منو

چهارشنبه, 07 اسفند 1404 - Wed 02 25 2026

A+ A A-

واسطه های فیض الهی

بسم الله الرحمن الرحیم

لحظه ی دیدار نزدیک است

خودم نوشتم، یک بار، دوبار، سه بار، با آن گریه کردم که اینجا با شما دیگر گریه نکنم، عادی نمی شود، آرام می شوم .
باز من دیوانه ام، مستم
باز می لرزد دلم، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ
های مپریشی صفای زلفکم را دست
آبرویم را نریزی دل، ای نخورده مست
لحظه ی دیدار نزدیک است
آنچه که در مقام نظام آفرینش ظهور یافته و بعد در نظام شرع مدون و تدوین شده از کانال وسائط فیض ، فیض الهی بوده است، چون نظام آفرینش الهی، نظام اسباب و مسببات است . همین طوری بی حساب و کتاب نیست، بنابراین همیشه وجودی هست که سبب اتصال، بین ظاهر و باطن و غیب و شهود است. من نمی دانم، شاید این آخرین گفتگویی باشد که با هم داریم . هیچ کسی نمی داند شما می دانید ؟ پس ذره ذره اش را به جان بخرید، چون برای من نیست. می دانید، امروز صبح قبل از اینکه شروع کنم فقط بالای دفترم نوشتم هوالحق . بی اختیار تلویزیون را روشن کردم، یک آقایی خواند، لحظه ی دیدار نزدیک است . شعر اخوان ثالث . دل من لرزید برای همین هم آن را برای شما انتخاب کردم و آوردم .
همیشه یک وجودی هست که سبب اتصال بین ظاهر و باطن است، بین غیب و شهود. که در عالم قائم است، ایستاده است، یعنی هیچ وقت عالم بدون این وجود نبوده و نخواهد بود. چون اصلاً کل این جهان به وجود این قائم، به بودن این وجود است که اتصال برقرار می کند بین ظاهر و باطن، بین غیب و شهود است که سر پا است، کره زمین، کره ماه می چرخد، خورشید سرجایش است و ... پس برای پیدا کردن مسیر تربیت و رشد و متعالی شدن انسان، نیاز صد درصدی به یک واسطه ی فیض الهی است . ما یک واسطه می خواهیم آن هم نه هر واسطه ای، گول نخورید. هرکسی 4 تا جمله قشنگ گفت و به مذاق ما خوش آمد، واسطه ی خیر نمی شود. چون اراده ی الهی در این جهان به واسطه ی اسباب و مسببات محقق می شود .
در اصول کافی شیخ کلینی جلد یک آمده است ، خدای متعال اِبا دارد از اینکه امور را جز به اسباب خود جاری سازد. ما که منتظر امام زمان (عج) هستیم، دائم می گوییم حتماً و به زودی هم می آید، باید خیلی هوشیار و خیلی آگاه باشیم . خدای متعال ابا دارد از اینکه امور را جز به اسباب خود جاری سازد، به اسباب من و به اسباب تو جاری نمی کند، جز اسبابی که از آنِ خودش است، دلیلش این است، وجودی که قابلیت ارتباط با عالم غیب را ندارد باید بیاید دست به دامان یک واسطه ی دیگری شود، X خودش با عالم غیب در ارتباط نیست اگر بخواهد چیزی بگیرد، پاسخی بگیرد ، باید بیاید و یک واسطه ی دیگری پیدا کند تا بتواند به مقصود برسد. عوالم تکوین یعنی آفرینش، و تشریع یعنی شرع، با واسطه ی فیض است که می چرخد. واسطه ی فیض امام، پیامبرهست. این واسطه ها مخلَصین در توحید هستند ، یعنی کاملاً در توحید الهی، دریگانگی الهی رها شدند . بدون آنها کشف اسرار از عالم هستی امکان پذیر نخواهد بود. کسانی که در این عالم نماد کامل و عینی تربیت الهی هستند، از رحمت واسعه ی خداوند هستند . شما وقتی می گویید آقا موسی بن جعفر (ع) نماد کامل و عینی تربیت الهی است. چنین موجودی، رحمتی از جانب پروردگار است، پروردگاری که چنین انسانهایی را پرورش داد، آنها را از هر عیب و نقصی در مقام بندگی پاک کرد تا انسان بتواند با اطمینان کامل از آنها برنامه ی چگونه زندگی کردن را بیاموزد، دریافت کند . اگر یک بار از این واسطه ها، یکی از اخبارشان غلط در بیاید یا اشتباه باشد، دیگر هیچ کدام از دستورها و گزارشاتشان قابل اعتماد نیست . من آن موقعی که رشته ی ریاضی می خواندم، یک قانونی در هندسه به نام قانون خلف داشتیم. قانون خلف می گوید اگر در اثبات قضیه ای همه چیز درست است ولی یک مورد غلط در می آید، به طور کامل رد است . چنانکه الان در قوانین حقوقی هم همین را می گویند اگر سندی را امضاء کردید و یک مورد مخدوش داشته باشد، سند باطل و غلط است، حالا دیگر وارد ازدواج ها نمی شوم، باید قوانین ازدواج و مقدار مهریه را بدانید، اگر یکی از این اخبارها غلط یا اشتباه باشد، دیگر هیچ کدام از گزارش ها و دستورها قابل ارزش و قابل اعتماد نیست بنابراین هر وجودی قابلیت دریافت حقایق را از عالم بالا ندارد. تو را به خدا مواظب باشید اینجا این کتاب می نویسد، آنجا او دستور می دهد، آنجا او کلاس می گذارد... از کشور آمریکا، از کشور آلمان، از کشور فلان . افراد بسیار با ارزشی در دنیا وجود دارد ولی حواس دهید، بسیاری از انسان ها چون به این نکته ی خیلی مهم و عظیم توجه نکرده اند در طول تاریخ از خط درست منحرف شده اند چطور؟ آمدند نبوت را انکار کردند مگر می شود نبوت را انکار کرد؟ گفتند ما ادعای این انبیا را نمی پذیریم، چرا نمی پذیریم؟ چون منکرین انبیاء آمدند انبیاء را با خودشان مقایسه کردند و چون در خودشان استطاعت دریافت پیام و حقایق از عالم بالا وجود نداشت آمدند گفتند اینها هم مثل ما آدم معمولی هستند پس دروغ می گویند، آنها را متهم به دروغگویی کردند.
در قرآن سوره مؤمنون آیه 33، می خوانیم،وَقَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِلِقَاءِ الْآخِرَةِ وَأَتْرَفْنَاهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَيَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ ؛ ولی اشراف از قوم او که کافر بودند و دیدار آخرت را تکذیب می کردند و در زندگی دنیا به آنان ناز و نعمت داده بودیم گفتند این بشری است مثل شما، آنچه که شما می خورید او هم می خورد آنچه که شما می نوشید او هم می نوشد پس چطور می تواند پیغمبر باشد؟ استدلالشان این بود.
کار پاکان را قیاس از خود مگیر
گرچه ماند در نوشتن شیر، شیر- هر دو یک جور نوشته می شود اما دوتا مفهوم بسیار عجیب و جدا از هم دارند
جمله عالم زین سبب گمراه شد
کم کسی ز اَبدال حق آگاه شد
همسری با انبیا برداشتند - گفتند ما همسان انبیاء هستیم، هیچ فرقی با اینها نداریم
اولیا را همچو خود پنداشتند
دست هرکسی به میوه های باغ غیب نمی رسد تا نیازش را برطرف کند، این از عهده هر کسی بر نمی آید، پس پای وحی وسط آمد، همان وحی که در قرآن خواندیم، وحی چیست؟ اتصال عالم فرش به عالم عرش. عالم عرش، عالمی است که قانون زندگی از آنجا به بشریت ارائه می شود تا زندگی مادی براساس غیب و توسط برنامه ی سفیران الهی اداره شود در غیر اینصورت به درد نمی خورد.
سوره جمعه آیه 2، هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ؛ او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده، رسولی از خودشان برانگیخت، خداوند میان جماعتی در عربستان که هیچ کدام درس نخوانده بودند از جمله پیغمبر(ص)، رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می خواند و آنها را تزکیه می کند، به آنان کتاب و حکمت می آموزد هرچند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.
در بحارالانوار جلد 68، تفسیر کنزالدقائق و بحرالغرائب جلد 13 آمده؛ که آقا رسول ا…(ص) فرمودند، اَدَّبَ بَنیه رَبی فَاَحسَنَ تَادیبی پروردگار متعال مرا تربیت نموده، آن هم تربیتی به وجه احسن، آقا رسول ا… پروردگار را اینگونه تعریف کرد، مرا تربیت کرده آن هم چه تربیتی، بهترینش، احسن.
پروردگارم در وصف سفیر خودش در قرآن سوره قلم آیه 4 فرموده؛ إِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ؛ تو اخلاق عظیم و برجسته ای داری، می خواهی رسول خدا باشی ببین اخلاقت چطور است زود تند می شوی؟ زود گول می خوری؟ زود غر میزنی؟ زود بد و بیراه می گویی؟ هرچه از دهانت در می آید می گویی؟ تو خُلق عظیم نداری.
در بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد جلد 1 و تفسیر عیاشی جلد 1 آمده انّ اللّه َ أدَّبَ نَبِيَّهُ على مَحَبَّتِهِ؛ همانا خدای متعال پیامبر خود را بر محور محبت خویش تربیت کرده، من و شما چقدر بر محور محبت تربیت شده ایم؟ اولین چیزی که می گویند خلاف میل مان است جوش می آوریم، غل می زنیم، می رویم بالا، سر می ریزیم بقیه را هم می سوزانیم، پس من و شما اصلا و ابدا تربیت شده این خدا نیستیم، اگر اینجوری هستی، نیستی، ببینید من اینها را از کلام خودم نمی گویم یکی یکی از کلام بزرگان احادیث، روایات و کلام قرآن می آورم.
در بحارالانوار جلد 68، نهج الفصاحه صفحه 345 آمده، پیامبر فرمودند: بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ؛ به راستی که من مبعوث شدم تا شرافت های اخلاقی و فضایل انسانی را کامل و تمام کنم، همین؟ خودش بشود؟ نه برای اینکه به مردم بیاموزد، برای اینکه من و شما یاد بگیریم، استاد باید خودش داشته باشد تا بتواند شاگرد تربیت کند. من یک شاگردی هستم یک کمی از شما جلوتر، همین، اما اگر می توانستم همین الان فرار می کردم، چون نمی توانم جواب بدهم، خودم هنوز گاهی اوقات جوش می آورم، خودم هنوز گاهی اوقات قاطی می کنم، استاد باید دانا باشد تا بتواند شاگرد تربیت کند.
درسوره احزاب آیه 21 آمده، لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛ یقینا برای شما در پیامبر خدا الگوی نیکویی است، در پیغمبر ما نمی گویند که عصایش را زد زمین 12 تا چشمه آب راه افتاد، عصایش را زد زمین دریا شکافت، از این خبرها نیست، همه ی آن روی حسن خُلق و روی اخلاقش است، چون بشریت در سایه ی حسن خلق و اخلاق و طبیعت درست انسانی است که تربیت می شود، آن موقع آنها لازم داشتند که معجزه ای ببینند موسی(ع) و عیسی(ع) را قبول کنند، ولی در زمان پیغمبر ما معجزه بزرگش خُلقش بود، امروز من و شما امت این پیغمبریم، چقدر معجزه پیغمبر(ص) را در خودمان داریم؟ اصلاً داریم؟ نه نداریم، من خودم را می گویم.
اهل بیت پیامبر(ص) انسانهای مطهری بودند، چون در خانه وحی رشد پیدا کردند، در احتجاج جلد 1 می خوانیم که ائمه فرمودند؛ ما دست پرورده پروردگار هستیم، مردم دست پرورده ما، واقعا ما دست پرورده امیرالمومنین(ع) هستیم؟ دست پرورده آقا موسی بن جعفر(ع) هستیم؟ که وای خدا لقب کاظم دارد یعنی بسیار خشم می آمد ولی فرو میخورد، چند نفر از ما خشم مان را فرو می خوریم؟ ما مردم را می خوریم، آدمهای روبرویمان را می خوریم نه خشم مان را، غیر از این است؟
در نهج البلاغه می خوانیم امیرالمومنین علی (ع) فرمودند عترت پیغمبر شما در میان شماست، آنها زمام داران حق و یقین اند، پیشوایان دین و زبانهای راستی و راستگویانند، پس باید در بهترین منازل قرآن جایشان دهید، همانند شتران تشنه که به سوی آب شتابانند به سوی ایشان هجوم ببرید. امیرالمومنین(ع) و اولاد پس از ایشان ادامه دهنده ی قافله انسانی هستند تا انسانها را به سرمنزل مقصود برسانند در این راستا پیامبر اعظم کلامی بزرگ دارند، این کلام پیامبر(ص) در کتب اهل سنت هم آمده، در مناقب آل ابی طالب ابن شهر آشوب جلد 1 آمده، جابر بن سَمره از آقا رسول ا…(ص) نقل قول کرده است حضرت فرمودند : اسلام پیوسته عزیز خواهد بود تا 12 خلیفه بر مسلمانان حکومت کنند، دوازدهم باید حکومت کند خوشت می آید خوب است، نمی آید بنشین غصّه بخور چون باید به هر حال حکومتش را ببینی شک نکن. سپس یک سخنی فرمودند که من نفهمیدم می گوید بعدا به پدرم که آنجا حاضر بود از من هم به پیامبر(ص) نزدیکتر بود گفتم پیامبر(ص) چه فرمود ؟ گفت فرموند تمام این 12 خلیفه از قریش هستند خارج از آن نخواهند بود.
در سوره مائده آیه (3) می خوانیم :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا؛ امروز دین شما را کامل کردم، ای وای، نعمت خود را بر شما تمام نمودم، ای وای، اسلام را به عنوان آیین شما پذیرفتم، آنهایی که مسلمان بودند از مسلمانی دست برداشتند خارج شدند وای … چه بر سرشان خواهد آمد. بدون ولایت دین ناقص است چون اگر ولایت نمی بود معرفت، ایمان، تربیت انسان و تدبیر امور حیاط آدمی همه ناقص خواهد، پس برای تکمیل دینمان باید دست به دامان صاحبان ولایت شویم.
در جلد 1 احتجاج آمده امیرالمومنین (ع) فرمودند : جایگاه من در نظام ولایت و حکومت جایگاه میله ی سنگ آسیاب است آن میله‌ اگر نباشد سنگ منحرف می شود داغان می شود.
هر که خواهد همنشینی خدا
گو نشیند در حضور اولیا
در درونشان صد قیامت نقد هست
کمترین آنکه شود همسایه‌ مست
حداقلش این است کنارشان که قرار می‌گیرید در اثر همنشینی مست می شوید .
در معانی الاخبار آمده مفضل بن عمر گوید از امام صادق(ع) پرسیدم صراط چیست؟ فرمود راهی به سوی شناختن خدای بزرگ، صراط 2 گونه است : اول؛ صراط در دنیا، دوم؛ صراط در آخرت.
