منو

پنج شنبه, 22 آذر 1397 - Thu 12 13 2018

A+ A A-

جلسه چهاردهم مبانی معرفت امام عصر عج الله تعالی فرجه الشریف

بسم الله الرحمن الرحیم


در شبهای گذشته از منظرهای مختلف به مقام آقا امام زمان(عج) نگاه کردیم یا لااقل این زبان الکن من تلاش کرد هر آنچه را که می فهمد درست بیان کند . چقدر موفق بودم ، نمی دانم . مگر شما دعا کنید خوب بوده باشم چون سالهاست دارم زحمت می کشم و امیدم به رسیدن به امام زمان (عج) بود چون یکروزی فکر می کردم اگر راه چادرش را بهم نشان بدهند ، لبه چادرش هم بالا بزنند به من بگویند برو داخل دیگه رسیدم اما امسال محرم دیدم نه اینطوری نیست . اینطوری نیست . اونجا که میرسم تازه به جسم آقا رسیدم . قبل از رسیدن به جسمش به فهمش باید برسم . فهمیدم کار خیلی سخت است ، خیلی مشکل است . غیر قابل بیان است ولی خوب می گویم . اون چیزی را که حالا باید هنوز بگویم ، می گویم.

در حقیقت مقام مبارک آقا امام زمان (عج) را – بیایم اول پاشیم یک ادای احترام کنیم شاید من هم آرام بگیرم – قدیمی ها می گفتند که درختی که بار می دهد هر چی بارش سنگین تر است سر شاخه هایش آویزان تر است  بعد به ما نوجوان بودیم ، جوان بودیم  میگفتند اگر هر چی بیشتر می فهمی باید متواضع تر شوی، فروتن ، آرام ، متین تر شوی ولی کو هیهات! جوانی است و نادانی . هر چه را که می داند فریاد می زند که همه مردم هم بدانند این هم  می داند . جوانی است دیگر . امروز می بینم هر چه که به مقام امام نزدیک میشویم دیگر راه رفتن سخت تر است ، وایستادن  سخت تر است . بیشتر ترجیح میدهی که بیفتی . یکجوری بیفتی که هیچکس نبیندت . چرا این را می گویم ؟ برای اینکه آنهایی که می خواهند این را ه را بیایند حواسشان را جمع کنند . مقام مبارک آقا را مثل خانه کعبه که در وسط مسجد الحرام قرار دادند و مردم دورش می گردند و از ابعاد مختلف ادای احترام می کنند و می بینند؛ توی این مدت تلاش کردم این مقام روحانی را ، این مقام الهی را همینطوری از زاویه های مختلف بهش نگاه کنم . نروید بگوید مقام امام زمان (عج)را می گذارد وسط دورش می گردد ، از این خبرها نیست . مثال زدم که یعنی ببینید .به شما می گویند کجائید می گوید روبروی حجر الاسود . از کنج حجر الاسود که به خانه خدا نگاه می کنید یک زاویه و ترتیبی می بینید . می چرخید ازآن یکی کنج یکجور دیگه . و الی آخر . من به این مقام سعی کردم که تا جایی که می کشد ذهنم از جهات مختلف نگاه کنم و از هر منظر آنچه که می فهمم تعریف کنم حالا چقدر بدردتون خورده است ، چقدر قابل فهم بوده است ، نمی دانم اما امیدوارم جانمان رنگ و بوی این مقام را دریافت کرده باشد و بهش مزین شده باشد . می دانیم که اصل و باطن اولیای معصوم قرآن است . درست می گویم ؟ در جنگ با معاویه وقتی قرآن را سر نیزه ها کردند امیرالمؤمنین (ع) فریاد زد:" ایهاالناس! آن کاغذ است کتاب است ، قرآن ناطق من هستم. " ولی نادان ، نادان است دیگر ، نمی فهمد . دوازده امام آمده است و دوازده سیر زندگی آورده است فقط برای اینکه ما این را بفهمیم . اگر امسال هم تمام شود و باز هم  نفهمیم چی؟ اگر امام ظهور کند ما باز هم نفهمیده باشیم چی؟ عاقبتمان چه می شود ؟ کار سخت است . اصل و باطن اولیای معصوم خدا قرآن است بطوریکه در سوره واقعه آیات 77  الی 79 می خوانیم :

إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ (٧٧) فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ (٧٨) لا يَمَسُّهُ إِلا الْمُطَهَّرُونَ (79)

قطعا این قرآنی ارجمند است که در کتابی مسطور جای دارد که جز پاکان به آن دست نیازند .

