منو

جمعه, 10 اسفند 1403 - Fri 02 28 2025

A+ A A-

هدف از بعثت پیغمبر(ص) چه چیز است؟

بسم الله الرحمن الرحیم

عید مبعث بر همه ی مؤمنان و بیداردلان و یکتا پرستان و مسلمانان جهان مبارک باد. در عصری به سر می بریم که بارقه های آگاهی بر همه ی هوشیاران و بیداردلان تابیدن گرفته است، به این معنا، می گوید وقایع را به چشم یک رویداد در گذشته نگاه نکنید بلکه در هر عصری بسته به شرایط موجود جامعه آن رویداد جلوه ی دیگری از مضمون اش را آشکار می کند؛ یک سریالی را در تلویزیون ایران می دیدم که دیشب آخرین قسمتش بود، یک پسر و دختری مجبور بودند یک عقد صوری را انجام بدهند ولی مادربزرگ پیر می دانست که این ها برای هم خواهند بود، به آنها یک توصیه کرد و گفت با دلی که خالی است و عاری از محبت است پای سفره ی عقد ننشینید، دختر و پسرهایمان به این نکته خیلی توجه کنند، آنهایی که ناراضی هستند مگر کسی پشت سرت تپانچه گذاشته است؟ ازدواج نکن مجبور نیستی، به خاطر پولش می روی؟ پس بخور، به خاطر امکاناتش می روی؟ پس عواقب بعدی اش را بخور، دل هایی که عاری از محبت است اگر سر سفره ی عقد نشستند بسیار آسیب خواهند دید و این فیلمی را که می دیدم تقریباً برای 100 یا 200 سال پیش است، همه ی دوره ها همین است، آن موقع به آن صورت های محلی آن جور ازدواج بود، این دوره خیلی شیک، لباس های فوق العاده، دسته گل های فلان، لباس های آن قدری، خرج های آن قدری، ولی قانون، قانون است، قلب های عاری از محبت نسبت به هم اگر پای سفره ی عقد نشستند چوب می خورند، حواس دهید؛ امروزه این وقایع، قیافه ی دوم و سوم خودشان را به بیداردلان نشان می دهند برای آن هایی که هوشیار شده اند اما آن هایی که هنوز در خواب های خرگوشی هستند جا می مانند پس باید هوشیار بود و با جان و دل باید وقایع را نگاه کرد. من خیلی از این که نمی توانم به راحتی روی پاهای خودم به تنهایی راه بروم ناراحت بودم، من خیلی بدتر از این بودم که الان هستم، خیلی بهترم و همیشه می گفتم خدایا من همیشه روی پای خودم راه رفته ام من اصلاً دوست ندارم بارم به گردن کسی باشد ولی همین بیماری یک چیزی را جلوی چشمان من روشن کرد، از آدم های روبه رویم، از بچه هایم، از خانواده ام، دوستانم، اقوامم که هرگز نمی توانستم آن ها را ببینم ولی به واسطه ی این سختی همه ی این ها را به راحتی مشاهده کردم بعد با خودم فکر کردم که تو راست می گویی، حق با تو است باید این طوری می شد که چشمان من هم باز شود، همین است.
القصه هدف از بعثت پیغمبر(ص) چه چیز است؟ اگر واقعاً قصد درک کردن داشته باشید هیچ کجا کلام امنی همچون کلام پروردگار وجود ندارد چون هر کسی حرف می زند به رای و عقیده ی خودش صحبت می کند، من به قرآن پناه بردم: سوره ی اعراف آیه ی 59، لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿۵۹﴾ همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم پس به آنان گفت خدا را عبادت کنید شما را جز او خدایی نیست.
اعراف آیه 65، وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ ﴿۶۵﴾ برای قوم عاد هود را فرستادیم او گفت ای قوم خدا را عبادت کنید شما را جز او خدایی نیست. در مورد سایر پیامبران مثل صالح، شعیب و...، هرکدامشان را که خداوند ابلاغیه داد چنین مضمونی هم پشت سرشان بود که خدا را عبادت کنید جز او خدایی برای شما نیست پس هدف اصلی از بعثت انبیاء عبادت خداوند است، چه طور که در سوره ی نحل آیه ی 36 خداوند فرموده است، وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلَالَةُ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ﴿۳۶﴾ همانا در بین هر امتی رسولی را فرستادیم که خدا را عبادت کنید، از طاغوت بپرهیزید، طاغوت چیست؟ هرچیزی که به جز خداوند بتواند توجه ما را زیادی جلب کند طوری که ما را از خداوند منفک کند. شما بچه و نوه تان را دوست دارید شکی در آن نیست اما آن موقع که دارید نگاهش می کنید و کیفش را می برید آیا همان موقع می گویید خدایا تو چه قدر زیبایی که این قدر زیبایی آفریدی؟ خدا را یاد می کنید؟ اگر نکنی باختی، برای خودت یک چیزی تراشیدی و جای خدا گذاشتی. از این آیات بسیار است چون وقت کم است همه ی آن ها را نیاورده ام. اما در کنار عبادت خدا که هدف اصلی از بعثت پیغمبران است، دو هدف مهم دیگر هم وجود دارد این دو هدف مهم دیگر برقراری عدل و قسط در جامعه بشری ست، عدل یعنی دادن سهم عادلانه هرکس به خود او، طرف کار می کند باید با عدل سهمیه او را پرداخت کنید، مقام است باید به عدل سهمیه را پرداخت کنند، دیگر پارتی و زیر میزی و از این قصه ها نباید وجود داشته باشد. عدل بین زن و شوهر، خانم باید حق شوهرش را رعایت کند، آقا باید حق خانمش را رعایت کند، بچه ها نسبت به پدر و مادر، پدر و مادر نسبت به بچه ها، خواهر نسبت به برادر، برادر نسبت به خواهر، اگر جایی ناعدالتی دیدید آن جا حکم خدا جاری نیست، مسلمان واقعی وجود ندارد. قسط یعنی تقسیم حقوق بین خودشان، برقراری عدل و قسط در جامعه بشری از اهداف بعثت است،
خداوند در سوره حدید آیه 25 فرموده، لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ همانا فرستادگانمان را با دلایل روشن فرستادیم، با آنها کتاب و میزان فرو فرستادیم تا زندگی مردم بر پایه قسط استوار گردد. پس اگر شما نماز شب می خوانید، نمازهای یومیه را هم می خوانید مستحبی هم می خوانید ولی عدل و قسط در زندگی تان جاری نیست بروید یک فکری برای خودتان بکنید.
اعراف آیه 29، قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ ﴿۲۹﴾ بگو خدایم به قسط امر کرده و این که روی خود را در پرستش و سجود به سوی خدا استوار دارید او را مخلصانه بخوانید. پس با توجه به این آیات می توانیم درک کنیم برقراری عدل و قسط از ملزومات اخلاص در عبادت است و ایجاد عدل و قسط فردی و اجتماعی هدف دیگر بعثت انبیاست و مقدمه ای در اخلاص در عبادت خدا، اگر نمی توانید حق همسایه تان را رعایت کنید و برای او حقی قائل نیستید در کار خودتان شک کنید، رئیس با کارمندش، کارمند با رئیسش، آبدارچی با کارمندان، کارمندان با آبدارچی. هدف بعدی از بعثت انبیا بر پایه حکومت الهی ست، در این حکومت خواسته ها و مصالح فرد یا گروه جایی ندارد، آن چه که اساس حکومت است امر و نهی الهی و قوانین و دستورات پروردگار است.
سوره نساء آیه 59 خدا فرموده، يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا و رسول خدا و اولی الامر خود اطاعت کنید، پس بگوییم هدف از بعثت انبیاء عبادت مخلصانه خداست که سعادت جاودانه انسان است و همین عبادت مخلصانه خداست که سعادت جاودانه انسان است و همین عبادت مخلصانه همه هستی را خاضع و فرمانبردار انسان می کند، من دیدم به چشمم که به آب دستور می دهد شیرین شو و شیرین شد، می شود دیگر، منتها برای چه کسی؟ نه برای هر کسی.
حالا سری بزنیم به کلام خدا تا ببینیم عبادت مخلصانه را کجا و در چه حالی با چه اعمالی می توانیم پیدا کنیم، باز در قرآن تفحص کردم، در کتاب خدا حداقل 90 بار بحث نماز و مشتقات آن است، بروید بگردید شما بیشتر پیدا می کنید، لااقل 900 بار کلماتی به کار برده شده که مربوط به نماز است، پس شاید بتوانیم بگوییم راه حل اصلی برای عبادت خالصانه قرار گرفتن در حریم نماز است، راستی گفتم بروید مقالات حقیقت نماز را بخوانید، خواندید؟ امروز خودم می خواندم و چه قدر برای خودم جالب بود، گفتم برگردم همه مقالاتم را از اول خودم بخوانم شاید خودم آدم شوم. به نمازهای واجب روزانه به درستی نگاه کنید، تا دریابید که تمامی آن چه که بیان می کنید یک گفتگوی مفصل در هر بار نماز خواندن با خداست، اگر دقت بکنید دیگر درگیر معانی نماز نمی شوید، حواستان پرت نمی شود. من شما را به اذان توجه می دهم چون اگر می خواستم همه را بیاورم لااقل تا ساعت 10 یا 11 می نشستم گفتگو می کردم، وقت نیست، شما ابتدا وقتی می ایستید در جانماز در می زنید، چه طوری در می زنید؟ در می زنید بگویید شما چه کسی هستید، بعد تقاضای ملاقات می کنید، وضو که می گیرید عملاً در را زدید، می گویید من آمدم، بعد چه کار می کنید؟ می گویید که من به دیدار کسی آمده ام که از همه بزرگتر است الله اکبر؛ وقتی در یک خانه ای را می زنیم می گوییم که آقای فلانی این جاست؟ حالا حرف من یادتان باشد وقتی می گویید الله اکبردارید می گویید من آمده ام به دیدار کسی که از همه بزرگتر است؛ بعد از آن شهادت می دهید و می گویید اَشْهَدُ اَنْ لا اِلَهَ إِلاَّ اللّه، تو یگانه و یکتایی، بعد گواهی می دهید که پیامبرش را به پیامبری پذیرفتید اَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّه و اطاعتش می کنم و بعد شهادت می دهید به ولی بر حقش اَشْهَدُ أَنَّ عَلِیاً وَلِی اللّه که ولایتش را بر خودم واجب دارم و باور کردم، درست است؟
ولی این دفعه که نماز می خوانید شما را به خدا با تعمق یکی یکی بگو به حرف‌های منم فکر کن ببین درست می‌ گویم یا اشتباه می‌کنم، چه گفت‌ و گوی زیبایی خیلی قشنگ است، خُب شما حرف زدی باید خدا جوابت را بدهد ، خدا می گوید این چیزهایی که گفتی راست است؟ حیَّ علی الصَّلاةِ به شتاب به سوی نماز که من از تو نماز را می‌ خواهم، بیا سر نماز که این نماز ادامه گفتگوی من و تو است، نماز نشانه خلوص و برگ تاییدی است به حرف هایی که تا الان زدی و شهادت‌هایی که تا الان دادی، نماز خودش عمل خیر تو است، سر آغاز اعمال خیر بعد از اینِ تو است، حیّ علی الفَلاح، حیّ علی خَیرالعَمل، وقتی شما نماز را شروع می‌ کنید به سوی رستگاری و به سوی زیبایی  پیش می برید، دعوتتان می کند می گوید حالا که آمدی و این طوری مرا صدا کردی بیا در حریم امن نماز. شما را به خدا زیبا نیست؟ پروردگار عالم در چنین روزی بهترین بنده ی خودش را صدا زد، او را به پیامبری مبعوث کرد تا زبانش گویا به کلام الهی برای مابقی بنده هایش باشد. من با این فهم کوچک و ناچیزم به این نقطه رسیدم که اگر بخواهم توی روابطم با انسان ها و آدم‌های دیگر، یک دل و یک رنگ باشم می‌بایستی آن چه را که در قلب دارم با زبانم یکسان کنم. در گفتگو با پروردگارم باید به بهترین شیوه ای که خودش توسط پیغمبرش آموزش داده و عین آن را در روز ازل قبل از قرار گرفتن و پیمان بستن در قلب منم نهاده است؛ ما کُل قرآن را آن موقع که ذرّه ی نوری بودیم گرفتیم ولی خودمان خبر نداریم؛ آن طور رفتار کنم تا قلب و زبانم یکی بشود، کسی که توانست به این  نقطه برسد در رابطه ی بیرونی اش تو هر جایگاه و رتبه ای باشد، در مورد خانواده اش یا به صورت گروهی، به عدل داوری می کند، به قِسط عمل می کند یعنی حقوق هر کسی را در جایگاه خودش تعیین و رعایت می کند و هر کشوری که حکومتی بر اساس عبادت خالصانه افراد، رفتارها و عملکرد هایی بر اساس قسط و عدل داشته باشند می توان آن حکومت را حکومت الهی توسط آدمیان بر روی زمین دانست. به امید رسیدن به چنین روزی و بودن در چنین فضایی صلوات. به طور دائم مبعث می آید جشن می گیریم، شیرینی پخش می کنیم، به همدیگر تبریک می گوییم ولی آیا نماز امروزمان با نماز پارسالمان در یک چنین روزی فرق کرده یا نکرده است؟ اگر فرق نکرده است به درد نمی خورد اگر فرق کرده است به درد می خورد بنابراین به نمازهایتان بسیار توجه کنید و خواهش می کنم برای یک بار هم که شده برای رضای دل من بروید مقالات حقیقت نماز که 6 بخش است را بخوانید، ببینید در هر نمازی شما کجا می روید و کجا می‌آیید، ببینید در نمازتان کجا حرفتان با خدا تمام می شود، هیچ وقت فکر کردید؟ آنجایی که دست هایتان را سه بار بالا و پایین می کنید تمام می شود؟ نه، وقتی تشهد آخر را می گویید، دیدید وقتی در مساجد هستید و نمازهایتان تمام می شود همه به هم دست می دهند و در آخر آن را می بوسند و پیشانی می زنند، هیچکس نمی پرسد چرا! در اصل وقتی شما به تشهد نماز می رسید گفتگو و شهادتین تمام شد، سلام می‌کنید بر پیغمبر خدا(ص )و متبرّک می شوید، سلام می‌کنید بر بندگان صالح خدا، اولیای امر، آدم‌های بسیار بسیار مومن، از آن ها هم تبرّک می گیریم و دست آخر سلام می‌کنید بر خودتان و همه نمازگزارانی که هم ردیف شما هستند. هیچ وقت ما به این نکته توجه کرده بودیم؟ ان شاءا...از این به بعد توجه می‌ کنیم. چشم‌ها را باید شست جور دیگر باید دید، تا نکنیم فایده ای ندارد و از این ها هم محروم می شویم و حیف می شود.

نوشتن دیدگاه