قصه ی اصحاب کهف
- نوشته شده توسط مدیر سایت
- دسته: قصص قرآن
- بازدید: 12
-
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز یک گفتگویی با بیماری داشتم بعد از آن آب که خوردم دهانم تلخ است خیلی وحشتناک بود امروز یک روز عجیب و تاریخی بود و به شدت ناراحت شدم، از خودم خجالت کشیدم که سر ظهر نهار دارم و می خورم غروب که می شود تازه می گویم من اصلا اهل غذای پختنی نيستم مثل صبحانه یک چایی شیرین با کره و عسل یا مربا برای من کفایت است از آن هم خجالت کشیدم، آن مرد بیمار گفت من قبر و کفنم را خریدم همه چیز حاضر است به دوستانتان بگویید برای من دعا کنند دیگر بس است بروم، ۵۱ سالش هست!
زندگی انسان مادی خیلی روشن و واضح است به دنیا می آید پدر و مادر شناسنامه می گیرد یک تولد است صفحه اول شناسنامه روز و ماه و سال تولد خودش و نام پدر و مادرش همه را می نویسند در صفحه آخرش روز و ماه و سال مرگش را می نویسند و بین این دو صفحه هم اگر ازدواج کند و بچه دار بشود را می نویسند والسلام این شناسنامه دنیایمان است غیر از این هم نداریم اما همین آدم یکباره باد خزان می وزد درخت زندگی اش پژمرده می شود برگهایش می ریزد نشاطش به غصه و امیدش به یأس و حسرت تبدیل می شود چنان که خداوند در سوره یونس آیه ۲۴ فرموده است: آنچنان آن را درو می کنیم که گویی دیروز هرگز نبوده است به همین سادگی، بروید بهشت زهرا بایستید نگاه کنید همه قبرها همین وضع را دارند چنان در آن عمق خوابیدند که هیچ اثری در بیرون ندارند اگر طوفان نوح هم بلند شود از توی آن قبر دیگر هیچ چیزی در نمی آید خب این که نشد کار، یعنی دنیا یعنی این؟! نه، قصه ی دنیا همین نیست بلکه وجه دیگر هم دارد آدم هایی که از کفر و شرک و خودیت ها و منیت ها و فقط خواسته های جسمانی و راحت طلبی دنیا چشم می پوشند با رضا و توکل بر آنچه خداوند بر آنها مقدر کرده و با بندگی کامل با پروردگار پیوند می خورند بقیه الله می شوند باورتان می شود؟ زندگی این آدم ها کتاب حیات است چرا؟ چون سازنده و حرکت دهنده است
ما اصحاب کهف را بررسی کردیم اصحاب کهف مصداق همین افرادند چه طوری؟ در نقطه ای ایستاده بودند که در معرض سقوط بی نهایت ابدی بودند، کفر شرک فساد، یکباره از این نقطه هجرت کردند از جا برخاستند رفتند به سوی بی نهایت مکان خاصان الهی به آن سمت پرواز کردند چه عجیب که در میانه راهشان یک چوپان به این ها برخورد جذبه این کاروان کوچک آن قدر بالا بود که او را هم هوشیار و مست یار کرد به این ها پیوست حالا عجیب تر کجا بود سگ چوپان هم با خوبان راه افتاد و از نَفَس گرمشان آن هم جزء خوبان شد خدا چندین بار در قرآن از سگ اصحاب کهف یاد کرده است، سوره کهف آیه ۱۸: سگ آنها دستان خود را بر دهانه غار گشوده بود من سگ اصحاب کهف هم نشدم؟! خیلی بد است!
خدا چندین بار در قرآن از سگ اصحاب کهف یاد کرده است، سوره کهف آیه 18؛ وَكَلْبُهُمْ بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ، سگ آن ها دست های خود را بر دهانه ی غار گشوده بود.
جمله ای می خوانم، به اعتقاد من آن را بنویسید و در جانمازتان بگذارید هر وقت نمازتان را می خوانید دنباله ی تسبیحات خانم حضرت زهرا(س) بخوانید؛
بِسْمِ اللّهِ عَلَى قَلْبِي وَنَفْسِي- به نام خدا بر دل و جانم
بِسْمِ اللّهِ عَلَى دِينِي وَعَقْلِي - به نام خدا بر دین و عقلم
بِسْمِ اللّهِ عَلَى أَهْلِي وَمالِي - به نام خدا بر خاندان و دارایی ام
بِسْمِ اللّهِ عَلَى مَا أَعْطانِي رَبِّي- به نام خدا بر آن چه پروردگارم به من بخشید.
یعنی نفس و دین و اهلِ عیالم و مالم و هرچیزی که به من عطا شده است را در پناه خدا قرار می دهم، دردژ توحید می اندازم تا در امنیت کامل باشد، هیچ آفتی نبیند .
سعدی می گوید؛
جوانا ره اطاعت امروز گیر
که فردا جوانی نیاید زپیر
من یک روزگاری در فرهنگیان که بودیم و سرپا نماز می خواندم ، درسجده 1001مرتبه ذکر 2 خطی داشتم، اگر توانستید انجام بدهید؟ امروز دیگر اصلا و ابدا از من نمی آید.
