برای رهایی از ابعاد منفی انسان چه راههایی وجود دارد
- نوشته شده توسط مدیر سایت
- دسته: مقالات گوناگون
- بازدید: 30
-
بسم الله الرحمن الرحیم
خلق اطفالند جُز مستِ خدا - من و شما را می گوید، کسی که مست خدا شده دیگر طفل نیست.

نیست بالغ جُز رهیده از هوا - هوای نَفس
گفت دنیا لَعب و لهو است و شما
کودکید و راست فرماید خدا - از لَعِب بیرون نرفتی، کودکی
بی زکاتِ روح کِی باشد ذَکی؟ - زکات روح هوشیاری و آگاهی است، می گوید اگر زکات را پرداخت نکنی کی باشد ذکی. ذکی به معنای هوشیار، زیرک. وقتی می توانی زیرک باشی که آگاهی را به روحت رسانده باشی.
این روزها، تا اینجا سخن از صفت های خوب و پسندیده انسان و صفت های بد و زشت آدمی گفتیم، از توحید شروع کردیم بعد وارد این مقوله شدیم امروز بَرآنیم که تنها راه کنترل و درمان نیروهای منفی در انسان را بررسی کنیم. این مسیر ورود به حوزه ی بندگی خداوند با انجام دستورات عبودی محقق میشود و پیش روی ماست، می خواهی خلاص شوی جاده بندگی خدا را آغاز کن، دستوراتی را که برای بندگی در قرآن، احادیث و روایت أئمه اطهار داده، اطاعت کن. انتخاب شریعت، انجام دستورات بندگی، زندگی انسان را وارد حوزه استحفاظی و مدیریت خدای رحیم می کند، این چاره ی کار و مایه سربلندی انسان است.
سوره نور آیه 21؛ ۚوَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَىٰ مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا، اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هرگز احدی از شما پاک نمیشد. بابا به حمام می رفتیم تمیز می شدیم ، نه این نیست از عقاید باطل اعمال و اخلاق ناپسند پاک نمی شدیم، فضل و رحمت خدا با دستوراتی که داده، با راه هایی که نشان داده است، برماست.
سوره حج آیه 65 : إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ ؛ خداوند نسبت به مردم رحیم و مهربان است.
سوره انفال آیه 40؛ أَنَّ اللَّهَ مَوْلَاكُمْ، خداوند سرپرست شماست. چه سرپرست، چه یاور خوبی، منت نمی گذارد، چیزی هم برای خودش نمی خواهد ولی در عوض دائماً راه نشان می دهد به شرط اینکه روی چشمانمان چشم بند نگذاشته باشیم. مدیررئوف و رحیم، قطعاً بهترین مولا و یار بندگی است چنین مدیری آن چنان آدمی را میسازد که در مسیرش هیچ سنگینی احساس نکند، چرا؟ چون سنگینی هایی که به آدمیزاد می رسد به خاطر توجه به دنیا و میل به تعلقات پست عالم مادی است، خداوند یاد می دهد که اینگونه نباشیم. ببینید بچه ها چقدر سبک و راحت هستند، یک چیزی بخورند، یک چیزی باشد با آن بازی کنند، هیچ سنگینی در خودشان احساس نمی کنند از اینور گریه می کنند از آن ور خنده میکنند ، بچه ها هیچ گونه تعلقی به دنیا ندارند.
سوره توبه آیه 38؛ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ ۚ أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ ۚ ، به سستی و کاهلی میگرایید، آیا به زندگی دنیا به جای آخرت دل خوش داشته اید.
سوره اعلی آیه 8 ؛ وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَىٰ، ما تو را برای انجام هر کار خیر آماده میکنیم، به من و شما می گوید، تحت این کلام پروردگار روح آدمی با کار خیر مأنوس شده قوّه عاقلی و کاردانی او رشد میکند پس رو به خیر می کند راههای بهتری برای کار خیر به رویش گشوده می شود.
قصه ی اصحاب کهف را همه می دانند. سوره کهف آیه 10؛ إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا، زمانی را به خاطر بیاور که آن جوانان به غار پناه بردند گفتند پروردگارا ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن راه نجاتی برای ما فراهم ساز. آنها در حوزه مدیریتی حق تعالى وارد شدند چون از خودش خواستند، خداوند دستشان را گرفت و دل هایشان را محکم کرد.من همیشه میگویم، هر کس هر چه می گوید، می گویم سر جانماز، با او حرف بزن ، گفتگو کن دردهایت، غصّه ها، مشکلات و کمبود هایت را بگو در آخرهم بگو من را در جایی بگذار یا کاری بکن که رضای تو در آن باشد، نه آن چه که ما می خواهیم، ما خیلی از چیزها را می خواهیم که به نفع ما نیست.
