منو

شنبه, 31 شهریور 1397 - Sat 09 22 2018

A+ A A-

جلسه سیزدهم مبانی معرفت امام عصر عج الله تعالی فرجه الشریف

بسم الله الرحمن الرحیم


در سوره ياسين آيه 59مي خوانيم : " وامتزوا اليوم ايها المجرمون . يعني روزي كه روز جدا شدن حق از باطل است . اين روز ، اسمش روز قيامت است روزي كه حق از باطل جدا مي شود . ديديد كه در صحبت قرآني عرض كردم خدمتتان بسياري از اعمال ما مخدوش است . يعني چي ؟ يعني تشخيص نمي دهيم كه اين عملي را كه اكثريت دارند انجام مي دهند آيا واقعاً حق است يا باطل است و چون عده كثيري انجام مي دهند مي پذيريم كه حتماً حق است . اما روز قيامت روزي است كه حتي تار مويي حق و باطل به هم مخدوش نمي شود ، كاملاً جدا مي شود . ظهور امام عصر (عج) را يكي از شرايط تحقق قيامت مي دانند به اصطلاح از اشراط الساعه مي شناسند . يكي از شرايط وقوع قيامت ظهور امام عصر (عج) خواهد بود نه اينكه توأم باشد ولي تا ظهور امام عصر (عج) اتفاق نیفتد قيامت نمي رسد . براي رسيدن قيامت يكي از شرايط تحقق ظهور امام عصر (عج ) است . دليل ؟ چرا بايد اينطور باشد ؟ كمال زندگي زميني ، اين زندگي زميني كه شما آمديد تويش زندگي مي كنيد فقط بحث خوردن ، خوب خوردن ، خوب پوشيدن ، خوب گشتن ، خوب خريدن و لذت هاي دنيايي بردن نيست كه . كمال زندگي زميني جدا شدن جبهه حق از جبهه باطل است يعني تك تك ما آمديم روي زمين اين زندگي را پذيرفتيم و اين دور را طي مي كنيم كه در نهايت حق و باطل را از هم جدا كنيم يا كمك كننده اين مسير باشيم و تا اين دو جبهه از هم جدا نشود دنيا شايستگي قيامتي شدن را پيدا نمي كند. پس از شرايط قيامت ظهور امام عصر(عج) است که ظهور امام عصر(عج) جداسازي جبهه هاي حق از باطل است . بايد اتفاق بيفتد تا دنيا شرايط قيامتي شدن را پيدا كند . عين كمال يك انسان ، كمال هرانسانی اين است كه مرز بديها و خوبي ها را در قلبش پيدا كند . يك انسان وقتي به كمال مي رسد كه مرز بديها و خوبي ها را در قلبش پيدا بكند و ديگر بديها را جزء خوبيها تصور نكند  . خيلي از مواقع ما بدهستيم چون نمي دانيم كه اين چيزي كه هستيم بد است ؛ فكر مي كنيم چيزي كه ما هستيم عين خوبي است . در حالي كه اينطوري نيست اصلاً اينجوري  نيست . كمال هر انسان اين است كه هم مرز بديها و خوبيها در قلبش كاملاً تفكيك شده باشد و هم اينكه بديهاي موجود در خودش و در دنيا را جزء خوبيها تصور نكند . چقدر زيباست ! زيبا نيست ؟ اين دين چقدر زيباست ؛ اين خدا چقدر زيباست ؛ اين خدا چقدر دوست داشتني است و چقدر چيزهاي زيبا و دوست داشتني براي من بنده مقرر كرده و افسوس عمر دنيايي به پايان مي رسد و ما ازش بهره اي نمي بريم . بارها عرض كردم همه مي دانند ، مي گويند هرانسان و عالم هستي برابرند يعني يك دانه  آدم ، يك دانه انسان يك  عالمي است مطابق با عالم هستي . مي گويد اين به اين كوچو لوي آن يكي به اين گندگي ؛ كوچك و بزرگي مطرح نيست . قواعد ، روابط و آن چيزي كه خدا قرار داده ، هر آنچه كه در جهان هستي هست در انسان هم هست و گفتيم كه بزرگان عالم، آدم را عالم كبير مي دانند و هستي را عالم صغير پس به تعداد همه آدمها ، حواسها بامن است ؟ حواسها پيش من است ؟ پس به تعداد  همه آدمها تو عالم هستي قيامت داريم و همه اين قيامت ها بايد اتفاق بيفتد تا به روز قيامت عالم دنيا برسيم  . گفتيم هر انسان و عالم هستي با هم برابرند. من وقتي اولين بار به اين جمله بر خوردم شايد چندين ماه بهش فكر مي كردم نمي توانستم هضمش كنم . من به اين كوچولويي ، عالم به اين گندگي  آخه چطوري مي شود ؟ ولي امروز باورش كردم .چون وقتي كه دلم مي خواهد باز بشوم مي بينم كه هر چقدر كه من وسع دارم اين باز مي شود به بزرگي همه دنيا مي شود اما حيف كه ادامه ندارد چون عرضه ندارم ادامه دار باشد و همان جوري باقي بماند . پس به تعداد همه آدمها در اين عالم هستي عالم قيامت داريم . تا كي ؟ تا به روز قيامت عالم دنيا برسيم . آخه دنيا يك مخلوق است مثل من و شما ، شكلش فقط ظاهري فرق مي كند ولي آن هم يك مخلوق است مثل ما قيامت دارد براي خودش ؛ چون آن قيامتي كه در قرآن تصوير شده است قيامت دنياست ؛ قيامت دنياست كه خداوند وصف فرموده كه در روز قيامت كوهها متلاشي مي شود ،همه چيز يك سطح و هموار مي شود اما آدمها زنده مي شوند . قرآن مي گويد ،. مي گويد روز قيامت كوهها متلاشي مي شود ، زمين مثل طوماري به هم پيچيده مي شود ، سطحش صاف وهموار مي شود انگار نه انگار كه روزي پستي و بلندي داشته است . آدم وقتي اينجوري فكر مي كند مي گويد كه زمين مي ميرد كه ؛ اما چه جالب است در آن روز تازه آدمها زنده مي شوند . صور دوم دميده مي شود و آدمها زنده مي شوند و به راه مي افتند چرا؟ چون قيامتشان را در دنيا طي كرده اند . البته براي آن دسته اي كه مرزبندي خوبيها و بديها را توي دنيا ، توي قلبشان تعيين كرده بودند . براي اين دسته قيامتشان توي دنيا اتفاق افتاده است توي آن روز بر مي خيزند تا وعده حق را مشاهده كنند . آنچه را كه خدا در قرآن وعده اش را داده بود ببينند . خوشحال بشوند و خدا را سپاس بگويند واز اينكه قيامتشان به اين روز نيفتاده است و شروع مي كنند به حركت كردن به سوي آنچيزي كه پروردگارشان براي آنها روزي قرار داده طبق وعده خودش ، اسمش بهشت است ؟ بهشت ؛  من نمي دانم و چه سعادتمند هستند  چنين مردماني پس ما هم اگر كه فهميديم چي گذشت در اين روزها و اگر باور كرديم . اول درك كرديد كه چي گفتم ؛ نه چي گفتيم ، من كي باشم كه بگويم . اگر درك كرديد كه چي گفتيم و چي مي شود و مي توانيم چي باشيم تو اين روزها همراه قافله جدا كننده حق از باطل كه تو صحراي كربلا به خيمه گاه نشسته نزديك بشويم و ملاك و معيار اين جدا كننده را از آنها دريافت بكنيم . آنها زخم خوردند ، تشنگي كشيدند ، آزار ديدند ، خون دادند ، سر از بدن جدا تقديم كردند ، اسارت كشيدند ، ضربه خوردند و و ......   . براي اينكه در طي قرون هر ساله در اين ايام پرچمهاي جدايي حق از باطل را بالا ببرند و خيل آدمهايي را كه راه جسته اند را به سوي خودشان رهنمون بشوند و چه بد بختند كساني را كه اين پرچمها را مي بينند و فكر مي كنند كمي گريه كنند و به قولي پولي براي غذاي امام حسين (ع) هم خرج كنند كفايت مي كند ، اما اينطوري نيست . اين پرچمها دعوتي است ، اين پرچمها دعوتي است براي آنكه قيامت آن آدمها در اين ايام اتفاق بيفتد . مي پرسيد خوب اگر قيامت كسي در اين ايام اتفاق افتاد بقيه سالهاي عمرش چي ؟ بعدش چي مي شود ؟ مي گويد براي آنهايي كه قيامتشان را ديده اند بعداً تكليف چي است ؟ معلوم است آنها چراغ روشن مي كنند و در نورش بقيه را براي قيامتي شدن دعوت مي كنند . آنهايي كه به قيامتشان رسيدند و فهميدند چراغ روشن مي كنند و بقيه را براي قيامتي شدن دعوت مي كنند . پس تحقق شرايط جدايي جبهه حق از جبهه باطل در روي زمين حتمي است . كارتان را نگذاريد به روز واپسين كه خيلي سخت مي شود امروز تمام كنيد ؛ و اما بعد . من و شما پذيرفتيم خداوند حكيم است ، نظامي كه يك قادر حكيم به وجود مي آورد به طور حتم نظامي است احسن خوب نه، احسن ، بالاترين حد ، بالاترين جواب را به نيازهاي انسان نظام احسن خواهد داد . پس چرا مي گوييم كه خدا حكيم است ؟ اگر نتوانيم از حكيم بودن خدا به اينجا برسيم به چه درد مي خورد ؟ من جمله مي فهميم كه در نظام احسن انسانها بايد مختار باشند . نظام احسن زورگويي درش نيست. بايد آدمها مختار باشند چرا؟ چون اگر خواستند با اختيارشان ظلم كنند. خودشان انتخاب كنند و ظلم كنند منتها اين را هم خداوند يك حدي برايشان گذاشته است . آنقدر مي توانند ظلم بكنند تا برسند به آن جايي كه به خودشان ثابت بشود كه ظلم كردن را خودشان انتخاب كرده اند هيچكس ديگري آنها را وادار نكرده است . تك تك جملاتم را به خاطر بسپاريد . تك تك اينها را به خاطر بسپاريد اگر مي خواهيد قيامتي بشويد . ولي اينطوري نيست كه بتوانند با ظلمشان سرنوشت نظام عالم و بشريت را در دستشان بگيرند ، آينده انسانها و آينده كل جهان را تيره و تار كنند چطوري ؟ پس چنين نظام احسني اگر نخواهد كه به اينجا برسد كه ظلم از آن حد خارج بشود بايد فرجي داشته باشد براي رهايي از هر ظلمي چه ظلم فردي و چه ظلم عميق آخر الزماني پس ما بايد منتظر فرج باشيم اين انتظار يك نتيجه بزرگ و پر فايده هم دارد اينكه خوشنودي امام زمان (عج) را به دنبال دارد. امام از ما خوشنود مي شود چون مي بيند كه منتظريم . چون فرج وعده بزرگ خداست كه يك امام معصومي براي ما مي آيد . حالا اگر ما منتظر امام زمان (عج) باشيم. اولاً حرف خدا را قبول كرديم ؛ ثانياً قدرت اسلام را پذيرفتيم يعني به اين قدرت ايمان آورديم . يعني اسلام قدرت دارد كه يك انسان كامل را به صحنه بياورد و به كمك اين انسان كامل نور اسلام همه جهان را فرا بگيرد و عدل را حاكم كند. اين منتظر بودن دليل دينداري ماست اگر كسي كوتاه بيايد معلوم مي شود اسلام را هنوز نشناخته است . منتظر بودن يعني پذيرفتن حكم خدا . در آمار سالها قبل مي خواندم كشور سوئد كه يكي از مرفه ترين كشورهاي جهان است از هر ده نفر يك نفر تصميم به خود كشي مي گيرد حالا موفق بشود يا نه نميدانم ولي لااقل تصميم به خودكشي مي گيرد يا از هر صد نفر پنجاه نفرشان به فكر خودكشي هستند اين دليل قوي است كه دنياي امروز دستاوردي كه جوابگوي آرمانهاي  حقيقي بشر باشد ندارد . چون فرهنگ مادي غربي سوئد به جوان سوئدي اين امكان را نداده است كه از زندگي مطلوب آگاهي پيدا كند . آن تصور مي كند كه زندگي همين است ، هميني كه او دارد و چون اين زندگي كه دارد را نمي خواهد آن تصميمي را مي گيرد كه خدمتتان عرض كردم . در حالي كه اگر مي دانست برايش يك افق بالاتري راخداوند  قرار