منو

جمعه, 10 اسفند 1403 - Fri 02 28 2025

A+ A A-

پاسخ به شبهه ی : فایده وجود امام عصر(عج) در غیبت چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم

شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد
خبر از درد دل گل یاس نداشت
باید این گونه نوشت:
هر گلی هم باشد چه شقایق، چه گل پیچک و یاس
تا نیاید مهدی زندگی دشوار است
امروز این دشواری را بیش از هر زمان دیگری تو زندگی هایمان داریم حس می کنیم و چشم انتظاریم. اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج.
همه می دانیم که انسان یک موجودی است که همیشه دلش می خواهد انتخاب کند، بچه های کوچولو را نگاه کنید 2 - 3 تا چیز را جلوی او می گذاری اگر بخواهی خودت دستش بدهی نمی گیرد دست دراز می کند آن را که خودش بخواهد برمی دارد، ما دوست داریم انتخاب کنیم، اما یک چیز را شاید خیلی ها ندانند، آیا همین انسان می تواند اختیار کند نفس نکشد؟ نیم ساعت نفس نکش، می توانی اختیار کنی؟ می گوید از نفس کشیدن خسته شدم می خواهم نفس نکشم می توانی چنین کاری بکنی؟ در عالم طبیعت دنیا هیچ مفهومی ندارد چون اگر نفس نکشد می میرد پس در کشیدن نفس تو این دنیا یا نکشیدن مختار نیست و اختیاری ندارد، اما غافلیم که فقط عالم طبیعت نیست که دنیاست اگر نفس نکشیم یعنی انتخاب کنیم که نفس نکشیم می میریم، می گوید خب اشکالی ندارد نفس می کشم یا نفس نمی خواهم بکشم، نفس کشیدن همین اکسیژنی که داخل می دهیم نیست، بلکه در این دنیا در این عالم زمین یک عالم دیگر هم وجود دارد، به آن عالم، عالم الهی می گویند و عقل و شرع در این عالم یک چیز می گویند که باید در عالم الهی تنفس کنی تا زنده بمانی، می گوید ای بابا من که هوا را دارم تنفس می کنم! هوا را تنفس می کنی چی باقی می ماند؟ جسمت، جسمت نمی میرد اما عقل و شرع می گویند باید در عالم الهی تنفس کنی تا بتوانی زنده بمانی اگر در این عالم الهی هم اختیار کنی تنفس نکنی می میری، همانی که امروز یک قشر عظیمی از انسان ها انتخاب کردند عالم الهی را نداشته باشند در این عالم هم تنفس نکنند، عیب ندارد، روز به روز داروهای افسردگی، داروهای مخدر و... و رابطه های ناجور، دیگه سیرشان نمی کند دیگر انگیزه ایی ندارند با چی می خواهند زندگی کنند؟ می میرند، در فضای دین واجب است که جان انسان نفس بکشد، بدون زندگی در عالم دین روح انسانی پژمرده و مرده می شود، یعنی در واقع انسانیت می میرد.