کهف آیه 14؛ وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ، وقتی دل محکم شد راه سیر آسان می شود.
چه کسی باور می کرد 300 واندی سال به آرامی درغار بخوابند از رحمتی که برآنها بارید حتی سگ همراهشان هم انقلاب ماهیت یافت، به حیات انسانی زنده شد.
سعدی علیه الرحمه می گوید؛
سگِ اصحابِ کهف روزی چند
پیِ نیکان گرفت و مردم شد
سگ هم همان قدر با آرامش بر درِغار خوابید با معجزه الهی همراه اصحاب کهف بیدار شد.
خدا در سوره کهف آیه 18 فرمود؛ وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ وَكَلْبُهُمْ بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا، اگر به آنها نگاه می کردی می پنداشتی بیدارند درحالی که در خواب فرو رفته بودند. خداوند می گوید ما آنها را به سمت راست و چپ می گرداندیم تا بدنشان سالم بماند، پهلو به پهلو می کردیم، سگ آنها دست های خود رابر دهانه غار گشوده بود و نگهبانی می داد.
علامه حسن زاده علیه الرحمه در الهی نامه اش نوشته؛ الهی اگر گویم سگ کوی توام از روی سگ اصحاب کهف شرمنده ام.
در جلسه پیش در سوره معارج آیات 19-22 درباره صفت هَلوع بودن، به معنای حرص، کم طاقتی، بی تابی، بخیل بودن، گفتگو کردیم. اما در پایان آیه 22 یک جمله خداوند فرموده که فقط هوشیاران دنبال آن می روند، خدا فرموده مردم هلوع هستند، إِلَّا الْمُصَلِّينَ، مگر نمازگزاران. نکته عظیمی است، پروردگار خبر از واقعیتی نهفته در باطن نماز می دهد که درمان تمامی رذائل و دردهای معنوی است. نوش داروی همه دردها، عبودیت، بندگی است، که درنماز تمام و کمال به چشم می خورد.
امیرالمومنین(ع) در دعای کمیل از خداوند چنین درخواست می کند؛ خدایا از تو درخواست می کنم که اوقات من در شبانه روز را به یاد خودت آباد سازی. در کل شبانه روز چه قدر به خدا فکر می کنید؟ 5 دقیقه، 10 دقیقه، یک ساعت؟ به همان اندازه که فکر می کنید زندگی می کنید بقیه ی آن مردگی است. و به خدمتگزاریت پیوسته بداری، اعمالم را در پیشگاهت قبول فرمایی تا آن که تمام اعمال و اوراد به همواره هماهنگ و همسو باشد و حالم در خدمت تو پاینده باشد. حال پاینده حال سرحالی است که اکثرا ما نداریم. انسان سازنده عبادت است، چگونه؟ وضو می گیریم، می ایستیم تمام ترتیب نماز را اجرا می کنیم نماز را عملا می سازیم مگر نه؟ انسان سازنده عبادت است، اما عبادت انسان ساز است. یک معامله 2 طرفه است، تو نماز را برپا می کنی، خداوند در قران مکرر می فرماید نماز را برپا دارید، شکل نماز را نمایش می دهی همان نماز انسان را می سازد. وقتی نماز را می خوانیم، نمایش نماز را اجرا می کنیم به مرتبه صفت در شما تبدیل می شود و برای انسان دائمی می شود، خضوع، خشوع، تقاضا، اقرار، تشهد، شهادت در اذان و اقامه و...
چنانچه خداوند در ادامه در آیه 23 معارج فرموده؛ الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ، آنان که همواره بر نمازشان مداوم و پایدارند. این موقع است که آدمی ولادت معنوی پیدا می کند و در انسانیت به بلوغ می رسد.از صفات منفی رها می شود می تواند از سرمایه اولیه ای که خدا در سرشت آدمی نهاده بود در جهت تعالی و معامله با خداوند بهره ببرد.