صراط دنیا امام است، فرمانبرداری از امام واجب است، خوب دقّت کنید هنوز همگی زنده هستیم، هر کس در دنیا امام را شناخت، رهنمودهای او را به کار بست در آخرت از صراط که پُلی است روی جهنم، خواهد گذشت هر کس در اینجا امام خود را نشناخت هنگام گذشتن از صراط آخرت گامش خواهد لغزید آی … مرا بگیر ولی دیگر کسی نیست تو را بگیرد از همان بالا می افتی پایین در آتش دوزخ.
در رجال کَشی آمده عبدالله بن ابی یعفور یار با وفای امام صادق(ع) می گوید خدمت امام عرض کردم آقا جان اگر شما بیایید یک انار، می دانید دیگر همه جای انار به شما حلال است حتی پوستش، خشک می‌کنند آسیاب می‌کنند و آن را دم می اندازند در طب سنتی خیلی کارها با آن می کنند، از وسط نصف کنید و بگویید این نصف خوردنش حلال است و نصف دیگر خوردنش حرام است من هرچه شما گفتی شهادت می‌دهم می گویم این نصفه که شما گفتی حلال است حلاله، این نصفه که شما گفتی حرام است حرام است. می گوید پس من عقل ندارم، امام فرمودند خدا رحمتت کند این میزان اطاعت از امام را بیان می کند ولی عزیزان من امام، نه هر کسی، فقط امام . ما حرف خیلی ها را گوش می‌کنیم و اطاعت می‌کنیم امام که می گوید بابا برای 14 قرن پیش است با تمدن امروز نمی خواند.
در جلد1 کافی آمده است: زید شحام نقل می کند خدمت امام جعفر صادق (ع)عرض کردم آقا جان مردی هست به نام کُلیب این مرد هر حدیث یا حکمی از طرف شما بیاید فقط می گوید من تسلیم هستم ، همه او را کُلیب تسلیم می خوانند، زید می گوید حضرت برای او طلب رحمت کردند و فرمودند آیا می دانید تسلیم چیست؟ می گوید ما ساکت شدیم حضرت فرمودند : تسلیم همان اِخبات ( فروتنی) است، در قرآن کریم به آن اشاره شده است سوره هود آیه 23: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ .
خداوند فرموده ؛ کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند در برابر پروردگار خضوع و خشوع کردند آنها اهل بهشت اند جاودانه در آن خواهند ماند.
شما در مقابل خدا چقدر فروتن هستید ؟ دائم با خدا با انگشت اشاره صحبت نمی کنید؟من دائم به تو می گویم تو به من گوش نمی دهی، همه را دوست داری غیر از من، این را نداریم. حالا می پرسم، آیا امروزه مسلمانان در مقابل پروردگارشان اینطوری تسلیم هستند ؟ آیا چون حضور فیزیکیِ ولی خدا را حس نمی‌کنند حضور الهی آن را هم درک نمی کنند؟ ایشان را ناظر بر همه ی احوالات خودشان نمی دانند؟ پس یقینا از صراط مستقیم دنیا هم عدول می‌کنند. دیگر انتظاری جز آنچه که امروز در آن به سر می‌بریم می‌توانیم داشته باشیم؟ ببینید ما کجا ایستادیم همگی به هوش باشیم هر که بیرون از این جمع با شما برخورد دارد و پذیراست او را هم به هوش کنید هر دم همدیگر را یک تکانی بدهید خواب نروی، این خوابی که تو الان در آن هستی خواب نفس تو است از این خواب نفست بیدار شو که خیلی زود دیر می شود. من خیلی سال است عشقی را در قلبم پرورش دادم و با آن تا به امروز آمدم ولی مثل امروز حسش نکردم برای اینکه امروز حس کردم نسیمش هم به من می خورد این نسیم برای دنیاست عنقریب همه دنیا را میگیرد حواس بدهید دیر نکنید.
دل من گِرد جهان گشت و نیابید مثالش
به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟
هِله خاموش که بی گفت از این مِی همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند
هیچ کس را بی نصیب نخواهد گذاشت.

نوشتن دیدگاه