سه تا آیه جالب. می دانید چند تا تا حالا خیلی بخصوص خانوم ها ختم واقعه برداشتند برای مشکلات مختلف ؟ به این آیه ها رسیدید هیچوقت  توجه کردید ؟آن کتاب مسطور ( قرآنی است ارجمند در کتابی مسطور جای دارد ) آن کتاب مسطور کجاست ؟ در عرش است ؟عرش کجاست ؟ عرش دل مؤمن است ؟ پس قرآن کجاست ؟ این همه فلش را چرا ما نمی بینیم و می رویم ؟ پس چه جوری می رویم آخه که فلش ها را نمی بینیم . مطهرون یا پاکان چه کسانی هستند ؟ فلان عارف بزرگوار؟! قطعا مطهر است ولی آن پاکان ، آن مطهر بر اساس قرآن سوره احزاب فکر می کنم آیه 33 خدا فرموده است : "هرگونه پلیدی و آلودگی را از دامان اهل بیت پاک نمودم . " مطهر را نشان داده است قرآن . مطهر را معرفی کرده است پس مطهر اهل بیت است . کتاب مسطور سیــنه فرد مطهر است . قـــرآن ( حالا ببینیم قرآن چی هست ) احکام ظاهری ، دستورات فقهی ، شرعی همه اینهاست ، حالا ادامه می دهیم . حقیقت قرآن مکنون و غیر قابل دسترسی است فقط توسط مطهرون قابل دسترسی می شود . پس ما قرآن نخوانیم ؟ ما قرآن می خوانیم اما زیر نظر کی بخوانیم ؟ مطـــهر ! ما قرآن باید بخوانیم اما زیر نظر مطهر . مطهرون اهل بیت پیغمبر هستند . همان هایی که رجس و پلیدی از دامنشان توسط پروردگار پاک شده است و معصوم هستند . پس اصل و قلب ولی الله یعنی ائمه معصومین و قلب ائمه معصومین ، قرآن است . هرچی به مقام ولایت نزدیکتر می شویم به قرآن نزدیکتر می شویم . در مورد ولی الله اسامی متفاوتی گفتند و چقدر هم جالب است . به هر کدام از این اسم ها باید فکر کرد . ما بیاییم بگوییم پیامبر ، بیاییم بگوییم سید الشهدا ، بیاییم بگویم امام زمان (عج) فرقی می کند ؟ هرگز فرقی نمی کند .

