شکست مسلمین در اندلس عبرتی بزرگ
- نوشته شده توسط مدیر سایت
- دسته: مقالات گوناگون
- بازدید: 28
بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ، آموزگارى ارزشمند است، این یک حقیقت است، از این رو، خداوند در قرآن کریم، فراوان از تاریخ گذشتگان (اعم از خوبان و بدان) براى عبرت آموزى و هدایت بندگان سخن به میان آورده و به ما سفارش کرده است .
آل عمران آیه 137؛ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ، پیش از شما، سنت هایى وجود داشت، و هر قوم، طبق اعمال و صفات خود، سرنوشتهایى داشتند که شما نیز همانند آن را دارید پس در روى زمین گردش کنید و ببینید سرانجام تکذیب کنندگان آیات خدا چگونه بود .
به فرموده امیرمومنان (ع) در نهج البلاغه؛ چه بسیار است عبرت ها و چه اندک است عبرت گیرنده ها. بر مسلمانان زیبنده نیست که از گذشته تاریخ خود پند نگیرند و دوباره بلکه چند باره به سرنوشت گذشتگان دچار نشوند. تاریخ اندلس از این جهت بسیار خواندنى است؛ چرا تمدنى با آن همه عظمت و شکوه به سستى و اضمحلال کشید. در سال 92 هجرى قمرى، موسى بن نصیر حاکم شمال آفریقا با تهیه مقدمات لازم، لشکرى 7000هزار نفرى را به فرماندهى طارق بن زیاد رفت که شبه جزیزه ایبری را فتح کند پس از به دست آوردن پیروزی های زیاد، موسى بن نصیر هم با نیروى کمکى وارد شبه جزیره شد و طى مدت کوتاهى، تمام شبه جزیره ایبرى یعنی اسپانیا و پرتقال به دست مسلمانان فتح شد، حتى آنها از سلسله جبال پیرنه گذشتند و به خاک فرانسه رسیدند و حکومت اسلامى اندلس را در شبه جزیره برقرار کردند این حکومت تا سال 897 هجرى قمرى ادامه یافت. یعنی بالای 800 سال این حکومت ادامه داشت. از آنجا که اسلام، دین دانش، تفکر و تعقل است، هر کجا که قدم بگذارد، نور دانش در آنجا می درخشد. اندلس نیز یکى از کشورهایى بود که با تابیدن نور اسلام بر دل هاى مردمش، از میان آنها اندیشمندان بزرگى برخاست به طوری که لاین پل مستشرق انگلیسى می گوید اسپانیا 8 قرن در دست مسلمانان بود و نور تمدن آن، اروپا را نورانى ساخته بود. علوم و ادب و صنعت فقط در همین سرزمین اروپایى رونق داشت و از همین رهگذر بود که علوم ریاضى، فلکى، گیاهشناسى، تاریخ، فلسفه و قانون گذارى فقط در اسپانیاى اسلامى تکمیل شده و نتیجه داده بود جالب است که بدانیم این تحول و پیشرفت در اندلس زمانى بود که اروپا گرفتار دوره رکود علمى قرون وسطى بود .
دکتر مارتینز مونتابث مستشرق اسپانیایى مىگوید: اگر حاکمیت 8 قرنه اسلام بر اسپانیا نبود، هرگز این کشور وارد گردونه تاریخ تمدن نمىشد. این دوره در حالى که اروپاى همسایه، اسیر تیرگى جهل و عقب ماندگى بود، روشنایى خرد و فرهنگ را به آنجا منتقل کرد با ایجاد مدارس رایگان، همگانى کردن آموزش و ترویج فرهنگ علم دوستى و دانش پژوهى در اندلس، بزرگانى در میدان علم و اختراع قدم گذاشتند و تازههایى را به بشریت و جهان عرضه کردند . در پزشکى با ظهور افرادى چون على بن عباس، زهراوى، باهلى، ابن زهر، و . . . روبرو شدند که بدان پایه از تخصص علمى رسیدند که جراحىهاى دقیق چشم را انجام مىدادند .
پرفسور دالماس استاد بیماریهاى زنان دانشکده پزشکى مونته پلیه اعتراف مىکند: تمدن مسلمانان منحصر به فن معمارى و نقش و نگار ساختمانها و مساجد پرشکوه نیست، شامل بسیارى از علوم و معارفى مىشود که اساس علوم جدید به خصوص علوم گیاهشناسى و پزشکى است. در فلسفه و عرفان با بزرگانى نظیر ابن باجه، ابن رشد، ابن طفیل و ابن عربى، آثار ارزشمندى را از خود به میراث گذاشتند، ابن فرناس، زرقالى، مجریطى، ابن صغار قرطبى، بتروجى و . . . در ریاضیات، هیئت، نجوم و شیمى، گام هاى بسیار بلندى برداشتند و موفقیت هاى بزرگى را کسب کردند .
