منو

یکشنبه, 26 فروردين 1403 - Sun 04 14 2024

A+ A A-

نگاهی به سوره مومنون بخش سیزدهم

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُمْ بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ ﴿۷۱﴾
و اگر حق از هوس های آن ها پیروی می کرد.
از هوس های چه کسانی؟ آن هایی که چیزهای مختلف می خواستند، مشکرک، کافر و معاند هستند. اگر این طوری بود من قبول می کردم، اگر آن طوری بود من می پذیرفتم.
قطعاً آسمان و زمین و هرکه در آن هاست تباه می شد.
چون قراردادهای دنیا و اجتماع اگر بخواهد بر اساس هوس های یک عده ای بنا بشود هرج و مرج می شود. خیلی از مواقع خواست هایمان، آن چه دوست می داریم خلاف شرع و خلاف دین هم نیست ولی من دوست می دارم این مدلی باشد، شما دوست می دارید آن مدلی باشد. امروز این حسینیه را دوست داریم از این رنگ روی دیوارهایش زده شود، یکی دیگر می آید می گوید: نه ! صورتی قشنگ تراست، یکی می گوید آبی قشنگ تر است، هرکس یک چیزی برای خودش می گوید؛ آن وقت این در و دیوار چه شکلی می شود؟ دیوار حسینیه می شود؟ نه!
ولی ما پند نامه شان را برایشان آورده ایم.
پند نامه کتابیست، لوحیست که در آن دستورات اکید الهی گنجانده شده و طبیعتاً وقتی که از سوی خالق این جمعیت، این انسان ها، این موجودات صادر می شود، خالق می داند مخلوقش چه لازم دارد. آن کسی که آبی می پسندد به گونه ای زندگی ش را می فرستد و دستورش را می فرستد که از آبی بهره ببرد و آن که قرمز را می پسندد از قرمز.
اما آن ها از یادآوریشان رویگردانند.
اکثر مردم با قرآن میانه ندارند، کهیر می زنند، چرا؟ چون قرآن خیلی چیزها را یادشان می اندازد. قرآن مطالعه می کردم، با این که این همه قرآن خواندم در این سال های عمرم باز دیدم ای داد بیداد! چرا اینجایش یادم رفته بود؟! چرا اینجا را خوب توجه نکرده بودم؟ قرآن پند نامه ای است که دستور زندگی را برای هرکدام از ما آن طوری که به صلاحمان است صادر کرده. می گوید: این یک کتاب عمومی است، تو خواندی که متوجه بشوی، مخصوص تو جواب داده یا نه؟ نخواندی که! یک روزی یک آیه قرآن را یک طوری در موردش گفتگو کردم و تفسیر کردم، بعداً یک عزیزی که این جا نشسته بود بعد از جلسه گفت: شما می دانید چه گفتید؟ این این طوری است، آن آن طوری. گفتم: باشد! تو این طوری فهمیدی؟ گفت: بله. گفتم: خیلی خوب! هفته بعد که آمدیم، گفتم: عزیزان! ممکن است این آیه ای که آن دفعه خواندیم برای من تک تک بگویید چه فهمیدید؟ حیرت انگیز بود! دو نفر یک جور نفهمیده بودند! گوش نکرده بودند؟ چرا گوش کرده بودند ولی هرکسی را بر اساس آن چیزی که درک می کند و نیاز دارد فهم آن را به او داده بودند. این دوست ما حیرت کرد. گفتم : من به تو گفتم، کلام می افتد آن هایی که بر می دارند بر اساس خُلقشان بر می دارند، براساس سیرتشان بر می دارند، خودشان می دانند، ما دخالت نکنیم. خداوند قرآن را فرستاده، پند نامه ای که همه چیز را فرستاده. در این پندنامه بطور دائم یاد آوری می کند: باید خدا را بپرستی نه غیر خدا را، باید از شیطان دوری کنی، حواست به شیطان هست؟ می گوید: ای بابا! چقدر می گویی! حالا به تو می گوید و تو در دامن شیطان حرکت می کنی، اگر نمی گفت چه کار می کردی؟ می گوید: من با شیطان چه کار دارم؟ تو دائم با شیطان کار داری. از توی راهرو یکی رد می شود سرک می کشی، چه کسی دارد می رود؟ به شما چه آخه؟ بنظر شما کار خوبی است؟ ولی همه این کار را می کنیم. در منزل قبلی که بودم یک روز که از مدرسه آمدم، یک خانم جوان هم بود، یک دختر و پسر داشت، دیدم در خانه شان یک مقدار شلوغ است، به اصطلاح رفت و آمد است. صدایش کردم که فلانی چطوری؟ دیدم مادرش آمد دم در من را دعوت کرد داخل خانه، رفتم داخل گفتم: اِ ! تو چرا دررختخواب هستی؟ گفت: متوجه نشدی؟ گفتم: چه چیزی را؟ گفت: دیگ زودپز ترکید، من سوختم . بچه ها سر و صدا کردند متوجه نشدی؟ گفتم: نه به خدا! چون من عادت ندارم کنکاش کنم داخل راهرو چه خبراست؟ چه کسی رفت؟ چه کسی آمد؟ چه گفت؟ این چه کار کرد؟ آن چه کار کرد؟ اصلا و ابداً این کار را نمی کنم. قرآن دائم می گوید: گوش نایستید، ما گوش می کنیم؟ اصلاً.
أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجًا فَخَرَاجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ﴿۷۲﴾
. آیا از ایشان مزدی می خواهی.
به پیامبر می فرماید آیا از این مردم که برایشان پندنامه را آوردی مزدی می خواهی؟ هرگز!
ولی مزد پروردگارت بهتر است که بهترین روزی دهندگان است.
هر کاری می کنید برای دیگران از خدا مزدتان را بخواهید، از بنده خدا مزد نخواهید. در این یک جمله ای که خدمت شما گفتم در همه این سال ها سود بردم، می دانید چطوری سود بردم؟ خیلی جاها ممکن بود بدلیل این که شیطان می گوید: این کار خوب است، این کار به نفع مردم است، همه یاد می گیرند، همه این طور می کنند. من را می انداخت در یک سنگلاخ هایی که به این سادگی از داخل آن در نمی آمدم. نه! گوش نمی دهم.
وَ إِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۷۳﴾
و براستی تو حقاً آن ها را به راه راست می خوانی.
پیامبر خدا، حجّت خدا بر روی زمین حقاً مردم را به راه راست می خواند، صدا می کند.
وَ إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ ﴿۷۴﴾
و کسانی که به آخرت ایمان ندارند حتماً از راه منحرفند.
یک جمله کاملاً واضح و روشن است نیاز به تفسیر ندارد. یا شما در راه هستید یا در راه نیستید. بارها گفتم می خواستم بروم اصفهان، تازه نشسته بودم پشت فرمان، سه راهی سلفچگان تابلو افتاده بود یا کنده بودند. به جای این که مستقیم ادامه بدهم برای اصفهان، رفتم دست راست. پاسگاه پلیس اراک که رسیدم گفتم: ای بابا! چرا این جا تابلو ندارد؟ وقتی به ژاندارم می گفتم، دید خانم هستم به من خندید. گفتم: چرا می خندی؟ گفت: برای این که راه را اشتباهی آمدی. شما یا توی راه مسیر اصفهان می روی یا توی راه اراک. مگر می شود غیر از این باشی؟ پس یا راه درست را می روی یا راه غلط. در همه چیز این قاعده برقرار است. در معاملاتت ، معامله ات حلال است یا حرام، اصلاً حلال و حرام وسط دارد؟ شما تا به حال از کسی شنیدید؟ ما هم چنین چیزی را نداریم.
کسانی که به آخرت ایمان ندارند. کسی که می گوید: بابا ول کن! هر چه هست همین دنیا است، بهشت و جهنّم مان همین دنیا است. من هم می گویم همین دنیا است ولی نه به واقع آن بهشت و جهنّمی که خدا فرموده. این دنیا هم بهشت و جهنّم دارد اما مفهومش این نیست که ما بهشت و جهنّمی را بعداً نوش نمی کنیم، حتماً می کنیم. به جمله ها خوب دقت کنید. یک عزیزی بعد از سال ها که این جا بود می دانید به من چه می گفت؟ گفت: چهارسال پیش از خودت شنیدم گفتی: هر زنی که حجابش درست نباشد، بی حجاب باشد دشمن خداست. من هم گفتم: من کی هم چنین حرفی زدم؟ جمله ای را که من بکار بردم، گفتم: می آیند می گویند هر زن بی حجابی دشمن خدا است. این حرف را تو از کجا آوردی؟ این قسمت این حرف را تو از کجا آوردی کنار است . مثل کلیپ های الان. چه مزخرفاتی را در حلق مردم می کنند. بعد همه هم خیلی خوشحال و خندان دائم از این به آن می فرستند. نمی دانند چقدر کتک دارد! راه یا راست است یا منحرف است خودت را گول نزن. کسی که به آخرت ایمان ندارد در دنیا آدم خوبی است. من هم قبول دارم، خیلی مهربان است، خیلی احسان می کند، به مردم رسیدگی می کند، خیلی احترام می گذارد. مگر آدم چه می خواهد از یک آدم خوب؟ اما یک جایی پایش برسد یک کارهایی که من بلد نیستم انجام می دهد چون نگرانی از آخرتش ندارد.