فراق دلت هست و نیروی تن
- دلت پاک و گشاده است بدنت نیرو دارد .
چو میدان فراخ است گویی بزن
- میدان فراخ است، خوب است دیگر، جسم ات سالم و دلت پاک است . گویی بزن، پیش برو .
پروردگار در سوره کهف آیه ی 19 فرموده است؛ وَكَذَٰلِكَ بَعَثْنَاهُمْ لِيَتَسَاءَلُوا بَيْنَهُمْ ۚ قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ ۖ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ ۚ قَالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ، همانگونه که با قدرت خود خوابشان کردیم از خواب بیدارشان نمودیم تا میان خود از یکدیگر بپرسند، یکی از آنها از بقیه می پرسد ما چقدر در این حال بودیم و خوابیده بودیم ؟ آن یکی می گوید یک روز، نه بابا، شاید فقط قسمتی از یک روز ماندیم. بعضی ها می گویند پروردگارتان به مقداری که در خواب مانده اید بیشتر آگاه است، داناتر است . خداوند با زنده کردن اصحاب کهف برای همه ی ابناء بشرِزنده فرمودند تا بدانند قیامت و حساب و کتاب و ابدیت در کار است، تو می گویی نیست ؟ خودت می دانی .
سوره اسراء آیه 13 خدا فرموده است؛ وَكُلَّ إِنْسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ ۖ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنْشُورًا، عمل هر انسانی را برای همیشه ملازمش کردیم، همراهش کردیم . عمل ما خوب یا بد، همیشه روی گُرده ما است کوله ی ما است و با آن می رویم و می آئیم، دیدید جوان ها کوله به پشتشان می اندازند، خب اگر بد باشد، سنگین است دائم می گوید وای خسته شدم، مُردم، نمی دانی برای خودت است. خوب باشد، سبک است. عمل هرانسانی را برای همیشه ملازم او نموده ایم روز قیامت نوشته ای را برای او بیرون می آوریم که آن را پیش رویش گشوده می بیند . یعنی آبروریزی، جلوی رویت می گذارند، اینطوری بودی، آنطوری بودی، اینجا این کار را کردی، آنجا آن کار را کردی. نکته ی مهمی که در بیداریِ این قوم بعد از خوابی طولانی به چشم می خورد، اولین چیزی که به آن فکر می کنند می گویند خوب است یکی به شهر برود و با این پول طعامی بگیرد و بیاورد اما، توجه آنها به طعام پاک و طیب است .
درسوره کهف آیه 19 می خوانیم که خداوند می گوید؛ فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هَٰذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّهَا أَزْكَىٰ طَعَامًا فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَلَا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَدًا، یکی از خودتان را به این پولتان به شهر روانه کنید او باید با تامل بنگرد کدام یک غذایش پاکیزه تر است پس غذایی از آن برایتان بیاورد . بحث پاکیزگی این نیست که خوب شسته شده است یا نه، غذا حلال باشد. پس بدونِ طعام پاک خانه وجود انسان امن نیست، انرژی تولید شده از طعام ناپاک هرگز انسان را به دارِ امن توحید نمی برد، هرکس در مالش خطا هست، ناامنی هست، حرام هست، به دارِ امن توحید پا نمی گذارد . یک بنده ی خدایی 30 سال پیش نزد من آمد گفتگو می کردند که کار این فرد رونق نمی گیرد، همسرش خیلی ناراحت بود چه کارش کنیم ؟ گفتم بگذارید من نگاهش کنم، جلسه بعدی به او گفتم عزیز من، جان من، مال تو خرابی دارد، گفت به خدا من حلال و حرام ندارم. گفتم با همه ی این حرف ها در آن حلال و حرام دارد، تو اصل پولت را که با آن مغازه زدی و شروع به کار کردی از کجا آوردی ؟ گفت سرمایه ی اولیه را پدرم داد، گفتم خب پول پدرت خراب است، گفت پس حالا چه کار کنم ؟ گفتم راه دارد ببین چقدر به تو داده بود همان را امروز به مرور و هرماه از مال خود خارج کن، نکرد، به خاک سیاه نشست .
در سوره مومنون آیه 51 خداوند فرمودند؛ يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا ۖ إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ، ای پیامبران از خوردنی های پاکیزه بخورید کار شایسته انجام دهید مسلماً من به آنچه که انجام می دهید داناترم . سندهای من همه قرآنی است بعداً باید حساب و کتاب آن را پس دهی، می گوید مگر با قرآن به شما نگفت، پس چرا گوش نکردید . پس مقدمه توفیق عمل صالح، خوردن غذای طیب و حلال است، گرفتن شناسنامه بعدی در همین دنیا است که با ما به جهان باقی می آید آن وقت آنجا مُهر می خورد. تا اینجا قصه اصحاب کهف را در قرآن خاتمه می کنیم.