در بحارالانوار جلد دو آمده است که خود معصومین فرمودند : " خَلْقُنَا وَاحِدٌ ، وَ عِلْمُنَا وَاحِدٌ ، وَ فَضْلُنَا وَاحِدٌ ، وَ كُلُّنَا وَاحِدٌ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى " یعنی خلق و ایجاد ما واحد ، علم و فضل ما واحد و همه ما در نزد خداوند تعالی واحد هستیم  . راوی از امام صادق (ع) نقل می کند که حضرت فرمودند :  هر دوازده نفر ما در چنین شرایطی از اول خلقتمان در اطراف عرش پروردگارمان قرار داریم . امام صادق (ع) فرمودند : "  اول ما محمد (ص) ، بین ما محمد (ص) ، آخر ما محمد (ص) . " یعنی از نظر مقام تفاوتی با وجود مقدس پیامبر ندارند یا فرمودند : " كُلُّنَا وَاحِدٌ مِنْ نُورٍ وَاحِدٍ  "     یعنی همه ما یکی هستیم از نوری واحد . سند سخنم از بحار الانوار جلد بیست و شش . این حرف ها اعتباری نیست . بلکه بیان حقایق عالم غیب است . انسان حالات گوناگون و متنوع دارد به همین دلیل هم دین با تمام حالات بشر باهاش صحبت کرده است تا بتواند بشر به مقصد برسد . مقصد به هر حال یکی است اما حالات بشر متفاوت است . راههای رسیدن به اون مقصد یگانه هم متفاوت است . همه این راهها می خواهد بخش بعد تعطیل مانده بشر را پر کند . ما خیلی از ابعاد وجودمان تعطیل تعطیل است . اصلا دست نخورده آکبند است و قبلا می گفتند که دانشمندان ثابت کردند از صد در صد مغزمان پنج درصد اون را  بهره می بریم و این همه عالم و دانشمند در جهان پیدا می شود . نود و پنج درصد دیگرش آک آک است . امروز می گویم بخش معنوی و روحانی انسان بسیاری از ابعادش تعطیل تعطیل است . هنوز کار نیفتاده است . کی می خواهد کار بیفتد ؟ تا این ابعاد تعطیل مانده راه نیفتد بشر به یگانه مطلق نمی رسد . به همین دلیل در جایی می گویند که توسل به امام زمان (عج) بگیرید . یکجای دیگر می گویند توسل کنید نماز بخوانید . به یکی دیگر می گویند توسل کن قرآن بخوان و هزاران راه توسل دیگر به آدم ها نشان می دهند . نام های متفاوتی  برای امام عصر (عج)  بیان شده است مثل ولی عصر (عج) ، وارث انبیاء (عج)، آیت عظمی(عج) ، قاموس اکبر (عج)، صاحب غیبت الهی (عج)، امام زمان (عج) هر کدام از اینها درست است و هر کدامش تعبیر یک وجه از وجوه حقیقت حضرت را بیان می کند . چون بشر با کلماتی زندگی می کند که ظرفیت محدود دارد نمی تواند نمایاندن حقیقت آن عالم غیبی را بصورت کامل انجام دهد . مولوی می گوید :

یک دهان خواهم به پهنای فلک                  تا بگویم وصف آن رشک ملک

مولوی چی دیده است که این را گفته است ؟ قبلا گفته بودیم امام زمان (عج) عین الانسان است . مدتی هست که دارم راجع به این می گویم ، هرشب می گویم . هی تکرار می کنم . گفتیم عین الانسان یک حقیقت مجرد غیر مادی است یعنی انسانیت هیچکس ظهور مادی ندارد اما اثرش و محل مشاهده، انسانیت عالم ماده است . خود انسانیت ظهور مادی ندارد اما اثرش و محل مشاهده اش عالم ماده است . عالم مادی مشهد عالم معناست یعنی جای است که عالم معنا بخشی از آن قابل مشاهده می شود ،اثرش قابل مشاهده میشود اما تجلی عالم معنا نیست . گفتیم انسانیت یک حقیقت معنوی است . بدن انسان ظرف ظهور و تجلی این حقیقت معنوی نمی تواند باشد اما ظرف شهود ، مشاهده و اثری از آثار حقیقت معنوی می تواند باشد . مثلا خشم انسان را در نظر بگیرید . نفس انسان وقتی غضبناک می شود اینطور نیست که اون غضب معنوی تجلی کند صورت نازله غضب در بدن فرد غضبناک دیده می شود . آثار اون غضب را شما در چهره هر انسان غضبناکی می توانید مشاهده کنید . در واقع صورت فرد غضبناک مشهد و محل شهود آثار اون غضب است ؛ نه اینکه شما با مرتبه ای از غضب روبرو شده باشید . حیف این صورتهای قشنگ نیست ؟ این صورتهایی  که بهش گفتند احسن الخالقین حیف نیست که اون آثار زشت و بدنمای حیوان گونه در آن دیده می شود ؟ از این به بعد وقتی غضبناک شدید یک آینه بگرید جلویتان و خودتان را تماشا کنید ببینید می توانید خودتان را تحمل کنید که مردم شما را تحمل کنند؟ مولوی می گوید :