خب حالا که دانستیم باید در فضای دین و وحی تنفس کنیم تا انسانیت زنده بماند، می آییم می پردازیم به پرسشی که پیرامون حضرت آقا صاحب الزمان عج ا... تعالی فرجه الشریف وجود دارد چون خیلی ها نمی دانند ایشان هستند که می توانند در عالم دین نفس بکشند، اگر ایشان رهایشان کنند، فاتحه. گاهی اوقات در نسل های جوان شنیده می شود حالا بدبختی بزرگ این است که پیرترهایمان هم در خط افتاده اند مبادا از جوانان گمراه جا بمانند، می گویند فایده وجود امام عصر(عج) در غیبت چیست؟ خب امام خوب است باشد اما وقتی امام فقط یک زندگی خصوصی دارد، در زندگی های اجتماعی در نقش یک پیشوا دیده نمی شود و اثری ندارد وجود مقدس شان چه اثر عمومی بر مردم دارد؟ به نظر می آید سوال منطقی است باید جواب داد ، من و شمای مسلمان باید جواب بدهیم .من و شمایی که مدام می گوییم صلوات برای ظهور آقا و صلوات برای قیام آقا، خدایا بیاید، آقا را بفرست ما را از این همه بدبختی نجات بدهد، خب، می گویند این طوری باشد مردم چه بهره ای می توانند از ایشان ببرند؟ می خواهیم این را تا حد امکان جواب بدهیم:
نکته اول: بدانیم غایب بودن امام هرگز به این معنا نیست که وجود حضرت به یک روح نامرئی یا امواج نا پیدا و رویایی یا امثالهم تبدیل شده، اصلا چنین چیزی نیست، حضرت یک زندگی طبیعی و خارجی دارند ولی یک عمری طولانی را دارا هستند، بیش از 1190 سال است که ایشان زندگی کرده اند، در میان جامعه ها می گردند، جامعه ها که می گویم نه فقط ایران، نه فقط آسیا و خاورمیانه، آمریکا، اروپا، همه جا ایشان در میان مردم می گردند و در نقاط مختلف به صورت ناشناس زندگی می کنند، ناشناس با نامرئی متفاوت است و از همدیگر جداست.
امام صادق (ع) فرمودند: برای حضرت قائم(عج) دو غیبت خواهد بود، ببینید امام صادق چه وقت بوده اند؟ امام زمان چه وقت؟ از آن موقع دارد راجع به ایشان صحبت می شود، یکی از آن دوتایی که ایشان فرمودند می گویند در مراسم حج حاضر خواهند شد، می دانید در مراسم حج اگر امام معصوم نباشد حج همه شما خراب است و به درد نمی خورد، امام معصوم در حج کجا می تواند کنار همه حاجی ها باشد؟ فقط عرفات، پس امام معصوم حتما در عرفات هست، اگر هست پس چرا ما او را ندیدیم؟ چون مردم نمی توانند او را ببینند، نه این که نامرئی است منظور این است که هست ولی مردم او را نمی شناسند. شیخ کلینی در اصول کافی جلد یک این نکته را آورده اند.
پیامبر(ص) در زمان حیاتشان، پیغمبر(ص) چه وقت؟ امام زمان چه وقت؟ در جواب مردمی که پرسیدند آیا شیعه در زمان غیبت از وجود قائم بهره ای می برند؟ فرمودند به پروردگاری که مرا به پیامبری برانگیخت در دوران غیبتش از او نفع می برند از نور ولایتش بهره می گیرند همان گونه که از خورشید وقتی پشت ابرهاست بهره می برند. مجلسی بحارالانوار جلد 52 و 36.
می دانید که خورشید دو جور نورافشانی می کند، یکی نور مستقیم است ما وسط تابستان باشیم پوستتان کباب می شود، داغ داغ می شود اما یک جور دیگر هم نورافشانی دارد وقتی که ابر جلویش را می گیرد، ابر جلویش ایستاده اما خورشید ناپدید نشده که خورشید سرجایش ایستاده، آن وقت چه اتفاقی می افتد؟ از این خورشید با آن همه نور داغ نورهایی به زمین ساطع می شود برای گیاهان برای حیوانات برای جمادات و برای انسان ها هرکدام از بخشی که نیاز دارند بهره می برند حالا به همین نسبت اشعه معنوی وجود امام وقتی هم که در پشت ابرهای غیبت پنهان است اما دارای آثار گوناگونی است که در میان جامعه آثار آن به چشم می خورد فلسفه وجودی امام را آشکار می کند، ما بچه بودیم من خواهرم برادرم، ما سه نفر بودیم و کوچک، یک خانه داشتیم انتهای یک کوچه بن بست، این جشن که می رسید یکی از کارهایی که می کردیم این بود کاغذ رنگی می بریدیم در و دیوار کوچه را از این ها می چیدیم از هر خانه ای می رفتیم صندلی شکسته هایشان را می گرفتیم می آوردیم، گلدان هایشان را می