داده ومقرر كرده ، اولاً تلاش مي كرد كه آن افق تحقق پيدا كند و در راه سهل و آسان كردن آن تلاش كند. دوم در راستاي هدف متعالي بشر تلاش مي كرد و از نور پر مهر امام زمانش هم همين امروز بهره مند مي شد نه يك روزي كه خواهد آمد ، متولد خواهد شد . همين امروز ازنور پر مهر امام زمانش بهره مند مي شد، اميد وار مي شد به اينكه آينده اي واقعي در پيش است از يأس و نا اميدي نجات خواهد یافت. انتظار سخن بلند بيدار دلان است كه ندا سر مي دهند دنيا بايد رنگ حق به خود بگيرد و به خود آيد . در راستاي اين بيدار دلي هر روز خودشان را به اردوگاه امام زمانشان احساس مي كنند و نزديك مي كنند . هر روز بيشتر از روز قبل اون را مي فهمند و در كنار امامشان براي آينده جهان نقشه مي كشند تا جايي كه با امام معصوم هم احساس مي شوند به همين دليل در بحار الانوار جلد بيست و سه مي خوانيم كه از حضرت باقر (ع) نقل شده كه امام فرمودند :" اگر كسي قبل از ظهور حضرت بميرد ولي نظرش بر امامش باشد و آن امام و آن مقام را بشناسد مثل كسي است كه در كنار امام و در زير خيمه گاه حضرت به سر برده است . " چه سعادتي ، چه سعادتي كه ما از خودمان دريغش مي كنيم . خلاصه  كلام ،  اگر انسان بخواهد ناقص نماند بايد همه ابعاد وجودي اش را رشد بدهد . براي رشد ابعاد وجودش بايد به پيامبر خدا و ائمه معصومين اقتدا كند . به پيامبري اقتدا كند كه در راه سير در عالم معنا تا ارتباط با خدا در معراج پيش رفت . معراج را كم نگيريد ها اگر معراج را بفهميد عوالم دنيا را مي فهميد . عوالمي كه به چشمتان نمي آيد و نمي توانيد ببينيد بايد به پيغمبري اقتدا كند كه در عالم معنا سير كرد تا ارتباط با خدا در معراج، مي دانيد ديگر در معراج تا جاي رسيد كه جبرئيل گفت من ديگر نمي توانم بيايم. گفت چرا من را تنها مي گذاري ؟ گفت از اين جا به بالا بيايم بال و پرم مي سوزد . چون از آنجا بالاتر مرتبه انسان كامل بود ، مقام پيغمبر بود . ما به چنين پيغمبري اقتدا مي كنيم كه درعالم معنا تا اينجا مي رود اما در مقابله با ظلم از شمشيرش خون مي چكد . پس يك بعدي وجودهايمان نمي تواند رشد كند به همين دليل ياران واقعي امام زمان (عج)بايستي در تمام ابعاد انساني خودشان رشد كنند . اگر رشد كنند آنوقت به آنها ميگويند سالكان مسلح بهشون مي گويند سالكان مسلح.                                                                                              
گفت پيغمبر كه چون كوبي دري                                   عاقبت زان در برون آيد سري
يعني مي كوبي به در بالاخره يكي در را باز مي كند مي گويد چه خبر است ، كيه ؟                                                                       
گفت پيغمبر كه چون كوبي دري                              عاقبت زان در برون آيد سري
چون نشيني بر سر كوي كسي                             عاقبت بيني تو هم روي كسي
سايه حق بر سر بنده بود                                     عاقبت جوينده ، يابنده بود
انشالله كه كلام امشب را دريافته باشيد و آنچه را بايد ازش بهره مي برديد بهره برده باشيد چون روزهاي بعد روزهاي خاصي است .

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید