تعمقی دوباره بر سوره مومنون بخش هفتم
- نوشته شده توسط مدیر سایت
- دسته: تعمقی دوباره بر سوره مومنون
- بازدید: 11
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خدایی که بخشنده هست و مهربان بنام خدایی که میزان بخشندگی ومهربانی اش عیان نیست قابل اندازه گیری نیست هر دم به ما می رسد و ما از آن آگاه نیستیم، در آیه 52 خداوند فرمودند:
وَإِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ ﴿٥٢﴾این یگانه آیین شماست، تمام شد من پروردگار شمایم، پس از من پروا دارید اما مثل همیشه ولی آنها کار خود را به تفرقه کشاندند، چیزی که امروزه هم قابل مشاهده است در جامعه دنیا، به تفرقه کشاندند که هر فرقه ای بدانچه خود دارند دلخوشند، آنچه که در دنیا وجود دارد خلق شده برای همه انسانهاست تعلق خاص به یک نفر دونفر ندارد، فی الواقع امروز فقط برای مرزهای ایران نباید خودکشی کرد بلکه باید برای سرزمینی تلاش کرد که مهد اسلام است، این مهم است که این مهد اسلام تکه تکه نشود همه جا آب دارد، همه جا خاک دارد، همه جا گیاه دارد، همه جا آدم دارد حیوانات مختلف دارد، ذخایر دارد، اما همه جا مهد آخرین دینی که خداوند فرستاده نیست، اینرا باید حفظش کرد اینرا نباید از خاطرمان ببریم اگر بازهم حواسمان را پرت کنیم و متوجه نباشیم باز یک بیراهه دیگه می رویم باز یک جای دیگر گیر می افتیم،
فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُرًا ۖ كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ ﴿٥٣﴾ولی آنها کار خود را به تفرقه کشاندند که هر فرقه ای بدانچه خود دارند دلخوشند
فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّىٰ حِينٍ ﴿٥٤﴾پس آنها را تا چندی در گمراهی رها کن، أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مَالٍ وَبَنِينَ ﴿٥٥﴾نُسَارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْرَاتِ ۚ بَلْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿٥٦﴾آیا می پندارند آنچه از مال و پسران بدیشان می دهیم در خیر رسانی بدیشان شتاب می کنیم؟ آیا هر که بیشتر دارد، هر که بهتر دارد مفهومش اینست که خدا او را بیشتر دوست می دارد؟ نه اینطور نیست، نه در نمی یابند، متوجه نمی شوند، لایشعرون،
إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ ﴿٥٧﴾آری آنان که از بیم پروردگارشان ترسانند در هر حالتی و
وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ ﴿٥٨﴾آنان که در آیات پروردگارشان ایمان می آورند و
وَالَّذِينَ هُمْ بِرَبِّهِمْ لَا يُشْرِكُونَ ﴿٥٩﴾آنان که به پروردگارشان شرک نمی ورزند، خدا را با شوق اطاعت می کنند خدا را دوست می دارند نه همچون دوست داشتن بقیه موجودات روی زمین خدا را دوست می دارند از جنس دوست داشتنی که در روی زمین به هیچکس تعلق ندارد
وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوْا وَقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَىٰ رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ ﴿٦٠﴾و آنانکه هرچه باید بدهند می دهند، هرچه خدا امر کرده بدهید می دهند، اصلا نگران نیستند اما باز هم دلواپس بازگشت به سوی پروردگارشانند، با همه اینکه اعمالشان را انجام می دهند همیشه می گویند وای خدایا وقتی برگردم آیا نقطه ای هست؟ چیزی هست که من خجالت آنرا بکشم در حضور پروردگار؟ بعضیها نماز شب می خوانند خوشا به سعادتشان خوشا به اقبالشان، این که دیگر گفتن ندارد ، از تو پرسیدند آیا نماز شب می خوانی؟ بگو ان شاءالله، فخر نکن، من یک نکته ای را در طول عمرم امتحان کردم بد جوری هم پس گردنی اش را خوردم، من هیچ وقت شکیات نماز را یاد نگرفتم علت داشت ، چون هرگز در زندگیم دچار شک در میان نماز نشدم که بدانم اگر این اتفاق افتاد چطور باید جبرانش کنم، چندبار صحبت می کردم یعنی دوستان می پرسیدند این مورد شکی نماز را چکار کنیم؟ می گفتم والا به خدا من تا به امروز دچار شک در نماز نبودم که بروم اعمالش را یاد بگیرم، تمام شد، دقت می کنید مواظب باشید، آنانکه هرچه باید بدهند می دهنداما بازهم دلواپس بازگشت بسوی پروردگارشانند
أُولَٰئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ ﴿٦١﴾آنان در نیکی ها می شتابند چه کسانی؟ اینهایی که تعریفشان کرده خدا، هرجا نیکی باشد خوبی باشد درستی باشد بسوی آن شتاب می کنند حرکت می کنند و در آن سبقت می جویند یعنی تلاش می کنند که از بقیه جلو بیفتند
وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۖ وَلَدَيْنَا كِتَابٌ يَنْطِقُ بِالْحَقِّ ۚ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿٦٢﴾ و کسی را جز به توانش تکلیف نمی کنند هرچه که به شما داده شده که باید انجام بدهید قطعاً در توانتان است، با یک عزیزی تلفنی صحبت می کردم بحث این فتواها بود گفتم نماز ایستادهاست اگر شما می توانید بایستید و نماز بخوانید بنشینید و بخوانید نماز نیست، اما من می نشینم نماز می خوانم چرا؟ چون نمی توانم بایستم اگر یک دقیقه بایستم سوره حمد را به وسط نرسیده گیج می خورم ممکن است بیفتم، خوب آیا نمازم را ترک کنم؟ نه پس چکار کنم؟ می نشینم روی صندلی می خوانم، گفت واقعا این فتواها را در جلساتتان هم می گویید؟ گفتم چرا نگویم؟ خدا می گوید در حد وسعتان من برای شما تکلیف کردم، وسع من الان ایستادن نیست، چرا به من کسی می خواهد ایراد بگیرد؟ کسی حق ایرادگیری را ندارد، کسی را جز به توانش تکلیف نمی کنیم، نزد ما کتابی است که حق را می گوید و بدیشان ستم نمی رود، دین ما دین تشخیص است و دین تکلیف است اول بفهمیم و بعد انجام بدهیم، خیلی جلسات قبل تر این موضوع را خدمتتان اشاره کرده بودم خدمتتان، خدایا در این باقیمانده عمر از هر کدام ما، توفیقی عنایت کن که کلامت را از آن بطن های پنهانش درک کنیم و زیر سایه پرچم لا اله الا الله و هدایت آقا امام زمان اجرا کنیم، برای تعجیل در ظهور آقا امام زمان صلوات، شکر خدا را که یک روز دیگر توانستیم دور هم جمع بشویم توانستیم همدیگر را ببینیم شکر خدا را که تک تک شما بارها از اینور و آنور سوال کردم که آیا تک تک شما در این جنگ و در این مسائل خسارت دیدید و همه گفتند نه و خدا می داند که هر بار چقدر شکر کردم چقدر سجده شکر بجا آوردم، خیلی بزرگ است خیلی عنایت خداست