در سوره والعصر برای خروج از خسران خداوند فرموده؛ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ، خداوند برای خروج ازآن خسرانی که در این سوره فرموده و مشغول نشدن به اموردنیایی، غرق نشدن در صفات منفی، بهره برداری صحیح از عالم طبیعت 4 اصل را پایه گذاری کرده است که باید در نهاد و جان آدمی، اعضا و جوارح انسان پدیدار شود. إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ، مگرکسانی که ایمان آوردند، کارهای شایسته انجام دادند و یکدیگر را به حق توصیه نموده به شکیبایی سفارش کردند. ایمان، عمل صالح، توصیه به حق، توصیه به صبر، 4 عامل به هم پیوسته برای رهایی از ورشکستگی ابدی در جهان، در زندگی. بارها گفتم بروید قرآن بخوانید همه چیز در قرآن هست. اعتقاد و اخلاق توحیدی و عمل الهی آن چنان انسان را می سازد که از درون طبع و طبیعت زاده شده آن وقت به حیات دوم خود وارد می شود. همان طوری که یک روزی از شکم مادر زاییده شدیم و آمدیم همانگونه به حیات دوم خودمان زنده می شویم، تولد پیدا می کنیم.
سوره توبه آیه 108؛ لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ، آن مسجدی که از روز نخست بر پایه تقوا بنا شده است شایسته تر است که در آن به عبادت بایستی، مردانی هستند که دوست می دارند پاکیزه باشند خداوند پاکیزگان را دوست دارد.
به مساجد بروید بچه هایتان را ببرید، کسرتان نیاید فکرنکنید از شان شما پایین است.
حافظ می گوید؛
تا نگردی آشْنا زین پرده رَمزی نشنوی
گوشِ نامحرمان نباشد جایِ پیغامِ سروش
در سوره مائده آیه 6 پروردگار دستورالعمل تیمم بر خاک را وقتی که آب نیست یا غسل واجبی بر گردن می افتد، در مشکلات خاص فرموده تا انسان ها از حریم عبادی خارج نشوند. در تفسیر المیزان در باب همین آیه آمده مراد از جمله يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ این است که غرض ما از تشریح وضو، غسل، تیمم، تنها حاصل شدن طهارت در شما است. چون این 3 دستور 3 وسیله و سبب برای طهارت است، این طهارت هر چیزی باشد غیر از پاکیزگی ظاهری و برطرف شدن خبث و کثافات بدن است، بلکه طهارتی معنوی هم هست. به وسیله یکی از این 3 دستور حاصل می شود آنچه که در نماز شرط شده علاوه بر پاکی ظاهری بدن، همین طهارت معنوی است.
در مصباح الشریعه آمده که امام صادق (ع) درباره طهارت و وضو چنین فرمودند؛ باید صفا و خلوص تو با خدای تعالی در جمیع طاعات هم چون صفای آبی باشد که از آسمان به سوی زمین فرود می آید خدای متعال آن را طَهور نامیده است. بنابراین وقتی اعضا و جوارح را با آب پاک می کنی قلبت را هم با تقوا و معرفت یقینی پاکیزه کن. شستن صورت و دست فقط نیست، دست کشیدن روی سر و پا نیست مهم این است ببینی چه چیزهایی را مسح می کنی و می شوری. تامل در آیه 6 سوره مائده که 3 قسم طهارت را تعریف می کند خصوصا در باب تیمم که این چه طهارتی است که با مالیدن خاک به دست و صورت حاصل می شود؟ غسل واجب بر گردنش است یا می خواست وضو بگیرد آب نبود دست بر خاک می گذارد و تیمم می کند، دست به صورت می کشد تا نوک دماغ، و از مچ دست تا سر انگشتان، این خاک چگونه طهارت می آورد؟ چه جور انسان را به یُسر و آسانی می رساند زندگی برایش آسان می شود؟ الله اکبر.
سِر کلام اینجاست وقتی انسان دست و صورت بر خاک می مالد نهایت ذلت و بی مقداریش را در برابر حضرت حق عرضه می کند ازهمه منیت ها، خودبینی ها و خود پرستی هایش رها می شود، انسان با بندگی، اختیار و اراده خودش را به خدا می دهد، بنده می شود، به فنای از خودش می رسد آن وقت خدا بین می شود. این مقوله باز هم ادامه دارد، ان شاءا... فردا به بقیه ی آن می پردازیم.
قصه و حرف نیست اگر به صورت قصه نگاه کنید وقتتان را باختید اگر به صورت عمل نگاه کنید بردید تا همین جا هم هر چه قبلا باختید از اینجا به بعد برد با شماست، از من این قدر بر می آید حالا خود دانید. خدایا در این روزها ما را به گونه ای حرکت بده و به فهمی برسان که در شام غریبان بتوانیم ببنیم در شام غریبان بر اسرای کربلا چه رفت، شاید با دیدن آنها بفهمیم در دنیا باید چگونه زندگی کنیم.