لطف شاهنشاه جان بی وطن                          چون اثر کرده است اندر کل تن

لطف عقل خوش نهاد خوش نسب                   چون همه تــن را در آرد در ادب

عشق شنگ بی قرار بی ســــــکون                   چون در آرد کل تن را در جنون

یعنی ظاهر حرکات و سکنات انسانی که تحت تاثیر لطف خدا و عقل وعشق است مشخص است  . حقایق معنوی اثرش را در تن انسان می گذارد ولی این غیر از تجلی حقیقت آدم است . انسانیت یک حقیقت معنوی است . تجلیات اون هم حقایق معنوی هستند که در جان و نفس انسان هویدا می شود . انسانها به اندازه ای که از حقیقت انسانیت بهره داشته باشند از حیوانیت دور هستند . خدایی نکرده فکر نکیند من می خواهم توهین بکنم . من عالم را هیچ چیزش را پست نمی دانم . جماد ، نبات ، حیوان ، انسان . ما می توانیم یکی از اینها باشیم . ما قرار بود انسان باشیم . وقتی انسان هستیم هم بخش جماد را داریم، هم بخش نبات را داریم ، هم بخش حیوان . خب حیوان هستیم ؟ نه ! چرا ؟ مزیتی بالاتر از بخش حیوانی مان در ما وجود دارد . خب اگر آن مزیت بالاتر نباشد انداخته باشیم بیرون ما چی هستیم ؟ حیوان ! نه آن حیوانی که هر کی می خواهد یکی را توهین بکند  بهش می گوید حیوان . من کاری ندارم . حالا ما بالا دو تا مرغ عشق داریم . اونها هم حیوان هستند دیگر ولی چقدر نازنین اند، چقدر تماشایی هستند . چقدر رفتارهایشان ادب کننده آدمهاست ، اونها هم حیوانند دیگر . خدا گفته است تو انسان باش . یک حقیقت معنوی بهت دادم . اگر از آن دور شوی به بخش حیوانیتت می افتی این دیگه نه تقصیر من است و نه تقصیر هیچکس دیگری . حالا انسان هر چقدر که از حقیقت انسانیت بهره داشته باشد از حیوانیت دور می شود و انسان می شود ولی در همان حال عقل ، شهوت و غضب هم دارد ولی عقل و شهوت و غضب انسانی نه عقل و شهوت و غضب حیوانی .

آثار انسانیت در بدن اون ظاهر می شود نه اینکه انسانیت در بدنش نازل شود . شما با وجود نازله اون روبرو بشوید . پس انسانیت یک حقیقت است . شدت و ضعف می پذیرد پس از سنخ وجود است مثل علم که می شود گفت این شخص از آن شخص عالم تر است چون علم هم ذاتی است و شدت و ضعف می پذیرد و از سنخ وجود است  پس به عین العلم ختم می شود . هر چی وجودی است باید به یک عینی ختم شود . همانطور که انسانیت هم به عین الانسان ختم می شود . خدا برای الطاف خودش مجاری خاصی قرار داده است مثلا آب را برای سیراب شدن مقدر کرده است . حضرت میکائیل را  مجرای رزق تعیین فرموده است ؛ اما زمان (عج) را مجرای انسانیت انسانها قرار داده است . در سوره بقره آیه سی و یک می خوانیم : "  وَعَلَّمَ ءَادَمَ الْأَسْمَآءَ كُلَّهَا "  خداوند همه اسماء را به آدم تعلیم داد . بنابراین مقام آدم مقام همه اسماء الهی است . پر واضح است که جلوه و تجلی اسماء هم مراتبی دارد . هرقدر مرتبه این جلوه عالی تر و جامع تر باشد در مرتبه وجودی شدیدتری قرار دارد . آن جلوه جامع تر می شود . پس وقتی خداوند می فرمایند همه اسماء برای آدم جلوه کرد یعنی مقام آدم و حقیقت آدم بالاترین مقام در هستی است یعنی اولین جلوه حق که همه اسماء الهی با اون متحد شد مقام آدمیت است که ظهور کل اش هم در پیامبر ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) است . قبلا عرض کرده بودم در شبهای گذشته خدمت دوستان در بحارالنوار جلد شانزده آمده است که پیامبر (ص) فرمودند: " كُنْتُ نَبِيّاً وَ آدَمُ بَيْنَ الْمَاءِ وَ الطِّينِ : من نبی بودم آنوقت که آدم در میان آب و گل بود ." یعنی قبل از وجود عینی و خارجی حضرت آدم (ع) حضرت محمد (ص) وجود غیبی و معنوی داشتند . با این تعبیر واسطه فیض بودن پیامبر (ص) و ائمه معنا می شود که این وساطت یک مقام است نه یک شخص . یعنی فقط مطرح کردن یک شخص نیست مطرح نمودن یک مقام است . روایاتی که پیرامون این حقایق است ائمه فرمودند که برای مردم عادی نگوئید . چرا ؟ چون مردم عادی از پیامبر (ص) و ائمه (ع) فقط یک ظاهر را می بینند . من بارها عرض کردم خدمت دوستان یکبار می رفتیم مشهد خیلی هم خسته بودم . رفتیم راه آهن رفتیم در قسمت انتظار نشستیم . من آهسته سر خوردم رفتم یکجای دورتری نشستم که کسی من را نبیند تا نشستم گفتم یا علی ابن موسی الرضا (ع) ! آقا جون خسته ام اومدم که یک ذره پیش شما آرام بگیرم . میشود سرم را بگذارم روی زانو هاتون . خسته ام . دلتنگم . بی حوصله ام . طاقتم نیست . دیگه نفهمیدم چی شد . رفتم زیارت . زیارتم را کردم . آغوش پر مهر امام به سوی من باز . حظم را بردم . یک وقت تکان خوردم دیدم یکی از خانوم ها من را پیدا کرده است . صدایم می کند . گفتم  ای خیر بخوری ان شاءا.. نمی شد حالا یک کم دیرتر بیای؟ باور کنید اگر بخاطر دوستهایم و بچه هام نبود بر می گشتم از همان جا ، چون من رفتم . من لذتم را بردم . به همین دلیل هست که می گویم وقتی اونجا میری ، میری مشهد از در ورودی وایستا ، اجازه بگیر ، با ادب برو تو . امام فقط تو اون ضریح پشت اون آهن ها نیست که . همه جا امام است . اگر پول نداری همین جا صداش کن . اون میاد . تو نمی توانی بروی . چرا ؟ چون امام آدم است . مقام آدمیت دارد . عین الانسان است . مردم عادی پیامبر و ائمه را فقط یک ظاهر می بینند . مقامی را که فوق ملائکه است و هستی در قبضه اون مقام است ؛ آنرا در نمی یابند . در حدیث قدسی خواندیم : " لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاکَ  یعنی ای پیامبر اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی کردم . "  این ها کلمه های بزرگی است بایدبفهمیش نه اینکه حفظش کنی . مردم عادی از این حدیث در حد غایت آخرین خلقت مطلب را درک می کنند . می گویند چون آخرین پیغمبر است ، تکمیل کننده دین هاست ، بالاتر از همه پیامبران است ، به این دلیل این حدیث قدسی آمده است در حالیکه این حدیث هم اشاره می ک مبدأ و هم اشاره می کند به غایت یعنی شروع هستی به حضرت است ، غایت هستی هم به حضرت است . حالا سؤالی مطرح میشود وقتی این را خواندیم . آند بهیا عالم هستی برای حضرت خلق کردند یا خود حضرت واسطه خلقت بقیه عالم است ؟ سؤال است بروید بهش فکر کنید . بروید بهش فکر کنید . امشب جوابی نداریم . جوابش اگر عمر بود ، اگر اجازه بود ، اگر توفیق بود شب های بعد . حالا دیگر اختیار با شماست . اگر از من پیشی گرفتید ، تند تند رفتید ، جلو جلو رفتید خوش به حالت التماس دعا . دست ما را هم بگیر با خودت ببر.

تا شبی دیگر ، دیداری دیگر و سخنی دیگر همه شما را به خدای بزرگ می سپارم . با نثار صلواتی برای شادی و فرج مولا امام زمان (عج)

 

 

 

 

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید