرمودند ایشان جمع آوری کرده بودند و نقل و افشای این حقایق از نظر سیاسی به نفع خلیفه نبود چون به نوعی سندی بر حقانیت علی(ع) بود . پس عمر نوشتن و نقل کردن احادیث پیامبر را ممنوع کرد . اینجا خیلی قشنگ است ، یکی ممنوع می کند دیگری بعد از 100 سال ممنوعیت را لغو می کند ، هر دو هم بر باطل هستند . خیلی مسئله است ، آدم همیشه می گوید یک کاری از این جهت باطل است ، از جهت دیگر صحیح ولی در این مورد هر دو تا باطل هستند . یادتان هست می گفتم وارد هر آتشی نشوید ، باطل با باطل است ، مواظب خودتان باشید . یکی ممنوع کرد ، بر باطل ممنوع کرد فقط برای این که نفع شخصی و سیاسی بود . این یکی هم بر باطل لغو کرد ، هیچ کدام به قصد رعایت مصالح دین و آگاهی مردم حرکت نکردند . در احادیث زهری آن قدر حدیث جعلی وجود دارد که هوشیار ترین آدمها را از هوش برده و با خود همراه کرده است . یکی از آنها را عنوان می کنم ، بقیه را بروید خودتان بخوانید و با میزان عقلتان پیش بروید ، در تاریح یعقوبی ابن واضح جلد 3 آمده است : زهری به پیامبر اسلام نسبت داده که حضرت فرمودند : نباید بار سفر بسته شود مگر به سوی 3 مسجد ، مسجد الحرام ، مسجد من در مدینه ، مسجد الاقصی که مسجد الاقصی حکم مسجد الحرام را دارد . این حدیث را مسلم ، ابو داود ، نسائی که سه تن از محدثان بزرگ جهان تسنن هستند از طریق ابو هُریره به این صورت نقل کردند ، هیچ کدام ذکر نکردند جمله مسجد الاقصی حکم مسجد الحرام را برای شما دارد ، فقط گفتند تنها به سوی این سه مسجد باید بار سفر بست . کلام این سه نفر در کتب معروفی آمده است . پس معلوم شد این جمله اضافه به دستور عبدالملک توسط زهری جعل شده است ، حالا چرا جعل شده ؟ بعد از امام حسین عبدالله بن زبیر بر مکّه مسلط بود ، عبدالملک در منطقه شام به قدرت و حکومت بود ، بین این 2 کشمکش نظامی و سیاسی بود . عبدالله بن زبیر یک امتیاز بالا داشت و آن این که در مکه بود و در سال یکبار از تمام اطراف و اکناف مسلمانان بخاطر حج به مکه می آمدند و چند روزی را برای اعمال حج در مکه می ماندند ، عبدالله بن زبیر در این چند روز تبلیغات وسیعی علیه عبدالملک انجام می داد . هنگامی که مردم باز می گشتند خواه نا خواه انعکاس این سخنان به شام هم می رسید و پایه های حکومت عبدالملک سست می شد . ابتدا عبدالملک گفت : حج ممنوع ، مردم جمع شدند و گفتند : حج جزو واجبات دین است تو چطور می توانی حج را ممنوع کنی ؟ وقتی مردم اعتراض کردند عبدالملک گفت : ابن شهاب زهری از پیغمبر نقل می کند که ایشان فرمودند : بار سفر بسته نمی شود مگر به سوی سه مسجد ، مسجدالحرام ، مسجد من ، مسجد الاقصی و مسجد الاقصی برای شما همان حکم مسجد الحرام را دارد . در مسجد الاقصی سنگی هست که گفته می شود پیغمبر در شب معراج پا روی آن گذاشته رفته بالا ، گفتند که این سنگ جای کعبه را می گیرد . پس دستور داد بر فراز سنگ قبّه ای زرین ساختند ، به آن پرده های حریر آویختند ، دور تا دورش خادمینی گذاشت که مراقبت می کردند و مردم را به طواف آن مشغول کرد . این رسم در تمام دوره بنی امیه باقی بود . از زمان پیغمبر(ص) و از شروع دین هنوز صد سال نگذشته است . ابن واضح جلد 3 ، اضواء علی السنه المحمدیه ، محمود ابوریه . خلاصه حرف زیاد است . شخصیتی با این همه دانش و این همه انحراف ! الله اکبر ! چون تلاش کرده است شخصیت های بسیاری را در صدر اسلام مانند حمزه سیدالشهدا منفور کند . از پیغمبر(ص) یک روایت دارد در مورد حمزه سید الشهدا سرور و سالار شهیدان ، عموی پیغمبر ، به قدری این عجیب است و به قدری زیبا گفته شده است که مردم باورش کردند . خیلی باید مواظب گفتار باشید . امام سجاد(ع) نامه بسیار تند و کوبنده ای که در عین حال خیرخواهی و نصیحت گری هم در آن به چشم می خورد به زهری نوشتند . نامه زهری خیلی زیباست . بنده به شما توصیه می کنم حتماً این نامه ای را که امام سجاد(ع) به زهری نوشته و آن را کوبیده مطالعه کنید چون در آن نامه نکاتی پیدا می کنید که من و شما را هم می کوبد . فقط زهری نیست ، آخ آخ آخ خدا زهری را لعنت کند ؛ لعنت ملائک و اولیا خدا بر زهری باد . فقط زهری نیست ، ما از این کارها خیلی جاها ندانسته انجام می دهیم . آن دانسته و برای پول و مقام انجام داد . به ما هیچی هم نمی دهند اما فقط برای خودنمایی یک وقت ها کارهایی می کنیم نگفتنی . بنده می خواستم نامه را بیاورم و بخوانم ولی ترسیدم از حوصله شما خارج باشد چون طولانی است ولی حتماً بخوانید شاید امسال این تحفه ای باشد به شما که در این مراسم عطا شده است . فقط به سه خط آخر نامه اشاره می کنم و نه بیشتر . امام به زهری فرمودند : خداوند تو را حامل علوم قرآن قرار داد . علم دین را نزد تو به ودیعت سپرد ولی تو آن را ضایع گردانیدی . خدا را سپاس می گذاریم که ما را از گمراهی تو حفظ کرد ، والسلام . بنده اعتقاد دارم هر دختر یا پسری که در دانشکده های معلمی برای تدریس کردن درس می خواند لااقل یک ترم برایش فقط این یک نامه را بحث کنند چون معلمین در هر درسی که تدریس می کنند حامل اخلاق و احکام دین هستند . رفتار معلم در کلاس حقوق دینی را بر دیگران قشنگ عیان می کند . بنده اگر مسئول آموزش بودم وادار می کردم معلمین و استادان در هر رده ای که می خواهند مشغول شوند یک ترم این نامه را بخوانند و بند به بندش را بحث کنند و باز بند به بندش را در حرفه خودشان وارد کنند و راه بدهند . برای شما هم لازم است ، شما در این جامعه پراکنده می شوید . از اینجا که بیرون رفتید هر کدام در جای خودتان ، خیلی هایتان جایتان را نمی شناسید . جایی که در آن قرار گرفتید را درست نمی شناسید . دکتر هست مقام پزشکی اش را نمی فهمد ، پرستار است مقامش را نمی فهمد ، مهندس هست کارهای فنی می کند جایگاهش را نمی شناسد ، وکیل هست جایگاهش را نمی شناسد و نمی داند چه کاره است ، گیر است ، به خدا گیر است . حق و حقوق مردم زیر دست اوست ولی هنوز گیر است که اگر فلان چیز را می خواهم به این دوستمان بدهم مبادا دوست دیگرمان بداند . اگر می دهی به فلانی خوب هست ، خب ببیند چه می شود ، اگر هم بد هست پس چرا می دهی ؟ جامعه امروز خراب است ، ناقص است ، یک جورایی بوی گند می دهد برای اینکه هر کسی در جایگاه خودش نمی فهمد کیست ، چیست و چه باید کند و مهمتر از همه این است که چطور از زخم نگاهها ، افکار و کلام کسانی که او را از راه به در می کنند فرار کند . ابلیس جفت شما حرکت می کند ، از شما جلوتر حرکت نمی کند می دانید چرا ؟ چون اگر از شما جلوتر برود شما او را می بینید ، از شما عقب تر هم نمی ماند چون اگر عقب بماند مَلکتان را می بینید . یک راه برای شما بیشتر وجود ندارد ، راههای اضافی را ببندید ، از دنیا به آن چیزی که هر دم شما را ، نگاهتان را به سوی خدا می برد ، بسنده کنید . خوب توجه کنید ابلیس همراهتان است اگر می خواهید نجات پیدا کنید چشمتان را به چیزهایی بیندازید که در آنها خدا را می بینید ، ما امت امام سجّاد هستیم ، زینت عبادت کنندگان ؛ هیچ عبادتی بالاتر از طاعت خدا نیست .

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید