چالشی در حقیقت نماز بخش دوم
- نوشته شده توسط مدیر سایت
- دسته: مقالات گوناگون
- بازدید: 28
بسم الله الرحمن الرحیم
مولانا یک مریدی داشت، پیر و مرید با هم بودند،برای خودش یک خانه نویی ساخت،مولانا رفت خانه را ببیند به مریدش گفت:چرا پنجره کار گذاشتی؟ می خواست ببیند چه جوابی می دهد،مرید گفت برای این که روشنی به خانه بیاید،مولانا گفت:روشنی فرع است بهتر است بگویی تا صدای اذان را بشنوی.بحث این نیست که پنجره گذاشته غلط است،بحث جوابگویی مرید به پیرش است بعد از این همه کلاسی که دیده جواب درست و قشنگ را نداده است.پنجره برای این که صدای بیرون را که اذان است بشنوم.
خانه ای نو ساخت روزی نو مرید
پیر آمد خانه او را بدید
گفت شیخ آن نو مرید خویش را
امتحان کرد آن نکو اندیش را
روزن از بهر چه کردی ای رفیق
گفت تا نور اندر آید زین طریق
گفت آن فرع است این باید نیاز
تا از این ره بشنوی بانگ نماز - مقصود اصل و فرع کردن مسائل در زندگی هایتان است،چه چیزی اصل و چه چیزی فرع است.امروز بشر گم شده چون اصل و فرعش با هم قاطی شده است،نگاه کنید ببینید اصل و فرعتان کجا با هم قاطی شده است.
در جلسه پیش مطرح شد اذان دو بخش است:بخش اول اذان شهادتین است،بنده به بزرگی و یگانگی خدا،به این که پیامبری و این که ولیی بر حق فرستاده شهادتین می دهد. خدا به بنده می گوید حالا که به این ها اقرار کردی حالا من به تو یاد می دهم حَیَّ عَلَی الصَّلاةِ،حَیَّ عَلَی الْفَلاحِ، حَیَّ عَلیٰ خَیرِ الْعَمَلِ، کسانی که در دنیا تقوا پیشه می کنند به سوی رستگاری می روند وقتی کسی به سوی نماز شتاب کرد رستگاری پیشه خواهد کرد و کسی که برایش رستگاری امکان پذیر شد به عمل خیر می پردازد.هر وقت شهادتین می گوییم خدا ما را به نماز و رستگاری و عمل خیر دعوت می کند . در اقامه بعد از اذان فقط یک جمله اضافه داریم خداوند بعد از دعوت بنده به این که بشتاب به سوی نماز برای رسیدن به رستگاری و انجام عمل خیر می گوید قَد قامَت الصَّلَوةُ یعنی نماز را شروع کن،کسی که به این جا رسید و اذان و اقامه را این طور باور کرد تازه به او می گوید حالا نمازت را شروع کن،در رکعت اول و دوم نماز و حتی نمازهای مستحبی همیشه حمد است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
حمد و سپاس برازنده ی پرورش دهنده ی عالمیان است
الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بخشنده و مهربان است
مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
دارای روز جزاست
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
خداوندا فقط تو را می پرستیم و از تو یاری می جوییم
اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ
ما را به راه راست هدايت فرما
صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ
راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه کسانی که آنها را گمراه و مورد غضب قرار دادی.
سوره ی حمد گفتگوی بنده با خداست، یک بنده در محضر خدایش ایستاده و گفتگو می کند، اول اقرار می کند شناختش از خدایی که در نماز ایستاده تا با او صحبت کند. به او می گوید که من می دانم شما بخشنده و مهربانی ، می دانم شما پرورش دهنده همه عالمی و سپاس و شکر می کنم از این که چنین خدایی است و رحمان و رحیمی بخشنده عام و بخشنده خاص هستی، صاحب روز جزایی، یعنی روزی که تعیین تکلیف می شود خوب را خوب،و بد را بد .آن هایی که قابل توبیخ هستند توبیخ و آن هایی که قابل پاداش هستند پاداش. تا اینجا اقرار می کند می گوید من با چنین خدایی حرف می زنم گفتگوی من با این خداست نه هر کس و خدای دیگری.
صحبت از جمع: جمع می بندد می گوییم تورا می پرستیم و از تو یاری می جوییم. چرا مفرد نمی گوید؟
استاد: برای این که شما یک آدم تنها نیستی شما مجموعه ای از نفس و روح هستی.
پس تا اینجا اعلام می کند که من این خدا را اینطوری می شناسم و از این خداست که می خواهم امکان این را داشته باشم که از او یاری بجویم او را عبادت کنم از او کمک بخواهم و از او می خواهم که من را به راه راست هدایت کند و بعد می گوید من راه راست را اینطوری می بینم راهی که خدایا بنده هایی که تو به آن ها نعمت و پاداش خیر داده ای نه بنده هایی که به ضلالت و گمراهی افتادند و به زشتی قرار گرفتند آیا تا به حال وقتی حمد تان را می خواندید این طور به آن فکر کردید؟ نه،همیشه حمد را خواندید خیلی هنر و سعی کردید روی معنای فارسی آن بایستید نه،لازم نیست با معنای فارسی چه کار داری ؟ یک رابطه خوب با خدای خود برقرار کن . با خدایی که می شناسی و می دانی قادر است به تو کمک کند نه هر بتی نه هر مورد شرکی.سوره حمد خیلی خاص است چون بنده در این سوره فقط حرف می زند و اینطوری به بنده و نیازمند بودنش به چنین خدایی اقرار می کند . شما تا به حال در نماز چنین کاری انجام دادید؟ نه.چون یک عمل تشریفاتی صرف بوده است که مبادا خدا یک وقتی شما را جهنم بفرستد پس باید انجام بدهیم، نماز برای دنیاست نماز می خواهد دنیایت را بسازد کاری با آخرتت ندارد ، چون اینجا یک دریا نعمت یک دریا خوشی،یک دریا عاقبت به خیری است می خواهد تو را به یک نقطه ای برساند که بتوانی از همه اینها بهره ببری نه در تله ای بیفتی که مستی دنیا باشد و ضلالت نه در تله وسواسی بیفتی که فقط به فکر مردن باشید. نه. نماز شما را دعوت می کند می گوید بیا حرف هایت را بزن گفته هایت را بکن من را بشناس و هر چی هم می خواهی از من بخواه.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾
بگو خدا یکی است
اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲﴾
خدای بی نیاز است
لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿۳﴾
نه زاییده شده و نه زاده است
وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
و هيچ مانندی مثل او نیست.
استاد:هیچ هم کفو و هیچ همتایی با او نیست. وقتی ما نماز می خوانیم،فقط می خوانیم، هیچ کسی مقابل ما نیست،که در واقع واقعا نیست چون آن کس در قلب است . خدا می گوید مگر تو در سوره حمد حرف نزدی و درخواست نکردی؟ اگر واقعا صادق و اگر واقعا بنده ایی در گفتگویی که در حمد با من داشتی صداقت داری؛ پس بگو آنچه که می گویم باور کن و به یقین برس.
به نام خدایی که بخشنده و مهربان است رحمان است و رحیم.
خدا می گوید بگو خدا یکی است؛ نه یکی،خدا یگانه است یک دانه نیست چون وقتی گفتی یکی یعنی دویی و سه ای هم می تواند وجود داشته باشد خدا کامل یگانه است .آن خدایی که تو در سوره حمد صدایش می کردی اگر واقعا بنده ای اقرار کن خدا یگانه است .
الله و الصمد.صمد یعنی بی نیاز . اما فقط بی نیاز نیست همه به او نیاز دارند داخلش پر است یعنی هیچ نقطه ی خالی در این خدا وجود ندارد که توی بنده بتوانی بروی پرش کنی ، پر پر است،چون پر پر است نیاز به من و تو ندارد اما من و توییم که نیاز داریم از آن پر بودن و از صمدیتش به ما بدهد .
خدایی است که نزاییده و از کسی زاییده نشده است.چون اگر از کسی زاییده شده باشد پس از این بالاتر هم بوده پدر و مادر، اگر توانسته باشد بزاید پس یکی هم بعد از این خدا،خدا وجود دارد نداریم. می گوید نه از کسی زاییده شده و نه کسی را تا به امروز زاییده که تو دنبال یک خدای دیگر نگردی فکر نکنی می توانی یکی دیگر پیدا کنی سرش را کلاه بگذاری چون ما بنده ها اولین کاری که می کنیم ببینیم راه کلاه گذاشتن دارد یا ندارد .
در انتها می گوید بگو خدایی ست که هم کفو ندارد ، مثل خودش وجود ندارد و تو نمی توانی پیدا کنی . ما در سوره توحید وقتی تکرار می کنیم در باورمان می گنجانیم که خدایی را که در سوره حمد صدایش کردیم یگانه و بی همتاست نزاییده و بچه ای ندارد از کسی زاییده نشده و یکتاست . یعنی ای بنده بفهم فقط چنین خدایی قابل پرستش است هر چیز دیگری بیاید که در یکی از این ها نقص وجود داشته باشد نمی تواند خدا باشد یادت می رود تو آن جا گفتی می خواهم فقط تو را بپرستم من فقط تو را قبول دارم. اقرار کردی ، می گوید اگر اقرار کردی یادت باشه در این دنیای فانی با این همه جنود شیطان گولت نزنند ! فقط خدایی است که می توان گفت خدا و قابل پرستش که دارای چنین مشخصاتی است تا حالا توحید را اینطور خوانده بودید ؟ در یک روایتی خواندم کسی نزد پیامبر(ص) بود گفت فلانی می گوید من هر شبی یک قرآن ختم می کنم مگر چنین چیزی امکان دارد. پیامبر(ص) فرمودند بله.صدایش کردند گفتند تو چه کار میکنی در حضور ش بگو. گفت هر شب موقع خواب سه بار سوره توحید می خوانم. کل قرآن یعنی ختم 3 بار توحید . خدایی را تو بشناسی که این ویژگی ها را دارد و از دستورات این خدا پیروی کنی اگر تو این خدا را شناختی جای دیگری نمی روی ، کار دیگری هم نمی کنی .
انسان دارای 2 حیات است :
1) حیات انسانی
2) حیات اخروی
در دنیا با توجه به توحید،اصل اول اصول دین،میتوانیم به حیات انسانی دست پیدا کنیم که رسیدن به حیات اخروی را برایش ممکن بسازد. اگر بر آن چیزی که در توحید خواندیم واقف بشویم و بتوانیم بفهمیم باور کنیم و معتقد بمانیم.
حیات برتر حیات اخروی است .سوره عنکبوت آیه 64 می خوانیم:
وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ ۚ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ ﴿٦٤﴾
و حیات حقیقی همانا سرای آخرت است اگر می دانستند .
کسی که در دنیا آدم نشود از حیات اخروی بهره ای نمی برد . وقتی آدمی وارد حیات اخروی می شود آن جا پرده ها کنار می رود . وای به آن وقتی که پرده ها کنار می رود آدم هوشیار می شود تازه میفهمد هر چه بوده در سفره ی توحید، یگانگی خدا بوده و چقدر راحت از این رد شد حتی یک لقمه هم برای خودش بر نداشت . نماز از جمله دستورالعمل هایی است که انسان را به سوی درک توحید می برد،توجه کنید فقط به دو قسمت اذان و اقامه ، سوره های حمد و توحید که عرض کردم ، خیلی ساده آن چیزی که من گفتم حتی در حد فهم و درک کودکان ما را هدایت میکند.بچه های کوچکتان را اینطور هدایت کنید. میشود . اگر نوع گفتگو را بفهمیم و اگر انجام بدهیم نه اینکه فرمایشی باشد،ریا و تزویری وبرای جلب توجه مردم باشد . خیلی ها نماز می خوانند برای این که بقیه بدانند این ها نماز می خوانند . می دود ، سر از پا نمی شناسد صف اول نماز جماعت هم می گیرد همانجا هم می ایستد اما فی الواقع نیّتش نماز نیست. یکی هم پیدا می شود مثل آن بنده خدایی که داشت با وسواس فراوان یکی از اینور یکی از آنور لب حوض مسجد وضو می گرفت یکی آمد تند تند آب پاشید به سر و صورتش به عنوان وضو، اذان می دادند دوید رفت داخل مسجد ، این آقا که تازه وضویش تمام شده بود که حاضر شد برود سر صف نماز دید او با عجله بیرون می آید،گفت تو نماز خواندی؟گفت آخر این چه جور نمازخواندنی است ؟ گفت این نمازنبود چون خیلی عجله دارم آمده بودم به خدا بگویم من یاغی نیستم من فهمیدم تو مرا صدا کردی آمدم فقط جواب بدهم بروم. سعی کنیم نمازهایمان ریا و تزویر ، برای جلب توجه مردم نباشد،صرف اینکه گفتند باید نماز بخوانیم نخوانیم نماز را بفهمیم و بخوانیم،اگر چنین باشد ما را به سوی یک مقامی می برد که اگر بخواهیم برای آن مقام جایگزینی پیدا کنیم نمیتوانیم. چرا ؟ وقتی می گوییم مالک یوم الدین ، صاحب روز جزاست حتی نمی دانیم صاحب روز جزا چگونه است ، اصلا نمی دانیم قدرت صاحب روز جزا بودن چه مفهومی دارد تا بتوانیم برایش جایگزین پیدا کنیم . ما می دانیم پیغمبرهای زیادی تا به امروز آمدند رفتند . آمدن ها و رفتن های انبیاء و بسیار از بهر این بود که به انسان بصیرت و بینایی ببخشند، چون چشم آدم به حقیقت باز بشود اگر انسان بی بصیرت بماند مثل آدم کوراست شما نگاه می کنید به آدم هایی که در خیابان میروند فکر می کنید بینا هستند ؟ صرف این که به اینور و آنور نمیخورند نه این ها کور کور هستند ، چون خیلی چیزها را نمی بینند حالا اگر به دست کور 100 تا عصا از جنس طلا بدهند فرقی نمی کند باز هم چشمش کور است و به اندازه نوری که از چشمش به بیرون ساطع می تواند بشود عصاهای طلا ارزش ندارد .
انسان نیاز به چشم حقیقت بین دارد تا عمیق به عالم هستی نگاه کند این اوج معرفت انسان است. نماز اولین قدمگاه ورود انسان به این معرفت است هر کس از این دروازه ورود نکند و در این دروازه که رد شد استوار و پابرجا نماند شیطان نفسش هر دم او را با خودش اینور و آنور می برد .
کریستین بوبن می گوید : برای این که بتوان کمی حتی شده کمی زندگی کرد باید دو بار متولد بشویم ، ابتدا تولد جسممان ، سپس روحمان. هر دو تولد ما مثل کنده شدن می ماند. بچه از شکم مادر کنده می شود بیرون می آید تولد اول بدن را به این دنیا میکشاند تولد دوم روح را به آسمان پرواز می دهد،انسان را از جاه و جلال و بی پروایی و خلاف کاری جدا می کند،پس نماز را از دست ندهید .
در نمازی که میآموزیم ما به این دنیای مادی به یک دلیل بزرگ آمدیم بُعد بیداری معنوی را در درونمان را اجازه اوج گرفتن بدهیم،بعد معنوی ما در درونمان زندانی است آمدیم که اجازه اوج گرفتن به آن بدهیم از اسارت خارجش کنیم تا به این جهان بیاید . در همین جهان مادی و همراه همین جسم تجربه کنیم .از نماز غافل نشوید دوره پیش رو فشرده ، سخت و سنگین است لازم است از خواب خرگوشی بیدار شوید وگرنه نمی دانم با این همه سنگینی چه خواهید کشید. چون خیلی زودتر از آنچه که میاندیشیم دیر خواهد شد.
آدم ابله و خودبین به منش می نازد
یا به زیبایی چشم و دهنش می نازد
آدم بی خرد و بی هنر و بی مقدار
به سند ها و ریال و تومنش می نازد
گر بگیرند ازو پول و سند هایش را
به مقامات و اجداد زنش می نازد
کمی از هوش همین شخص اگر برداری
به قد و هیکل و زور بدنش می نازد
گر ز عقل و خردش باز کمی کم بکنی
به نوک دشنه و تیغ خفنش می نازد
اگر این آدم بیچاره را بکشی
باز در گور به جنس کفنش می نازد
زندگی ناز ندارد که بنازی،
خرم آن کس که به عقل و سخنش می نازد
صحبت از جمع : شما فرمودید که در عصر آگاهی با خواب خرگوشی نمی شود پیشرفت کرد یکی از دلایل عدم موفقیت این است که واژه های اخلاقی را خوب نفهمیدیم .
استاد : دقیقا ، زندگی تکرارهر لحظه است.
بگردید با کسانی معامله کنید،با کسانی ازدواج کنید که نمازشان را به طور کامل بخوانند و پای بندند و روی آن تاکید دارند.