مسلمانان اندلس در سایه دانش پژوهى و علم دوستى در اسلام، به آن پایه از پیشرفت در رشتههاى مختلف علمى، صنعت، کشاورزى، شهرسازى و زیباسازى شهرها رسیدند که جان دراپر در تاریخ پیشرفت فکر در اروپا پس از توصیف شهر سازى و زیبا سازى شهر قرطبه ی اندلس مىنویسد: 700 سال بعد از این تاریخ زمانى که قرطبه چنین شکوهى داشت هم حتى یک چراغ در راه هاى عمومى لندن و پاریس وجود نداشت و قرنها پس از این تاریخ، افراد پیاده در شهر لندن و پاریس در روزهاى بارانى تا قوزک پا در گل فرو مىرفتند، اندلس دارای چنین شرایط بالایی بود، مهندسان مسلمان در معمارى به قلههاى رفیع دست یافتند و آثار ماندگارى را از خود به جاى گذاشتند که امروزه بیش از 45 میلیون نفر جهانگرد سالانه از این آثار بازدید مىکنند یکى از این آثار که مسجد جامع شهر قرطبه است، از شاهکارهاى معمارى است، مسجدى با 4868 متر مربع فضاى سرپوشیده و باز درست کرده، 1293 ستون که گاه ارتفاع آن به 9 متر مىرسد، ولى قطر آن 25 سانتیمتر است، در حالى که در همان زمان ماهرترین مهندسان براى پیشگیرى از سقوط احتمالى چنین سقف هاى بلندى، قطر پایههاى سنگى ساختمان را کمتر از 4 متر نمی گرفتند که مبادا سقف از آن بالا پایین بیاید. اما اندلس از اوج قدرت، عظمت و شکوه به حضیض ذلت و خوارى کشیده شد، به خاک سیاه نشست . علت آن چه بود؟
1 - اختلاف و تفرقه بین خانواده ها ، بین دوستان، بین همشهری ها از تفرقه پرهیز کنید.
سوره آل عمران آیه 103 خداوند فرموده؛ وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا؛ همگى به ریسمان الهى چنگ زنید و متفرق نشوید. از کارهاى نادرست اعراب پس از ورود به اندلس این بود که خود را از بربرهاى شمال آفریقا برتر دانستند در حالی که آن ها سهم بزرگ در فتح این شبه جزیره داشتند و نصیب بیشتری می خواستند و آنان را به دیده حقارت مىنگریستند، آرام آرام دسته دسته شدند، می دانید حکومت ملوک الطوایفی یعنی چه؟ در ایران داشتیم ، طایفه ای متخلف برای خودشان، بین قومشان پادشاهی می کردند اگر یکی کمی ضعیف می شد آن یکی طایفه به این حمله می کرد همین کار را در آن جا انجام دادند طایفه طایفه شدند، اختلاف، تفرقه، دشمنی، از همه زشت تر و بدتر و کثیف تر این بود هر کدام برای این که بتوانند خودشان را به یک جایی برسانند به مسیحی ها باج می دادند که به آن ها کمک کنند اما مسیحی ها آتش اختلاف را بالاتر می بردند و نتیجه این که اندلس به اوج ذلت و سختی رسید. جنگ و خونریزی بین حاکمیت های کوچک و مثلا مستقل همه حکومت ها را سست کرد الان مسلمان ها کجا هستند، هیچ، تمام شد.
فساد اخلاقی بین آن ها خیلی بالا رفت هر جا گناه راه بیفتد به دنبال خودش همه چیز را می کشد، آمار بسیار بالاست مسیحی های شمال قراردادهایی با حاکم های مسلمان می بستند همان کاری را که در ایران می خواستند انجام بدهند برای آن ها تفریح گاه به شیوه ی خودشان درست کنند نه به شیوه ی مسلمان ها، طبیعتا آرام آرام پایه ها سست شد. حواس هایتان را جمع کنید از من گذشته است، من دیگر نه گول می خورم نه پا دارم که در خیابان بدوم و نه در پارک ها چرخ بزنم. من مشکلی ندارم اما شما که جوان هستید مراقب خودتان باشید.
صحبت از جمع : خیلی از مستشرقینی که مسلمان بودند یکی از بزرگ ترین دلایل این بوده که یکسری چیزها که در اسلام گناه است در اندلس به سمت ارزش رفت مثلا مشروب خوردن یعنی کسی که مشروب نمی خورد برایش بد بود.
استاد : هرجا تفرقه افتاد هر کس سعی می کند یک جوری خودش را مدرن تر نشان بدهد، من قبل از انقلاب خانه ی یکی از عزیزان می رفتیم که از این خانواده فقط دختر جوان خانواده نماز میخواند ما راجع به مسائل انقلاب و آمدن آقای خمینی بحث می کردیم می دانید استدلالش چه بود؟ می گفت من همیشه نماز مغرب و عِشایم را می گذارم درست وقت خوابیدنم می خوانم گفتم چرا ؟ گفت برای اینکه با وضو بخوابم بنابراین خوابی که با وضو ببینم حتما درست است گفتم اصل نمازت خراب است تو خوابت را به او منوط می کنی. وقتی تفرقه ایجاد شد و نتوانستند جمع کنند یکپارچه کنند شروع به فاسد شدن می کند و فاسد شدن از تمام جناح اتفاق می افتد. بروید و بخوانید، امروز دیر بجنبیم در ما صدق میکند اصلا من یک چیزهای عجیبی می شنوم حالا تازه من بیرون نمی روم ولی الان خانم هایی که پیش من می آیند برای من یک اخباری، یک حرف هایی از میان مردم می آورند، در مسجد برای نماز جماعت خانم ها جمع می شوند و می گویند ای بابا این همه که می بینید اینطور شلوغ کردند از خودشان هستند؟ من نمی دانم این خودشان چه کسانی هستند که هی زیاد می شوند، کم هم نمی شوند. خانمی که هر شب می آید نماز جماعت را در مسجد می خواند یعنی به خدا اعتقاد دارد به غیر خدا که نیست . یک حرف هایی می زند اگر یاد نگیریم جلوی این حرف ها را زود ببندیم اینجا هم، همان می شود خیلی فرق نمی کند .