گرفتیم می آوردیم که تزئین کنیم، این بچه ها از آن جا به این جا رسیدند، امروز تلویزیون نگاه می کردم خیلی جالب است اکثر گروه های سرود و برنامه های مذهبی بچه های کوچک هستند، دیدند سرمایه گذاری روی بچه بزرگ ها به درد نمی خورد، این ها خط کج رفتن به دهنشان مزه داده است، دارند روی بچه های کوچک ترسرمایه گذاری می کنند، این ها نسلی هستند که بعدا سرباز امام زمان(عج) می شوند، مواظب خودتان باشید مبادا شما را بیرون بیندازند، چون خیلی راحت می اندازند، اگر دهانمان را جمع نکنیم خیلی زود از چادر امام زمان بیرون می اندازند بعد هم می گوییم مگر من چه حرفی زدم؟ بگذریم. امام صادق(ع) فرمودند: از روزی که خداوند حضرت آدم را آفریده تا روز رستاخیر ، زمین هیچ گاه خالی از حجت نبوده و نخواهد بود یا حجت ظاهر و آشکار یا غایب و پنهان، مثل الان یا مثل زمان پیغمبر(ص) و امامان که ظاهر بودند، اگر حجت خدا نباشد خدا ستایش نمی شود اگر هنوز هم من و شما نماز می خوانیم و خیلی جاها می گوییم خدایا شاکرم به تو خدایا تو به من این را دادی تو برای من این کار را کردی به واسطه ی انعکاس وجود امام بر ماست، خیلی خوشحال نباشیم بگوییم ما خیلی صراط مستقیم هستیم بقیه صراط کج می روند، نه، ما چون صدایشان می کنیم از اشعه وجودی امام داریم بهره می بریم، امام، جان جهان است، قلب عالم وجود است، واسطه ی فیض بین عالم و آفریدگار عالم است، به همین دلیل حضور و غیبت او تفاوتی ندارد، او را ببینی و نبینی تفاوتی ندارد، خیلی ساده، چه قدر حرم امام رضا(ع) می روید و ضریح اش را هم سفت می گیرید و تکانش می دهید، می گویید آقا جان بده، آقا جان چه چیزی به شما بدهد؟ آقا خیلی سال پیش از دنیا رفته است، چرا آقا را این طور صدا می کند؟ چون امام واسطه ی فیض بین من و خدای من است حالا می خواهد زنده باشد و جلوی من راه برود یا نه می خواهد پنهان باشد که جسمش در خاک پنهان است اما آن وجود پنهان نیست و همیشه در حال تابیدن است، امام صادق(ع) فرمودند اگر زمین بدون وجود امام بماند ساکنانش را در کامش می کشد، ببینید این زمین چه قدرتی دارد و چه قدر رو دارد. کلینی جلد یک، شیخ صدوق کمال الدین جلد یک.
امام سجاد(ع) فرمودند: در پرتو وجود ماست، یعنی امام، که خداوند آسمان را از فروپاشی جز به اذن خودش نگه می دارد، یعنی اگر خدا و امام روی زمین نباشد، به قول خودمان دستی که آن طور آسمان ها را بالای سر من و تو نگه داشته است، می کشد و آن ها می آید روی کله ی ما، یا خداوند زمین را از لرزش و سلب آرامش ساکنانش نگه می دارد یا خداوند باران را نازل می کند و رحمتش را می گستراند، برکات و نعمات زمین را بیرون می آورد، شما ایام عید تشریف ببرید شمال، ببینید چه خبر است، هر گوشه این خانم های شمالی با یک بیلچه ی کوچک نشسته اند و دارند ریشه های گیاهان را در می آورند، بابا آن زیر چه می خواهی؟ از آن زیر دوای درد بیرون می آورند، به نظر شما این خانم های شمالی خودشان فهمیده اند؟ نه، امامی که بالای سرشان است آموزش های کافی به آن ها می دهد بدون این که خودشان بفهمند می برد سر جای اصلی و می گوید این را بکن بعد دهان به دهان می چرخد، این برای دل درد خوب است، آن برای اسهال خوب است، آن برای استفراغ خوب است و الی آخر، امام سجاد(ع) می فرمایند اگر آن کس از ما که در زمین است نبود، زمین اهل خودش را فرو می برد، واقعاً هم باید فرو می برد، آخر ما به چه درد می خوریم؟ گناه نمی کنیم که می کنیم، حرف لغو نمی زنیم که می زنیم، چشم به نامحرم نمی دهیم که می دهیم، گوش به حرف های یواشکی نمی دهیم که می دهیم، حق مردم را نمی خوریم که می خوریم، کلاهبرداری نمی کنیم که می کنیم، به خاطر وجود امام است که ما را روی زمین تحمل می کند وگرنه همه ی ما را آن زیر می کرد، می گفت آن زیر بروید تا از شما چیزی نماند. سند آن شیخ صدوق در کتاب الامالی و کمال الدین جوینی خراسانی در فرائد السمطین.
امیرمؤمنان علی(ع) فرمودند: خدایا چنین است هرگز روی زمین از قیام کننده ای با حجت و دلیل خالی نمی ماند، خواه ظاهر و آشکار باشد، خواه بیمناک و پنهان باشد تا دلائل و اسناد روشن الهی از بین نرود و به فراموشی نگراید. اگر امامان نمانده بودند بعد از امام حسین(ع)، من و شما از امام حسین(ع) چه می دانستیم؟ هیچ. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 18.
بگذارید ساده عرض کنم: سینه ی امام و روح بلندش مثل یک صندوق آسیب ناپذیر که حفظ اسناد الهی می کند قرار دارد تا همه ی اصالت های نخستین و ویژگی های آسمانی این تعالیم را در خودش نگه دارد، جواب این پرسش که امامی که دیده نمی شود ما از آن چه نفعی می بریم؟ تو اگر می توانی سالم راه بروی، سالم زندگی کنی، اگر خیلی از جاها متوجه زشتی ها می شوی به واسطه ی وجود همین امام است، پرده ی جلو چشم شما را برمی دارد.
پرفسور هانری کربن استاد فلسفه در دانشگاه سوربن فرانسه و مستشرق نامدار فرانسوی می گوید: به عقیده ی من مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه ی هدایت الهی را میان خدا و خلق برای همیشه نگه داشته است، به طور مستمر و پیوسته ولایت را زنده و پا برجا دارد، مذهب یهود نبوت را که رابطه ای است واقعی میان خدا و عالم انسانی، در حضرت موسی(ع) ختم کرد، گفت همین است تمام شد بعد از این خودتان هستید، بعد از آن به نبوت حضرت مسیح(ع) و پیغمبر ما اذعان نکردند و قبول نکردند و این رابطه را قطع کردند، مسیحی ها در حضرت مسیح(ع) متوقف شدند، اهل سنت در پیغمبر(ص) متوقف شدند، گفتند دیگر رابطه ای بین خالق و مخلوق نمی تواند باشد، وقتی پیغمبر(ص) رفت تمام شد، تنها مذهب تشیع است که نبوت را با حضرت محمد(ص) ختم شده می داند ولی ولایت را که همان رابطه ی هدایت و تکمیل است بعد از آن حضرت و برای همیشه زنده می داند. مصاحبه ی استاد علامه طباطبائی با هانری کربن در سالنامه ی مکتب تشیع وجود دارد.
و آخرین کلامم:
کرامت پیشه ای بی مثل و مانند می آید
که باران تا ابد پشت سرش یک بند می آید
کسی که نسل او را می شناسد خوب می داند
که او تنها نه با شمشیر با لبخند می آید
همان تیغی که برقش می شکافد قلب ظلمت را
همان دستی که ما را می دهد پیوند می آید
همه ی تقویم ها را گشته ام میلادی و شمسی
نمی داند کسی او چند چند چند می آید
برای یک سلام ساده تمرین کرده ام عمری
ولی می دانم آخر هم زبانم بند می آید
بخوان شاعر نگو این شعربافی در خور او نیست
کلاف ما به چشم یوسف ارزشمند می آید
به در می گویم این را تا که شاید بشنود دیوار
به پهلوی کبود مادرم سوگند می آید.

نوشتن دیدگاه