وَ لَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ لَلَجُّوا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿۷۵﴾
اگر به آن ها رحم کنیم و بلایی که به آن گرفتارند از ایشان بر طرف سازیم باز متحیّر در طغیان خود لجاجت می ورزند.
می فرماید: خدا از بعضی ها بلا را دور می کند. می گوید: الهی صد هزار مرتبه شکر خدا خواست من از این تصادف جان سالم بدر بردم، خانواده ام سالم ماند، چقدر آدم خوبی است. اما می دانید بعضی ها چه می گویند؟ می گوید: تصادف کردیم ولی من آن قدر خوب رانندگی می کردم وقتی ماشین آمد جلو من این طوری پیچیدم این طرفی، یک ذره به کوه خوردم ولی چیزی نشد. نمی فهمد که همان آن که این پیچید این طرفی اگر اراده الهی نبود می پیچید آن طرفی.
باز متحیّر در طغیان خود لجاجت می ورزند.
می گوید: من حتماً ادم خوبی هستم دیگر، نه خدا را قبول دارم نه پیغمبر را قبول دارم ولی می بینی پولم سرجایش است، خانه ام و شغل خوبم سر جایش است اگر من کارم بد بود این ها را نمی داشتم، لجاجت می کند.
وَ لَقَدْ أَخَذْنَاهُمْ بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَكَانُوا لِرَبِّهِمْ وَ مَا يَتَضَرَّعُونَ ﴿۷۶﴾
براستی ایشان را گرفتار عذاب کردیم
بعد از این ماجراها می گوید: خب نمی فهمی؟ حالا این دفعه عذاب به تو می دهم.
ولی در مقابل پروردگارشان نه فروتنی کردند، نه تضرّع می کنند.
هیچ کدام، تضرع و فروتنی نکنید، چه اشکالی دارد؟ به چه کسی بر می خورد؟ سختی آن را خودت و خانواده ات می کشید. سختی اش را خدا می کشد؟ نه.
حَتَّى إِذَا فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَابًا ذَا عَذَابٍ شَدِيدٍ إِذَا هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ ﴿۷۷﴾
تا وقتی که دری از عذاب سخت برویشان بگشاییم.
می دانید این سه تا آیه بخصوص حکایت چه کسانی است؟ حکایت امروز ما است. یک جاهایی خداوند به ما رحم کرد، بلاهایی را که به آن دچار بودیم از ما رفع کرد ما باز لجاجت کردیم. دوباره ما را گرفتار عذاب کرد. بخواهم بشمرم باید بروم عقب توی این سال ها، دوست ندارم این کار را بکنم چون اصلاً خوشم نمی آید کسی بیاید برچسب به من بچسباند. می گوید: خیلی خوب! فایده نکرد؟ حالا عذاب سخت تر را به شما می دهم، بخورید نوش جانتان.
که به ناگاه از همه جا قطع امید کنند.
در آیه سی سوره ملک خداوند می فرماید: آبی که در زمین جاری است و از آن می خورید و بهره می برید اگر ناگهان در زمین فرو کنیم چه کسی می تواند آن را در بیاورد. می گوید: چاه می زنم چند متر می خواهید چاه بزنید برو بزن . آبی که فرو رفت به عمق و قلب زمین می رود هیچ کس دستش نمی رسد. مراقب باشید نگذارید که خداوند آن عذاب سخت را به ما بدهد. قبل از جلسه گفتم که ما حکایتمان حکایت عجیبی است باز گفتم امروز هم تکرار می کنم من نه طرف دار کسی هستم و نه دشمن کسی. بودن با نبودن تمام برای من یکی است. من نه طرف دارم و نه دشمنم. من شاهدی هستم در دنیا که همه چیز را می نگرم شما هم توانستید دنبال من آیید نتوانستید تنتان سلامت. خدایا به حق این روزها به ما رحم کن چون آن چیزی که من می بینم این بنده ها درست بشو نیستند و تو می خواهی باز هم سخت تر بگیری خوب پدرمان که در می آید . اگر سخت تر و سخت ترش کنی تکلیف من چیست من که دور از جان شما مانند کرم خاکی روی زمین افتادم و وول می خورم برای خاطر آن که سرم بلند نباشد بگویند سربلند است گردنکش است نیستم آن وقت تکلیف من چیست . خیلی روزهای خاصی است هم روزهای بزرگی است برای بزرگ شدن هم روزهای سختی است برای له شدن حالا خودتان انتخاب کنید.

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید